کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۸۸۳۲
تاریخ خبر:
۱/۷ میلیون تصادف در سال، چهار مقصر بالقوه دارد؛ راننده، خودرو، راه و قانون

خیابان‌ها را از مرگ نجات دهید

خیابان‌ها را از مرگ نجات دهید

خودروهای ایمن می‌توانند شدت پیامدهای تصادف را کاهش دهند و فاصله میان حادثه و مرگ را بیشتر کنند

هفت صبح | وقتی صحبت از ترافیک و تصادفات می‌شود، بیشتر ما به یاد جریمه‌های سنگین، دوربین‌های سرعت‌سنج یا گواهینامه‌های سخت می‌افتیم. اما هر تصادف یا درگیری خیابانی، در واقع تکه‌ای از یک پازل بزرگ‌تر به نام «نظم اجتماعی» است. وقتی در خیابان‌ها ترمزها می‌سوزند و اعصاب‌ها به سیم می‌شود، باید پرسید مشکل دقیقاً از کجاست؟ آیا فقط قانون ضعیف است، یا فرهنگی که پشت فرمان نشسته‌ایم به جای مدارا، با خشم پیش می‌رود؟

 

سردار قاسم رضایی؛ جانشین فرمانده فراجا برای نجات جاده‌ها و آرام کردن شهر، فرمولی را پیشنهاد می‌دهد که از جریمه ساده فراتر می‌رود. او معتقد است ما با بحرانی روبه‌رو هستیم که سالانه بین یک میلیون و ۶۰۰ هزار تا یک میلیون و ۷۰۰ هزار تصادف را در پی دارد؛ رقمی که نشان می‌دهد جاده‌ها به میدان نبردی تبدیل شده‌اند که هزینه آن را خانواده‌ها با جان و مال‌شان می‌پردازند. برای خروج از این وضعیت، سردار رضایی چهار مؤلفه اصلی را شناسایی کرده که باید به‌صورت همزمان جراحی شوند: راننده، وسیله نقلیه، راه و قانون.

 

  راننده و بحران شایستگی

اولین و شاید مهم‌‌ترین حلقه، همان انسانی است که فرمان را در دست دارد. از نظر سردار رضایی، رانندگی نباید صرفاً یک مهارت فنی یا توانایی در تعویض دنده‌ها باشد؛ رانندگی در واقع یک «مسئولیت حقوقی» است. کسی که پشت فرمان خودرو یا زین موتور می‌نشیند، در واقع متولی حقوق ده‌ها نفر دیگر در معابر است. 

 

مشکل اینجاست که در جامعه ما، رانندگی گاهی به یک رقابت برای رسیدن سریع‌تر به مقصد تبدیل شده است. سردار رضایی تأکید می‌کند که فردی که گواهینامه دریافت می‌کند، باید واقعاً شایستگی نشستن پشت فرمان را داشته باشد. آموزش‌های رانندگی نباید فرمالیته و تئوریک باشد، بلکه باید صلاحیت واقعی راننده برای حضور در خیابان احراز شود. هر تخلف ساده، از نظر او، شروع یک زنجیره خسارت است. رانندگی یک کنش اجتماعی است و هر لحظه بی‌توجهی، در واقع ضربه زدن به حق زندگی دیگران است.

 

صنعت خودرو و امنیت متحرک

حلقه دوم، ابزاری است که راننده با آن حرکت می‌کند. جانشین فرمانده فراجا معتقد است کیفیت و ایمنی وسیله نقلیه مستقیماً بر میزان تلفات اثر می‌گذارد. خودروی ایمن شاید جلوی وقوع تصادف را نگیرد، اما مانع از تبدیل شدن یک برخورد ساده به یک تراژدی مرگبار می‌شود. 

 

در دنیای امروز، استانداردهای ایمنی نباید به توصیه تبدیل شوند، بلکه باید الزامی باشند. ارتقای کیفیت بدنه، سیستم‌های ترمز و کیسه‌های هوا، بخشی از استراتژی کاهش تلفات است. وقتی کیفیت وسیله نقلیه پایین باشد، حتی یک خطای کوچک راننده می‌تواند به دلیل ضعف‌های فنی خودرو، به مرگ منجر شود. بنابراین، فشار بر صنعت خودرو برای ارتقای استانداردها، بخشی از راهکار کاهش آمار ۱.۷ میلیون تصادف سالانه است.

 

زیرساخت‌های فرسوده در برابر سیل خودروها

حلقه سوم، همان راه و زیرساخت‌ها هستند. تناقض بزرگ اینجاست که تولید و ورود خودرو و موتورسیکلت به کشور با سرعت زیادی در حال افزایش است، اما رشد جاده‌ها و خیابان‌ها با این سرعت پیش نرفته است. سردار قاسم رضایی به نکته‌ای اشاره می‌کند که بسیاری از ما هر روز آن را لمس می‌کنیم: امروز بسیاری از خانواده‌ها چند خودرو دارند، اما ظرفیت خیابان‌ها ثابت مانده است.

