جولان شپشها در مدارس
شپش ارتباطی با فقر و کثیفی ندارد و از طریق تماس نزدیک یا وسایل مشترک منتقل میشود
هفت صبح | امسال در ابتدای سال تحصیلی خبرهایی به گوش میرسد که میتواند هر پدر و مادری را نگران کند. خبری از بازگشت یک مهمان ناخوانده و مزاحم قدیمی به نام«شپش». شاید سالها بود که اسم شپش را فقط در کتابهای قدیمی یا خاطرات دوران کودکی میشنیدیم و فکر میکردیم این مشکل متعلق به دوران قدیم است. اما واقعیت این است که شپش هرگز از بین نرفته بود، فقط کمی آرام گرفته بود و حالا دوباره در کلاسهای درس، در میان خندهها و بازیهای بچهها، پیدا شده است. اما سوال اصلی اینجاست: چرا دوباره؟ و مهمتر از آن، چرا وقتی این مشکل برمیگردد، اولین واکنشی که میبینیم، ترس، شرم و سکوت است؟
آمارهایی که خواب را از چشم والدین میبرد
بر اساس گزارشهای وزارت بهداشت، در سال ۱۴۰۴ حدود ۳۵۵ هزار مورد آلودگی به شپش سر در سراسر کشور شناسایی شده است. اما نکته مهم اینجاست که ۷۸ درصد این مبتلایان، یعنی بیش از ۲۷۶ هزار نفر، دقیقاً در گروه سنی ۶ تا ۱۸ سال هستند؛ یعنی درست در همان سنی که بچهها در مدرسه و محیطهای آموزشی جمع میشوند.
اما اگر ساکن تهران هستید، باید خیلی بیشتر مراقب باشید، چرا که نرخ آلودگی به شپش در استان تهران طی یک دوره، حدود ۶.۸ برابر شده است! برای اینکه بهتر درک کنید، در حالی که نرخ ابتلا در کل کشور تقریباً ۲برابر شده، در تهران این رقم ۶.۸ برابر شده است. یعنی تهران نه تنها دومین استان کشور از نظر شیوع با بیش از ۲۲ هزار مورد است، بلکه سرعت گسترش این انگل در پایتخت، چندین برابر میانگین کشوری است. این یعنی تهران به نوعی به مرکز جذب این موجودات کوچک تبدیل شده است.
دختران در خط مقدم ابتلا
یکی از یافتههای جالب و در عین حال نگرانکننده در آمارها، تفاوت جنسیتی است. طبق گفتههای مسئولین بهداشت و پژوهشهای ملی، احتمال ابتلا در دختران بهمراتب بیشتر از پسران است. در گروه سنی مدرسه، حدود ۸۵.۵ درصد از مبتلایان را افراد مونث تشکیل دادهاند. شاید بپرسید چرا؟ دلیلش احتمالاً در عادتهای اجتماعی و پوششی نهفته است. استفاده از مقنعه، شال، سربند و تماسهای نزدیکتر در محیطهای آموزشی، باعث شده تا دختران بیشتر در معرض انتقال این انگل قرار بگیرند. همچنین طبق آمارها، فصل پاییز خطرناکترین زمان است و احتمال ابتلا در این فصل حدود ۲.۴ برابر بیشتر از بهار است. یعنی درست در همین روزهایی که ما در حال نوشتن این گزارش هستیم، خطر در اوج خود است.
غولی که از جیب شما نمیترسد
بزرگترین دروغی که درباره شپش گفته شده، این است که این موجود فقط سراغ بچههایی میرود که بهداشتشان پایین است یا در خانوادههای کمدرآمد زندگی میکنند. اما شاید بد نباشد که بدانید به گفته کارشناسان، شپش هیچ ارتباطی با سطح اقتصادی یا میزان تمیزی خانه ندارد. این موجود یک چالش زیستی است. شپش عاشق موهای تمیز است و برای او هیچ فرقی نمیکند که کودک در لوکسترین مدرسه شهر درس میخواند یا در یک مدرسه معمولی.
انتقال شپش از طریق تماس مستقیم سر به سر یا استفاده از وسایل مشترک مثل کلاه، شالگردن، مقنعه و حتی بالشها اتفاق میافتد. بنابراین، وقتی میبینیم یک کلاس درس درگیر شده، نباید به دنبال مقصر یا فردی با بهداشت پایین بگردیم؛ بلکه باید بپذیریم که با یک عامل واگیردار روبهرو هستیم که هر کسی را میتواند درگیر کند.
وقتی خارش تبدیل به طرد شدن میشود
شپش شاید بیماریزا نباشد و باعث عفونتهای داخلی نشود، اما اثرات روانی آن وحشتناک است. برای یک کودک، متوجه شدن اینکه شپش دارد و سپس مورد تمسخر همکلاسیهایش قرار بگیرد، میتواند یک ضربه روانی شدید باشد. خارش سر در محیط مدرسه، باعث حواسپرتی، کاهش تمرکز و در نهایت اختلال در روند تحصیل میشود.
