کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۸۳۷۰
تاریخ خبر:
تدوین خوب خودش را لو ‌نمی‌دهد

خشایار موحدیان، تدوینگر «استخر» و «زنده‌شور» در گفت‌وگو با هفت صبح

خشایار موحدیان، تدوینگر «استخر» و «زنده‌شور» در گفت‌وگو با هفت صبح

خشایار موحدیان از همکاری با سروش صحت، بازآفرینی روایت و روزهایی می‌گوید که یک کات می‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد

هفت صبح| تا حالا برایتان پیش آمده پای یک فیلم سینمایی دو و نیم ساعته بنشینید، میخکوب پرده شوید و اصلا متوجه گذر زمان نشوید؟ اما در نقطه مقابل، یک فیلم نود دقیقه‌ای چنان خسته‌تان کند که مجبور شوید ده بار به ساعتتان نگاه کنید و منتظر تیتراژ پایانی بمانید؟ یا تا به حال از خودتان پرسیده‌اید چرا یک صحنه کمدی دقیقا در همان صدم ثانیه‌ای که باید، شما را به خنده می‌اندازد یا یک سکانس ملودرام چطور بی‌هوا بغض به گلویتان می‌آورد؟ جواب تمام این اتفاقات و احساسات در یک کلمه خلاصه می‌شود: «تدوین».

 

خیلی از مخاطبان عادی سینما فکر می‌کنند کار تدوینگر صرفا این است که راش‌ها و اضافات تصاویر ضبط شده را قیچی کند، تپق‌های بازیگران را بیرون بکشد و پلان‌های خوب را مثل قطعات یک پازل ساده به هم بچسباند. اما واقعیت این است که تدوین، جادوی پنهان سینماست. تدوینگر در واقع خالق و کارگردان دوم اثر است که در خلوت و تاریکی اتاق تدوین، ریتم، لحن، تعلیق و ضرباهنگ داستان را از نو مهندسی می‌کند. اوست که با کات‌هایش تصمیم می‌گیرد شما کی بترسید، کی بخندید و کی نفس را در سینه حبس کنید. یک تدوین درخشان می‌تواند یک فیلمنامه متوسط را از سقوط نجات دهد و برعکس، یک تدوین بی‌حس‌وحال می‌تواند بهترین بازی‌ها و شاهکارترین کارگردانی‌ها را به راحتی نابود کند.

 

برای اینکه از دنیای آنها سر در بیاوریم سراغ خشایار موحدیان رفتیم؛ یکی از تدوینگران پرکار و مسلط این روزها. او اخیرا هم‌زمان روی دو اثر با دو جهان کاملا متضاد کار کرده است: فیلم «استخر» با فضای کمدی و فانتزی سروش صحت و درام اجتماعی و تلخ «زنده‌شور». با او گپی زدیم تا برایمان بگوید در اتاق تدوین دقیقا چه می‌گذرد، چطور با کارگردان‌ها به زبان مشترک می‌رسد و آیا هوش مصنوعی قرار است جای انسان‌ها را در تدوین بگیرد یا نه. 

 

 شما این روزها تجربه‌ جالبی را از سر می‌گذرانید؛ هم‌زمان روی دو فیلم با دو جهان روایی کاملا متفاوت کار کرده‌اید. «استخر» که فضایی کمدی، رمانتیک و فانتزی دارد و «زنده‌شور» که یک درام اجتماعی است. این تضاد فضاها در مرحله تدوین، چقدر کار و تمرکز شما را دچار چالش یا تغییر کرد؟

واقعیت این است که در زمان تدوین هر کدام از این آثار، تمام تمرکز و استراتژی پیشبرد کار، بر اساس همان فیلم و فیلمنامه مشخص پیش می‌رود. وقتی وارد جهان یک قصه می‌شوم، مختصات همان روایت است که ریتم و نوع برش‌ها را تعیین می‌کند. بنابراین، تفاوت ژانری این دو اثر تداخلی ایجاد نمی‌کند و فضای یکی، تاثیری بر شیوه تدوین فیلم دیگر نمی‌گذارد. هر فیلم جهان مستقل خودش را دارد که باید در اتاق تدوین کشف و ساخته شود.

