حاشیه، نوید محمدزاده را بلعید
«نقض تعهدات قراردادی» روایت رسمی تهیهکنندگان است، اما حذف محمدزاده موضوعی را زنده میکند که حاشیههای یک ستاره کجا میتواند به مسئلهای حرفهای برای یک پروژه تبدیل شود
هفت صبح| نام پروژه «آرش» بود. قهرمان اسطورهای که جانش را در چله کمان گذاشت تا مرزهای ایران را مشخص کند. اما حالا، کمتر از یک هفته مانده به اجرا، نام نوید محمدزاده، یکی از بازیگرانش، از این پروژه بزرگ تئاتر-ارکسترال خط خورده است. بیانیه رسمی پروژه، دلیل این خداحافظی را «نقض تعهدات قراردادی و رفتارهای غیرحرفهای» اعلام میکند و با ظرافت، هرگونه ارتباطی با مواضع سیاسی اخیر او را رد میکند؛ بهویژه حمایتش از فلسطین که درست ۱۰ روز قبل از این اتفاق، علنی شده بود. اما آیا به همین سادگی است؟
آیا میتوان داستان یکی از تحسینشدهترین و در عین حال جنجالیترین بازیگران دهه اخیر ایران را در یک بیانیه رسمی خلاصه کرد؟ کنار گذاشته شدن نوید محمدزاده از پروژه «آرش»، بیش از آنکه یک تصمیم مدیریتی ساده به نظر برسد، مانند پرده آخر نمایشی است که فصلهای پیشین آن، سالهاست روی صحنه شبکههای اجتماعی و رسانهها اجرا میشود. نمایشی درباره مرز میان هنر، شخصیت و حاشیه.
پرچمی که دوباره برافراشته شد
آخرین حاشیه، مانند بسیاری از حواشی زندگی محمدزاده، از یک قاب عکس در فضای مجازی شروع شد. او تصویری از خود با لباسی منقش به پرچم فلسطین منتشر کرد. در کشوری که موضعگیریهای سیاسی، بهویژه در مورد مناقشه اسرائیل و فلسطین، همواره حساسیتبرانگیز بوده، این اقدام نمیتوانست بیصدا بماند. واکنشها سریع و دوقطبی بود. گروهی او را برای این شجاعت ستودند و گروهی دیگر، این حرکت را نمایشی و فرصتطلبانه خواندند. اما محمدزاده عقبنشینی نکرد. او با انتشار فیلمی موضع خود را محکمتر کرد:
«از اسرائیل بدم میاد.» و ادامه داد که این نگاهی تازه نیست و اسطورههای زندگیاش همواره حامی فلسطین بودهاند. این شفافیت، اگرچه برای طرفدارانش تحسینبرانگیز بود، اما زنگ خطری را برای پروژههایی که او در آنها حضور داشت به صدا درآورد. بیانیه پروژه «آرش» که تاکید میکند این تصمیم ارتباطی با موضعگیری او ندارد خود گواهی بر این است که این «حاشیه» آنقدر پررنگ بوده که نیاز به شفافسازی رسمی داشته است. شاید دلیل قطع همکاری، مستقیما حمایت از فلسطین نبوده، اما آیا میتوان این واقعیت را نادیده گرفت که محمدزاده به بازیگری تبدیل شده که هر حرکتش، یک پروژه را در معرض تفسیرها قرار میدهد؟
سکوت مقابل «ای ایران»
عقبتر برویم؛ به تور اجرای پروژه «سیصد» در آمریکای شمالی. در بخشی از این نمایش، سرود ملی «ای ایران» طنینانداز میشود. ویدیویی کوتاه از یکی از اجراها بهسرعت دستبهدست شد. تمام بازیگران روی صحنه، دست بر سینه، سرود را همخوانی میکنند، جز یک نفر؛ نوید محمدزاده. او ساکت و بیحرکت ایستاده است. همین چند ثانیه کافی بود تا موجی از انتقادات علیه او به راه بیفتد.
اتهامها سنگین بود. بیاحترامی به سرود ملی، پشت کردن به هویت ایرانی و تلاش برای جلب رضایت مخاطبان خارج از کشور. ماجرا زمانی پیچیدهتر شد که در اجراهای بعدی، ویدیوی دیگری منتشر شد که نشان میداد محمدزاده این بار سرود را میخواند؛ اما به عقیده منتقدان، با لحنی تمسخرآمیز و نمایشی. این اتفاق، الگویی تکرارشونده را در کارنامه حواشی او به نمایش گذاشت: یک حرکت جنجالی، یک واکنش عمومی تند و سپس، تلاشی برای اصلاح که خود به جنجالی تازه دامن میزند.
فریادی برای پدر همسر
در تابستان سال گذشته، حاشیه ابعادی اجتماعی و خانوادگی به خود گرفت. پدر فرشته حسینی، همسر نوید محمدزاده که از مهاجران افغانستانی ساکن ایران است، بازداشت شد. محمدزاده این بار با انتشار ویدیویی، به این اتفاق اعتراض کرد. او با لحنی عصبی توضیح داد که پدر همسرش نزدیک به ۳۰ سال است که بهصورت قانونی در ایران زندگی میکند، کارت آمایش دارد و فرزندانش در همین خاک متولد شدهاند.
