کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۷۰۲۸۵
تاریخ خبر:
نگاهی انتقادی به بازی‌های ناامیدکننده و روایت آشفته سریال «نیم‌رخ»

ژستِ معما، حاصلِ هیچ!

ژستِ معما، حاصلِ هیچ!

کمیلی در بسیاری از لحظات، ابهام شخصیت را با فقدان واکنش اشتباه می‌گیرد، بازیگر برای نمایش مردی که چیزی را پنهان می‌کند...

هفت صبح| شش قسمت از سریال «نیم‌رخ» منتشر شده و حاصل کار، مجموعه‌ای است که میان ادعای ساختن یک معمای روان‌شناختی و ناتوانی در خلق ابتدایی‌ترین مناسبات دراماتیک سرگردان مانده است، سریال رضا شریفی با قتل مشکوک، روابط زناشویی متزلزل، سوءظن‌های خانوادگی و شخصیت‌هایی که ظاهراً هرکدام رازی پنهان دارند، می‌کوشد تماشاگر را به جهان پرالتهابی دعوت کند، حاصل این دعوت اما بیشتر به تماشای یک ملودرام کم‌رمق شباهت دارد که لباس تریلر معمایی پوشیده است. حامد کمیلی، سیاوش خیرابی و بهاره کیان‌افشار نیز با بازی‌هایی تصنعی و فاقد ظرافت، بر آشفتگی اثر افزوده‌اند. مسئله اصلی «نیم‌رخ» کمبود اتفاق نیست، مشکل از جایی آغاز می‌شود که هیچ‌کدام از این اتفاقات وزن دراماتیک پیدا نمی‌کنند.

 

‌معمایی که از بی‌منطقی تغذیه می‌کند

فیلمنامه «نیم‌رخ» گرفتار یک سوءتفاهم اساسی درباره ماهیت تعلیق است، نویسندگان تصور کرده‌اند هر اندازه اطلاعات بیشتری از تماشاگر پنهان بماند، داستان پیچیده‌تر و جذاب‌تر خواهد شد، درحالی‌که تعلیق سینمایی از برخورد اطلاعات، انگیزه‌ها و احتمالات متضاد شکل می‌گیرد. پنهان‌کاری بی‌حساب، جای طراحی دقیق روابط علت و معلولی را نمی‌گیرد.

کاوه، روان‌شناسی با بازی حامد کمیلی است که زندگی مشترکش با ستاره، هنرمندی با بازی بهاره کیان‌افشار، زیر سایه سوءظن قرار گرفته است، رابطه مبهم کاوه با منشی مطب و ورود برادرش به همین مناسبات، مصالح اولیه یک بحران خانوادگی را فراهم می‌کنند. در سوی دیگر، مرگ مشکوک دختری جوان قرار است ابعاد جنایی ماجرا را گسترش دهد. مشکل اینجاست که سریال میان این خطوط داستانی، پیوندی متقاعدکننده برقرار نمی‌کند.

 

شخصیت‌ها اغلب مطابق نیاز لحظه‌ای فیلمنامه رفتار می‌کنند، واکنش‌ها از منطق روانی مشخصی پیروی نمی‌کنند و سوءظن‌ها پیش از آنکه در ذهن تماشاگر ریشه بدوانند، به شکل مستقیم بیان می‌شوند. عجیب‌تر اینکه حرفه روان‌شناسی کاوه نیز بیشتر عنوانی تزئینی است، از شخصیتی با چنین موقعیت شغلی انتظار می‌رود پیچیدگی رفتاری و شناختی بیشتری ببینیم اما سریال از این ظرفیت برای عمق‌بخشیدن به تعارض‌هایش بهره چندانی نمی‌برد.

 

شش قسمت فرصت مناسبی برای تثبیت جهان داستان بوده است اما «نیم‌رخ» همچنان سرگرم چیدن مقدماتی است که جذابیت خود را از دست داده‌اند، پایان‌های معلق نیز به‌تدریج کارکردشان را از دست می‌دهند، زیرا تماشاگر برای پیگیری معما باید ابتدا به منطق آن اعتماد کند.

