خاتمی و معادله تازه اصلاحات
بازخوانی موقعیت جریان اصلاحات در سیاست ایران در پرتو سخنان اخیر سیدمحمد خاتمی در گفتوگو با محمدصادق جوادیحصار و محمدکاظم انبارلویی
هفت صبح| سید محمد خاتمی خیلی اهل زیاد سخن گفتن نیست و سعی میکند در عرصه رسانهای نیز کمتر حاضر شود اما وقتی سخن میگوید، میتوان موضع او را موضع اکثریت اصلاحطلبان دانست. او به تازگی در نشست بنیاد باران مطرح کرده است که گرچه ما نظم کنونی جهان را مناسب نمیدانیم اما باید با آن تعامل داشته باشیم. او در واکنش به صحبتهای عباس آخوندی گفته است: «تفاوت وجود دارد بین اینکه ما نظم لیبرال را به عنوان یک واقعیت ببینیم و آن را به صورت دوفاکتو (غیررسمی) بپذیریم و اینکه نظم لیبرال را به عنوان راه نجات بشریت ببینیم.
بسیاری در جهان، لیبرالیسم را قبول دارند، اما در عین حال، مشی سوسیالیستی را دنبال میکنند. نظم موجود جهانی، نظم ظالمانهای است، اما باید آن را به عنوان یک واقعیت ببینیم و برای تأمین منافع خودمان، در درون این نظم فعالیت کنیم؛ مانند همان کاری که چین میکند و به قدرت دوم جهان تبدیل شده و هدف رسیدن به جایگاه قدرت نخست جهان را دنبال میکند.» او در ادامه، آخوندی را به طور مستقیم خطاب قرار داد و گفت: «یک سوءتفاهمی که ممکن است در صحبتهای شما ایجاد شود، این است که نظم لیبرال را مطلوب میدانید. ما باید ارزشها را مورد احترام قرار دهیم.
حتما باید به توسعه توجه ویژه داشته باشیم و با فقر مبارزه کنیم، اما اکنون خیلیها هستند که با نظم موجود در جهان مخالفاند. انتقاد به نظم لیبرال، مسئلهای است که از حدود ۱۹۳۰ مطرح شد. ما میتوانیم به نظم جهانی انتقاد داشته باشیم. این طور نیست که بگوییم راه نجات ما، پذیرش نظم لیبرال است. امروز حتی بسیاری از اقتصاددانان، بر درستبودن یک سری از اصول سوسیالیسم از جمله «مشارکت» و «تعاون» تأکید میکنند. با این وجود، باید طبق موازین موجود، برای تأمین مصالح خودمان، با نهادهای جهانی کار کنیم».
موقعیت اصلاحطلبان در عرصه سیاسی کشور
سخنان سید محمد خاتمی از یک سو نشاندهنده آن است که میتوان با تجاوز آمریکا مخالف بود و آن را مطرح کرد و از سوی دیگر ضروریات دیپلماتیک را نیز در نظر داشت. او به نوعی برای بهبود شرایط ایران سخن میگوید اما پرسش آن است که آیا این نوع نگاه او مورد توجه همه اصلاحطلبان و البته سرمایه اجتماعی اصلاحطلبان قرار دارد یا خیر؟ نمیشود انکار کرد که اصلاحطلبان در سالهای متمادی یکی از اصلیترین بازیگران عرصه سیاسی ایران بودهاند.
البته مواضع و اقدامات اصلاحطلبان همواره محل بحث بوده است؛ برخی آنان را به عنوان نیروهای واسط میان حاکمیت و طبقه متوسط دانستهاند و میگویند اصلاحطلبان در دورههایی توانستند نماینده طبقه مستوط باشند و از آن سو برخی نیز باور دارند که اصلاحطلبان در زمانهایی دچار تندروی شدند و تندوی آنها هزینههایی را نیز بر کشور تحمیل کرد. در حوزه نظری هم وضعیت به همین شکل است و نسبت به مواضع اصلاحطلبان نقد و نظرهای زیادی وجود دارد؛ برخی آنها را به غربزدگی و تساهل در برابر آمریکا متهم میکنند و برخی نیز میگویند آنها نگاهی واقعبینانه به حوزه دیپلماسی دارند.
