پیری روی نقشه | ایران با سرعتی بیسابقه سالمند میشود
جمعیت سالمندان اکنون به ۱۱ میلیون نفر رسیده و پیشبینی میشود تا سال ۱۴۳۰ یکسوم جمعیت کشور سالمند باشند
هفت صبح| سالمندی در سادهترین تعریف، فراتر از یک عدد در شناسنامه یا تغییرات بیولوژیک بدن است؛ سالمندی مرحلهای از زیست انسانی است که در آن تجربیات یک عمر با نیازهای جدید جسمی و روانی گره میخورد. در دنیای امروز، افزایش امید به زندگی یکی از بزرگترین دستاوردهای بشر است، اما این دستاورد، چالشهای ساختاری جدیدی را پیش روی جوامع میگذارد. در این میان، مناسبتهایی چون «روز و هفته جهانی سالمندان» - که هم اینک در آن قرارداریم را نباید صرفاً یک روز برای تجلیل دانست، بلکه این روزها در واقع بهانهای است تا ما با نگاهی واقعبینانه، به چالشهای عمیق، نیازهای پاسخنداده و شکافهای موجود در نظامهای حمایتی نگاه کنیم و بپرسیم که آیا جامعه ما برای پذیرش این حجم از تغییرات جمعیتی آماده است یا خیر.
ایران در مسیر پیر شدن
وقتی به آمارهای جاری نگاه میکنیم، متوجه میشویم که ایران با سرعتی خیرهکننده در حال تغییر چهره است. سید جواد حسینی، رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان، اعلام کرده که در حال حاضر ۱۱ میلیون نفر از جمعیت کشور را سالمندان تشکیل میدهند که این رقم معادل ۱۳ درصد کل جمعیت است. اما نکته تکاندهنده، نه دردل خود عدد، بلکه در «شتاب» این تغییر است. ایران اکنون در جایگاه یکی از پنج کشور نخست دنیا قرار دارد که با بیشترین سرعت به سمت سالمند شدن حرکت میکند. برای درک بهتر این بحران، کافی است رشد جمعیت کلی کشور (۱.۲۴ درصد) را با رشد جمعیت سالمندان (۴.۴۵ درصد) مقایسه کنیم.
این تضاد آماری نشان میدهد که ما به سمت نقطهای حرکت میکنیم که در سال ۱۴۲۲، «پنجره جمعیتی» ایران بسته میشود؛ یعنی زمانی که تعداد سالمندان از جمعیت جوان پیشی میگیرد و توازن نیروی کار و حمایت در جامعه بههم میخورد. پیشبینیها حاکی از آن است که در سال ۱۴۳۰، حدود ۳۳ درصد جمعیت کشور بالای ۶۰ سال خواهند بود. این یعنی یکسوم جامعه در وضعیت «سالمندی شدید» قرار میگیرند و این فشار عظیم، تمام زیرساختهای بهداشتی، رفاهی و اقتصادی کشور را به شدت به چالش میکشد.
مثلث فقر، بیماری و تنهایی
سالمندی در جامعه امروز ما، متأسفانه اغلب با سه چالش همزمان گره خورده است: فقر اقتصادی، بیماریهای مزمن و انزوای اجتماعی. سید جواد حسینی اشاره میکند که سالمندی در ایران بهشدت با فقر در آمیخته است. آمارهای موجود نشان میدهد که از سن ۷۰ سالگی به بعد، ۷۰ درصد افراد با کاهش درآمد مواجه میشوند. این وضعیت به گونهای است که میانگین دهک درآمدی این گروه ۱.۲۹ درصد پایینتر از افراد زیر ۷۰ سال است و حدود ۴۵ درصد کاهش دارایی در افراد بالای ۷۰ سال مشاهده میشود؛ وضعیتی که استقلال مالی سالمند را از بین برده و او را در برابر نوسانات اقتصادی بیدفاع میکند.
از منظر سلامت نیز، اعداد گویای وضعیت سخت زندگی سالمندان هستند. ۵۰ درصد از مستمریبگیران سازمان بهزیستی را سالمندان تشکیل میدهند و ۲۲ درصد از کل معلولین کشور در این گروه سنی قرار دارند. همچنین ۹ درصد از بیماران خاص کشور را سالمندان تشکیل میدهند. اما در کنار این دردهای جسمی، «پدیده تنهایی» مانند یک بیماری خاموش در حال گسترش است.
