اولین فال حافظ را چه کسی و در چه زمانی گرفت؟
باور عامیانه ایرانیان بر آن بوده است که حافظ از نیت و نیاز همگان خبر دارد و از همین او را «لسان الغیب» میخوانند
هفت صبح، محبوبه کلانتری | خواجه شمسالدین محمد شیرازی، معروف به «حافظ»، شاعر ایرانی قرن هشتم هجری شیراز است. حافظ با اشعاری عرفانی، عاشقانه و حکیمانه خود جایگاه ویژهای در تاریخ ادبی و فرهنگ ایران پیدا کرد. دیوان او از گذشتههای دور تا به امروز در میان ایرانیان به عنوان یک کتاب الهامبخش و معنوی محبوبیت زیادی داشته و اشعارش به دلیل چندلایه بودن معانی و سرشار بودن از اشارات عرفانی و روحانی، در دل و جان مردم نفوذ بسیار کرده است. همین ویژگیها باعث شده است که از دیوان او به عنوان ابزاری برای تفال و پیدا کردن پاسخهای معنوی به سوالات زندگانی استفاده شود.

جایگاه حافظ در فرهنگ ایرانی
در ایران امروز کمتر خانهای را میتوان دید که در کنار قرآن یک جلد از دیوان حافظ را در خود نداشته باشد. حافظ خوانی و حفظ غزلیات این شاعر در میان مردم رواج بسیار دارد. اشعار او اغلب با آوازخوانی و موسیقی سنتی تنظیم میشود. آرامگاه او در شیراز هم دائماً مملو از مشتاقان، تحسینکنندگان و گردشگران از سراسر ایران و جهان است. افزون بر این موارد و جالبترین بخش و سنت رایج بین ما ایرانیها استفاده از اشعار حافظ برای فال گرفتن و تفأل است. حافظ در میان ما ایرانیها نه صرفاً یک شاعر، بلکه صاحبنظری الهامبخش و پیشگو است. کلمات او که زمانی در جستجوی الوهیت سروده شده بودند اکنون برای جستجوی سرنوشت به کار میرود و مردم برای دریافت نشانههای فرخنده به آثار این شاعر ایرانی مراجعه میکنند.
فال و پیشگویی چیست؟
پیشگویی هنر جستجوی آگاهی از طریق ماوراءالطبیعه است. هنری که از هزاران سال پیش یکی از عناصر جذاب تاریخ بشر بوده. انسان در گذشته با نگاه به ستارگان و سیارات، عناصر مادی و حتی حرکات پرندگان و حیوانات در جستجو و کشف تصویری از آینده خود و دیگران بود. این کنجکاوی و اصرار بر فهم و کسب آگاهی از آینده جزیی از خوی و خصلت آدمی برای دست یافتن به یقین در زمانهای عدم قطعیت است تا با دانش از ناشناختهها به آسایش در زمان حال برسند و این چنین فال و فالگیری که به معنای کوشش در پیشگویی و فهم از آینده است در میان مردم معمول شد. چنانچه دیده و شنیدهاید فال به انواع و اشکال مختلف گرفته میشود، چون: فال اعداد، کتابها، شمع، پرنده، نخود، قهوه و تاروت و امثال آنها. هر یک از این فالها نه فقط در ایران، بلکه در سراسر جهان جزئی از فرهنگ عامه مردم شده است و سینه به سینه تا این دم ماندگار مانده.
فال حافظ در باورهای عامیانه
باور عامیانه ایرانیان بر آن بوده است که حافظ از نیت و نیاز همگان خبر دارد و از همین او را «لسان الغیب» میخوانند. امروزه تفأل به دیوان حافظ، هر چند جنبه سرگرمی و تفنن برانگیزههای دیگر در این کار غلبه دارد اما همچنان و به مانند گذشته در فرهنگ و سنت ما ایرانیها متداول است.
پیشینه تاریخی تفال به حافظ
این سنت تفال به حافظ قرنهاست که در ایران و سایر نقاط جهان فارسیزبان به مانند افغانستان رواج داشته و دارد. چنانچه در ادامه گفته خواهد شد، این سنت پس از مرگ شاعر(حافظ) آغاز شده است. جالبتر آنکه دیوان حافظ تنها کتابی نیست که برای تفأل یا پیشگویی با کتاب به کار رفته است. در قرون وسطی نیز استفاده از کتاب «ایلیاد» هومر و «انئید» ویرژیل نیز برای پیشگویی رواج داشت و یکی از روشها این بود که فرد با چشمان بسته به سطری یا بخشی از متن اشاره میکرد.
نقطه آغازین سنت فال حافظ
استفاده از دیوان شاعران برای فالگیری سابقهای طولانی دارد و در فرهنگ ایرانی، قبل از حافظ نیز سنت فال گرفتن با آثار شاعرانی چون فردوسی، مولانا و سعدی مرسوم بوده است. از میان کتابهای فارسی، فالگرفتن با دیوان حافظ شهرت و جایگاه ویژهای داشته و از گذشته، میان خواص و عوام رایج بوده است. نخستین پژوهش مستند درباره فالزدن به دیوان حافظ، در ۱۳۶۷ به سرپرستی محمود روحالامینی مردمشناس برجسته ایرانی با بررسی بیش از دو هزار سند از سراسر ایران و تحلیل ۱۰۵ سند انجام شده. محمدجعفر یاحقی پژوهشگر و نویسنده و استاد زبان و ادبیات فارسی نیز از جمله کسانی است که در این باب تحقیق انجام داده. به نقل از ایشان در دیوان حافظ شیرازی، بارها به فالزدن و نیز فال اشاره شده است؛ از جمله در غزلی با این مطلع:
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد / زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد
شاید همین امر، یعنی توجه مشخص خواجه به فالزدن، یکی از عوامل رویآوردن مردم به دیوان حافظ برای گرفتن فال بوده است.
