قمار جنگ زمینی آمریکا؟ | پرهیز آمریکا از نبرد تن به تن
ادعای ورود گروههای مسلح آموزشدیده به ایران با تکذیب یک منبع امنیتی و تردید دو عضو کمیسیون امنیت ملی روبهرو شد
گروه سیاسی| چند روز پیش علی آقامحمدی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در یک برنامه تلویزیونی ادعایی مهم را مطرح کرد. او گفت گروههای مسلح آموزشدیده در آلبانی، امارات و اسرائیل وارد کشور شدهاند. آقامحمدی در ادامه از مردم خواست که در محلات مراقب باشند و موارد مشکوک را گزارش دهند. ادعای او با واکنشهای زیادی همراه شد؛ به نحوی که یک روز بعد از این سخنان، خبرگزاری «تسنیم» در گزارشی اختصاصی و به نقل از یک منبع امنیتی که اسمش برده نشد، اعلام کرد ورود گروههای مسلح آموزش دیده به کشور فاقد اعتبار بوده و صرفا بیان دیدگاههای شخصی است.
این منبع امنیتی ضمن تکذیب این خبر گفت: «اخبار مسائل امنیتی صرفا از مجاری رسمی و مراجع ذیصلاح منتشر میشود، لذا از رسانهها و فعالان فضای مجازی درخواست میشود از بازنشر مطالب تایید نشده که میتواند موجب تشویش اذهان عمومی و ایجاد نگرانی بیمورد در جامعه شود، خودداری کنند. نیروهای امنیتی و انتظامی کشور، تحرکات دشمن را رصد میکنند و اطلاعیههای ضروری را از طریق رسانههای رسمی به اطلاع عموم میرسانند»
تکذیب اصل ادعا
فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز ضمن اعلام اینکه ادعای امیرمقدم صحت ندارد، مطرح کرد: «این خبری که تعدادی افراد مسلح وارد کشور شدند را تأیید نمیکنیم و اگر موضوع صحت میداشت، به هر حال نیروهای انتظامی که مسلط بر مرزهای کشور هستند، قطعا مراقبت ویژه انجام میدادند و این اجازه داده نمیشد. نکته دوم اینکه سمت مرزهای غربی یکی از پایگاههایی که در یکی از کشورها بود، عملیاتی توسط نیروهای ارتش و سپاه، علیه آن پایگاه در داخل آن کشور انجام شد، البته این عملیات را با هماهنگی با مقامات آن کشور انجام دادند. در حقیقت آن پایگاه به نوعی به رژیم صهیونیستی یا آمریکاییها وصل بود.
اینکه در اطراف کشورمان دشمن، شامل رژیم صهیونیستی و آمریکاییها، خواسته باشند فتنهانگیزی و توطئهچینی کنند، را رد نمیکنیم و حواس خود ما هم هست؛ یعنی نیروهای مسلحمان با هماهنگی با کشور ورود جدی میکند. ولی اینکه بگوییم دروازههای کشور باز است و یکسری نیروهای مسلح دشمن در داخل کشور حضور دارند، را تأیید نمیکنیم. خود اعلام این خبر مقداری دغدغه را در جامعه ما ایجاد میکند که به نظر من نباید چنین مواردی منتشر شود.»
او در واکنش به اینکه با توجه به اینکه شما نماینده یکی از استانهای مرزی و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه مجلس شورای اسلامی هستید، در دو جنگ گذشته آمار و اخباری درباره ورود افراد مسلح آموزش دیده وجود داشت یا خیر، بیان کرد: «خیر، ما چنین مواردی را تأیید نمیکنیم. ممکن است دشمن در داخل کشور به دنبال عوامل خودش باشد. در سال گذشته عواملی در بازار و جاهای مختلف حضور داشتند که به دنبال اغتشاش در کشور بودند، این مورد طبیعی است و این موضوع را ما تأیید میکنیم. ولی اینکه بهصورت رسمی وارد کشور شده باشند، این خبر قابل پذیرش نیست.»
امیر حیاتمقدم، یکی دیگر از اعضای کمیسیون امنیت مجلس هم در واکنش به صحبتهای آقامحمدی گفت: «هر امکانی ممکن است وجود داشته باشد ولی در طول چند سال گذشته اگر هم عواملی بهصورت برنامهریزیشده وارد کشور شده باشند، در همان مقاطع خاص خودش مورد رصد نیروهای اطلاعاتی قرار میگیرد و بهموقع هم عمل میشود که ما نمونههای متعددی در این زمینه مشاهده کردیم و از طریق نیروهای امنیتی رسانهها منتشر شد. من هیچ اطلاعات رسمی در این زمینه ندارم. البته این طبیعی است یعنی وقتی ما با یک کشور وارد جنگ میشویم، حتما آنها دنبال نفوذ هستند، ولی اینکه کجا، چه تعدادی، را اطلاع ندارم اگر آقای آقامحمدی خبر دارد، باید بهطور رسمی گزارش بدهد و این موضوع را خنثی کنیم. اینکه در تلویزیون اعلام کنند، کار خوبی نیست؛ چرا که چنین اظهاراتی منجر به نگرانی و ناراحتی مردم میشود. ما دشمنی تاریخی با اسرائیل داریم و دنبال نابودی اسرائیل هستیم. از اینرو طبیعی است که آنها دست به هر اقدامی بزنند.»

