کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۱۹۸۱
تاریخ خبر:
‌مسابقه‌ای که برنده‌اش چند دقیقه زودتر می‌فروشد

دروغ شیرین «سولد اوت»؟

دروغ شیرین «سولد اوت»؟

پشت ادعای فروش هزاران بلیت در چند دقیقه، پای ظرفیت واقعی سالن، صندلی مهمان، رزرو موقت و تکنیک‌های بازاریابی هم وسط است

هفت صبح| «تمام بلیت‌ها در چند دقیقه فروخته شد»؛ این جمله حالا تقریباً به اندازه نام بازیگر و خواننده در تبلیغات کنسرت‌ها و نمایش‌ها اهمیت پیدا کرده است. هنوز صحنه دیده نشده، نقدی منتشر نشده و تماشاگر از سالن بیرون نیامده، اما نخستین موفقیت ثبت شده: SOLD OUT. چند دقیقه بعد پوستر مخصوص منتشر می‌شود، استوری‌ها بالا می‌روند و جمله آشنای دیگری می‌رسد:

 

«به دلیل استقبال بی‌نظیر مخاطبان، سانس جدید اضافه شد.» اما دقیقاً چه چیزی در چند دقیقه فروخته شده است؟ این پرسش با واکنش اخیر صابر ابر دوباره جدی شد. او رکوردسازی‌های فروش در تئاتر را نشانه گرفت و نوشت: «این رکوردسازی‌های دروغین و زشت، در شأن تئاتر نیست. فروش سریع بلیت، افتخار گیشه است، نه اعتبار نمایش.» اعتراض او فقط به یک شیوه تبلیغاتی نبود. پای مسئله بزرگ‌تری وسط است. «چند دقیقه‌ای فروختن» دارد به واحد تازه سنجش موفقیت در بازار اجراهای زنده تبدیل می‌شود.

 

‌مسابقه‌ای که برنده‌اش چند دقیقه زودتر می‌فروشد

فروش سریع به خودی خود عجیب نیست. خواننده‌ای محبوب یا نمایشی با چند بازیگر مشهور می‌تواند هزاران نفر را پشت صفحه خرید بلیت بنشاند. ظرفیت سالن محدود است و تقاضا بالا. نتیجه هم روشن است: صندلی‌ها واقعاً ممکن است در زمانی کوتاه تمام شوند.مسئله از جایی جالب می‌شود که خود «زمان فروش» تبدیل به محصول تبلیغاتی می‌شود.

 

دیگر کافی نیست بگویید اجرای ما پرفروش است. جذاب‌تر است اعلام کنید پنج هزار بلیت در ۲۰دقیقه، ۱۰هزار بلیت در ۱۵دقیقه یا ظرفیت یک سانس در چند دقیقه تمام شده. هرچه عدد زمان کوچک‌تر باشد، خبر بزرگ‌تر به نظر می‌رسد.این مسابقه یک مزیت مهم هم برای مرحله بعدی فروش دارد. مخاطبی که دیده مرحله قبلی بلیت‌ها سریع ناپدید شده‌اند، دفعه بعد فرصت فکر کردن را به خودش نمی‌دهد. ساعت فروش را تنظیم می‌کند و کارت بانکی را کنار دستش می‌گذارد. «اگر الان نخرم، تمام می‌شود» همان فشاری است که فروش بعدی را سریع‌تر می‌کند. رکورد قبلی، رکورد بعدی را می‌سازد.

 

چند صندلی واقعاً روی سایت بود؟

مهم‌ترین سوال اما معمولاً در پوسترهای «سولد اوت» جایی ندارد: ظرفیت عرضه‌شده چقدر بوده؟ فرض کنید سالنی هزار صندلی دارد. روی سامانه فروش ۷۰۰ صندلی قرار گرفته و همه آنها فروخته شده‌اند. آیا می‌توان گفت سالن هزارنفره «سولد اوت» شده؟ اینجا باید میان سه عدد تفاوت گذاشت: ظرفیت فیزیکی سالن، تعداد بلیت عرضه‌شده برای فروش عمومی و تعداد بلیت‌هایی که تراکنش آنها قطعی شده است. این سه عدد لزوماً یکی نیستند.

