حاشیههای رسانهای آقازادهها؛ یوسف و حمیدرضا و کامبیز
مواضع یوسف پزشکیان بیش از آنکه کمکحال رئیسجمهور باشد، حملات را به سمت دولت روانه کرده است
هفت صبح| حضور آقازادههای پرحاشیه در عرصه رسانهای کشور را شاید بتوان پدیدهای نوظهور قلمداد کرد؛ پدیدهای که به نوعی به بازوی رسانهای برخی مسئولان تبدیل شده است اما خروجی حضور ویژه آقازادهها در عرصه رسانهای شاید آنقدرها که تصور میشود به کمک آن مسئول مورد نظر نمیآید و گاهی نتیجهای عکس میدهد. مثالهایی هم در این زمینه وجود دارد؛ از یوسف پزشکیان، پسر رئیسجمهور گرفته تا حمیدرضا عارف، فرزند معاون اول رئیسجمهور و کامبیز مهدیزاده، داماد رئیسجمهور اسبق، یعنی حسن روحانی.
هزینهسازی به جای دفاع
اظهارنظرهای بستگان مقامات به ویژه مقامات دولتی که در نوک پیکان منتقدان قرار دارند، منطق مشخصی ندارد؛ جز آنکه آن بستگان از رهگذر مسئولیت قوم و خویششان خود را مطرح کنند؛ چه آنکه برای اطلاعرسانی یا حتی پاسخ به منتقدان تیم رسانهای دولت یا نهاد مربوطه پاسخ میدهد. مشخصا یوسف پزشکیان علاوه بر آنکه فرزند رئیسجمهور است، مشاور و دستیار رسانهای رئیسجمهور نیز هست اما طبیعا همه اینها در فرع نسبت خانوادگی او با مسعود پزشکیان است و هر سخنی که ابراز میکند به عنوان موضع پسر رئیسجمهور برداشت میشود.
از سوی دیگر یوسف پزشکیان یا کامبیز مهدیزاده یا حمیدرضا عارف مواضعی شخصی میگیرند و حتی در قامت یک مسئول برای اطلاعرسانی از آنچه در دولت میگذرد، ایفای نقش نمیکنند. به نظر میرسد فارغ از قضاوت درباره مواضع آنها، در وهله اول بار هزینه موضعگیری بستگان مسئولان بر دوش آن مسئول قرار میگیرد و برای آن مسئول مسئولیت به وجود میآورد. مثلا وقتی یوسف پزشکیان میگوید که منتقدان دولت شبیه مردم یمن زندگی کنند، تا مدتها موجی از حملات به دولت را ایجاد میکند یا وقتی مطرح میکند که موضوع هستهای حیثیتی نیست، عملا چنین القاء میکند که موضع پدرش نیز چنین است. حالا تصور کنید که هر روز رئیسجمهور باید بیاید و سخنان پسرش را تکذیب کند!
چنین حالتی نه ممکن است و نه اصلا معقول؛ زیرا طبیعی نیست که رئیسجمهور به عنوان دومین مقام کشور و اولین مقام اجرایی کشور که همه دنیا منتظرند تا از مواضع او مطلع شوند، مدام در پی توضیح یا تکذیب حرفهای خانوادهاش باشد یا آنکه وقتی پسر محمدرضا عارف گفت که ما ژن خوب هستیم، تا همین حالا هم این سخن دامن عارف را رها نکرده است؛ حتی اکنون که معاون اول رئیسجمهور است. مواضع کامبیز مهدیزاده، داماد حسن روحانی نیز همینطور و وقتی او به طور مستمر در حال توئیت زدن است و توئیتهای به شدت رادیکال و مواضع به غایت شخصیاش را منتشر میکند، بخواهد یا نخواهد، سخنان او پای حسن روحانی نوشته میشود. با این اوصاف به نظر میرسد مواضع بستگان مقامات کنونی یا سابق بیش از آنکه به آنها کمککننده باشد، هزینهساز است؛ مشخصا امروز یکی از دلایل حملات طیف تندرو به دولت، مواضع یوسف پزشکیان است.
ماجراهای یوسف!
