کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۱۷۵۸
تاریخ خبر:
متهم به قتل بعد از دو سال انکار در جلسه دادگاه اعتراف کرد

راز جسد مرد طلافروش در کارتن تلویزیون

راز جسد مرد طلافروش در کارتن تلویزیون

در انبار من دهان هومن را گرفتم و عمویم به دور دهان و دست‌وپایش چسب زد اما...

هفت صبح| اردیبهشت‌ سال ۱۴۰۳، مرد میانسالی با مراجعه به پلیس آگاهی اعلام کرد که پسرش چند روز قبل برای وصول طلبی که بابت معامله طلا با یک پدر و پسر تهرانی داشت، به ‌تهران آمده، اما ناگهان ناپدید شده است. این مرد در توضیحات خود گفت که پسرش به نام هومن در یکی از شهرستان‌های نزدیک تهران طلافروشی دارد و از مدتی قبل، در جریان معامله طلا، با این پدر و پسر به مشکل مالی برخورده بود.

 

همچنین پدر فرد فقدانی اعلام کرد که پسرش در آخرین تماس با نامزد خود گفته بود که مهمان خانه این پدر و پسر شده و پسر خانواده به نام طاها، به او قرص خواب‌آور داده بود؛ به‌طوری که این قرص باعث شده بود پسرش چند ساعتی به خواب عمیق فرو برود. به این ترتیب، این پدر و پسر به‌عنوان تنها مظنونان پرونده تحت تعقیب قرار گرفتند و سرانجام پسر جوان به نام طاها بازداشت شد، اما در ابتدا هرگونه دست‌داشتن در ماجرای ناپدیدشدن طلافروش جوان به نام هومن را انکار می‌کرد.

 

اعتراف به جنایت

در نهایت، وقتی طاها در برابر بازجویی‌های فنی قرار گرفت، به ناچار لب به اعتراف گشود و اعلام کرد که برای زهر چشم گرفتن از هومن، به کمک عموی خود، او را ربوده و در نهایت به قتل رسانده‌اند. با اعترافات طاها، عموی او به نام مهران نیز بازداشت شد. در مراحل ابتدایی تحقیقات، عمو و برادرزاده گناه قتل را به گردن یکدیگر می‌انداختند.

 

طاها در اعترافات خود گفت: «زمانی که متوجه شدم هومن به تهران آمده، به عموی خودم گفتم که اختلاف حساب ما با یکدیگر باعث شده هومن برای من خط و نشان بکشد و سعی دارد از من اخاذی کند. برای همین می‌خواهم او را بترسانم. عمویم نیز گفت بهانه‌ای برای بیرون آوردن او پیدا کنم و بعد او را به انبار محل کار عمویم منتقل کردیم.»

 

متهم ادامه داد:«در انبار من دهان هومن را گرفتم و عمویم به دور دهان و دست‌وپایش چسب زد، اما بعد از چند دقیقه دیدیم که او دیگر تکان نمی‌خورد و فوت کرده است. برای همین تصمیم گرفتیم جسد را از آنجا به محل دیگری منتقل کنیم. جسد را داخل یک کارتن بزرگ تلویزیون انداختیم و به کارگرانی که در آن واحد مشغول کار بودند گفتیم که کارتن را داخل ماشین بگذارند، اما صندوق بسته نمی‌شد و مجبور شدیم برای اینکه جلب توجهی نشود، پاهای جسد را قطع کنیم.

 

سپس جسد را به خانه‌ای که متعلق به عمویم بود و باغچه کوچکی داشت، بردیم و در باغچه آن خانه‌ واقع در محله شوش، جسد را دفن کردیم.» در مقابل اظهارات طاها، عموی او نیز ادعا کرد که هومن زمانی به قتل رسید و خفه شد که طاها با دست دهان او را گرفت و فشار داد و راه تنفسش را سد کرد.

 

در دادگاه

با تحقیقات انجام‌شده، پرونده برای رسیدگی به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد. اما عمو و برادرزاده در جلسه دادگاه نیز گناه را گردن یکدیگر انداختند و در نهایت، قضات دادگاه مهران را به اتهام مباشرت در قتل عمدی به قصاص محکوم کردند و این در حالی بود که طاها به اتهام معاونت در قتل و آدم‌ربایی به حبس ابد محکوم شد.

 

اما قضات دیوان عالی کشور با توجه به اینکه اختلاف مالی اصلی مقتول با طاها بوده و انگیزه قتل از سوی طاها قوی‌تر بوده است، به رأی صادرشده ایراد وارد کرده و آن را نقض کردند تا تحقیقات پرونده تکمیل شود.

 

تا اینکه روز گذشته، بار دیگر متهمان پای میز محاکمه رفتند. در حالی که پدر و مادر مقتول، به‌عنوان اولیای دم، درخواست مجازات قصاص متهم اصلی پرونده را کرده و طاها را در این جنایت مقصر اصلی می‌دانستند، اما این بار ورق برگشت و مهران خودش را به‌عنوان عامل اصلی جنایت معرفی کرد و گفت: «من به دهان و دست‌وپای مقتول چسب زدم، اما در مراحل ابتدایی تحقیقات، از روی ترس گفتم که برادرزاده‌ام او را کشته است.»

 

رسیدگی به اعترافات متهم در حالی ادامه دارد که اولیای دم اعتقاد دارند او از جانب خانواده طاها تطمیع شده تا گناه را گردن بگیرد. قضات دادگاه پس از شنیدن اظهارات طرفین، برای صدور رأی وارد شور شدند.

 

کدخبر: ۶۰۱۶۱۷۵۸
تاریخ خبر:
ارسال نظر