 

بخشی از صندلی‌ها ممکن است سهم مهمانان، اسپانسرها، رسانه‌ها، عوامل یا دعوت‌های ویژه باشد. بخشی هم ممکن است در مرحله اول فروش باز نشده باشد. ماجرای رزروهای موقت هم وجود دارد. کاربر صندلی را انتخاب می‌کند و وارد درگاه می‌شود. برای مدتی همان صندلی در نقشه ناموجود دیده می‌شود، حتی اگر خرید کامل نشود و چند دقیقه بعد دوباره به چرخه فروش برگردد. پس نقشه‌ای که ناگهان قرمز یا خاکستری می‌شود، الزاماً به معنی واریز پول تمام آن صندلی‌ها به حساب گیشه نیست.

 

شفاف کردن ماجرا هم پیچیده نیست. هر پروژه‌ای که رکورد فروشش را با عدد و دقیقه اعلام می‌کند، می‌تواند سه عدد دیگر هم بدهد: ظرفیت سالن، تعداد بلیت عرضه‌شده و فروش قطعی. آن وقت «۱۰هزار بلیت در ۱۵ دقیقه» یک ادعای تبلیغاتی نیست، آماری قابل سنجش است.

 

«سولد اوت» خودش بلیت می‌فروشد

قدرت این دو کلمه دقیقاً همین‌جاست. SOLD OUT فقط نمی‌گوید بلیت نداریم. یک پیام دیگر هم می‌فرستد: «خیلی‌ها خواسته‌اند این اجرا را ببینند.» و آدم‌ها به انتخاب دیگران حساس‌اند. «فروش سانس دوم آغاز شد» یک خبر معمولی است. «پس از تکمیل ظرفیت سانس اول، فروش سانس دوم آغاز شد» همان خبر را به نشانه محبوبیت تبدیل می‌کند.

 

اینجا مرز اطلاع‌رسانی و بازاریابی باریک می‌شود. اعلام تکمیل ظرفیت می‌تواند کاملاً واقعی باشد و همزمان کارکرد تبلیغاتی هم داشته باشد. مشکل خود «سولد اوت» نیست. مشکل زمانی شکل می‌گیرد که مخاطب هیچ راهی برای فهمیدن عدد پشت آن نداشته باشد.بازار ثانویه بلیت نیز ماجرا را پیچیده‌تر کرده است. گزارش‌هایی درباره بلیت برخی اجراهای پرطرفدار منتشر شده که دقایقی پس از نایاب شدن در سامانه رسمی، با قیمت‌های بالاتر در پلتفرم‌های آگهی سر درآورده‌اند. یعنی حتی «فروخته شدن» هم همیشه پاسخ نمی‌دهد که خریدار واقعی چه کسی بوده است.

 

صابر ابر جمله دیگری هم دارد: «قبل از شمردن دقیقه‌های فروش، فکر کنید روی صحنه چه می‌برید و تماشاگر قرار است چه چیزی ببیند.» شاید همین یک جمله پایان مناسبی برای مسابقه دقیقه‌ها باشد. گیشه موفق، دستاورد مهمی است. تهیه‌کننده باید بلیت بفروشد و تئاتر و موسیقی بدون اقتصاد زنده نمی‌مانند. اما ساعت فروش نمی‌تواند کیفیت هنری تولید کند. چراغ سالن که خاموش شود، رکوردها بیرون می‌مانند. دیگر کسی نمی‌پرسد این صندلی در سه دقیقه فروخته شده یا سه هفته. فقط یک سوال باقی می‌ماند: چیزی که برای دیدنش این همه عجله کردیم، ارزش دیدن داشت؟


 

 

کدخبر: ۶۰۱۶۱۹۸۱
تاریخ خبر:
ارسال نظر