این ویدیو در بحبوحه اجرای طرح ساماندهی اتباع خارجی و افزایش حساسیتها نسبت به مهاجران افغانستانی منتشر شد و به سرعت بازتاب پیدا کرد. اما نتیجه غیرمنتظره بود. فارغ از محتوای انسانی پیام، لحن و حالت محمدزاده در ویدیو، به دستمایه طنز و ساخت «میم» در شبکههای اجتماعی تبدیل شد. فریاد اعتراضی او، در شوخیهای مجازی گم شد و فشار این اتفاق به حدی بود که او برای مدتی صفحه اینستاگرام خود را غیرفعال کرد.
بوسهای بر فرش قرمز کن
شاید مشهورترین و بینالمللیترین حاشیه نوید محمدزاده در جشنواره فیلم کن ۲۰۲۲ رقم خورد. عوامل فیلم «برادران لیلا» به کارگردانی سعید روستایی، روی فرش قرمز معتبرترین جشنواره سینمایی جهان ایستاده بودند. در مقابل صدها دوربین، نوید محمدزاده همسرش، فرشته حسینی را بوسید. این تصویر، در کسری از ثانیه در رسانههای ایران منتشر شد و جنجال به پا کرد. این حرکت، شکستن یک تابوی نانوشته در رفتار سلبریتیهای ایرانی در مجامع بینالمللی بود.
اما محمدزاده در نشست خبری فیلم ابراز پشیمانی نکرد و با اعتمادبهنفس از کار خود دفاع کرد: «او همسرم است و دوست داشتم او را ببوسم. باید به عشق احترام گذاشت.» این دفاع، آتش جنجال را شعلهورتر کرد. محمد خزاعی، رئیس وقت سازمان سینمایی، این رفتار را «هنجارشکنانه» و «ژست اپوزیسیونی» خواند و خواستار برخورد صنفی شد. پس از آن، برای مدتی شایعه ممنوعالکاری محمدزاده و همسرش به گوش میرسید؛ خبری که اگرچه رسما تأیید نشد، اما نشان داد که یک حرکت شخصی در آن سوی مرزها، چطور میتواند مستقیما آینده حرفهای یک بازیگر را در داخل کشور تحت تاثیر قرار دهد.
هنرمندی که حاشیه را زندگی میکند
حالا با کنار هم قرار دادن این تکههای پازل، بیانیه پروژه «آرش» معنای دیگری پیدا میکند. شاید عبارت «رفتارهای غیرحرفهای» نه فقط به تاخیر در تمرینات یا مشکلات معمول در یک گروه که به کل این «بسته حاشیهساز» اشاره دارد. نوید محمدزاده دیگر فقط یک بازیگر بااستعداد نیست؛ او به یک پدیده رسانهای تبدیل شده که هر حرکتش، هر لباسش و هر کلامش، پتانسیل ایجاد یک حاشیه را دارد.
او با همان انرژی انفجاری که در نقشهایش روی پرده سینما به نمایش میگذارد، در زندگی واقعی نیز مرزها را جابهجا میکند و قواعد نانوشته را به چالش میکشد. از یک سو، نمیتوان استعداد خیرهکننده او در جان بخشیدن به شخصیتهای عاصی، زخمخورده و شورشی سینمای ایران را نادیده گرفت. از «عصبانی نیستم!» تا «متری شیش و نیم» و «ابد و یک روز»، او تصویری ماندگار از نسل جوان و سرکشی را به نمایش گذاشته که گویی با خود او در زندگی واقعی یکی شده است.
اما از سوی دیگر، این پرسش مطرح است که آیا یک هنرمند تا چه اندازه میتواند حواشی شخصی خود را به پروژههایی که در آن حضور دارد، گره بزند؟ کنار گذاشته شدن او از نمایش «آرش»، شاید هشداری برای خود او و نقطه عطفی در کارنامهاش باشد. این اتفاق نشان میدهد که در دنیای حرفهای، گاهی استعداد بهتنهایی کافی نیست و «ثبات» و «پیشبینیپذیری» به اندازه درخشش روی صحنه اهمیت پیدا میکند. باید دید آیا این خداحافظی تلخ، نوید محمدزاده را به بازنگری در مرز میان صحنه و زندگی شخصی وامیدارد، یا این تنها فصل دیگری از سریالی است که قهرمانش، اصرار دارد خارج از هر فیلمنامهای، خودش کارگردان زندگی پرماجرای خود باشد.
واکنش نوید محمدزاده به کنارگذاشته شدنش از تئاتر «آرش»
با اخراج من شاخ نمیشین «اخراج؟ بیخیال بابا عدم استقبال تماشاگر از من؟ بیخیال بابا
بلیت ۵ میلیونی بدون مشورت با ما گذاشتی، تا سایت فروش بلیطی که کسی نمیشناخت رو با اسم و عکس ماها بیارین بالا. اعتراضم که کردیم بابت شرایط اقتصادی مردم گفتین نه نه اون یه چیز دیگه است. طمع کردی؟ خوردی؟ ببین من که خراب نمیشم این وسط. اخلاق حرفهای من که مشخصه. تو نیومده فکر کردی منو اخراج کنی شاخ میشی؟ نه بابا بیشتر ضایع میشی. منو کردین گوشت قربونی که بلیت بفروشین؟ میخوای هم زمان بریم رو صحنه ببینی چطور بلیت کارمو میخرن؟ ولی با همه این حرفا مردم من راضی نیستم کسی به خاطر من این تئاترو کنسل کنه. دیدم که دوستام چه زحمتی پاش کشیدن. حساب اون بچهها از حساب این جماعت جداست.»