با وجود همه این اختلاف نظرها اما بخشی از اصلاحطلبان از جمله خود خاتمی در همه سالها کوشیده است روشی میانه را در پیش بگیرد؛ آنکه از یک سو در ورطه تندروی قرار نگیرد و از سوی دیگر بکوشد تا نگاهی واقعبینانه داشته باشد. با این حال اما خاتمی در یک عرصه نتوانسته است که موفق باشد و آن کنترل نیروهای رادیکال جبهه اصلاحات است؛ افرادی که به تازگی نیز تنها نسخه شفابخش ایران را توافق بیقید و شرط با آمریکا میدانند.
در برابر این طیف رادیکال، آن دسته از اصولگرایان تندرو قرار دارند که مذاکره را به هر نحو نفی و نهی میکنند. این دو گروه مانند دو تیغه یک قیچی در سالهای اخیر و به ویژه از آغاز جنگ تاکنون به نوعی درصدد از بین بردن اعتدال بودهاند. در چنین شرایطی پرسش آن است که آیا خاتمی و کسانی که میخواهند در مسیر اعتدال حرکت کنند، میتوانند در جریان اصلاحات دست بالا را داشته باشند؟ آیا آنان هنوز توانایی ایجاد اجماع اجتماعی به نفع نگاهی به دور از تندروی را دارند و آیا هنوز سرمایه اجتماعی پیشین خود را نمایندگی میکنند؟
میان خاتمی و اصلاحطلبان فرق است
محمدصادق جوادیحصار، فعال سیاسی اصلاحطلب، درباره نقش و جایگاه سید محمد خاتمی در عرصه سیاسی ایران، به «هفتصبح» گفت: «شخصیت آقای خاتمی و دیدگاههای او برای همگان روشن است. عقلانیت و آیندهنگری او نیز بهوضوح قابل مشاهده است. بااینحال، باید میان موقعیت کنونی اصلاحطلبان و جایگاه شخص آقای خاتمی تفاوت قائل شد زیرا این دو الزاما در یک وضعیت قرار ندارند. خاتمی بهعنوان چهرهای محبوب در سطح ملی، نزد اکثریت مردم عاقل، وطندوست و علاقهمند به هویت ایرانی و اسلامی، شخصیتی دلنشین به شمار میرود. طبع ملایم و صلحاندیش او نیز موجب شده است افراد زیادی به او علاقهمند شوند.

بااینحال، نمیتوان نتیجه گرفت که هرکس آقای خاتمی را دوست دارد، دقیقا بر اساس آنچه او میخواهد عمل میکند. در موارد متعددی، آقای خاتمی خواسته است به فرد مشخصی رأی بدهند، اما برخی به درخواست او عمل نکردهاند. آنها در چنین مواقعی گفتهاند که برای آقای خاتمی احترام قائلاند، اما نمیخواهند به فرد مورد نظر او رأی بدهند.
یکی از موضوعاتی که در اردوگاه اصلاحطلبان مطرح میشود و همچنان محل بحث است، همین اظهارنظرهایی است که از آقای آخوندی و افراد مشابه او شنیده میشود؛ اظهارنظرهایی که البته نقدهایی نیز به آنها وارد است. اکنون در میانه جنگ قرار داریم و باید با دقت بیشتری سخن بگوییم. ممکن است طرح برخی دیدگاهها در شرایط کنونی به مصلحت نباشد؛ ازاینرو، لازم است در گفتار و عمل، وحدت و یکپارچگی بیشتری وجود داشته باشد و سخنان و رفتارها در راستای حفظ انسجام کشور قرار گیرند».
