قتل راننده لیفتراک؛ دستمزدش را گرفت و گفت میروم، درگیر شدیم
من به او اعتراض کردم و گفتم که تو پول دستمزد خود را گرفتهای و باید سر کار بمانی و...
هفت صبح| حدود سه سال قبل رسیدگی به قتل یک کارگر جوان با اعلام از سوی کادر درمان یکی از بیمارستانهای تهران در دستور کار تیم جنایی و بازپرس ویژه قتل قرار گرفت.بلافاصله تیم بررسی صحنه جرم به همراه کارآگاهان پلیس آگاهی و بازپرس کشیک قتل بالای سر جسد در سردخانه بیمارستان حاضر شده و تحقیقات برای روشنشدن راز جنایت آغاز شد.
تحقیقات ابتدایی
در جریان تحقیقات اولیه مشخص شد که مقتول به نام جمال ساعتی قبل از انتقال به بیمارستان در جریان یک نزاع دستهجمعی مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفته بود.دوستانش خیلی سریع او را به بیمارستان رسانده بودند؛ اما شدت جراحات وارد شده به حدی زیاد بود که کادر درمان موفق به معالجه و درمان این فرد نشده و او به کام مرگ فرو رفت.
با به دست آمدن این اطلاعات افراد حاضر در نزاع تحت تحقیقات قرار گرفتند و دوستان مقتول که همراه او در دعوا شرکت داشتند فردی به نام شهروز را بهعنوان عامل جنایت معرفی کردند.یکی از دوستان مقتول به مأموران گفت: «جمال کارگر بود و با لیفتراک کار میکرد.
روز حادثه با من و چند نفر دیگر از دوستانمان تماس گرفته و گفت که با صاحبکارش دعوایش شده و از ما خواست به کمکش برویم. وقتی به آنجا رسیدیم دیدیم که تعدادی از بستگان صاحبکارش به نام شهروز هم برای دعوا آمده بودند و بهاینترتیب دعوای دستهجمعی رخ داد. در جریان این درگیری شهروز با وارد کردن چند ضربه چاقو به سمت جمال، او را به شدت مجروح کرد. جمال خونریزی زیادی داشت و ما خیلی سریع او را به بیمارستان رساندیم؛ اما دیگر کار از کار گذشته بود و جمال فوت کرد.»
دستگیری متهم
با اطلاعاتی که تحت اختیار مأموران جنایی قرار گرفت، شهروز بازداشت شد؛ اما از همان ابتدا دست داشتن در قتل جمال را انکار کرد.متهم در برخورد ابتدایی با مأموران جنایی گفت: «در جریان درگیری منجر به قتل افراد زیادی حضور داشتند و من نمیدانم جمال با اصابت چاقوی چه کسی فوت کرده است؛ اما من به او چاقو نزدم.»
بهرغم انکار متهم با توجه به ادله و مستندات موجود در پرونده، اتهام مباشرت در قتل عمدی برای شهروز صادر شد و پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.
در دادگاه
در حالی که اولیای دم پرونده تقاضای قصاص متهم را کرده بودند، شهروز پای میز محاکمه در دفاع از خود به شرح جزئیات جنایت پرداخت و گفت: «جمال کارگر روزمزد بود و روز حادثه برای کار در پروژه کاری من حاضر شده بود تا با لیفتراک کار کند. من همان ابتدای روز دستمزد یک روز کامل کار را به او پرداخت کردم؛ اما نزدیک ظهر ناگهان به من گفت که کار مهمی برایش پیش آمده و میخواهد محل کار را ترک کند.»
متهم ادامه داد: «من به او اعتراض کرده و گفتم که تو پول دستمزد خود را گرفتهای و باید سر کار بمانی. بهخاطر همین موضوع با همدیگر بحثمان شد و دست به یقه شدیم. وقتی گلاویز شده بودیم تعدادی از کارگران که شاهد ماجرا بودند ما را از هم جدا کردند و آشتی دادند. قرار شد جمال سر کارش بماند و مطابق قرار قبلی کار را تمام کند. همه چیز در ظاهر عادی شده بود تا اینکه حدود یک ربع بعد از دعوای اول من دیدم که عدهای از دوستان جمال با چوب و چماق وارد کارگاه محل کارمان شده و به سمت من حمله کردند.»
متهم ادامه داد: «در همین حال برادر و برادرزادههای من هم در محل حضور داشته و به هواخواهی از من وارد دعوا شدند. در این میان یکی از دوستان جمال ضربههای کاری را به او وارد کرد. من و همراهانم در قتل او بیگناه هستیم و اتهام مباشرت در قتل عمدی را قبول ندارم.»
یک قدم تا چوبهدار
قضات دادگاه بعد از بررسی محتویات پرونده به رغم انکارهای مصرانه متهم او را به قصاص محکوم کردند. رای صادر شده به دیوانعالی کشور ارجاع شد و قضات عالیرتبه در مرتبه اول بعد از بررسی پرونده با وارد کردن ایراداتی به دلیل نقص در تحقیقات رای را نقض کردند و پرونده بار دیگر مورد رسیدگی قرار گرفت.
بعد از رفع نواقص وارد شده متهم بار دیگر پای میز محاکمه رفت و این بار هم اتهام خود را انکار کرد و گفت: «در روز حادثه افراد زیادی وارد دعوا شده بودند. دوستان جمال با چوب و چماق به سمت ما حمله کردند و ما فقط از خودمان دفاع میکردیم. من نمیدانم چه شد که در این میان یکی از همراهان خود جمال به او ضرباتی وارد کرد. اما همانطور که بارها گفتهام من به او چاقو نزدم و اتهام قتل را قبول ندارم.»
با وجود انکارهای مکرر متهم بار دیگر به قصاص محکوم شد و رای صادر شده این بار در دیوانعالی کشور مهر تأیید خورد. به این ترتیب شمارش معکوس برای اجرای حکم قصاص آغاز شد.