ورود نیروهای زمینی تازه به منطقه
ادعای آقامحمدی ناظر به گذشته است. او میگوید نیروهایی وارد کشور شدهاند؛ به این معنی که اکنون در کشور حضور دارند و به همین دلیل واکنشبرانگیز شده است؛ چه آنکه بسیاری از سیاستهای آمریکا و اسرائیل برای ورود نیروهای محدود زمینی به کشور سخن میگویند که همین مسئله نیز محل بحث و نظر است اما همزمانی ادعای آقامحمدی با اخباری مبنی بر افزایش شدید نیروهای آمریکایی در منطقه، معنادار میشود.

به تازگی مقامهای آمریکایی اعلام کردند ارتش این کشور در حال برنامهریزی برای افزایش احتمالی حضور نیروهای دریایی خود در خاورمیانه طی هفتههای آینده است. این مقامات مدعی شدند که این اقدام به دنبال آن انجام میشود که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در حال بررسی ازسرگیری حملات علیه ایران پس از انتخابات میاندورهای است. مقامات مذکور در ادامه ادعاهای خود مطرح میکنند که این برنامهریزی با هدف ایجاد انعطاف بیشتر برای رئیسجمهور آمریکا و فرماندهان مسئول نظارت بر جنگ انجام میشود و بر جابهجایی حداکثر سه ناو هواپیمابر به همراه ناوهای اسکورت آنها به منطقه در ماههای مهر و آبان متمرکز است. آسوشیتدپرس گزارش داده است ناوهایی که اکنون در مسیر خاورمیانه قرار دارند، در مجموع بیش از هفت هزار ملوان و دو هزار تفنگدار دریایی آمریکا را جابهجا میکنند.
مقامات آمریکایی میگویند گروههای رزمی ناوهای هواپیمابر در مجموع شامل نزدیک به ۲۰ هزار نیرو، حداکثر ۱۵۰ فروند جنگنده و شمار زیادی ناوشکن خواهند بود که توانایی شلیک موشک و مقابله با حملات موشکی را دارند.نکته قابل تأمل دیگر خروج نیروهای زمینی آمریکا از عراق است که برخی باور دارند آمریکا درصدد آن است پس از خارج شدن از عراق آرایش تازهای به نیروهای خود در منطقه بدهد؛ آرایشی که بعید نیست مرتبط با جنگ ایران باشد. از آن سو اما ایران در مدت اخیر نشان داده است با حملات خود به نقاطی که ممکن است آمریکا و اسرائیل مشغول تدارک نیروهای زمینی باشند، عملا امکان تجهیز و ساماندهی هر نوع نیروی زمینی را از آنها گرفته است. حملات ایران به پایگاه نیروهای جداییطلب در اقلیم کردستان عراق نمونه بارزی از مقابله پیشدستانه ایران در این زمینه دارد.
پارامتر اجماع داخلی علیه متجاوز
بسیاری از کارشناسان نظامی و امنیتی میگویند اگر آمریکا بخواهد نیروی زمینی وارد ایران کند، عملا قماری بزرگ کرده است که از پیش بازنده است و هزینه انسانی گزافی پرداخت خواهد کرد. از طرفی مردم ایران نیز نشان دادهاند که همواره در برابر هر نوع تجاوز بیگانه ایستادگی میکنند؛ به این معنا که اگر به فرض محال آمریکا بخواهد نیروهای خود را به سمت ایران گسیل کند، در وهله اول با مقاومت ایرانیان مواجه خواهد شد؛ مردمی که از نظر تاریخی نیز در برابر متجاور بیگانه تا سر حد جان ایستادگی کردهاند. یکی از فاکتورهای مد نظر آمریکا و اسرائیل برای هر نوع تحرک زمینی در ایران طغیان مردم علیه حاکمیت است.
آنها تصور میکنند همزمان با شلوغ شدن خیابانها علیه نظام میتوانند نیروهای خود را به میدان بیاورند و از آن سو حملات هوایی گسترده را نیز در دستور کار داشته باشند. این فرضیه اساسا نادرست است زیرا مردم نه تنها با حملات بیگانه همراهی نکرده و نخواهند کرد، بلکه در قبال حملات خارجی موضعی به شدت منفی دارند و به هیچ وجه شبیه به مردم عراق با افغانستان نیستند که پذیرای قوای بیگانه باشند.