 

حامد کمیلی و بازیگری در مدار تکرار

بزرگ‌ترین آسیب اجرایی سریال را باید در کیفیت بازی‌ها جست‌وجو کرد، حامد کمیلی در نقش کاوه، شخصیتی ارائه می‌دهد که میان خونسردی تصنعی و واکنش‌های ناگهانی گرفتار شده است. صورت کم‌تحرک، نگاه‌های حساب‌شده و مکث‌های کش‌دار او ظاهراً قرار است نشانه پیچیدگی روانی باشند اما در عمل، به مجموعه‌ای از رفتارهای تکرارشونده تبدیل می‌شوند.

 

کمیلی در بسیاری از لحظات، ابهام شخصیت را با فقدان واکنش اشتباه می‌گیرد، بازیگر برای نمایش مردی که چیزی را پنهان می‌کند، باید لایه‌ای از کشمکش درونی بسازد. اینجا بیشتر با اجرای مکانیکی یک تیپ آشنا مواجهیم حتی در موقعیت‌های بحرانی نیز تغییر محسوسی در آهنگ گفتار و کیفیت حضور او دیده نمی‌شود.

 

سیاوش خیرابی نیز از همین مشکل رنج می‌برد، با این تفاوت که بازی او بیشتر به نمایش بیرونی احساسات متکی است. لحن بیان، تأکیدهای کلامی و واکنش‌هایش گاهی چنان اغراق‌آمیز می‌شوند که شخصیت از بافت واقع‌گرایانه داستان بیرون می‌افتد، خیرابی به‌جای ساختن شخصیتی دارای تناقض، مجموعه‌ای از حالت‌های آماده را مقابل دوربین قرار می‌دهد. بهاره کیان‌افشار هم در نقش ستاره، فرصت مناسبی برای نمایش زنی گرفتار تردید و بحران عاطفی داشته است، اجرای او اما اغلب به تغییرات آشکار چهره، بیان مستقیم اضطراب و واکنش‌های قابل پیش‌بینی محدود می‌شود، در نتیجه، ستاره بیش از آنکه شخصیتی زنده باشد، به ابزاری برای انتقال سوءظن‌های فیلمنامه تبدیل شده است.

 

احساسات پرسر‌وصدا، شخصیت‌های بی‌جان

ضعف بازی‌ها در صحنه‌های عاطفی آشکارتر می‌شود، واکنش والدین دختر در قسمت‌های نخست، نمونه‌ای از ناتوانی سریال در کنترل شدت احساسات است، گریه‌ها و آشفتگی‌های نمایشی چنان برجسته می‌شوند که موقعیت تراژیک، بخشی از اعتبار عاطفی خود را از دست می‌دهد، کارگردانی نیز با هدایت نامتوازن بازیگران، این اغراق را تشدید می‌کند.

«نیم‌رخ» در طراحی ریتم هم گرفتار کش‌دادن موقعیت‌هایی است که ظرفیت دراماتیک محدودی دارند، گفت‌وگوها گاهی اطلاعاتی را تکرار می‌کنند که مخاطب پیش‌تر دریافت کرده و برخی مکث‌ها بیشتر شبیه ترفندی برای افزایش زمان قسمت‌ها هستند.

 

البته ارزیابی سرنوشت نهایی معما به انتشار قسمت‌های بعدی وابسته است .بااین‌حال، شش قسمت نخست برای تشخیص ضعف‌های ساختاری و اجرایی کفایت می‌کند، «نیم‌رخ» فعلاً مجموعه‌ای است که می‌خواهد مرموز جلوه کند اما از ساختن شخصیت‌های باورپذیر و موقعیت‌های اثرگذار عاجز مانده است، سریالی که پشت چهره پرادعای خود، داستانی کم‌جان و بازی‌هایی ناامیدکننده پنهان کرده است.


 

کدخبر: ۶۰۱۷۰۲۸۵
تاریخ خبر:
ارسال نظر