قاب امروز| معصومیت و زیبایی پریوش دختر زاگرس
پریوش امسال به کلاس هشتم میرود و آه میکشد و از آرزویش میگوید که دوست دارد دکتر شود
هفت صبح| دختر زاگرس؛ ساده، صمیمی و پر از مهرِ زندگی. این سه فریم را از روی ویدیویی منتسب به صفحه اصغر رضایی برداشتم. جایی که با دختر عشایر در زاگرس حرف میزند. آرزوی قشنگش فقط یک زندگی ساده و بیریا بود… اسمش پریوش است. اگر بخواهیم تصویر یک دختر اصیل آریایی را نشان بدهیم، میشود همین پریوش قصه امروز ما... مانند و مثل پری در زیبایی است. پریوش از عشایر بختیاری خوزستان است.

در آغاز سال تحصیلی جدید، امسال به کلاس هشتم میرود و آه میکشد و از آرزویش میگوید که دوست دارد دکتر شود. از زندگی در شهر میپرسد... که واقعا دوست داشتم میشد پریوش را از میان زیباییهای زاگرس و البته سختی زندگی عشایری جدا کنم و مثلا به میان دخترکان لوس و نازپرورده شهری بیاورم تا از سوپر امکانات لوکس مدارس غیرانتفاعی لذت ببرد... مثلا ببرم تنیس بازی کنید؛ یا برایش دفتر و قمقمه عروسکی و لبوبو و ملودی بخرم...

از این اکسسوریهای دختران همسن و سالش که به خودشان آویزان میکنند! ببینیدش؛ زیباییاش و آن ناز دخترکانهاش به جرات یک سروگردن از سلبریتیهای هالیوودی حتی بالاتر است. میتوانم اینجا ساعتها از زیبایی و معصومانگی پریوش بنویسم؛ از خواهر زیبای کوچکترش حتی اما چه کنم که فضا کم است. پریوش زیبای زاگرس، آرزو میکنم که درآینده در قامت یک خانم دکتر ببینمت...

این روزها کارم تماشای تصاویری ناب از دل زندگی روستاییان و عشایر است. ویدیوهایی که مثلا جواد قارایی طبیعتگرد میگیرد. داستان سکینه خانم و آقا محمدجواد را یک بار اینجا نوشتم. یا همین عکسها از این طفلان عشایر در حال خوردن ماست و نان را ببینید. ویدیویی که امیرحسین اوسیوند اینبار منتشر کرده. ببینید دنیای زیبا و پر از آرامش کودکان عشایر و ایلیاتیها را. صبح بود که مادرشان پیش از آنکه ماست را در مشک بریزد و پای ملار بنشیند، کاسه را پُر از ماست کرد برای صبحانه بچهها.

همینقدر سالم و مقوی و البته بدون تجملات. بدون نوتلا و نان تست و شکلات صبحانه و چه و چه.... این طفلیها همینقدر قانع هستند. کمتوقع نه بلکه «بیتوقع» مثل بچههای نازکنارنجی شهری نیستند که مثلا فلان چیز نباشد، صبحانه نخورند. میدانم شرایط زندگیشان اینگونه اقتضاء میکند و مثلا قیاس معالفارق نکردم اما همه اینها را نوشتم که مثلا بچههای شهری ببینید و اگر یک روز شکلات صبحانه نداشتند، زمین را به آسمان ندوزند!
