از «علف زار» تا «زنده شور»؛ مسیر متفاوت کاظم دانشی
مروری بر کارنامه کاظم دانشی در نویسندگی، کارگردانی و تهیه کنندگی؛ از «علف زار» و «بی بدن» تا «زنده شور» و «کوری».
به گزارش هفت صبح، کاظم دانشی در هر سه حوزه ای که در سینما تجربه کرده؛ کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی، سراغ قصه هایی رفته که برایش مسئله بوده اند. «علف زار» نخستین نشانه روشن این مسیر بود؛ فیلمی که نشان داد دانشی علاقه ای به قصه های بی دردسر ندارد و نقطه شروع روایت هایش معمولا جایی است که یک اتفاق، زندگی چند نفر را از مسیر عادی خارج می کند.
بعد از آن «بی بدن» و «گیس» آمدند و حالا «زنده شور» بار دیگر او را روی صندلی کارگردانی نشانده است؛ این بار با قصه آدم هایی که تنها چند ساعت با مرگ فاصله دارند.
در کنار این آثار، «ارد و بهشت» و «کوری» نشان می دهند دانشی حالا فقط به دنبال ساختن قصه نیست و می خواهد در شکل گرفتن و به سرانجام رسیدن آنها نیز سهم داشته باشد.
«علف زار»؛ شروع یک مسیر متفاوت
«علف زار» بزنگاهی بود که کاظم دانشی با آن خودش را به سینما معرفی کرد؛ نه با قصه ای امن و سرراست، بلکه با پرونده ای که می دانست تماشای آن قرار نیست برای مخاطب ساده باشد.
مسئله فیلم فقط تجاوز و دادخواهی نیست؛ بلکه برخورد آدم ها با قانونی است که باید میان حقیقت، مصلحت و فشارهای بیرونی تصمیم بگیرد. بازپرس فیلم در موقعیتی دشوار قرار دارد و دانشی تلاش می کند او را نه قهرمان مطلق و نه قربانی مناسبات نشان دهد.
اهمیت «علف زار» در کارنامه دانشی همین جاست؛ فیلم اول او به جای ارائه یک پاسخ قطعی، یک موقعیت اخلاقی می سازد. انتخاب سوژه و جسارت ورود به چنین موضوعی نشان می دهد دانشی از همان ابتدا سینما را راهی برای طرح مسئله و حرف زدن درباره موقعیت های پیچیده انسانی می دانسته است.
علف زار | نویسنده و کارگردان | ۱۴۰۰

«بی بدن»؛ وقتی پرونده واقعی به درام تبدیل می شود
«بی بدن» برای دانشی فقط تکرار تجربه «علف زار» در قالب یک پرونده جنایی نیست. این بار او با مسئله ای روبه رو شد که مخاطب پیش از تماشای فیلم نیز درباره آن موضع داشت؛ پرونده ای که در حافظه عمومی ثبت شده بود و هر روایت تازه ای از آن ناگزیر باید با روایت های قبلی رقابت می کرد.
دانشی به جای بازسازی صرف ماجرا، فیلمنامه را روی مناسبات آدم های درگیر بنا کرد؛ خانواده ای که داغ دیده، خانواده ای که متهم است و جامعه ای که از بیرون ایستاده و قضاوت می کند.
نقطه قوت «بی بدن» برای کارنامه دانشی را می توان در همین نگاه جست وجو کرد؛ پیدا کردن درام در جایی بیرون از اصل جنایت. او وقتی به یک پرونده واقعی نزدیک می شود، بیشتر از یافتن پاسخ به دنبال شکافی است که آدم ها در آن خودشان را نشان می دهند.
بی بدن | نویسنده | ۱۴۰۲