یوسف پزشکیان در حال حاضر بیش از دیگر بستگان مقامات در معرض توجه است؛ چه آنکه هم مسئولیت پدرش بسیار مهم است و هم آنکه مواضعی اتخاذ میکند که کم سروصدا ایجاد نمیکند، یوسف، چهرهای که تا پیش از آنکه پدرش رئیسجمهور شود نه در عرصه سیاسی بروز و ظهوری داشت، نه تحلیلی ارائه میکرد و نه حاشیهای داشت؛ حتی در دوران طولانی نمایندگی مجلس پدرش اما به محض آنکه مسعود پزشکیان وارد پاستور شد، یوسف هم بر خود واجب دید که در قامت تحلیلگر، سیاستمدار، شبهمسئول یا هر عنوان دیگری ظاهر شود؛ مصاحبه کند، در جلسات هیئت دولت حضور داشته باشد و خلاصه هر آنچه دل تنگش میخواهد بگوید!
غائله «مثل یمنیها زندگی کنید!»
او به تازگی در شبکه «ایکس» در پاسخ به کاربری که از دولت خواسته بود ارادهای شبیه یمنیها از خود نشان دهد، نوشته بود: «شما که مدعی هستید پیشتاز بشید، مثل مردم یمن زندگی کنید. یارانه نگیرید، از برق سراسری استفاده نکنید، هزینههای زندگیتان را نصف کنید، سفر نروید و جز به ضرورت از خودرو استفاده نکنید. اگر مردم بتوانند هزینه زندگی خود را نصف کنند، دولت هم زبانش در مقابل دشمنان دراز میشود».
همین موضع یوسف پزشکیان کافی بود تا طیف رادیکال انواع و اقسام حملات را به او و پدرش روانه کنند. واکنشها تا حدی پیش رفت که اخیرا مهدی کوچکزاده، نماینده نزدیک به جریان شریان، به تندی پاسخ یوسف پزشکیان را داد و گفت: «پسر رئیس جمهور! یک بچه دبستانی از شما خیلی بیشتر میفهمد. این را لطفا به پدرتان منتقل کنید که همه کارها را معتقدند به کارشناسان میدهند. حالا همین کارشناسان تصمیم گرفتند درباره ارز این کار را انجام بدهند. توجیهش چیست؟ این لفظ را دقیقا گفتند که برای رفع نیازها و حفظ ارزش پول مردم. یعنی چی؟ این حرفها یعنی چی؟ این حرفها را آمریکا بزند پسندیده است».
برخی از نیروهای سیاسی نیز در فضای مجازی بر او تاختند که او به مردمی که از ابتدای جنگ تا امروز در خیابان حضور دارند، توهین کرده است. خبرگزاری «فارس» پا را فراتر نهاد و به نقل از یک کاربر نوشت: «به مردمی که نزدیک ۲۰۰ شب هست، به خاطر جنگی که در اثر ضعف و خیانت بعضی سیاسیون غربگرا و غربپرست به کشور تحمیل شده، تو خیابون موندن توهین میکنی؟ این دوره هم میگذره آقای یوسف خان پزشکیان. بعد از ریاستجمهوری ددیجون ببینیم بازم زبون مبارک همینقدر دراز میمونه یا نه! البته؛ اگر ابوی محترم با اینهمه بیکفایتی بتونن دوره رو تموم کنن!»
یوسف پزشکیان هم در واکنش به این موضعگیریهای تند توضیح داد که: «من گفتم کسی که از دولت انتظار دارد مثل یمن باشد، خب خودش هم باید مثل یمن باشد. من گفتم ما اصلا شبیه یمن نیستیم؛ چون فناوری داریم که با یمن قابل قیاس نیست. سطح زندگی و ساختار حکومتی ما فرق دارد. منظورم این بود که خواسته شما از دولت اشتباه هست. من وخانوادهام هم جانفدا هستیم، چرا توهین بکنم». همین سه روز پیش نیز در مصاحبهای باز هم بر سخن خود پافشاری کرد و گفت که من به آن کاربر واکنش نشان دادم و نخواستم توهین کنم و سه خبرنگار هم پای سخنانش نشسته بودند.
از ماجرای غنیسازی تا آتشبس
او پیش از این در استوری اینستاگرام خود نوشت: «غنیسازی نه اصل دین است و نه حیثیت ما، و بقای ما به آن وابسته نیست». پسر رئیسجمهور در ادامه مطرح کرد که اگر ایران اورانیوم غنیسازی نکند، «نمیمیرد» و زندگی مردم به آن وابسته نیست. او همچنین در استوریهای دیگری نوشت: «مسائل را ناموسی نکنین که هیچ کس نتونه دربارهاش حرف بزنه. آمریکا و اسرائیل به غنیسازی راضی نیستند، اگر از این هم کوتاه بیاییم دست از سر ما برنمیدارند؛ آنها با ما مشکل تمدنی دارند».
