کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۲۶۵۴
تاریخ خبر:
فرصت بزرگ جشنواره مد تبریز زیر سایه یک جنجال

کت ‌واک روی خط قرمز

کت ‌واک روی خط قرمز

جشنواره مد تبریز قرار بود طراحان و تولیدکنندگان بومی را معرفی کند، اما اختلاف بر سر ضوابط فرهنگی برنامه را به حاشیه کشاند

هفت صبح| چند روز پیش، تبریز میزبان «نخستین جشنواره و ایونت مد و لباس» بود. رویدادی که می‌توانست نقطه شروعی برای بازتعریف جایگاه این شهر در صنعت مد و اقتصاد خلاق باشد. استقبال از این برنامه و حضور جمعی از فعالان و مسئولان، این امید را ایجاد کرد که تبریز با سابقه طولانی در تجارت، نساجی و پوشاک، بار دیگر بتواند از ظرفیت‌های خود در یکی از صنایع مهم و رو به رشد جهان استفاده کند. رویدادی که در صورت تداوم و برنامه‌ریزی درست، می‌توانست به بستری برای معرفی طراحان جوان، حمایت از تولیدکنندگان بومی و پیوند میان هنر، تولید و بازار تبدیل شود.

 

چرا برگزاری چنین رویدادی یک فرصت طلایی است؟

اهمیت جشنواره‌های مد اما بیشتر از نمایش چند مجموعه لباس است. صنعت مد زنجیره‌ای گسترده از طراح و تولیدکننده پارچه تا خیاط، عکاس، گرافیست، مدل، فعال تبلیغات و بازاریابی و در نهایت مصرف‌کننده را درگیر می‌کند. به همین دلیل، شکل‌گیری چنین رویدادهایی می‌تواند به ایجاد فرصت‌های شغلی برای نیروهای خلاق، رونق کارگاه‌های تولیدی و دیده‌شدن استعدادهایی کمک کند که معمولا برای یافتن فرصت‌های حرفه‌ای، راهی تهران یا خارج از کشور می‌شوند. در تبریز نیز این ظرفیت می‌توانست در کنار تقویت تولید داخلی، زمینه‌ای برای شکل‌گیری و معرفی هویتی معاصر از «مد ایرانی‌-آذری» فراهم کند؛ هویتی که از ریشه‌های فرهنگی منطقه الهام بگیرد اما در عین حال با نیازها و زبان صنعت مد امروز نیز ارتباط داشته باشد.

 

با این حال، ماجرا خیلی زود از مسیر یک رویداد فرهنگی و اقتصادی خارج شد. انتشار تصاویر و ویدیوهای مراسم در شبکه‌های اجتماعی، موجی از انتقادها درباره نحوه برگزاری و رعایت ضوابط و هنجارهای فرهنگی به راه انداخت. برخی منتقدان، آنچه در این مراسم رخ داده بود را مغایر با مقررات جاری کشور و مصداق تخلف از ضوابط مربوط به حجاب در فضای عمومی دانستند، در حالی که برگزارکنندگان و شماری از شرکت‌کنندگان، جشنواره را فرصتی برای نمایش توانمندی‌های هنری و اقتصادی جوانان و ایجاد فضایی تازه برای فعالیت در حوزه مد معرفی کردند.

 

حضور چهره‌های رسمی، از جمله نعمت‌اله پایان، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، صابر پرنیان، مدیرکل صمت، یونس ژائله، رئیس اتاق بازرگانی تبریز و کریم صادق‌زاده، رئیس خانه کارگر تبریز، نیز بر اهمیت و رسمیت این رویداد افزوده بود. همین حضور، یکی از پرسش‌های اصلی پس از انتشار تصاویر را پررنگ‌تر کرد: اگر برگزاری چنین برنامه‌ای نیازمند رعایت مجموعه‌ای از ضوابط و نظارت‌های فرهنگی است، سازوکار نظارت بر این رویداد چگونه عمل کرده است؟

 

