کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۵۰۸۴
تاریخ خبر:
بازار موسیقی پایتخت‌ هنوز چشم‌انتظار بازگشت اجراهای بزرگ است

تهران از ‌تب کنسرت‌ افتاد

تهران از ‌تب کنسرت‌ افتاد

تهران سال‌هاست با یک تناقض عجیب زندگی می‌کند: شهری چندمیلیونی با انبوه مخاطبان موسیقی، اما با تعداد محدودی سالن مناسب برای اجرای بزرگ

هفت صبح| سالن‌های بزرگ هنوز به شکل گسترده میزبان ستاره‌های موسیقی نشده‌اند و اقتصاد کنسرت که ماه‌ها روزهای کم‌رونقی را پشت سر گذاشته، حالا برای بازگشت با مسئله سالن، هزینه تولید و قدرت خرید مخاطب دست‌وپنجه نرم می‌کند. تقویم جلو رفته، تابستان نفس‌های آخرش را می‌کشد اما تهران هنوز شبیه شهری نیست که فصل کنسرت‌هایش آغاز شده باشد. کافی است صفحه سامانه‌های بلیت‌فروشی را بالا و پایین کنید. اجرا هست، نام‌هایی هم دیده می‌شوند، اما آن ازدحام همیشگی خوانندگان مشهور، تمدیدهای پیاپی، سانس‌های اضافه و رقابت سالن‌ها هنوز برنگشته است.

 

گزارش‌های تازه نیز همین تصویر را تأیید می‌کنند. در آخرین ماه تابستان، برای تهران ۱۶کنسرت در پنج سالن اعلام شده بود، در حالی که شمار اجراهای شهرستان‌ها از ۴۰ کنسرت عبور می‌کرد.  این سکوت البته مطلق نیست. رضا بهرام ۱۸ شهریور در کنسرت‌هال رزمال روی صحنه رفت و ایوان‌بند نیز به جمع اجراهای محدود این ماه پیوست. مسئله جای دیگری است: موتور اصلی بازار کنسرت تهران هنوز با قدرت گذشته روشن نشده است. همان بازاری که شب‌های متوالی سالن‌های بزرگ را پر می‌کرد و گاهی یک خواننده چندین سانس پشت سر هم روی صحنه می‌رفت، اکنون با احتیاط حرکت می‌کند.

 

شهری که سالن کم آورده است

ماجرای کنسرت تهران را نمی‌توان فقط با وضعیت اجتماعی و وقفه‌های چندماهه توضیح داد. تهران سال‌هاست با یک تناقض عجیب زندگی می‌کند: شهری چندمیلیونی با انبوه مخاطبان موسیقی، اما با تعداد محدودی سالن مناسب برای اجرای بزرگ. برج میلاد زمانی یکی از نشانی‌های اصلی کنسرت پاپ تهران بود، اما در دوره‌ای مسیر برگزاری اجراهای پاپ در آن محدود شد. سالن وزارت کشور نیز سال‌ها یکی از گزینه‌های مهم بازار بود، ولی دسترسی تهیه‌کنندگان موسیقی به سالن‌های دولتی و عمومی همیشه ساده و پایدار نبوده است.

 

بخشی از این فضاها برنامه‌ها و اولویت‌های سازمانی خود را دارند و گرفتن تاریخ مناسب برای اجرای تجاری موسیقی می‌تواند به مسئله‌ای جدی تبدیل شود. وضعیت فعلی نیز چندان امیدوارکننده نیست. برای مثال سه فضای مهم کنسرت تهران: برج میلاد هنوز شرایط فصل تازه اجراها را مشخص نکرده، سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی با تغییر مدیریت و برخی مسائل ایمنی روبه‌رو بوده و رویال‌هال اسپیناس پالاس نیز به دلیل میزبانی نمایش «آرش» مدتی از چرخه معمول کنسرت خارج شده است.

 

در سال‌های گذشته سالن میلاد نمایشگاه هم دوره‌هایی با بحث استانداردهای فنی و ایمنی روبه‌رو بوده است. در سوی دیگر، سالن‌های خصوصی هتل‌ها، مجموعه‌های تجاری و مراکز تفریحی وارد میدان شدند. تعدادشان محدود است و هزینه بهره‌برداری‌شان نیز پایین نیست. حاصل این معادله روشن است: تقاضای زیاد برای سالن مناسب، عرضه محدود و هزینه‌ای که سرانجام بخشی از آن روی بلیت می‌نشیند.

 

چندماه سکوت و یک اقتصاد معطل

پشت هر شبی که خواننده‌ای روی صحنه نمی‌رود، گروه بزرگی بیکار یا کم‌کار می‌شود. کنسرت فقط خواننده‌ای زیر نور و چند هزار تماشاگر روبه‌روی او نیست. نوازنده، صدابردار، نورپرداز، عوامل صحنه، تهیه‌کننده، طراح، نیروی اجرایی، تبلیغات، روابط عمومی، بلیت‌فروشی و ده‌ها شغل مستقیم و غیرمستقیم به این چرخه وابسته‌اند.