وجود ۷۷ هزار زن سرپرست خانوار سالمند تحت پوشش بهزیستی (که ۵۱ هزار نفر آنها در طرح توانمندسازی هستند)، نشاندهنده عمق انزوای اجتماعی است. نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که به ازای هر ۱۰۰ سالمند، ۱۸۵ نفر درگیر نگهداری از آنها هستند؛ این یعنی سالمندی دیگر یک مسئله فردی نیست، بلکه یک فشار اجتماعی است که تمام اعضای خانواده و ساختار جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد.
تغییر نگاه حمایتی به توانمندسازی
در مواجهه با این حجم از چالش، سازمان بهزیستی در حال پیشبرد «۱۳ چرخش تحولآفرین» است که هدف اصلی آن، تغییر نگاه از «سالمندی مخاطرهآمیز» به سمت «سالمندی سالم» است. در این رویکرد جدید، سالمندی دیگر به عنوان یک دوره ناتوانی و سربار بودن دیده نمیشود، بلکه به عنوان فرصتی برای بهرهبرداری از ظرفیتهای انسانی نگریسته میشود. سید جواد حسینی تأکید میکند که ناتوانی سالمند را نباید صرفاً ناشی از سن یا تفاوتهای فردی دانست، بلکه این «محیط» است که باعث معلولیت میشود.
اگر پیادهروها، ساختمانها و فضاهای عمومی دسترسپذیر نباشند، هر ناتوانی جسمی ساده به یک معلولیت تبدیل میشود. اما اگر محیط اصلاح شود، سالمند میتواند توانمند بماند. گواه این تغییر نگرش، هدایت ۳۲۰۰ نفر از سالمندان به اشتغالهای خانگی نرم و پایدار در سال گذشته است؛ اقدامی که نشان میدهد سالمندان اگر فرصت و محیط مناسب داشته باشند، همچنان میتوانند در چرخه تولید و فعالیت باشند.
چشمانداز سازمان بهداشت جهانی
در سطح بینالمللی هم «جابور»، نماینده سازمان جهانی بهداشت، این تحول را در مقیاس جهانی بررسی میکند و میگوید که تا سال ۲۰۵۰، جمعیت بالای ۶۰ سال در جهان به ۲.۱ میلیارد نفر خواهد رسید. او تأکید میکند که افزایش طول عمر نباید صرفاً به معنای افزایش تعداد سالهای زندگی باشد، بلکه باید با «سلامت، عزت، استقلال، امنیت و روابط معنادار» همراه شود. از نظر جابور، برای پاسخ به این تحول، باید تمام نظامهای سلامت، حمایت اجتماعی، مسکن، حملونقل و فضاهای عمومی بازنگری شوند تا با نیازهای مردمی که طولانیتر زندگی میکنند، سازگار گردند. او چهار محور اصلی برای «دهه سالمندی سالم ملل متحد» ترسیم میکند:
اول: تغییر نگرش و رفتار جامعه نسبت به افزایش سن تا سالمندی دیگر با کلیشههای ناتوانی شناخته نشود.
دوم: ایجاد محیطهایی که توانمندیهای سالمندان را تقویت میکند.
سوم: ارائه مراقبتهای یکپارچه و فردمحور به جای مراقبتهای تکبعدی.
چهارم: تضمین دسترسی به مراقبتهای طولانیمدت باکیفیت در زمان نیاز.
شهرهای دوستدار سالمند
اما یکی از مهمترین ابزارهایی که سازمان جهانی بهداشت پیشنهاد میدهد، رویکرد «مراقبت یکپارچه برای سالمندان» یا ICOPE است. این رویکرد به جای تمرکز صرف بر روی درمان بیماریهای جداگانه، بر «حفظ ظرفیت ذاتی و توانایی عملکردی» سالمند تمرکز میکند. در واقع، هدف ICOPE این است که سالمند تا جای ممکن استقلال خود را در زندگی روزمره حفظ کند و کیفیت زندگیاش ارتقا یابد. در کنار آن، مفهوم «توانبخشی مبتنی بر جامعه» و توسعه «محیطهای دوستدار سالمند» مطرح میشود.