کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۵۸۵۱۲۲
تاریخ خبر:

چاه‌های آبی و سهم نسل ما در ویرانگری تمدنی

چاه‌های آبی و سهم نسل ما در ویرانگری تمدنی

چاه‌ها، قاتل منابع آبی

 

علی ایمانی | به‌جز نوار ۱۵ درصدی خطه سبز شمال، ایران همواره سرزمینی کم‌آب در طول تاریخ بوده است. میزان بارش سالانه در برخی مناطق به کمتر از ۲۰ میلی‌متر در سال می‌رسد. کویر لوت، یکی از گرم‌ترین نقاط روی زمین، در نوار مرکزی ایران قرار دارد.

تا سال ۱۳۴۰ خورشیدی، اقتصاد ایران بر پایه تولیدات کشاورزی، دامداری و تجارت استوار بود. کشاورزی در نواحی مرزی زاگرس از سراب‌های جاری و در نواحی مرکزی از قنات‌های آبی بهره می‌برد. در این دوران، جمعیت ایران در همین جغرافیای امروزی، حداقل تا سال ۱۳۰۴، از ۱۴ میلیون نفر فراتر نرفته بود.

اما با ملی شدن صنعت نفت و افزایش جمعیت، محور اقتصاد ایران به سمت صنعت تغییر جهت داد. از دهه ۴۰ خورشیدی تا وقوع انقلاب ۵۷، توسعه کشور صنعت‌محور شد. با ظهور تکنوکرات‌های تحصیل‌کرده در غرب، تمرکز توسعه بر صنایع مختلف، به‌ویژه پتروشیمی، قرار گرفت.

ایران، علاوه بر برخورداری از منابع کانی و معدنی، جزو سه کشور نخست جهان در حوزه نفت و گاز محسوب می‌شود و همچنین دارای طولانی‌ترین سواحل دریایی در جنوب و شمال کشور است.

شوربختانه، از سال ۱۳۶۰ با توقف توسعه صنعتی، سیاست غیرژئوپلیتیکی خودکفایی در تولید محصولات کشاورزی در دستور کار دولت قرار گرفت و صدور مجوز برای صدها هزار حلقه چاه آب آغاز شد. درحالی‌که حفر چاه کشاورزی در دهه ۴۰ و ۵۰ غیرقانونی و دارای مجازات‌های سنگین بود، در ۴۶ سال اخیر به امری عادی تبدیل شده است؛ روندی که آغازگر فاجعه زیست‌محیطی بود و در صورت ادامه، به بحرانی تمدنی خواهد انجامید.

   یک نمونه عینی از بحران آب

به‌عنوان مثال، شهر کنگاور با ده‌ها سرچشمه سراب، نمونه‌ای مطلوب از اقتصاد کشاورزی و دامداری بود. تا سال ۱۳۶۰، کشاورزی در این منطقه بر دو الگوی کشت دیم و آبی استوار بود. مزارع آبی با استفاده از آب سراب‌ها و رودخانه‌های دائمی و نظام تقسیم آب آبیاری می‌شدند، درحالی‌که زمین‌های دیم بر اساس الگوی بهره‌برداری سنتی اداره می‌شدند.

اما از دهه ۶۰ به بعد، صدور مجوزهای متعدد برای حفر چاه‌های کشاورزی آغاز شد. علاوه بر چاه‌های مجوزدار، چاه‌های غیرقانونی متعددی نیز حفر شدند. به‌عنوان‌مثال، روستایی با ۸۴ جفت نسق ۱۲ هکتاری توانسته ۸۴ مجوز چاه دریافت کند، اما در عمل، تعداد چاه‌های حفر شده در یک منطقه هزار هکتاری دیم کوهپایه‌ای به بیش از ۶۰۰ حلقه رسیده است.

اکنون اگر همین الگو را در سراسر ایران تعمیم دهیم، عمق فاجعه آشکار می‌شود. بنابراین، خشک شدن دریاچه ارومیه، تالاب گاوخونی، دریاچه بختگان و هزاران سرچشمه سراب، جای تعجب ندارد.

در برخی مناطق کنگاور، سودجویان در فاصله چند متری از سراب‌ها و رودخانه‌ها اقدام به حفر چاه کرده‌اند؛ اقدامی که بی‌تردید بدون رانت اطلاعاتی و حمایت‌های خاص امکان‌پذیر نبوده است.

   پیامدهای حفر چاه‌های بی‌رویه

  •  تغییر سبک کشت و معیشت میلیون‌ها ایرانی، به‌گونه‌ای که بازگشت به اقتصاد بدون چاه در آینده دشوار خواهد شد.
  •  گسترش بی‌محابای کشاورزی سنتی و غیراقتصادی غرقابی، به قیمت مرگ تالاب‌ها، سراب‌ها و دریاچه‌های هزاران‌ساله.
  •   استفاده از منابع آبی به‌عنوان ضامن حیات آینده برای کشت محصولاتی مانند هندوانه، گشنیز و گندم، تحت عنوان «جشن خودکفایی».
  •   استخراج بی‌رویه منابع آبی بین‌نسلی؛ در برخی مناطق، حفر چاه‌ها به عمق ۲۰۰ متر رسیده است.
  •  بحران نشست زمین در آینده‌ای نزدیک.
  •  مهاجرت جمعیتی گسترده به دلیل فقدان منابع آبی حیاتی.

   چه باید کرد؟

مقابله با این وضعیت تمدن‌ستیز دشوار است و تغییر آن مستلزم اراده عمومی است. تا زمانی که آگاهی عمومی در این زمینه شکل نگیرد، تغییر چشمگیری رخ نخواهد داد. بنابراین پیشنهاد می‌شود:

  •  سازمان‌های مردم‌نهاد برای حمایت از منابع آبی تشکیل شوند.
  •  این سازمان‌ها با آگاهی‌بخشی عمومی، شیوه‌های بهره‌برداری صحیح از منابع آبی را ترویج کنند.

 

کدخبر: ۵۸۵۱۲۲
تاریخ خبر:
ارسال نظر
 
پربازدیدترین گوناگون