ریشههای تاریخی تفال به دیوان حافظ
طبق شواهد تاریخی تفال به دیوان حافظ، از مدت کوتاهی پس از درگذشت حافظ رایج شده. ادوارد براون مورخ، شرق و ایرانشناس بریتانیایی در کتاب «تاریخ ادبیات فارسی» به روایتی جالب از اولین گرفتن فال با دیوان حافظ اشاره میکند. این داستان به نوعی نشاندهنده جایگاه ویژه حافظ در فرهنگ ایرانی و سرآغاز سنت فال گرفتن از دیوان اوست. بروان این مسئله را اینگونه روایت میکند که پس از درگذشت حافظ، گروهی از عالمان و بزرگان شیراز درباره دفن او دچار اختلاف شدند. برخی از آنها به دلیل محتوای غزلهای حافظ که از رندی، عشق و رهایی از قید و بندهای ظاهری سخن میگفت، او را شایسته دفن در مکانهای مقدس نمیدانستند. از سوی دیگر، گروهی دیگر از پیروان او به دلیل معنویت عمیق و جنبههای عرفانی اشعار حافظ، با این نظر مخالفت بودند و بر این باور بودند که حافظ باید در مکانی شایسته و مورد احترام دفن شود.
این روایت تاریخی چنان شهرتی دارد که در مراجع معتبر بینالمللی نیز به عنوان نقطه آغازین سنت فال حافظ ثبت شده؛ چنانکه دانشنامه بریتانیکا ماجرای حل اختلاف بر سر خاکسپاری او را اینگونه روایت میکند: این مسئله سرانجام توسط دیوان و غزلیات خود حافظ حل شد، که در آن زمان، همانطور که اکنون در سراسر شرق استفاده میشود، برای اهداف پیشگویی، مورد استفاده قرار میگرفت. معترضان پس از بیان فرمول مرسوم برای درخواست الهام، کتاب او را به طور تصادفی باز کردند و به بیت زیر رسیدند.
مَکُن به نامه سیاهی ملامتِ منِ مست که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت
قدم دریغ مدار از جنازه حافظ که گر چه غرقِ گناه است، میرود به بهشت
به این معنی که «پای خود را از تابوت حافظ برنگردان، زیرا اگرچه غرق در گناه است، به بهشت وارد خواهد شد.» بدین ترتیب، حافظ را در مرکز گورستان کوچکی در شیراز (محوطه حافظیه فعلی) دفن کردند.
فالهای حافظ تاریخی
اما کهنترین منبع شناختهشده که به تفال به حافظ اشاره داشته، کتاب «دیار بکریه» است که ۷۵ سال پس از درگذشت حافظ، تألیف شده. مؤلف این کتاب به هنگام ذکر لشکرکشی جهانشاه میرزا به شیراز، به نمونهای از فالزدن به دیوان حافظ اشاره کرده است.فال دیگر که باز هم جنبۀ تاریخی دارد، به زمان فتح شیراز به دست شاه اسماعیل مربوط میشود. گویند وقتی شاه اسماعیل وارد شیراز میشود، بعضی از مزارات و مقبرهها را ویران میکند و به اصرار ملایی متعصب در خیال ویران ساختن قبر خواجه بود. یکی از نزدیکان وی عنوان میکند که در این باره بهتر است بر دیوان خواجه تفألی شود. شاه قبول میکند. چون دیوان را باز میکنند که این بیت میآید: جوزا سحر نهاد حمایل برابرم / یعنی غلام شاهم و سوگند میخورم، و اینگونه شاه اسماعیل از ویران کردند قبر خواجه منصرف میشود.

از فالهای تاریخی دیگر که در منابع کهن از آن یاد شده، مربوط به احمدشاه درانی، شاه افغان است که چون عزم تسخیر عراق و آذربایجان و فارس نمود، گروهی از اهالی خراسان وی را به دیوان لسانالغیب رهنمون کردند تا تفألی به آن بزند. در غزلی که برای شاه افغان آمد، این بیت بود که توجه او را به خود جلب کرد: عراق و فارس گرفتی به شعر خود حافظ / بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است. گویند از شنیدن این غزل، سرداران افغان فتح ایران و بغداد را به شاه مبارکباد گفتند و از آن منزل کوچیدند و وارد هرات شدند.
باید فال معروف مربوط به نادرشاه را نیز بر این فالها بیفزاییم که وقتی نادر هنگام تعقیب افغانها وارد شیراز شد، به آرامگاه خواجه رفت و برای ادامۀ جنگ از دیوان خواجه فالی گرفت؛ که همان بیت عراق و فارس گرفتی به شعر خود حافظ / بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است، آمد.
قناری و مرغ عشقهای حافظ
و اما امروزه، تقریباً در هر کجای ایران میتوان فال خود را از شاعر شیرازی بشنوید. افزون بر شب چله که این فال بسیار متداول و معمول است، میتوان فروشندگان پاکتهای حاوی اشعار حافظ را در سراسر ایران و در جاهای مختلف چون حافظیه شیراز و تجریش و دربند تهران دید. گاه کودکان و مردانی میانسال با پرندگان آموزشدیده چون قناری و مرغ عشق با به همراه جعبهای به اندازه کف دست که حاوی پاکتهای شعر در خیابانهای شلوغ و پرترافیک هستند و گشت زنان به عابران و مسافران اجازه میدهند کارتهای شعر را به طور تصادفی انتخاب کنند تا امید به دلشان وارد شود.