خاتمی درک واقعبینانهای از شرایط جهان دارد
او درخصوص سخنان اخیر خاتمی در نشست بنیاد باران نیز مطرح کرد: «آقای خاتمی در سخنان و رهنمودهایی که خطاب به علاقهمندان خود مطرح میکند، بر مسئله ضرورت حفظ وحدت و انسجام توجه دارد. از سوی دیگر بر توجه به ضرورت درک واقعبینانه از عرصه دیپلماتیک نیز تأکید دارد. او نظام بینالملل را نقد کرده اما درعینحال گفته است که در شرایط کنونی باید با نظم جهانی تعامل داشته باشیم.
تعامل با نظم جهانی به معنای تعهد به آن یا پذیرش آن نیست؛ به عبارت دیگر، میتوان با واقعیتهای موجود در نظام بینالملل تعامل کرد، بیآنکه همه قواعد و مناسبات حاکم بر آن را پذیرفت. واقعیت هم همین است زیرا باید بتوانیم خود را با شرایط هر اقلیمی تطبیق دهیم. برای مثال، اگر در منطقهای گرمسیری زندگی کنیم، شیوه زندگی در آن منطقه اقتضائات خاص خود را دارد. این اقتضائات، الزاماتی هستند که شرایط محیطی و منطقهای بر ما تحمیل میکنند. در عرصه بینالمللی نیز با چنین الزاماتی روبهرو هستیم و نمیتوانیم بدون توجه به شرایط حاکم بر جهان، برای خود تصمیم بگیریم».
ایران در برابر آمریکا ابزارهای مساوی ندارد
این فعال سیاسی ادامه داد: «امروز در چارچوب نظام بینالمللیای زندگی میکنیم که در آن، پنج کشور پیروز جنگ جهانی دوم برای خود حق وتو در نظر گرفتهاند و در اداره امور جهان از موقعیت ویژهای برخوردارند. همانطور که آقای خاتمی اشاره کرده است، چین میگوید میخواهد به قدرت اول اقتصادی جهان تبدیل شود. این کشور در شرایط کنونی به دنبال آن نیست که با رفتارها و اقداماتی که ممکن است کشورهای دیگر را علیه آن متحد کند، مانع تحقق هدف خود شود. ازآنجاکه هدف اصلی چین تبدیلشدن به قدرت اول اقتصادی جهان است، فعلا بر تقویت جایگاه اقتصادی خود تمرکز کرده است.
البته چین از این واقعیت نیز برخوردار است که در شورای امنیت سازمان ملل متحد، از حق وتویی برابر با حق وتوی آمریکا برخوردار است. به این معنا که اگر شورای امنیت بخواهد قطعنامهای برخلاف منافع چین تصویب کند، این کشور میتواند آن را وتو کند. بنابراین، چین در ساختار کنونی سازمان ملل متحد، از نظر برخورداری از حق وتو، با آمریکا برابر است. درست است که رئیسجمهور چین میگوید کشورش در شرایط کنونی نمیخواهد به سلاح هستهای متوسل شود و قصد دارد از طریق تقویت قدرت اقتصادی، جایگاه خود را در نظام جهانی ارتقا دهد و به قدرت اول اقتصادی جهان تبدیل شود. بااینحال، ایران نیز باید در عرصههای دیگری قدرت و توانایی لازم را ایجاد کند تا از تابآوری بیشتری برخوردار شود، بتواند توازن لازم را در برابر قدرتهای دیگر برقرار کند و حضوری مستقل و قدرتمندانه در عرصه بینالمللی داشته باشد».
میگفتند آخرین میخ تابوت را کوبیدیم اما نتوانستند!
او در پاسخ به این پرسش که جایگاه کنونی اصلاحطلبان را چه طور ارزیابی میکنید، بیان کرد: «اصلاحطلبان در شرایطی که اصولگرایان افراطی میگفتند آخرین میخها بر تابوت اصلاحطلبان کوبیده شده است، توانستند در انتخابات ریاستجمهوری تأثیرگذار باشند. آنها توانستند شرایط را به سمتی هدایت کنند که نیروهای میانهرو از هر دو طیف سیاسی، در کنار اصلاحطلبان، پیرامون آقای پزشکیان جمع شوند و دولتی تشکیل دهند که برخلاف انتظار جریانهای افراطی بود.