پارادوکس نظارت: از سخنرانی در افتتاحیه تا احضار برگزارکننده

حضور مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان در مراسم، آن هم نه فقط به عنوان یک مهمان که در جایگاه سخنران، عملا به معنای تایید رسمی این رویداد بود. منطق حکم می‌کند برنامه‌ای که بالاترین مقام فرهنگی استان در آن سخنرانی می‌کند، از تمام فیلترهای نظارتی عبور کرده و مورد تایید کامل آن نهاد است. اما با بالا گرفتن انتقادات و انتشار تصاویر حاشیه‌ساز، ورق برگشت. روابط عمومی همان اداره‌کل، در اقدامی غیرمنتظره، از احضار موسسه برگزارکننده (موسسه فرهنگی و هنری همای سعادت) و بررسی موضوع خبر داد.

 

اینجاست که افکار عمومی با یک تناقض بزرگ روبه‌رو می‌شود؛ تناقضی که منتقدان به درستی روی آن دست گذاشته‌اند: «نمی‌شود یک روز مدیرکل ارشاد در قامت مهمان و سخنران در یک برنامه حاضر شود و روز دیگر همان مجموعه را برای توضیح درباره همان برنامه احضار کند!» این دوگانگی، پرسش‌های بنیادینی را مطرح می‌کند که اگر برنامه محل ایراد بوده، مجوز آن بر چه اساسی صادر شده و چرا شخص مدیرکل در آن حضور یافته است؟ و اگر برنامه مورد تایید بوده، این احضار و بیانیه برای چیست؟ آیا این یک عقب‌نشینی در برابر فشارهاست یا تلاش برای مدیریت بحرانی که خود در شکل‌گیری آن نقش داشته است؟ مسئله دیگر چند تصویر منتشرشده نیست؛ مسئله تناقض در روایت و کیفیت نظارت است.

 

روایتی از دو رویداد مجزا

در پاسخ به این ابهامات، اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی بیانیه‌ای تفصیلی صادر کرد که تلاش داشت تا خطوط این ماجرا را از هم تفکیک کند. شاه‌بیت این بیانیه، تلاشی برای جداسازی دو برنامه از یکدیگر بود:

 

۱. جشنواره رسمی (۹ شهریور): به گفته ارشاد، جشنواره اصلی، دارای مجوز و مورد تایید، در تاریخ ۹ شهریورماه برگزار شده و در جریان آن، تمام ضوابط و شئونات اسلامی رعایت شده است. حضور مسئولان نیز مربوط به همین روز بوده است.

 

۲. رویداد مستقل (۱۰ شهریور): بیانیه مدعی است که موسسه همای سعادت، در روز بعد (۱۰ شهریور) رویداد دیگری برگزار کرده که از نظر اجرایی و ماهیت، از جشنواره روز قبل «مستقل» بوده است. ارشاد معتقد است تصاویر حاشیه‌ساز، مربوط به این رویداد دوم است و نباید به جشنواره رسمی روز اول منتسب شود.

 

این بیانیه همچنین تاکید می‌کند که مسئولیت اجرای برنامه بر عهده برگزارکننده است و صدور مجوز، به معنای انتقال مسئولیت به دستگاه صادرکننده نیست. در نهایت نیز با احضار موسسه برگزارکننده، وعده بررسی تخصصی و برخورد احتمالی در صورت احراز تخلف را می‌دهد. این بیانیه، یک مانور حقوقی-اداری برای شانه خالی کردن از بار مسئولیتی است که حضور شخص مدیرکل بر دوش این نهاد گذاشته بود. اما آیا افکار عمومی این روایت «دو رویداد مجزا» را می‌پذیرند؟

 

نگاهی از درون

در میان این سر و صداها، روایتی آرام و متفاوت نیز به چشم می‌خورد؛ روایت یکی از داوران یا دست‌اندرکاران رویداد. این روایت که در فضای مجازی منتشر شده، با امیدی مشترک برای بهتر شدن حال مد و لباس شهر آغاز می‌شود و حضور در این رویداد را فرصتی برای انتقال تجربه می‌داند. اما در ادامه، با کنایه‌ای ظریف به بروز اختلاف نظر اشاره می‌کند:

