تهران؛ قرار چهار کشور برای مهار بحران دیپلماسی پیش از شعلهورشدن بحران
برگزاری این نشست در تهران از چند منظر اهمیت دارد، بهویژه در شرایطی که خطر از سرگیری جنگ و گسترش دامنه بحران به دیگر کشورهای منطقه همچنان مطرح است
هفت صبح| نشست چهارجانبه ایران، عربستان، پاکستان و ترکیه روز دوشنبه چهارم آبان در تهران برگزار شد و با انتشار بیانیهای به پایان رسید. بیانیه بر ادامه گفتوگو برای تقویت همکاری میان چهار کشور بهویژه در زمینه صلح و امنیت منطقهای تأکید داشت. در این نشست، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، میزبان خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه بود.
هدف اعلامشده عربستان از این رایزنیها نیز کاهش تنش، تشویق راهحلهای دیپلماتیک و جلوگیری از بازگشت درگیریهای نظامی عنوان شد.برگزاری این نشست در تهران از چند منظر اهمیت دارد، بهویژه در شرایطی که خطر از سرگیری جنگ و گسترش دامنه بحران به دیگر کشورهای منطقه همچنان مطرح است. از این رو میتوان نشست تهران را تلاشی در مسیر شکلگیری دیپلماسی پیشگیرانه دانست. یعنی ابتکاری برای مهار تنشها، جلوگیری از تشدید درگیریها و باز نگهداشتن مسیر مذاکره پیش از آغاز دور تازهای از جنگ.
جنگ احتمالی؛ ضرورتی برای گفتوگو
منطقه غرب آسیا بارها تجربه کرده که یک درگیری نظامی میتواند از مرزهای اولیه خودش عبور کرده و پای بازیگران دیگری را به میدان باز کند. در صورت وقوع جنگی تازه میان ایران و قدرتهای خارجی، دامنه پیامدها قطعا میتواند به امنیت خلیج فارس، رفتوآمد کشتیها، صادرات انرژی و مناسبات سیاسی کشورهای همسایه نیز کشیده شود. از همین رو، مهار تنش و جلوگیری از گسترش درگیری برای کشورهای منطقه نیز اهمیتی مستقیم دارد. چون برخی کشورها نیز قاعدتا بدون ورود به جنگ هزینههای اقتصادی و امنیتی این اتفاق را خواهند پرداخت.
حالا و در این شرایط حساس، رایزنی میان ایران و سه کشور منطقه میتواند فرصتی برای انتقال پیامهای سیاسی، شناخت خطوط قرمز طرفها و کاهش احتمال محاسبه اشتباه باشد. برای مثال، اگر بحرانی نظامی آغاز شود، نبود کانال ارتباطی قابل اعتماد میتواند یک اقدام محدود را به چرخهای از حملات متقابل تبدیل کند. وجود کانالهای گفتوگو، البته به خودی خود مانع جنگ نمیشود، اما میتواند امکان تماس، میانجیگری و یافتن راه خروج از بحران را افزایش دهد.
با این حال، نباید از برگزاری نشست نتیجه گرفت که خطر جنگ برطرف شده است یا چهار کشور درباره جلوگیری از آن به توافقی عملی رسیدهاند. بیانیه پایانی از ادامه گفتوگو سخن میگوید، اما جزئیات روشنی درباره تعهدات اجرایی، سازوکار حل اختلاف یا نحوه پیگیری توافقها ارائه نمیکند. ارزش نشست تهران در گرو آن است که این تماس سیاسی به اقداماتی مشخص برای کاهش تنش منجر شود.
امنیت منطقهای؛ به دست چه کسی؟
نشست تهران اما مسئله قدیمی امنیت درونزای منطقهای را مطرح کرده است. این که کشورهای خاورمیانه میتوانند امنیت خود را با همکاری یکدیگر تأمین کنند. البته نقطه مقابل هم این است که همچنان باید به قدرتهای فرامنطقهای تکیه داشته باشند.تجربه بحرانهای منطقه نشان میدهد که حضور قدرتهای خارجی، اختلافهای میان کشورهای منطقه را حل نمیکند. گاهی رقابت قدرتهای بزرگ، منافع متعارض بازیگران محلی و ملاحظات نظامی، بحرانها را پیچیدهتر میکند. در مقابل سپردن مسئولیت امنیت به کشورهای منطقه نیز بدون اعتمادسازی، احترام به حاکمیت ملی و توافق بر سر قواعد مشترک، نتیجه تضمینشدهای ندارد.
