درباره جواد مجابی چهره برجسته ادبیات که دیروز گذشت
جواد مجابی یکی از چهرههای چندوجهی ادبیات ایران درگذشت
هفت صبح| شنبه، چهاردهم شهریور، روزی بود که ادبیات و هنر معاصر ایران یکی از پرکارترین، تاثیرگذارترین و چندوجهیترین چهرههای خود را از دست داد. «جواد مجابی»، شاعر، نویسنده، منتقد، روزنامهنگار، نقاش و طنزپرداز نامآشنا، پس از یک دوره بیماری و در آستانه ۸۷ سالگی، چشم از جهان فروبست تا کارنامه درخشان و پربارش، میراثی ماندگار برای نسلهای آینده باشد.
او که در ۲۲ مهر ۱۳۱۸ در قزوین به دنیا آمده بود، مسیری منحصر به فرد را در فرهنگ ایران طی کرد. با وجود تحصیل در رشتههای حقوق و اقتصاد در دانشگاه تهران، این عشق به کلمه و هنر بود که سرنوشتش را رقم زد. مجابی از همان دهه چهل، همزمان با کار در وزارت فرهنگ و هنر، به صورت حرفهای به روزنامهنگاری روی آورد. حضور تاثیرگذارش به عنوان دبیر بخش فرهنگ و هنر روزنامه «اطلاعات» و همکاریاش با مجلات ادبی معتبری چون «فردوسی»، «خوشه» و «دنیای سخن»، او را به یکی از چهرههای کلیدی مطبوعات آن دوران تبدیل کرد.
اما جهان مجابی بسیار گستردهتر از مطبوعات بود. او در چهل سال گذشته، تمرکز خود را بیشتر بر آفرینشهای ادبی در حوزه شعر و رمان گذاشت و به یکی از نمایندگان شاخص ادبیات معاصر ایران تبدیل شد که شهرتش از مرزها فراتر رفت و بارها برای سخنرانی در مجامع اروپایی و آمریکایی دعوت شد. با این حال، هرگز از دیگر عرصهها غافل نشد.
مجابی یکی از مطرحترین منتقدان هنرهای تجسمی ایران بود و با نوشتن کتاب مرجع «نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران»، دین خود را به این حوزه ادا کرد. در کنار نقد، خود نیز نقاشی و کاریکاتور را با جدیت دنبال میکرد و حتی در روزهای بیماری نیز دست از خلق برنداشت؛ نمایشگاه «شبهای سفید بیمارستان و من» که در دوران بستری بودنش برپا شد، گواهی بر این روحیه خستگیناپذیر بود.
طنز، بعد دیگری از شخصیت هنری او بود که در آثاری چون «یادداشتهای آدم پرمدعا» خودش را نشان داد و نامش را به عنوان یک طنزپرداز مدرن و صاحب سبک ثبت کرد. او روشنفکری معتقد به طغیان بود. طغیانی دائمی علیه هر چیز، حتی علیه خود. این نگاه عصیانگر و پرسشگر که در تار و پود آثارش تنیده شده بود، او را از سکون و درجا زدن در یک قالب برحذر میداشت.
کارنامه او مملو از جوایز و تقدیرهاست؛ از جایزه فروغ برای روزنامهنگاری در سال ۱۳۵۴ تا جایزه بیژن جلالی برای نقد در ۱۳۸۲ و جایزه آرش در تورنتو. از مجابی بیش از هفتاد کتاب در زمینههای گوناگون به یادگار مانده است؛ «شناختنامه احمد شاملو»، رمانهای «باغ گمشده» و «بنفشههای سراشیب»، و مجموعه اشعار متعدد، فقط بخشی از این گنجینه عظیم هستند.
خانواده مجابی اعلام کرده است که پس از برگزاری مراسم تشییع، در منزل این هنرمند به مدت هفت روز به روی دوستدارانش باز خواهد بود. جواد مجابی رفت، اما نام و آثارش چون «کاشی ماندگار» بر سردر خانه فرهنگ این سرزمین، برای همیشه حک شده است.