 

 اگر بخواهیم مشخصا درباره «استخر» صحبت کنیم، در اتاق تدوین چقدر به جهان‌بینی و نگاه خاص سروش صحت نزدیک شدید؟ آنچه امروز مخاطب روی پرده می‌بیند، چقدر حاصل ایده اولیه کارگردان است و چقدر در فرآیند تدوین شکل و قوام گرفته است؟

طبیعی است که در پروسه تدوین این فیلم تغییراتی به وجود آمده است؛ از جمله حذف برخی سکانس‌ها که بنا به ضرورت ریتم و روایت انجام شد. اما نکته مهم این است که تمامی این اتفاقات، حذفیات و تغییرات، در راستای نزدیک شدن به جهان و نگاه مدنظر سروش صحت بوده است. 

 

 با این حساب، سروش صحت به‌عنوان کارگردان چقدر در جزئیات تدوین دخالت می‌کرد؟ آیا پیش می‌آمد که در صحنه‌هایی نگاه شما و کارگردان با هم در تضاد باشد؟

در سینمای حرفه‌ای، به‌طور معمول کارگردان‌ها تدوینگرانی را انتخاب می‌کنند که با جهان فکری آنها همسو باشند تا در طول کار به چالش‌ها و اصطکاک‌های کمتری برخورد کنند. رابطه حرفه‌ای من و سروش صحت هم به همین شکل است. ما پس از سال‌ها همکاری مشترک، به شناخت خوبی از هم رسیده‌ایم؛ به‌طوری که با کمترین اشاره، به نتیجه درست و دلخواه می‌رسیم. البته این بدان معنا نیست که اختلاف نظری وجود ندارد؛ قطعا در دوره تدوین با تفاوت دیدگاه‌ها، نقدها و چالش‌هایی روبه‌رو می‌شویم، اما به دلیل همان شناخت و همسویی، این چالش‌ها در نهایت به نفع فیلم حل‌وفصل می‌شوند.

 

 یک گزاره معروف وجود دارد که می‌گوید «اگر تدوین خوب باشد، مخاطب اصلا متوجه آن نمی‌شود». به نظر شما این «دیده‌نشدن»، بخشی از ذات و ماهیت تدوین است؟

دقیقا همین‌طور است. تدوین همواره باید در خدمت روایت باشد و نباید از خود اثر نمایشی پُررنگ‌تر جلوه کند. اگر مخاطب به جای درگیر شدن با قصه، مدام متوجه کات‌ها شود، یعنی یک جای کار می‌لنگد. البته این قاعده استثنائاتی هم دارد؛ مثلا در ژانرهایی مثل سینمای اکشن، یا فیلم‌هایی که جهانشان به‌شدت وابسته به «فُرم» است، تدوین این اجازه را دارد که بیشتر از حد معمول خودنمایی کند و در آنجا اتفاقا قرار است بیننده متوجه ضرباهنگ تدوین بشود. اما در حالت کلی، هنر تدوینگر در دیده‌نشدن کار اوست.

 

 برای مخاطبانی که شاید با روند کار شما آشنا نباشند، بگویید تدوینگر از چه مقطعی شروع به «نظر دادن» درباره فیلم می‌کند؟ آیا منتظر می‌مانید تا راش‌ها برسد و آنها را کنار هم بچینید، یا در مهندسی دوباره روایت هم نقش دارید؟

برخلاف تصور رایج، کار تدوینگر از مرحله پیش‌تولید آغاز می‌شود. ما از همان ابتدا همراه فیلم یا سریال می‌شویم؛ در جلسات دورخوانی فیلمنامه شرکت می‌کنیم و نظرات و پیشنهادهای خودمان را با نویسنده و کارگردان در میان می‌گذاریم. به واسطه همین همراهی مستمر در هر سه مرحله (پیش‌تولید، تولید و پس‌تولید)، بسیار پیش می‌آید که ما در اتاق تدوین با ایجاد تغییراتی در روایت، به‌هم‌ریختن شیوه روایی خطی فیلمنامه یا حذف بخش‌هایی از آن، به بازآفرینی دوباره قصه کمک می‌کنیم. در واقع ما فقط راش‌ها را نمی‌چسبانیم، قصه را دوباره می‌نویسیم.

 

 در این بازآفرینی، مرز بین «سلیقه شخصی تدوینگر» و «نگاه کارگردان» کجاست؟

در نسخه اولیه یا همان «راف کات»، فیلم یا سریال دقیقا بر اساس دکوپاژ و فیلمنامه چیده می‌شود. اما از اینجا به بعد، تدوینگر نه بر اساس سلیقه شخصی، که بر پایه تحلیل درست فیلمنامه تلاش می‌کند تا روایت را تقویت کند. مرز این دو نگاه در جلسات بازبینی مشخص می‌شود؛ تدوینگر و کارگردان بارها و بارها تدوین روایت را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهند، آزمون و خطا می‌کنند تا در نهایت به نگاه درست و مشترکی برای پیشبرد قصه برسند. این یک کار کاملا تعاملی است.