از سوی دیگر جغرافیای ایران نیز اجازه حمله زمینی را به آمریکاییها نمیدهد. علاوه بر اینکه ورود زمینی به ایران نیاز به تعداد بسیار بالای نیرو میخواهد، از نظر ارضی چنین کاری آنقدر دشوار است که به گفته کارشناسان نظامی، آمریکا در باتلاقی تمامنشدنی گرفتار میشود. به نظر میرسد آمریکا نیز نسبت به مسئله نیاز به نیروهای وسیع نظامی و جغرافیای پهناور ایران آگاهی دارد و در نهایت آن به حمله زمینی نمیدهد و شاید جابهجایی نیروها و افزایش محدود نیرو در منطقه بیشتر در ساخت جنگ روانی آمریکاییها قابل بررسی باشد.
منتفی نبودن ورود نیروهای آموزشدیده
علیرضا کمیلی، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی نیز درباره این موضوع گفت: «آنچه که آقای آقامحمدی گفته است، مربوط به نیروهای آمریکایی نیست، بلکه مربوط به نیروهای منافق، تجزیهطلب و... است. دو دیدگاه نسبت به ادعای او مطرح است؛ نخست آنگه گفته شود تا وقتی سندی متقن ارائه نشده است، نمیتوان این سخن را پذیرفت و باید هر ادعایی مبتنی بر دلایلی واضح و روشن باشد. دیدگاه دوم اما بر اساس تجربه گذشته است که میگوید ما که تجربیات آشوبهای داخلی را داریم، باید هر سناریویی را از جمله وارد کردن نیروهای مزدور را در نظر داشته باشیم؛ با این اوصاف از دید من اصل ماجرا یعنی تلاش آمریکا و رژیم صهیونیستی برای ورود نیروهایی مزدور به داخل ایران، منتفی نیست».
خودکشی آمریکایی
او درباره اینکه چه قدر متحمل است آمریکا بخواهد نیروهای خود را وارد ایران کند، مطرح کرد: «آمریکا اکنون ۴۰ هزار سرباز آمریکایی در منطقه دارد که به دلیل جنگ، این تعداد بیشتر شده است و حدود ۱۰ هزار نفر نیز به آن اضافه شده است. این تعداد نیرو برای انجام عملیات زمینی کافی نیست؛ آمریکا اگر بخواهد عملیات زمینی انجام دهد، عملا دست به خودکشی زده است.
آنها به دنبال عملیات ضربتی، مانند عملیات اصفهان، هستند؛ یعنی عملیات ضربتی با دستاورد ملموس. آنچه آنها دنبال میکنند، ایجاد ناامنی از طریق نیروهایی است که وارد ایران میکنند؛ سلاح وارد میکنند و شبکهسازی میکنند. اکنون نیز خبرهایی که درباره انهدام شبکهها میشنویم حکایت از آن دارد که آمریکاییها قصد اقداماتی از این جنس را دارند».
ناتوانی آمریکا در تثبیتِ تسخیر جزایر
این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در پاسخ به این پرسش که چه قدر متحمل است آمریکا بخواهد چند جزیره ایران یا حتی نوار جنوبی ایران را تصرف کند و آیا توان انجام چنین کاری را دارد یا خیر، تشریح کرد: «گرفتن یک جزیره در کوتاهمدت کار پیچیدهای نیست؛ در جزایر نیروهای زیادی حضور ندارند. گرچه ما توانایی مقابله داریم، اما گرفتن یک جزیره چه دستاوردی دارد؟
مسئله مهم، تثبیت آن است که نمیتوانند انجام دهند. شاید اگر بتوانند جزیرهای را تصرف و حفظ کنند، بتوانند آن تصرف را تسریع به نقاط دیگر ایران هم بدهند، اما توانایی نگه داشتن آن را ندارند. عقبه در اختیار ماست و آمریکا نمیتواند از روی دریا کنترل و نگهداری یک جزیره را در اختیار داشته باشد. اینکه بخواهند نوار جنوبی دو هزار کیلومتری ایران را تسخیر کنند، به حجم وسیعی از نیرو نیاز دارند که اصلا ممکن نیست و شبیه خیالپردازی است. کسانی که چنین موضوعی را مطرح میکنند، اساسا درکی از عملیات نظامی ندارند».