کسانی که با این دولت مخالفت میکنند، در واقع با جریان اصلاحی و رویکرد اصلاحطلبانه مخالفت دارند و میخواهند از هرگونه اصلاح و تغییر جلوگیری کنند. بنابراین، اصلاحطلبان همچنان حضور دارند، بر تحولات سیاسی تأثیر میگذارند و میتوانند دامنه این تأثیرگذاری را گسترش دهند. هیچکس امروز همان فردی نیست که در سالهای گذشته بوده است».
خاتمی هنوز مورد احترام جامعه است
این فعال سیاسی درخصوص اینکه آیا خاتمی قدرت تأثیرگذاری سابق را دارد یا خیر، توضیح داد: «آقای خاتمی مثل همه انسانها با گذشته خود تفاوتهایی دارد. الزامات امروز با الزامات گذشته یکسان نیست و اندیشه و برداشت ما از مسائل نیز نسبت به گذشته تغییر کرده است؛ بنابراین، نمیتوان انتظار داشت که افراد و جریانهای سیاسی امروز دقیقا همان دیدگاهها و رفتارهای گذشته را داشته باشند. اینکه بپرسیم آیا آقای خاتمی همچنان تأثیرگذار است و قدرت بسیجکنندگی دارد یا خیر، پرسشهایی است که پاسخ آنها تا حد زیادی روشن است.
خاتمی امروز نمیخواهد همان خاتمی سال ۷۶ باشد؛ همانطور که آقای ناطق نوری امروز نیز با ناطق نوری سال ۷۶ تفاوت دارد. شرایط سیاسی و اجتماعی تغییر کرده و طبیعی است که جایگاه و نقش شخصیتهای سیاسی نیز متناسب با این تغییرات دگرگون شود. آقای خاتمی بهاندازهای تأثیرگذار است که بخشهایی از جامعه، بهویژه نیروهای میانهرو، همچنان برای او احترام قائلاند و در برابر سخنانش واکنشهای همراهانه نشان میدهند. او همچنین از جایگاه و اعتبار سیاسی قابلتوجهی برخوردار است؛ بهگونهای که وقتی سخن میگوید، بخش عمدهای از فعالان سیاسی نسبت به اظهارات او واکنش نشان میدهند و موضعگیری میکنند».
اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا ناظر به اصلاحطلبان نبود
جوادی حصار در پایان درباره اینکه آیا مردم از جریانهای سیاسی مرسوم اعم از اصلاحطلبان و اصولگرایان عبور کردهاند یا خیر، گفت: «جامعه درباره جریانهای سیاسی مرسوم، از جمله اصلاحطلبان و اصولگرایان، دیدگاههای متفاوتی پیدا کرده است. مردم در برخی مقاطع سکوت کردهاند، در برخی موارد از این جریانها عبور کردهاند و در مواردی نیز به نامزدهای مورد حمایت آنها رأی ندادهاند. جامعه امروز رفتار متفاوتی نسبت به گذشته دارد و برای شناخت این تغییر رفتار، باید عوامل مؤثر بر آن را از جنبههای مختلف بررسی کنیم.
یکی از عوامل مهم در این زمینه، طرح شعار «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» بود. کسانی که این شعار را مطرح میکردند، به دنبال براندازی نظام بودند زیرا از نگاه آنها، اصلاحطلبان و اصولگرایان هر دو خواهان بقای نظام بودند؛ بنابراین، آن شعار در اصل ناظر بر گذار از جمهوری اسلامی بود، نه صرفاً عبور از اصلاحطلبی. به عبارت دیگر، هدف اصلی این شعار، عبور از کلیت نظام سیاسی بود، نه فقط کنارگذاشتن یکی از جریانهای سیاسی فعال در چارچوب آن. با این وصف، نمیتوان صرفا بر یک بخش از این تحولات تمرکز کرد و از بررسی مجموعه عوامل مؤثر بر تغییر نگرش و رفتار جامعه غافل شد».
