برای انتقام از تجاوز به همسرم، رفیقم را کشتم
مرد جوان وقتی متوجه شد رفیق قدیمی گرمابه و گلستانش با همسرش رابطه داشته او را کشت
هفت صبح| مهر سال ۱۴۰۳، زن جوانی با مراجعه به مأموران پلیس آگاهی شهرستان قم، مفقودشدن ناگهانی همسر ۳۸ساله خود به نام امید را گزارش کرد. این زن در گزارش ابتدایی خود به مأموران پلیس گفت: «همسرم در کارگاهی اطراف شهر قم کار میکرد. او هر روز سر ساعت مشخصی به خانه برمیگشت، اما در روز حادثه، وقتی برای رسیدن به خانه تأخیر داشت، چند بار با موبایل او تماس گرفتم که خاموش بود. هر جایی را که فکر میکردم دنبالش گشتم، اما خبری از او نیست.»
کشف جسد
زمانی که این گزارش به دست مأموران رسید، تلاش کارآگاهان برای پیدا کردن ردی از امید آغاز شد و چند روز بعد، خودروی امید در حوالی کارگاه محل کارش کشف شد و این در حالی بود که جسد او پشت خودروی وانت رها شده بود. به این ترتیب، رسیدگی به پرونده وارد فاز جنایی شد.مأموران جنایی در نخستین قدم، ارتباطات امید را بررسی کرده و پرینت پیامکها و تماسهای او را استخراج کردند که نشان میداد امید آخرین بار با یکی از همکاران خود به نام ناصر در ارتباط بوده است.
به این ترتیب، ناصر که از دوستان قدیمی امید بوده و همچنین نسبت فامیلی دوری نیز با او داشت، بهعنوان تنها مظنون پرونده تحت تحقیقات قرار گرفت، اما در ابتدا هرگونه دستداشتن در ماجرای قتل امید را منکر میشد. سرانجام، در جریان بازجوییها، زمانی که ناصر خود را در بنبست اطلاعاتی پلیس گرفتار دید، لب به اعتراف گشود و پرده از راز جنایت برداشت.
اعتراف به قتل
ناصر در اعترافات ابتدایی خود ماجرای به قتل رساندن رفیق قدیمی خود را اینگونه تعریف کرد و گفت: «سالها بود امید را میشناختم و ساعتهای زیادی از روز را با هم میگذراندیم. برای همین از جزئیات ارتباطات او خبر داشتم و میدانستم که امید فرد زنبازی بود. بارها پیش آمده بود که متوجه روابط خارج از عرف او با زنان نامحرم شده بودم. حتی چند باری متوجه شده بودم که به چند زن و دختر تجاوز کرده است. هر بار که این کارها را از او میدیدم، به او میگفتم که دست از این کارهایش بردارد، اما او حتی به خود من هم پیشنهاد میداد که با او در این کارها همراهی کنم. من به او گفته بودم که از این کارها خوشم نمیآید و زن و زندگیام را دوست دارم.»
ناصر در ادامه گفت: «در تمام این مدت که با امید دوست بودم و از این کارهایش باخبر بودم، فکرش را هم نمیکردم که در عالم رفاقت به همسر من نیز نظر داشته باشد. او به خانه ما رفتوآمد میکرد و من همیشه فکر میکردم که این کارهایش فقط مربوط به افراد غریبه است، تا اینکه چند وقت پیش، دختر پانزدهسالهام سراغم آمد و گفت مدتی است که مادرم با امید ارتباط پنهانی دارد و متوجه شدم که امید به او تجاوز هم کرده بود.
من پیامهایی را که بین همسرم و امید ردوبدل شده بود، دیدم و از همان موقع تصمیم گرفتم که امید را به قتل برسانم. حتی این موضوع را به همسرم نیز گفتم، اما او با التماس به من گفت که دیگر هیچ ارتباطی بین او و امید وجود ندارد و از من خواست از قتل امید صرفنظر کنم. با این حال، من نمیتوانستم از فکر انتقام بیرون بیایم. برای همین نقشه قتل او را کشیدم.»
روز حادثه
متهم در مورد جزئیات روز حادثه نیز گفت: «روز حادثه در خودروی امید نشسته و در حال حرکت به سمت کارگاه بودیم. کارگاه ما تولیدکننده تجهیزات لولهکشی و تأسیسات بود و برای همین خیلی پیش میآمد که برای انجام خرید لوازم مورد نیاز کارگاه، با همدیگر بیرون از کارگاه میرفتیم. من از قبل چند آبمیوه مسموم تهیه کرده بودم و در طول مسیر یکی از آنها را به امید تعارف کردم.
وقتی آن را خورد، حالت منگی و گیجی به او دست داد. برای همین متوجه شد که من به او آبمیوه مسموم خوراندهام و خودروی خود را کنار جاده پارک کرد و از آن پیاده شد و یک تکه لوله بزرگ برداشت و با آن به من حمله کرد. من همان را از او گرفتم و چند ضربه به او زدم که به زمین افتاد و بعد چند ضربه با همان لوله به سرش کوبیدم. سپس دست و پایش را با طنابی که از قبل تهیه کرده بودم بستم و با ضربات چاقو کارش را تمام کردم.»
متهم ادامه داد:«بعد جسد را داخل خودروی خودش انداختم و به داخل کارگاه رفتم. اما میترسیدم که بقیه کارگران جسد را پشت خودرو ببینند. برای همین چند ساعت بعد، خودرو را به محلی دور از کارگاه و خارج از شهر منتقل کردم.»
با اعترافات صریح متهم و بازسازی صحنه جرم، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان قم ارجاع شد. در حالی که مادر امید و فرزندان او، بهعنوان اولیای دم، تقاضای قصاص نفس کردند، متهم پای میز محاکمه ایستاد و گفت: «مقتول به همسر من تجاوز کرده بود و زمانی که درگیری بین ما رخ داد، او با لوله به سمت من حمله کرد و من چارهای جز دفاع از خودم نداشتم.روز حادثه وقتی امید متوجه شد که آبمیوهای که به او دادم سمی بوده، با لوله به من حمله کرد و اگر من از خودم دفاع نمیکردم شاید با ضربات لوله من را میکشت.»
رسیدگی به پرونده در دادگاه به پایان رسید اما قضات دادگاه دفاع متهم مبنی بر انگیزه قتل به خاطر دفاع از خود را موجه ندانسته و پس از مشورت، او را به قصاص محکوم کردند. این در حالی بود که علیرضا دلیر، وکیل متهم با اشاره به پروندههای مشابهی که در آنها قتل، شبهعمد دانسته شده و قصاص منتفی شده است، تقاضا کرد دادگاه قتل را شبهعمد در نظر گرفته و برای موکلش حکم قصاص صادر نکند.به این ترتیب رای صادر شده در دیوانعالی کشور در حالی بررسی میشود که وکیل متهم تقاضای اعاده دادرسی را مطرح کرده است.