این موضع نیز با واکنش شدید مواجه شد. مشخصا روزنامه کیهان این مواضع را «تخریبی» خواند و گفت بوی «تسلیمطلبی آشکار» میدهد. یوسف پزشکیان پیش از این نیز مدعی شده بود که «برخی اعضای دولت نگران حمله اتمی آمریکا هستند اما ترس خود را بر زبان نمیآورند». او همچنین در یادداشتی درباره آتشبس نوشت که سلطنتطلبها زودتر از من در جریان آتشبس قرار گرفتند؛ من چه فرزند رئیسجمهوری هستم که یک سلطنتطلب خارجنشین زودتر از من از آتشبس باخبر شده است». برخی در پی این موضع گفتند گویا یوسف پزشکیان برای خود امتیازی ویژه قائل است که باید از همه رخدادهای حاکمیتی مطلع باشد و فرزند رئیسجمهور بودن را امتیازی خاص حتی برای دستیابی به اسناد محرمانه میداند!
دفاع از پدر!
یوسف پزشکیان در چند نوبت نیز از پدرش دفاع کرده است؛ مثلا در واکنش به انتقادهایی که از دولت میشود گفته بود: «معنای انتقادها را نمیفهمم، مگر دنبال برآورده شدن شروط و اخذ تضمین نیستیم؟ مگر دنبال جنگ تا نابودی کامل آمریکا و اسرائیل هستیم؟» او همچنین در پاسخ به منتقدان تورم نوشت که «رئیسجمهور باید به مردم پاسخ بدهد و از منتقدان خواست تأثیر جنگ بر تورم را نادیده نگیرند.
ماجراهای کامبیز
کامبیز مهدیزاده؛ داماد حسن روحانی پا را فراتر از یوسف پزشکیان گذاشته است و هرچه در سر دارد را بر زبان میآورد یا بر کیبورد میآورد و در فضای مجازی منتشر میکند. او بعد از تجمع گروهی مقابل منزل روحانی، ویدیویی منتشر کرد و گفت: «خانواده حسن روحانی از ۴ تا کشمش، مالهکش و سایهنشین و پاکتبگیر نمیترسد. اینها نفوذی هستند و شعارها از مرگ بر ترامپ را به مرگ بر روحانی تغییر دادند». او در ادامه جبهه پایداری را متهم کرد که «ایران را نابود میکند». مهدیزاده پیش از این نیز در حملهای تند به باقر خرازی، او را نفوذی دانسته بود.
او در واکنش به مجری صداوسیما که گفته بود«نمیدانیم، کامبیز روزها چه کاره است» هم نوشت: «مجری بیشخصیت با من تماس گرفته و میگوید میخواهیم دعوت کنیم تا در برنامه حضور پیدا کنید؛ سطح فرهنگ و شعورش را ببینید: نمیدانیم کامبیز روزها چهکاره است؟ این ادبیات، بیانگر تربیت این فرد و خانوادهای است که در آن بزرگ شده. من هم نمیدانم خانواده تو حداقل روزها چهکارهاند خودت پیشکش».
مهدیزاده در انتخابات مجلس هم با سروصدای زیادی ثبتنام کرده بود که از سوی شورای نگهبان ردصلاحیت شده بود. او در واکنش به ردصلاحیتش توییت تندی خطاب به کدخدایی، سخنگوی وقت شورای نگهبان زده بود و دلیل ردصلاحیتش را «نسبت خانوادگی با رئیسجمهور و مدالآوریاش در ایران و کانادا» دانسته بود.
او در شبکه «ایکس» مدام هم از پدر همسرش دفاع میکند. مثلا در سالروز تولد حسن روحانی نوشت: «گاهی تاریخ، قضاوتش را دیر مینویسد، اما روزی میرسد که حقیقت از میان غبار و فراموشی سر برمیآورد. امروز زادروزِ مردی است که دشمن تحریم بود و صدای عقلانیت در برابر تندروها. در زمانی که بسیاری سکوت کردند، او تنها ماند، اما پایِ باورش ایستاد و از مردم و ایران گفت». او در یادداشتی هم که در یکی از روزنامههای اصلاحطلب منتشر شد، روحانی را «تنهاترین و مظلومترین رئیسجمهور» معرفی کرد و گفت «اندک افرادی در دولت حاضرند خود را خرج روحانی کنند و اغلب به فکر دور بعد هستند.»