«گیس»؛ از دادگاه تا دل صنعت
«گیس» از یک فاجعه صنعتی شروع می شود؛ فروپاشی سیستم اولفین یک پتروشیمی، آتش سوزی و مرگ یک کارگر متخصص. اما دانشی حادثه را بهانه ای برای رفتن به سراغ ریشه های بحرانی قرار می دهد که به یک کارخانه محدود نمی ماند.
قصه در بستر التهاب های کارگری ماهشهر، معیشت کارگران را در کنار تولید، امنیت و منافع قرار می دهد و از دل یک مرگ به مناسباتی می رسد که می تواند پشت این حادثه پنهان شده باشد.
اینجا دانشی همان مسیر همیشگی خود را ادامه می دهد؛ یک اتفاق واقعی، یک پرونده ملتهب و تلاش برای باز کردن لایه هایی که نشان می دهند مسئله و جرم همیشه در اتاق بازجویی اتفاق نمی افتند. «گیس» برای کارنامه او از این جهت مهم است که دامنه این نگاه را از دادگاه و پرونده های قضایی به فضای صنعت و مسائل کارگری می برد.
گیس | نویسنده | ۱۴۰۳

«ارد و بهشت»؛ وقتی دانشی تهیه کننده هم هست
«ارد و بهشت» تجربه ای است که دو ضلع مهم کارنامه کاظم دانشی را کنار هم قرار می دهد؛ نویسندگی و تهیه کنندگی. او به همراه محمد داودی سراغ حادثه غرق شدن شش دختر دانش آموز در پارک شهر در سال ۱۳۸۱ رفته است؛ سوژه ای که می توانست تنها به بازسازی یک فاجعه محدود شود.
اما انتخاب قصه مردی از طبقه پایین که می خواهد حقش را از شهرداری بگیرد، مسیر فیلم را از گزارش حادثه جدا می کند و به مسئله قدرت می رساند.
در اینجا دانشی فقط مسئول نوشتن نیست؛ بلکه باید امکان ساخته شدن این نگاه را نیز فراهم کند. «ارد و بهشت» برای کارنامه او یک آزمون جدی است؛ اینکه آیا تهیه کننده ای که نویسنده همان اثر نیز هست، می تواند میان دغدغه شخصی و ضرورت های تولید تعادل برقرار کند.
ارد و بهشت | نویسنده و تهیه کننده | ۱۴۰۴

«زنده شور»؛ بازگشت به صندلی کارگردانی
«زنده شور» بازگشت کاظم دانشی به کارگردانی است؛ بازگشتی به همان جهان آشنای او. قصه چند محکوم به قصاص در فاصله چند ساعت مانده به اجرای حکم، او را بار دیگر مقابل سه گانه قانون، جرم و انسان قرار می دهد؛ اما این بار زمان برای تصمیم گیری بسیار محدود است.
دانشی گفته است سال ها در حوزه مستندهای قضایی فعالیت کرده و نزدیک به ۲۰۰ مورد قصاص را دیده است. بنابراین مواجهه او با این موضوع تنها حاصل یک ایده داستانی نیست و تجربه شخصی و کاری اش پشت انتخاب این سوژه قرار دارد.
با این حال، اهمیت «زنده شور» برای کارنامه او در جایی دیگر سنجیده می شود؛ جایی که دانشی باید تجربه و مشاهدات خود را به درام تبدیل کند. «زنده شور» ادامه همان دغدغه همیشگی اوست، این بار با تمرکز بیشتر بر امکان بخشش.
زنده شور | نویسنده و کارگردان | ۱۴۰۴

«کوری»؛ تجربه دانشی در پشت صحنه
«کوری» جایگاه دانشی را در کارنامه اش تغییر می دهد. او در این پروژه نه نویسنده است و نه کارگردان؛ بلکه تهیه کننده سریالی است که سجاد پهلوان زاده آن را کارگردانی کرده و امیرعبیلی نوشته است.
این تغییر فقط عوض شدن یک عنوان در تیتراژ نیست. تهیه کننده باید بتواند جهان نویسنده و کارگردان را به نتیجه برساند، بدون اینکه صدای خودش را به آن تحمیل کند. «کوری» نیز در همین قلمرو شکل گرفته و اگرچه با جهان موضوعی دانشی بیگانه نیست، مسئولیت او در این پروژه بیشتر پشت صحنه تعریف می شود.
اهمیت این تجربه برای دانشی همین است؛ او بعد از سال ها نوشتن و ساختن، حالا باید یاد بگیرد چگونه قصه ای را که خودش ننوشته دنبال کند و در نهایت در شکل گرفتن و به سرانجام رسیدن آن نقش داشته باشد.
کوری | تهیه کننده | ۱۴۰۵