بسیاری از والدین به دلیل ترس از «انگ اجتماعی» و قضاوت دیگران، موضوع را پنهان میکنند. اما این سکوت، بدترین راهکار ممکن است. وقتی والدین موضوع را مخفی میکنند، زنجیره انتقال قطع نمیشود و در واقع به شپشها فرصت میدهند تا کل کلاس را تسخیر کنند. ما باید یاد بگیریم که شپش را مثل یک سرماخوردگی ببینیم؛ اتفاقی است که میافتد و تنها راه حلش، درمان سریع و بدون شرم است.
چالش درمانهای خودسرانه
شاید بپرسید این موجودات چطور اینقدر سریع پخش میشوند؟ طبق گفتههای دکتر میرزایی،پزشک عمومی انتقال به دو صورت است. اولی همان تماس مستقیم یا همان «سر به سر» گذاشتن بچهها در حیاط مدرسه و مهدکودکهاست. دومی اما انتقال غیرمستقیم است؛ یعنی استفاده مشترک از وسایل شخصی. کلاه، شانه، برس، حوله، مقنعه و حتی بالشها، تبدیل به پلهایی میشوند که شپشها از طریق آنها از سری به سر دیگر سفر میکنند.
یک اشتباه رایج که دکتر میرزایی روی آن تاکید میکند این است که والدین خارش سر را با شوره سر اشتباه میگیرند. خیلیها فکر میکنند بچهشان شوره دارد و از این موضوع میگذرند، در حالی که شاید تخمهای شپش روی ساقه موها چسبیده باشند. تشخیص قطعی فقط زمانی است که خود شپش بالغ یا تخمهایش را روی مو، لباس یا ملحفهها ببینید. بنابراین هر خارش سادهای در دانشآموزان، باید زنگ خطری باشد برای مربیان بهداشت تا بررسیهای دقیقتری انجام دهند.
درمان تکنفره یعنی شکست!
حالا سوال این است که چطور این مهمان ناخوانده را بیرون کنیم؟ اینجا یک نکته حیاتی وجود دارد که میرزایی به آن اینگونه اشاره میکند: درمان فردی بدون درمان گروهی، عملاً بینتیجه است. یعنی اگر فقط کودکی که خارش دارد را درمان کنید، اما بقیه اعضای خانواده را بررسی نکنید، احتمال بازگشت شپش ۱۰۰درصد است. به این کار میگویند «درمان اپیدمیولوژیک»؛ یعنی تمام اعضای خانواده باید همزمان بررسی و در صورت نیاز درمان شوند.
یکی از نگرانیهای اصلی پزشکان، استفاده از روشهای سنتی و غیرعلمی است. وقتی والدین میترسند، سراغ هر چیزی میروند؛ از سرکههای غلیظ گرفته تا روغنهای عجیب و غریب. من به عنوان کسی که دادههای پزشکی را تحلیل میکند، هشدار میدهم که این روشها نه تنها اثر ندارند، بلکه گاهی باعث سوختگی پوست حساس سر کودکان میشوند.
میرزایی با ذکر اینکه این حشرات سرعت تکثیر بسیار بالایی دارند و میتوانند به سرعت یک مجتمع مسکونی یا یک کلاس درس را درگیر کنند میگوید که تنها راه نجات، استفاده از شامپوهای تخصصی تحت نظر پزشک و استفاده از شانههای فلزی ریز است که تخمها را از ریشه پاک کند. به یاد داشته باشید، شامپو به تنهایی کافی نیست؛ چون تخمهای شپش چسبندگی عجیبی دارند و فقط با شانه زدن دقیق از بین میروند.
یک جبهه واحد در برابر انگل
باید این را پذیرفت که مدرسه به تنهایی نمیتواند جلوی این اپیدمی را بگیرد. مبارزه با شپش نیازمند یک بسیج همگانی است. مدرسه باید به جای نگاه تحقیرآمیز، محیطی ایجاد کند که والدین بدون ترس، ابتلای فرزندشان را گزارش دهند.
والدین هم باید هر دو هفته یک بار، حتی اگر کودکی خارش ندارد، موهای او را بررسی کنند. پیشگیری در این مورد، یعنی آموزش به بچهها که کلاه، شال و وسایل شخصی خود را با دیگران رد و بدل نکنند. اگر متوجه شدید فرزندتان مبتلا شده است، سریعاً به مدرسه خبر دهید و تمام اعضای خانواده را بررسی کنید. درمان یک نفر در حالی که بقیه اعضای خانواده میزبان شپش هستند، هیچ نتیجهای نخواهد داشت.