کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۵۲۵۹
تاریخ خبر:
افت یک‌ونیم درصدی بورس نگرانی سهامداران را بیشتر کرد

سهامداران زیر فشار نوسان جدید بورس

سهامداران زیر فشار نوسان جدید بورس

‌ مقایسه شرکت‌های کنونی با سال ۱۳۹۹ می‌تواند تصویر اشتباهی از بورس ایجاد کند

هفت صبح| بورس روز شنبه با فشار فروش مواجه شد و افرادی که در ۶ ماهه نخست امسال سود کسب کرده بودند فروشنده شدند به همین دلیل بسیاری از سهام به صف فروش رسیدند. دلیل این موضوع رشد شاخص کل بورس تا محدوده ای بود که از نظر تحلیلگران مقاومت تکنیکال محسوب می شود. در این حالت احتمال استراحت و اصلاح بازار سرمایه قوت می‌گیرد. اما این اصلاح می‌تواند دو شکل متفاوت داشته باشد. یعنی در اصلاح زمانی بازار به‌جای ریزش، مدتی در همان سطح می‌ماند و فقط سهام دست به دست می‌شوند تا دوباره با خبرهای جدید بورس به حرکت بیفتد. همچنین ممکن است در مقطع کنونی اصلاح قیمتی رخ دهد و شاخص بازار کمی پایین می‌آید تا سهامی که گران شده‌اند، ارزان‌تر شوند و دوباره جذاب شوند.

 

حمید میرمعینی، استاد دانشگاه و پژوهشگر اقتصادی در گفت‌وگو با خبرنگار هفت‌صبح با اشاره به وضعیت فعلی بازار سرمایه که با افت یک و نیم درصدی در روز شنبه همراه شد، گفت: «بازار سرمایه در شرایط کنونی، به شدت تحت تأثیر ریسک‌های سیاسی و دیپلماتیک است که غیرقابل پیش‌بینی و غیرقابل کنترل هستند. با این حال، در سایر موارد، بازار سرمایه همچنان ارزنده به نظر می‌رسد.

 

با توجه به افزایش قیمت دلار و تورمی که تجربه کرده‌ایم، بسیاری از صنایع همچنان در حالت ارزندگی به سر می‌برند و هنوز جای رشد برای اکثر نمادهای بورسی وجود دارد.» وی با بیان اینکه بازار نیازمند محرک‌های جدید است، افزود: «باید محرک‌های تازه‌ای وارد بازار شود؛ مانند گزارش‌های شش‌ماهه و گزارش‌های سه‌ماهه دوم سال که به‌نظر می‌رسد در پایان همین ماه منتشر شوند.

 

این محرک‌ها می‌توانند زمینه‌ساز یک رشد جدید در بازار سرمایه باشند. البته اثرات تورم و قیمت دلار هنوز به‌طور کامل روی قیمت سهام منعکس نشده و به‌نظر می‌رسد دوباره یک رالی صعودی در شاخص بورس را تجربه کنیم، مشروط بر اینکه تنش‌های سیاسی مانع این مسئله نشوند.» میرمعینی با تاکید بر اینکه بازار وارد فاز حبابی نشده است، تصریح کرد: «به‌نظر نمی‌رسد بازار وارد فاز حبابی شده باشد و جریان سال ۹۹ دوباره تکرار شود. واقعیت این است که ما هنوز روی برخی نمادها به قیمت سال ۹۹ نرسیده‌ایم، به‌رغم رشد قیمت دلار و تورم. البته در برخی نمادها و گروه‌های بورس رشد را تجربه کرده‌ایم، اما همچنان با تورم فاصله داریم.»

 

وی در پاسخ به این پرسش که چرا برخی سهام مانند  دارویی‌ها رشد قابل توجهی کرده‌اند، اما گروه‌های دیگر عقب مانده‌اند، گفت: «این رشد به دلیل افزایش قیمت محصولات، افزایش قیمت دلار و برداشته شدن قیمت‌گذاری دستوری از روی محصولات دارویی بوده است. این اتفاق برای آنها یک بار رخ داده و به‌نظر می‌رسد حتی با افزایش مجدد قیمت دلار، قیمت محصولات دارویی به آن اندازه افزایش پیدا نکند. با این حال، رشد سودآوری شرکت‌ها امکان‌پذیر است و گزارش‌های شش‌ماهه این گروه می‌توانند مناسب باشند.»

 

میرمعینی با اشاره به تفاوت رالی پیش‌رو با رالی گذشته،گفت: «اینکه دوباره شاهد رالی مشابه رالی گذشته از ابتدای سال تاکنون باشیم، بعید است. مطمئناً رشدی متناسب با سودآوری شرکت‌ها را تجربه خواهیم کرد. سهامی که طرح‌های توسعه دارند، سهامی که قیمت جهانی محصولاتشان رشد می‌کند یا اتفاقات خاصی برایشان می‌افتد، بیشتر مورد توجه و اقبال قرار خواهند گرفت و رشدهای فوق‌العاده‌ای را تجربه خواهند کرد.»