 

این اقتصاد طی ماه‌های گذشته ضربه خورده است. وقفه طولانی به دلیل مسائل چندماه گذشته برای حوزه موسیقی بسیار آسیب زننده بوده و بازگشت کنسرت‌ها نیز یکدست نبوده است. شهرهایی مانند اصفهان اکنون تحرک بیشتری نشان می‌دهند. بلیت‌های پنج شب نخست اجرای علیرضا قربانی در اصفهان به پایان رسید و اجرا تمدید شد. آرمان گرشاسبی نیز برای مهر در همین شهر برنامه دارد.

 

پس مخاطب هنوز کنسرت می‌خواهد. این نکته مهمی است. مسئله، ناپدید شدن میل مردم به موسیقی زنده نیست. پرسش این است که تهران با چه سرعتی می‌تواند دوباره این تقاضا را به یک بازار فعال تبدیل کند.تعطیلی طولانی کنسرت‌ها برای مخاطب یعنی حذف چند شب تفریح. برای کسی که درآمدش به صحنه وابسته است، معنای دیگری دارد: چند ماه درآمد ازدست‌رفته.

 

حالا بلیت چند؟

بازگشت کنسرت‌ها یک سوال ساده و شاید ترسناک را هم با خودش آورده است: برای یک شب موسیقی زنده چقدر باید پول داد؟  پاسخ را می‌توان همین روزها بیرون تهران پیدا کرد. سالار عقیلی شهریور در هتل آراز نوشهر قرار است روی صحنه برود و سقف قیمت بلیت این اجرا به محدوده سه میلیون تومان رسیده است. نمونه‌های دیگر هم کم نیستند. بلیت کنسرت اشوان در اهواز با سقف حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان عرضه شده و برای اجرای مجید رضوی در بجنورد نیز سقف قیمت به حدود دو میلیون تومان رسیده است.

 

این اعداد دیگر حاشیه بازار موسیقی نیستند. دارند تصویری از فصل تازه کنسرت در ایران می‌سازند. تا چندی پیش عبور بلیت کنسرت ایرانی از مرز یک میلیون تومان خودش خبر بود. حالا عدد دو میلیون عادی‌تر شده و سه میلیون تومان نیز وارد جدول قیمت‌ها شده است. سوال مهم اینجاست که اگر این قیمت‌ها در نوشهر، اهواز و بجنورد دیده می‌شود، بازگشت کنسرت‌های بزرگ به تهران با چه اعدادی همراه خواهد شد؟ تهران هزینه‌های خاص خودش را دارد. سالن مناسب کم است، اجاره سالن‌های خصوصی بالاست، دستمزد عوامل افزایش یافته، تجهیزات، تبلیغات، حمل‌ونقل و تولید گران‌تر شده و رقابت برای گرفتن تاریخ مناسب در سالن‌های پرمخاطب نیز وجود دارد. بنابراین دور از ذهن نیست که با بازگشت خوانندگان پرطرفدار به سالن‌های بزرگ پایتخت، بازار با بلیت‌هایی گران‌تر روبه‌رو شود.

 

اینجاست که مسئله دیگر درباره قیمت یک صندلی نیست، درباره توان اقتصاد خانواده برای خرید یک شب تفریح است. اگر بلیت سه میلیون تومان باشد، یک زوج برای نشستن در ردیف‌های گران‌تر باید شش میلیون تومان کنار بگذارند. هزینه رفت‌وآمد و خوردوخوراک را هم اضافه کنید و یک شب کنسرت می‌تواند سهم قابل توجهی از درآمد ماهانه یک خانواده را ببلعد. برای خانواده سه یا چهار نفره، ماجرا جدی‌تر می‌شود. بازار کنسرت با معادله عجیبی روبه‌رو شده است. عوامل موسیقی بعد از ماه‌ها کم‌کاری و تعطیلی نیازمند بازگشت صحنه‌اند.

 

تهیه‌کننده با هزینه‌های بالاتر تولید مواجه است. سالن سهم خودش را می‌خواهد. خواننده و گروه موسیقی هم با همان هزینه‌های چند سال قبل زندگی نمی‌کنند. آن سوی ماجرا اما مخاطبی ایستاده که قدرت خریدش زیر فشار تورم تحلیل رفته است. شاید کنسرت‌های تهران دوباره شلوغ شوند. شاید نام خوانندگان بزرگ یکی‌یکی روی سامانه‌های بلیت‌فروشی ظاهر شود و دوباره عبارت «تمام بلیت‌ها فروخته شد» را ببینیم اما پشت این رونق احتمالی یک پرسش مهم باقی می‌ماند: اگر موسیقی زنده آرام‌آرام به تفریح چندمیلیونی تبدیل شود، چند نفر هنوز می‌توانند تماشاگرش بمانند؟ مسئله فصل تازه کنسرت‌ها دیگر فقط این نیست که چه کسی روی صحنه می‌رود. سوال مهم‌تر شاید این باشد که چه کسی هنوز توان نشستن روی صندلی‌های روبه‌روی صحنه را دارد؟

 


 

کدخبر: ۶۰۱۶۵۰۸۴
تاریخ خبر:
ارسال نظر