سناریوی ترکیبی
او در ادامه توضیح داد: «در این حال همانطور که گفتم بعید نیست که آمریکا بخواهد از مزدورانی استفاده کند تا ایران را ناامن کند. این نیروها برای آمریکا شبیه مزدورانی بیخاصیت هستند. هدر دادن خون کردهای اقلیم کردستان یا تجزیهطلبان آن سوی مرزهای شرقی ایران، برای آمریکا اهمیتی ندارد. عملیات زمینی نظامی محدود هم عملیات پیچیدهای نیست. مهم این است که در نهایت چه نتیجهای به دست آید. حتی اگر بخشی از خاک را هم بگیرند، نمیتوانند آن را تثبیت کنند. مسئله، همزمانی این اقدامات با یکدیگر است؛ اینکه برای مثال به طور همزمان در تهران ترور انجام دهند، حملات هوایی گسترده داشته باشند، شلوغی و آشوب در شهرهای ایران شکل بگیرد و از شرق و غرب نیروهای مزدور وارد کنند. این وضعیت میتواند کشور را برای یک ماه درگیر کند، اما پس از آن نیز ایران مسلط خواهد شد. سناریوی ترکیبی تنها سناریویی است که شاید آمریکاییها تصور کنند، نتیجهای برایشان خواهد داشت؛ هرچند در آن سناریو نیز ایران بر اوضاع مسلط خواهد شد».
پرهیز آمریکا از نبرد تن به تن
این کارشناس مسائل بینالملل درباره اجماع داخلی در ایران علیه تجاوز بیگانه، بیان کرد: «این نکته نیز قابل توجه است که بلوچها یا کردهای ایران از آمریکا و مزدورانش هیچ وقت حمایت نکردهاند. آمریکا تصور میکرد مردم علیه نظام به خیابان بیایند اما مردم علیه نظام به خیابان نیامدند بلکه در دفاع از نظام در خیابانها حاضر شدند. این میزان جمعیت نیز در پویش جانفدا ثبتنام کردند که پشتوانهای قوی برای نظام است.
من سناریوی ترکیبی آشوب و ضربه داخلی، حملات هوایی و ترور را تنها سناریوی قابل اجرا از سوی آنها میدانم؛ هرکدام از این اقدامات بهتنهایی نمیتوانند آمریکا را به نتیجه برسانند. نکته دیگر اینکه بدون تردید آمریکاییها نیروهای خود را درگیر جنگ تنبهتن نمیکنند، زیرا چنین اقدامی برای آنها در داخل آمریکا هزینه ایجاد میکند. هر پارامتری که تبعات آن به داخل آمریکا منتقل شود، برای مقامات آمریکا غیرقابل پذیرش است و به سمت آن نمیروند اما اگر تبعاتی برایشان نداشته باشد، مسئلهای نیست و انجامش میدهند؛ مثل استفاده از نیروهای مزدور».
چرایی خروج نیروهای آمریکا از عراق
کمیلی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه آیا خروج نیروهای زمینی آمریکا از عراق به جنگ با ایران ارتباط دارد یا خیر، گفت: «خروج نیروهای آمریکایی مصوب در این کشور بود و ترامپ باید آن را اجرا میکرد اما اینکه چرا حضور نیروهای این کشور در عراق تمدید نشد و اجرایی شد به چند مسئله مربوط است. یکی، پشتوانه مردمی عراق در حمایت از خروج نیروهای آمریکا از خاک این کشور بود.
مردم عراق مخالف حضور آمریکا در عراق بودند زیرا تجربه داعش را دیده بودند و میدانستند حضور آمریکاییها نهتنها امنیت نمیآورد بلکه به شدت خونبار و پر خسارت است. دوم آنکه آمریکاییها ضربات سنگینی از سوی نیروهای عراقی دریافت کردند و عراقیها به پایگاههای آمریکایی آسیبهای جدی وارد کردند. سومین عامل هم شهادت سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس بود. پس از شهادت آنها روابط عراق و آمریکا تغییر کرد. این سه عامل، مهمترین عوامل خروج آمریکاییها از عراق بود. اینکه گفته میشود خروج نیروهای آمریکایی از عراق به مسئله ایران مرتبط است، در حد حدس و گمان است.
حتی به فرض که چنین فرضیهای صادق باشد، باز هم چند هزار نیروی آمریکایی که در عراق مستقر بودند، مشکل آمریکا را حل نمیکند زیرا برای ورود زمینی به ایران این میزان نیروها به هیچوجه کافی نیست».در پایان به نظر میرسد آمریکا نه میخواهد و نه میتواند ورود زمینی به ایران داشته باشد. به گفته کارشناسان شاید آمریکا و اسرائیل بخواهند از طریق نیروهایی غیرآمریکایی مانند جداییطلبان ناامنیهایی در ایران ایجاد کنند اما از لحاظ نظامی ورود همهجانبه به ایران برای آنها مقدور نیست و طرح چنین مسئلهای با اقداماتی از جمله افزایش تعداد محدودی نیرو در منطقه بیشتر برای فریب استراتژیک و دنبالکردن جنگ روانی علیه ایران است.