 

«مسیر اما همیشه آن‌طور که در ابتدا تصور می‌کنیم ادامه پیدا نمی‌کند؛ گاهی تفاوت نگاه‌ها باعث می‌شود آدم، ادامه‌ مسیر را از فاصله‌ای دیگر دنبال کند.» با این حال، این روایت با آرزوی موفقیت برای برگزارکنندگان و امید به اینکه تبریز روزی به قطب مد ایران تبدیل شود، پایان می‌یابد و این پرسش را مطرح می‌کند: «تبریز برای تبدیل شدن به یک قطب مد و لباس ایران، چه چیزی کم دارد؟»

 

بحران مدیریت یا شکاف فرهنگی؟

ماجرای ایونت مد تبریز، یک نمونه کلاسیک از چالش‌های مدیریت فرهنگی در ایران امروز است. این رویداد، محل تلاقی چندین نیروی متضاد بود: شور و خلاقیت جوانان، نیازهای اقتصادی صنعت پوشاک، تلاش مدیران محلی برای نمایش پویایی، فشارهای سیاسی و اجتماعی از بالا، و حساسیت‌های عمیق فرهنگی و مذهبی.

 

رفتار پارادوکسیکال اداره‌کل ارشاد، بیش از هرچیز نشان‌دهنده سردرگمی و قرار گرفتن در یک موقعیت دشوار است. از یک سو، این نهاد وظیفه دارد از فعالیت‌های فرهنگی و هنری قانونی حمایت کند و از سوی دیگر، باید پاسخگوی نهادهای قدرتمندتر و جریان‌های فکری محافظه‌کار باشد. حضور مدیرکل در مراسم، تلاشی برای حمایت و دلگرم کردن فعالان این حوزه بوده، اما احضار و بیانیه پس از آن، یک واکنش دفاعی برای مهار بحران و جلوگیری از تبعات سنگین‌تر برای خود او و مجموعه‌اش است.

 

این پرونده نشان داد که مرز میان «هنجار» و «ناهنجاری» در حوزه سبک زندگی تا چه حد سیال و تفسیرپذیر است و چگونه یک رویداد فرهنگی می‌تواند به سرعت به یک بحران تبدیل شود. این افکار عمومی است که با پرسش‌های بی‌پاسخ رها شده است: مسئولیت واقعی این تناقض با کیست؟ و مهم‌تر از آن، آیا مسیری برای رشد و پویایی صنایعی مانند مد و لباس در شهرهایی چون تبریز وجود دارد که هم به خلاقیت هنرمندان میدان دهد و هم از خطوط قرمز عبور نکند؟ به نظر می‌رسد تا زمانی که این خطوط قرمز به شکلی شفاف و باثبات تعریف نشوند، هر رویدادی پتانسیل تبدیل شدن به یک جنجال مشابه را خواهد داشت.


‌ انتقاد از تریبون نماز جمعه    

در آن سوی میدان، منتقدان با قاطعیت تمامیت این رویداد را زیر سوال بردند. سیدباقر سیدی، امام جمعه بناب از تریبون نماز جمعه این رویداد را نه نمایشگاه مد، که نمایشگاه عریانی خواند و از حضور و نظاره‌گری مسئولان در این صحنه‌ها به شدت انتقاد کرد. سیدی افزود: «چرا برای برگزاری چنین نمایشگاه‌هایی اعتبار وجود دارد، اما برای برگزاری نمایشگاه عفاف و حجاب اعتباری وجود ندارد؟» او با اشاره به شرایط حساس کشور، شهادت جوانان و عزادار بودن جامعه، این حرکات را «غیرعمدی» ندانست و هشدار داد که مردم چنین رویدادهایی را تحمل نخواهند کرد. 

 

 

کدخبر: ۶۰۱۶۲۶۵۴
تاریخ خبر:
ارسال نظر