قتل زن همسایه در درگیری ناموسی
من حرفهای شاکی را قبول ندارم و به هیچ عنوان نمیخواستم خودروی من به عمد با زن میانسال برخورد کند
هفت صبح| مهر ماه 1403 زن میانسالی در حالی که بهشدت مجروح شده بود، توسط پسر و داماد خود به بیمارستان منتقل شد. همراهان بیمار در همان ابتدا اعلام کردند که فردی غریبه، مادرشان را به عمد با خودرو زیر گرفته و متواری شده است. شدت جراحات زن میانسال به حدی زیاد بود که معالجات کادر درمان برای او موثر واقع نشد و پس از چند روز، این زن فوت کرد.
با اعلام شکایت از سوی اولیای دم، پرونده رسیدگی به ماجرا در دستور کار بازپرس کشیک قتل قرار گرفت. با بررسیهای انجامشده، رانندهای که زن میانسال را زیر گرفته بود، شناسایی و دستگیر شد. مرد جوان به نام هادی، پس از انتقال به پلیس آگاهی، به برخورد عمدی خودروی خود با زن میانسال اعتراف کرد، اما اعلام کرد که او را نمیشناخته و برای دعوا با فرد دیگری به آن محل مراجعه کرده بود.
اعترافات اولیه
این مرد در اعترافات اولیه خود گفت: «مدتی بود که با زن مورد علاقهام به نام سمیرا به مشکل برخورده بودم. ما چند وقتی با هم در ارتباط بودیم، اما اخیراً سمیرا با من قطع رابطه کرده بود و میگفت که دیگر قصد بازگشت به این ارتباط را ندارد. من چند وقت یکبار سراغ او را میگرفتم، اما سمیرا روی دنده لجبازی افتاده بود و به هیچ عنوان با من آشتی نمیکرد.»
متهم ادامه داد:«در شب حادثه من در خانه خودم بودم که دیدم شماره سمیرا روی گوشی تلفن همراهم افتاد. گوشی را برداشتم و صدای قهقهه سمیرا و خوشوبش کردن او را با مردی ناشناس شنیدم. سمیرا گفت که با مرد جوانی به نام سپهر وارد رابطه شده و به هیچ عنوان قصد ندارد به رابطه با من برگردد. من از حرفهایش بهشدت عصبانی شده بودم و نمیدانستم دلیل این رفتار او چیست.
انگار میخواست من را خشمگین کرده و حسادت من را برانگیزد.در حالت عصبانیت به او گفتم گوشی را به آن مرد بده و او هم گوشی را داد. سپهر، که حتی او را نمیشناختم، شروع به فحاشی به من کرد و گفت که حق نداری نام سمیرا را بر زبان بیاوری. من هم در مقابل به او فحاشی کردم و گفتم اگر جرئت داری، آدرس خانهات را بده تا به سراغت بیایم و حسابت را برسم.
او هم آدرس را داد و من با ماشین جلوی در خانه ایشان رفتم. وقتی به آنجا رسیدم، چند بار با خودرو به در پارکینگ کوبیدم.بعد که دیدم سپهر و سمیرا واکنشی نشان نمیدهند و پایین نمیآیند، از ماشین پیاده شدم و چند قلوه سنگ برداشته و به سمت شیشههای ساختمان پرتاب کردم. بعد دوباره سوار ماشین شدم تا از آنجا بروم، اما درست در همان موقع، یک زن میانسال و دو پسر جوان از راه رسیدند که با من درگیر شدند. یکی از آنها به صورت من اسپری فلفلی زد و من میخواستم از آنجا فرار کنم که نفهمیدم ماشین چطور با زن میانسال برخورد کرد.»
در دادگاه
با اعترافات صریح متهم، پرونده برای رسیدگی به شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد. به این ترتیب، متهم برای دفاع از خود پای میز محاکمه رفت. در ابتدای جلسه رسیدگی، فرزند مقتول ضمن درخواست قصاص متهم گفت: «روز حادثه به همراه دامادمان در نزدیکی خانه مادرم بودیم که مادرم با هول و وحشت با من تماس گرفت و گفت فرد غریبهای به مقابل خانه آمده و ماشین را به در پارکینگ میکوبد.
بعداً فهمیدیم با همسایه طبقه بالایی ما به نام سپهر مشکل داشته است. به هر حال، مادر من که زن میانسالی بود، از سر و صداهای او بهشدت ترسیده بود و وقتی ما خودمان را سریع به مقابل خانه رساندیم، این مرد را دیدیم که همچنان داشت فحاشی و سنگپرانی میکرد. وقتی به او اعتراض کردیم، ماشینش را با سرعت به عقب برد و سپس به سمت ما حرکت کرد و میخواست ما را زیر بگیرد که ما عقب رفتیم. اما مادرم زنی ناتوان بود و نتوانست خودش را نجات دهد و خودرو با او برخورد کرد.»
سپس نوبت به متهم رسید تا از خود در برابر اتهام مباشرت در قتل عمد دفاع کند. متهم گفت: «من حرفهای شاکی را قبول ندارم و به هیچ عنوان نمیخواستم خودروی من به عمد با پیرزن برخورد کند. دو مرد جوان به سمت من اسپری فلفلی زده بودند و من فقط میخواستم از آنجا فرار کنم و نمیدانم چطور شد که ماشین با زن میانسال برخورد کرد. من با این افراد و با آن زن میانسال هیچ خصومت و کینهای نداشتم و فقط برای دعوا با سپهر آنجا آمده بودم.» قضات دادگاه پس از شنیدن دفاعیات متهم، برای صدور رأی وارد شور شدند.