برگی از تاریخ| درایت خلبان بابایی با افتتاح قرارگاه رعد
قرارگاه رعد در جنوب پوشش هوایی مطمئنی شد برای صنعتنفت، صنعت برق، رزمندگان و برای مردم جنوب
هفت صبح | برگی از تاریخ امروزمان را به شهید دوستداشتنی خلبان عباس بابایی اختصاص دادم؛ خب دلیلش هم این است که یاد سه خلبان جسور و اسیر جنگندههای سوخو-24 افتادم که در یک عملیات جسورانه در زمان جنگ رمضان، پایگاه العدید قطر را درهم کوبیدند و درپی اصابت هواپیمایشان به اسارت درآمدند و هنوز از سرنوشتشان اطلاع دقیقی در دست نیست.

از شهید سیدمجید کاظمی خلبان شهید سوخو-24 نوشتم و بعد داستان عملیات مهم شهید دوران در بغداد را روایت کردم. خب از کودکی به خلبانی و خلبانان این سرزمین علاقه داشتم و حتی در همین هفت صبح، سلسله خاطرات خلبانان شجاع نیروی هوایی ارتش را در قالب «بهترین خلبانان ایران چه کسانی بودند» به قلم علی غفوری عزیز منتشر کردیم اما امروز باز هم به کتاب «لبیک در آسمان» سر زدم و خاطراتی کمتر شنیده شده از خلبان بابایی به نقل از نادری و بقایی را روایت میکنم.

از عباس بابایی چه میدانیم؟
عباس بابایی 14اسفند ۱۳۴۹ در قزوین به دنیا آمد. سال ۱۳۴۸ به دانشکده خلبانی نیروی هوایی وارد شد. بابایی پس از گذراندن دورههای مقدماتی بهعنوان دانشجو سال 1350 به آمریکا رفت و یک سال در تگزاس دورههای پیشرفته زبان و پرواز با انواع جتهای آموزشی را دید. سال ۱۳۵۱ که شد بابایی به ایران بازگشت و به پایگاه دزفول منتقل شد.

او شهریور ۱۳۵۱ با دختردایی خود صدیقه (ملیحه) حکمت ازدواج کرد. بابایی سرانجام 15 مرداد 1366 متاسفانه در بازگشت از ماموریت در منطقه عملیاتی سردشت مورد هدف شلیک توپ ضدهوایی شیلکای نیروهای خودی قرار گرفت و اگرچه سرهنگ نادری کابین عقب، هواپیما را مینشاند اما متوجه میشود یک گلوله 23 میلیمتری به گردن فرمانده قهرمان ایرانی بهگونهای صدمه زده که درجا شهید شده است.
ایجاد قرارگاه رعد
وجود معدود افراد خائن در داخل تشکیلات باعث شکست اکثر عملیاتها شد. طوری که تلفات زیادی میدادیم. از طرفی ما از کشورهایی مثل آمریکا، روسیه و چین هواپیما داشتیم. اطلاعات نیروی هوایی ما در اختیار آمریکا بود. همین امر باعث ایجاد مشکلاتی شده بود. به منظور جلوگیری از هم پاشیدگی نیروی هوایی و بالا بردن و تغییر تاکتیک این نیرو و مباحث حفاظتى، بابایی اواسط سال ۱۳۶۴ قرارگاه رعد را با دو مجموعه جدا از هم یکی آفندی و دیگری پدافندی به شکل مخفی در جنوب کشور راهاندازی کرد.
خودش فرمانده بخش آفندی شد، ستاری هم مسئول بخش پدافندی.کل پرسنل قرارگاه کمتر از 10نفر بودند که معمولا خودشان مأموریتها را انجام میدادند. البته در زمان عملیاتهای گسترده که احتیاج به نیروهای بیشتری بود، افراد دیگری با دقت و وسواس بالا انتخاب میشدند تا برای مدتی به قرارگاه بیایند و در مأموریتها کمک کنند. در قرارگاه رعد، بابایی تاکتیکهای پروازی و نحوه اجرای عملیات را دستخوش تغییرات کرد.
سردرگمی دشمن
او با کمک سایر خلبانان و تکنسینها با تلفیق و ابتکار عمل و نحوه بهکارگیری و استفاده از تسلیحات را در هواپیماها تغییر داد. طوری که آمریکا عراق و دیگر همپیمانانشان فکر میکردند ما سلاحهای جدیدی را خریداری کرده و به دنبال این فروشنده بودند. این مهم علاوه بر پیشرفت باعث سردرگمی دشمن در پیشبینی حمل سلاح توسط جنگندههای ما شد.
آنها این سردرگمی را تا آخر جنگ هم داشتند. از محسنات ایجاد قرارگاه رعد برقراری ارتباط مستقیم نیروی هوایی با خط مقدم جبهه بود. به طور مثال در عملیات کربلای ۵ بیش از 200پرواز موفق بدون اصابت حتی یک گلوله بر جنگندههای ما با هدف پشتیبانی از نیروهای سطحی صورت گرفت که تلفات سنگینی بر پیکره لشکر زرهى عراق وارد کرد.
یادم هست در همین عملیات یک بار رحیم صفوی تماس گرفت که بچهها در پنج ضلعی شلمچه گیر کردند. همان لحظه دستور داد پرواز کنید. من و یکی دیگر از خلبانها پرواز کردیم. 30دقیقه بعد از تلفن، روی شلمچه بودیم و بمباران کردیم و برگشتیم. احساس کردیم بمبها آن طرفتر به زمین خورد. وقتی برگشتیم متوجه شدیم بمبها را بابایی زده بود.
300 پرواز بدون حتی یک سانحه
قرارگاه رعد در جنوب پوشش هوایی مطمئنی شد برای صنعتنفت، صنعت برق، رزمندگان و برای مردم جنوب. اگر بگویم این قرارگاه سرنوشت جنگ را عوض کرد، شاید اغراق نکرده باشم. نتیجه کار قرارگاه واقعا عجیب بود؛ 300پرواز بدون حتی یک سانحه؛ این قرارگاه تمام قوانین و استانداردهای بینالمللی را بههم زد. این در حالی بود که تا سال قبل از تشکیل قرارگاه ۹۰ درصد پروازهای ما منجر به سقوط میشد.