 

نتیجه این عدم تناسب را می‌توان در پایتخت دید؛ جایی که خیابان‌ها در ساعات پیک به پارکینگ‌های بزرگی تبدیل می‌شوند. در چنین شرایطی، مدیریت پلیس به تنهایی نمی‌تواند مشکل را حل کند. وقتی زیرساخت متناسب با حجم خودروها نباشد، استرس رانندگان بالا می‌رود و احتمال تصادفات زنجیره‌ای افزایش می‌یابد. اصلاح نقاط حادثه‌خیز گام خوبی است، اما تا زمانی که توسعه زیرساخت‌ها با تقاضا و تولید خودرو هم‌راستا نشود، گره‌های ترافیکی باز نخواهند شد.

 

قانون و چالش بازدارندگی

و اما حلقه چهارم که تمام این سیستم را کنترل می‌کند: قانون. سردار رضایی در این زمینه معتقد است که قوانین فعلی در حوزه مجازات تخلفات، بازدارندگی لازم را ندارند. او می‌گوید در کشورهای پیشرفته، راننده حتی در نبود پلیس تخلف نمی‌کند، چون می‌داند هزینه تخلف (مثل جریمه‌های بسیار سنگین یا محرومیت از رانندگی) برای او غیرقابل تحمل است. در ایران، باید به سمتی رفت که قانون نه فقط برای جریمه کردن، بلکه برای تربیت راننده باشد. وقتی جریمه‌ها با تورم یا حس مسئولیت راننده همخوانی نداشته باشند، قانون تبدیل به یک عدد ساده می‌شود که راننده با پرداخت آن، حق تخلف را برای خود می‌خرد.

 

بمب‌های ساعتی در خیابان

اما در کنار این چهار محور فنی، یک لایه عمیق‌تر وجود دارد: «روانشناسی خیابان». سردار رضایی هشدار می‌دهد که ما با بحران «تحمل اجتماعی» روبه‌رو هستیم. کافی است یک اشتباه کوچک در ترافیک رخ دهد تا ببینیم چطور در عرض چند ثانیه، دو راننده وارد یک درگیری شدید می‌شوند.

 

از نظر او، بسیاری از آسیب‌های اجتماعی در معابر، از یک اتفاق ساده شروع می‌شود که به دلیل واکنش‌های متقابل و تند، به خشونت تبدیل می‌شود. راهکار این است که فرهنگ مدارا به خیابان‌ها برگردد. اگر نتوانیم در برابر اشتباهات کوچک دیگران صبور باشیم، هیچ جریمه‌ای آرامش را به شهر برنمی‌گرداند. نظم شهری پیش از آنکه در دفتر پلیس نوشته شود، باید در ذهن راننده و در میزان صبر او در ترافیک شکل بگیرد.

 

عدالت در برابر استثنا

در کنار مدارا، قاطعیت در اجرای قانون ضروری است. موضوع «پلاک‌های مخدوش و وسایل نقلیه بدون پلاک» (چه خودرو و چه موتور) از نظر سردار قاسم رضایی یک خط قرمز است. اما نکته کلیدی در اینجا، «عدالت در اجرا» است.  او تأکید می‌کند که هیچ سازمانی، چه نظامی، چه امنیتی و چه حفاظتی، نباید از قانون پلاک استثنا شود. منطق ساده است: وقتی شهروند عادی ببیند برخی از قانون مستثنا هستند، دیگر به کل سیستم اعتماد نمی‌کند و اجرای سایر قوانین هم با مقاومت روبه‌رو می‌شود. اجرای بدون تبعیض قانون در سراسر کشور، تنها راه بازگرداندن اعتبار به نظم شهری است.

 

از تذکرات فرهنگی تا مبارزه با بی‌تفاوتی

سردار رضایی معتقد است پلیس نباید فقط به دنبال جریمه نقدی باشد. مثلاً در محل مراسم‌های مذهبی یا تشییع پیکر شهدا، هرچند رعایت مقررات پارک و توقف برای جلوگیری از هرج‌ومرج ضروری است، اما برخورد پلیس نباید لزوماً سخت‌گیرانه باشد. در بسیاری از موارد، تذکرهای دوستانه و روش‌های فرهنگی، اثرش از هزار جریمه بیشتر است. هدف، ایجاد نظم است، نه جمع‌آوری جریمه.

 

اما در نقطه مقابل، او هشدار می‌دهد که «بی‌تفاوتی» مأموران در برابر تخلفات مشهود در معابر، پذیرفتنی نیست. مأموری که تخلفی را می‌بیند و سکوت می‌کند، در واقع دارد به بی‌نظمی کمک می‌کند. وظیفه پلیس این است که قاطع اما عادلانه عمل کند تا نظم، به جای یک توصیه، به یک عادت تبدیل شود.

 

بدین ترتیب به نظر می‌رسد نظم شهری، نه با جریمه‌های تصاعدی و نه فقط با سخت‌گیری مأموران به دست می‌آید. همان‌طور که از دیدگاه سردار رضایی برمی‌آید، ما به ترکیبی از «اصلاح چهار مؤلفه راننده، وسیله، راه و قانون» در کنار «فرهنگ همراه با تحمل» نیاز داریم. تا زمانی که رانندگی را یک مسئولیت اجتماعی بدانیم، پلاک‌های مخدوش را بدون استثنا جمع کنیم و قانون را برای همه یکسان اجرا کنیم، جاده‌ها امن‌تر و شهرها آرام‌تر خواهند شد. نظم، وقتی می‌آید که قانون عادلانه باشد و راننده، حق دیگران را ارج نهد.

 

 

کدخبر: ۶۰۱۶۸۸۳۲
تاریخ خبر:
ارسال نظر