 

مقایسه غلط شاخص بورس سال ۱۳۹۹ با الان

همچنین فرزین آقابزرگی، کارشناس بازارهای مالی، در گفت‌وگو با خبرنگار هفت‌صبح، با اشاره به مقایسه سطح عمومی قیمت‌ها از سال ۹۹ تاکنون، گفت: «مقایسه تک‌تک شرکت‌ها با سال ۹۹ می‌تواند نتیجه غلطی به همراه داشته باشد. اگر شاخص کل را مبنا قرار دهیم، در سال ۹۹ حدود دو میلیون واحد بود و اکنون به بیش از سه برابر رشد کرده است.»

 

وی با بیان اینکه برخی شرکت‌ها در سال ۹۹ با فراخوانی که دولت وقت انجام داد، در مسیر رشد قرار گرفتند، افزود: «درست مثل فراخوانی که اکنون آقای پزشکیان و رئیس کل بانک مرکزی، آقای همتی، در مورد بازار ارز انجام می‌دهند و هر دو تأکید می‌کنند که نرخ ارز این نیست و در بورس نیست با دخالت دولت تغییر کرد،  این موضوع یک جریان طبیعی ایجاد می‌کند و عطش تقاضا را در بازار  افزایش می‌دهد. همان‌طور که می‌گوییم، باید روند صعودی طبیعی اتفاق بیفتد.»

 

آقابزرگی با تاکید بر اینکه نمی‌توان وضعیت یک شرکت خاص را به کل بورس تعمیم داد، تصریح کرد: «برای مثال، شرکتی مثل ایران‌خودرو که در سال ۹۹ با الان مقایسه می‌کنیم، شاید هنوز به قیمت تمام‌شده  که در آن سال خریدند نرسیده باشد. بعد از گذشت پنج شش سال، نمی‌توانیم این را به کل بورس تعمیم دهیم. چرا؟

 

چون در آن زمان، شرکت‌هایی وجود داشتند که در این چهار پنج سال روند منفی طی کرده‌اند و دلیلی نداشته که مطابق تورم یا نرخ دلار و سکه رشد کنند.» وی در پاسخ به این پرسش که آیا بورس از تورم عقب مانده است، گفت: «اگر سبد کاملی از سهام که به آن شاخص کل می‌گوییم را در نظر بگیریم، از آن زمان تاکنون حداقل سه چهار برابر رشد کرده است. نکته دیگر اینکه هر چقدر بازه زمانی مورد بررسی را بازتر کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که بورس چندان عقب‌ماندگی هم ندارد. بورس ما حدود ۹۲۰۰ برابر نسبت به ۳۲ سال پیش رشد کرده است و نزدیک‌ترین رقیبش سکه با حدود ۸ هزار برابر و مسکن با حدود ۲۵۰۰ برابر است.»

 

آقابزرگی  با اشاره به استثنا بودن سال ۹۹، گفت: «بازه سال ۹۹ یک استثنا بود که با فراخوان نابجای دولت، تلاطم و چالشی در اقتصاد و بازار سرمایه ایجاد شد. این را به‌عنوان استثنا کنار می‌گذاریم. به همین دلیل، سیر نزولی سطح فعالیت و عملکرد سود و زیان برخی شرکت‌ها را نمی‌توانیم با شرکت‌هایی که در سطح معمول خود کار کرده‌اند یا روند صعودی داشته‌اند، مقایسه کنیم. این دو قطعاً سطح بازدهی متفاوتی نسبت به هم داشته‌اند. بنابراین، مجبور هستیم شاخص کل را مبنا قرار دهیم، بدون توجه به شرکت یا شرکت‌های خاص.»

 

آیا روند صعودی بورس ادامه دارد؟

بورس تهران در سال ۱۴۰۵، مسیری پرفرازونشیب را پشت سر گذاشته است. شاخص کل پس از یک دوره صعودی پرشتاب و ثبت رکوردهای تاریخی، اکنون به یکی از مهم‌ترین مقاومت‌های تکنیکال خود برخورد کرده و وارد فاز اصلاح شده است، در حالی که هنوز نسبت به سقف تاریخی برخی نمادها فاصله دارند.

 

رشد چشمگیر شاخص کل بورس سال ۱۴۰۵ از ۲ میلیون واحد تا ۷.۵ میلیون واحد در شرایطی رخ داد که بازار سهام پس از حدود ۸۰ روز وقفه، فعالیت خود را از سر گرفته بود و اقتصاد کشور همچنان تحت تأثیر شرایط جنگی و ریسک‌های سیاسی قرار داشت. با این حال، بورس توانست مسیر صعودی خود را دنبال کند و به یکی از جذاب‌ترین بازارها برای سرمایه‌گذاری تبدیل شود.