پسر عارف و ژن خوب!
حمیدرضا عارف، فرزند محمدرضا عارف، کمتر از فرزند پزشکیان و فرزند روحانی اظهارنظر میکند اما همان مصاحبهاش در سال 96 و گفتن اینکه «ژن ما خوب است» کافی بود تا یک عنوان تازه در ادبیات سیاسی متولد شود و تا همین امروز کسی اگر بخواهد به کنایه بگوید، شما از رانت ویژهای برخوردار بودهای یا آقازاده هستی، از عنوان ژن خوب استفاده میکند. او در دورانی که پدرش نماینده مجلس بود، گفته بود: «هر کسی که توانایی داشته و به نقطهای رسیده، حتما استعدادهایی در وجودش بوده؛ بالاخره تأثیر وراثت وجود دارد، ژن وجود دارد. پدر و مادر من هر دو جزو شاگرد اولهای کنکور در کشور بودند، مادر من رتبه ۱۵ کنکور داشته؛ این ژن منتقل میشود».
او همچنین مدعی شد: «من اگر پسر آقای دکتر عارف نبودم شاید فضای حرکتیام خیلی بالاتر میرفت». این سخنان نیز در زمان خود موج گستردهای از واکنشهای منفی را در فضای مجازی به راه انداخت و هشتگ ژن خوب به یکی از داغترین موضوعات تبدیل شد. بسیاری از کاربران این سخنان را نشانه تبختر آقازادگان دانستند.حضور حمیدرضا عارف در شهریورماه ۱۴۰۳ در مراسم معارفه وزیر صمت نیز نام او را بیش از پیش بر سر زبانها انداخت. برخی نمایندگان و فعالان رسانهای حضور او در جلسهای رسمی بدون داشتن سمتی مشخص را «غیرقانونی» یا دستکم نامنطبق با ساز و کار رسمی دولت دانستند.
شاید، تذکری باید!
مشکلات کشور به میزانی است که امروز هم دولت و هم همه نهادها باید تمرکز خود را بر رفع آنها بگذارند؛ از یک سو جنگ در میان است و از سوی دیگر تحریم و محاصره دریایی برقرار است. وضعیت مذاکره با آمریکا هم مشخص نیست و در داخل نیز طیفهایی خاص مدام بر دولت حمله میکنند و عملا وضعیت را از داخل نیز بر دولت سخت کردهاند. در چنین شرایطی سخنان و مواضع نزدیکان و بستگان مسئولان، نهتنها مشکلی را حل نمیکند بلکه فشارها را بر مسئولان افزایش میدهد. دقیقا مشخص نیست که چرا فرزندان برخی از مسئولان چنین اصرار دارند تا درباره امور کشوری اظهار نظر کنند یا آنکه چرا فرزندان آنها در جلسات رسمی دولتی حضور مییابند؟
چرا مسعود پزشکیان اجازه میدهد، فرزندش در جلسات رسمی هیئت دولت حاضر شود؟ یا چرا فرزند عارف در مراسم معارفه وزیر صمت حضور پیدا میکند؟ در حال حاضر یوسف پزشکیان به یکی از دلایل مهم حمله طیف رادیکال به دولت تبدیل شده است و شاید خودش تصور کند که از دولت و پدرش دفاع میکند یا آنکه با نقد تندروها، از فشار آنها میکاهد، اما دقیقا نتیجهای عکس چنین تصوری به وجود آمده است و همین سخن او مبنی بر اینکه کسانی که میگویند مقاومتی از جنس یمن داشته باشیم، خود به سبک یمنیها زندگی کنند، باعث شده است تا روزهای پیدرپی فشار یک طیف خاص سیاسی بر دولت وجود داشته باشد. با این اوصاف به نظر میرسد اگر فرزندان و بستگان تمایل ندارند از فعالیتهای رسانهای خود بکاهند، دستِِکم مسئولان به آنها تذکر دهند.