اتکای کشورهای منطقه به تواناییها و توافقهای خودشان را نیز نباید به معنای قطع رابطه با قدرتهای خارجی دانست. واقعیت این است که دولتهای منطقه باید بتوانند اختلافهایشان را از راه گفتوگو حل کنند و در برابر بحرانهایی چون درگیریهای نظامی و ناامنی در مسیرهای دریایی، موضعی هماهنگ داشته باشند. لذا در صورتی که این همکاری جدیتر و عملیتر شود، نقش کشورهای منطقه در تصمیمگیری درباره سرنوشت امنیت خودشان نیز پررنگتر خواهد شد و میدان اثرگذاری بازیگران بیرونی محدودتر میشود.
معنای حضور سه عضو پیمان مکه در تهران
یکی از مهمترین جنبههای نشست، حضور همزمان عربستان، پاکستان و ترکیه در تهران است. سه کشوری که در پیمان دفاعی مکه همکاری امنیتی دارند. این حضور را باید در چارچوب دو واقعیت همزمان بررسی کرد. یکی این که این کشورها برای همکاری دفاعی میان خود چارچوبی ایجاد کردهاند و در عین حال، برای مدیریت بحران منطقهای به گفتوگو با ایران نیز نیاز دارند. گزارشها، نشست تهران را نخستین تماس سطحبالای ایران با این سه کشور پس از شکلگیری پیمان مکه توصیف کردهاند.
این همزمانی را نیز نباید به معنای تضعیف پیمان مکه یا تغییر موضع راهبردی اعضای آن بدانیم. همچنان که نمیتوانیم حضور آنها در تهران را نشانه شکلگیری ائتلافی تازه با ایران بدانیم. معنای مهمتر این است که همکاری دفاعی میان برخی کشورها، ضرورت گفتوگو با بازیگری دیگر را از میان نمیبرد. این مسئله در این برهه اهمیت بیشتری دارد. چون هرگونه گسترش جنگ میتواند هزینههایی بیشتر از مرزهای یک ائتلاف داشته باشد.
درعین حال اعتبار پیمان مکه به عملکرد اعضای آن بستگی دارد و به تواناییشان در حل اختلافها و گفتوگو با دیگر کشورهای منطقه. همکاری دفاعی در صورتی به ثبات منطقه کمک میکند که راه تعامل با همسایگان را هموار کند و مانع تشدید تنشها شود. تهران نیز با پیگیری گفتوگوهایی که به توافقهای روشن و قابل اجرا برسند، میتواند در شکلگیری چنین فضایی نقش ایفا کند.
از نشست تا سازوکار امنیتی
همچنین نشست چهارجانبه تهران را باید فرصتی برای مهار بحران بدانیم. اما در عین حال مهار بحران را نباید به معنای نقطه پایان بحران بدانیم. احتمال جنگ آینده یکی از نگرانیهای مهم و اصلی منطقه است. هر کانال دیپلماتیکی که بتواند ارتباط میان طرفها را حفظ کند، ارزش بررسی و تقویت دارد. اما تداوم نشستها بدون تعریف هدفهای روشن، قواعد مشترک و سازوکار پیگیری، نمیتواند امنیت پایدار ایجاد کند.
لذا تاثیرگذاری اصلی این ابتکار در ماهها و هفتههای پیش رو مشخص خواهد شد که آیا چهار کشور میتوانند از گفتوگو به توافقهای عملی برای جلوگیری از تشدید تنش برسند؟ و همکاریشان به مدیریت بحرانهای دریایی و منطقهای کمک خواهد کرد؟ به هرحال حضور سه عضو پیمان مکه در تهران میتواند الگویی از تعامل میان کشورهای دارای اختلافهای راهبردی باشد. اما در شرایط حال حاضر آنچه اهمیت دارد، این است که در منطقهای مستعد بحران، جلوگیری از جنگ نباید به لحظه آغاز حملات موکول شود. نشست تهران میتواند گامی در جهت حل اختلافات از مسیر گفتوگو و انجام توافق در زمینههای مورد اختلاف باشد. باید برای سنجش این مسئله منتظر باشیم چه رخ خواهد داد.