 

یکی از مهم‌ترین عوامل رشد بورس در سال ۱۴۰۵، افزایش نرخ دلار و انتظارات تورمی بود. با رشد نرخ ارز، درآمد شرکت‌های صادراتی و دلاری افزایش یافت و این موضوع به بهبود سودآوری بنگاه‌ها کمک کرد. در همین حال، سیاست دولت و بانک مرکزی برای نزدیک‌کردن نرخ دلار نیمایی به بازار آزاد، به عنوان یک محرک قوی برای بازار سرمایه عمل کرد.

 

ورود نقدینگی قابل توجه به بازار سهام نیز از دیگر عوامل رشد بود. در روزهای اوج بازار، شاهد ورود نزدیک به ۵هزار میلیارد تومان پول حقیقی و ارزش معاملات خرد در سطح ۵۰ همت بودیم. این ترکیب، یعنی افزایش ارزش معاملات همراه با ورود پول حقیقی، نشان می‌داد که رشد اخیر تنها حاصل افزایش قیمت چند نماد بزرگ نبوده و مشارکت سرمایه‌گذاران گسترده‌تر شده است.

 

با وجود رشد قابل توجه شاخص، بازار از منظر ارزش‌گذاری همچنان در محدوده‌های جذاب قرار دارد. نسبت قیمت به درآمد (P/E) بازار پس از انتشار صورت‌های مالی، به محدوده ۸.۳ واحد بازگشته است، بسیاری از تحلیلگران این نسبت را برای یک بازار تورمی، قابل قبول ارزیابی می‌کنند‌ چون در سال ۹۹ این نسبت در بورس به ۳۴ رسیده بود به همین دلیل جایی برای اصلاح عمیق شاخص بورس وجود ندارد.

 

اصلاح اخیر طبیعی یا آغاز یک روند نزولی؟

شاخص کل بورس پس از رسیدن به نزدیکی سقف کانال صعودی بلندمدت  با واکنش منفی بازار مواجه شد و وارد فاز اصلاح گردید. این اصلاح در شرایطی رخ داد که همزمان، تشدید تنش‌های ژئوپلیتیک و افزایش ریسک‌های سیاسی، معادلات بازار را تغییر داد. از منظر تکنیکال، دو سناریوی محتمل پیش روی بازار قرار دارد. در سناریوی نخست، شاخص با اصلاح زمانی یا قیمتی محدود، روی خط روند کوتاه‌مدت و محدوده حمایتی ۶.۵ میلیون واحدی متوقف شده و پس از تجدید قوا، مسیر صعود را از سر می‌گیرد. اما اگر این حمایت از دست برود، سناریوی دوم فعال خواهد شد؛ وضعیتی که می‌تواند اصلاح عمیق‌تر را رقم بزند.

 

در بسیاری از روندهای صعودی، اصلاح قیمت تا خط روند کوتاه‌مدت امری طبیعی تلقی می‌شود و لزوماً به معنای پایان روند صعودی نیست. برخورد شاخص به این محدوده می‌تواند فرصتی برای تخلیه هیجان فروش، بازگشت خریداران و آغاز موج جدیدی از تقاضا باشد. از این رو اگر تنش‌های سیاسی کنترل‌شده باقی بمانند و گزارش‌های عملکرد شرکت‌ها سودآوری مناسب را تأیید کنند، بازار می‌تواند مسیر صعودی خود را ادامه دهد.

 

نیما میرزایی، کارشناس بازار سرمایه، پیش‌بینی کرده که «شاخص کل در نیمه دوم ۱۴۰۵ به محدوده ۱۰ میلیون واحد برسد که به معنای بازدهی ۴۰ درصدی برای سهامداران است.» درواقع در صورت نبود قیمت‌گذاری دستوری و تداوم روند فعلی، بازار سرمایه می‌تواند به صورت اهرمی، بازدهی بیشتری نسبت به رشد دلار داشته باشد.

 

سناریوی دوم اصلاح عمیق‌تر است، اگر تنش‌های سیاسی و نظامی شدت بگیرد و نااطمینانی‌ها پابرجا بماند، بازار لزوماً به ارزندگی سهام واکنش مثبت نشان نخواهد داد و تداوم فشار فروش می‌تواند شاخص را به سمت محدوده‌های پایین‌تر هدایت کند. در چنین شرایطی، احتمال دارد بازار برای مدتی بسته بماند و سرمایه‌ها به سمت دلار و طلا بروند.

 

کدخبر: ۶۰۱۶۵۲۵۹
تاریخ خبر:
ارسال نظر