 

 کمی از بحث هنری فاصله بگیریم. وضعیت اقتصادی تدوینگران در سینمای ایران چگونه است؟ آیا دستمزدی که می‌گیرید با میزان تاثیری که روی محصول نهایی می‌گذارید هم‌خوانی دارد؟

متاسفانه خیر. برای درک این موضوع باید حجم کار ما را در نظر بگیرید. تدوینگر از مرحله پیش‌تولید با پروژه همراه می‌شود. در مرحله تولید، ما پابه‌پای گروه فیلمبرداری کار می‌کنیم و «راف‌کات» اثر را به‌روز پیش می‌بریم تا کارگردان در جریان سکانس‌های ضبط‌شده قرار بگیرد و اگر کم‌وکاستی وجود داشت یا ایده جدیدی به ذهنش رسید، بتواند همان موقع در طول تولید آن را جبران کند. کار ما تازه بعد از پایان فیلمبرداری وارد فاز اصلی و سنگین خود یعنی دوره «فاین‌کات» می‌شود.

 

در سریال‌های شبکه نمایش خانگی که پخش هفتگی دارند، یا در زمان اکران فیلم‌ها، کار به‌شدت زمانبر می‌شود و بسته به بازبینی‌های متعدد، خروجی نهایی می‌تواند بارها و بارها روتوش شود. شرایط سخت و پیچیده‌ای در این حرفه وجود دارد که در یک پاسخ کوتاه نمی‌گنجد، اما در یک کلام، متاسفانه دستمزد تدوینگران با این حجم از سختی، مسئولیت فراوان و طولانی بودن زمان کار، به‌هیچ‌وجه تناسب ندارد.

 

 بحث روز دنیای تکنولوژی یعنی «هوش مصنوعی» را چطور می‌بینید؟ آیا ابزارهای جدید در سال‌های آینده به کمک تدوینگران می‌آیند یا نقش انسانی آنها را کم‌رنگ کرده و جایگزینشان می‌شوند؟

هوش مصنوعی بدون شک به‌عنوان یک بازوی «فنی» به کمک تدوینگران خواهد آمد. کارهایی که معمولا از یک دستیار تدوین انتظار می‌رود-مثل سینک کردن صدا و تصویر، کات‌های اولیه دیالوگ‌ها و مرتب‌سازی راش‌ها-را هوش مصنوعی به‌راحتی می‌تواند انجام دهد. بنابراین معتقدم به لحاظ فنی و نرم‌افزاری بسیار کمک‌کننده است و احتمالا نقش دستیار تدوین را در امور فنی کم‌رنگ‌تر خواهد کرد. اما سینما فقط تکنیک نیست! هوش مصنوعی در درک حس صحنه، تحلیل درام و مهم‌تر از همه در «انتخاب درست‌ترین حس از بازی بازیگران»، ناکام باقی می‌ماند. اینها کارهایی است که به روح، تجربه و زیست انسانی نیاز دارد و ماشین حداقل در آینده نزدیک قادر به انجام آن نخواهد بود.

 

و در نهایت، خشایار موحدیان وقتی خودش به‌عنوان مخاطب عادی به تماشای یک فیلم می‌نشیند، آیا می‌تواند عادت شغلی‌اش را کنار بگذارد، یا ناخودآگاه مدام در حال آنالیز کات‌ها و تدوین است؟

به‌طور معمول این انتخاب دست من نیست! همه‌چیز به کیفیت خود فیلم بستگی دارد. اگر فیلم درگیرکننده، پُرتعلیق و پرکشش باشد، من هم منیت شغلی‌ام را فراموش می‌کنم و ناخودآگاه تبدیل به یک بیننده عادی می‌شوم که فقط قصه را دنبال می‌کند. اما اگر فیلم فاقد این عناصر جذاب باشد؛ آن‌وقت است که ذهنم رها می‌شود و درگیر مچ‌گیری و بررسی موارد فنی و کات‌های فیلم می‌شوم!


 

 

کدخبر: ۶۰۱۶۸۳۷۰
تاریخ خبر:
ارسال نظر