دنیا دارای نظمی واقعی نیست
محمدکاظم انبارلویی، فعال سیاسی و قائم مقام حزب مؤتلفه، درباره سخنان اخیر سید محمد خاتمی، به «هفتصبح» گفت: «روایت آقای خاتمی از تحولات جهانی شاید یک قرن عقبتر از واقعیتهای امروز جهان باشد. به نظر میرسد درک او از نظم حاکم بر جهان، همچنان متأثر از ترتیبات پس از جنگ جهانی دوم یا شرایط حاکم بر جهان در زمان ورود به هزاره سوم است؛ درحالیکه امروز اساسا نظم مشخصی در جهان برقرار نیست. اقدامات و سیاستهای رئیسجمهور آمریکا موجب برهمخوردن وضعیت موجود شده است. روابط آمریکا با اروپا دچار اختلال شده و روابط کشورهای اروپایی با یکدیگر نیز به هم ریخته است.
دموکراسی و آزادی، که دو پیام اصلی جهان غرب به شمار میرفتند، نیز با چالش مواجه شدهاند. برخی صاحبنظران معتقدند با توجه به انقلابهای رنگی که با نقشآفرینی آمریکا در کشورهای مختلف شکل گرفتند، اساسا نمیتوان ادعا کرد که دموکراسی در این کشور به معنای واقعی آن وجود دارد. اقدامات ترامپ در انتخابات قبلی آمریکا نیز باعث شد بسیاری متوجه شوند که دموکراسی در این کشور، دستکم به معنایی که آمریکاییها ادعا میکنند، وجود ندارد؛ بنابراین، با توجه به اقدامات ترامپ و دولت او، دیگر نمیتوان از وجود نظمی مبتنی بر اندیشههای سوسیالیستی یا لیبرالیستی در جهان سخن گفت».
اصلاحطلبان در گذشته ماندهاند
او ادامه داد: «اینکه گفته میشود میتوان نظم جهانی را نپذیرفت، اما با آن تعامل داشت، در درجه نخست مستلزم آن است که مشخص شود اساسا چنین نظمی وجود دارد یا خیر. پس از فروپاشی شوروی گفتند با تشکیل گروه هفت و گروه بیست میتوان سازوکارهایی برای نظم جهانی ایجاد کرد اما زیادهخواهیهای آمریکا باعث شد روسها به این نتیجه برسند که چنین نظمی نمیتواند به وجود آید و در ادامه هم پوتین این وضعیت را نپذیرفت و در برابر نظمی که آمریکاییها قصد داشتند ایجاد کنند، ایستاد. چینیها نیز قدرت خود را شکل دادند و به بازیگری مستقل در عرصه جهانی تبدیل شدند.
در ایران نیز با پیروزی انقلاب اسلامی و طرح شعار نه شرقی، نه غربی، بازیگر جدیدی به عرصه جهانی اضافه شد. حتی در جریان مذاکرات برجام، زمانی که شش قدرت جهانی در حال مذاکره با ایران بودند، دو کشور از این مجموعه، یعنی روسیه و چین، در برابر زیادهخواهیهای آمریکا ایستادند و با مواضع این کشور همراهی نکردند. نگاه اصلاحطلبان به تحولات جهانی بهروز نیست و آیندهنگری ندارند؛ آنها همچنان در گذشته ماندهاند.
فردی که زودتر از همه به درستی دریافته بود که نظم حاکم بر جهان، آنگونه که قدرتهای بزرگ ادعا میکنند، نیست و باید نظمی دینی و اسلامی طراحی شود، امام خمینی(ره) بود. ایشان با پیروزی انقلاب اسلامی به بشریت اعلام کرد که آنچه قدرتهای جهانی نظم جدید مینامند، در واقع نظم نیست، بلکه نوعی توحش است. پیام امام این بود که اگر خواهان برقراری نظم واقعی در جهان هستید، باید بر محور پیامبر اعظم(ص) و اسلام تکیه کنید. امام این نظم را بنیان گذاشت و رهبر شهید آن را ادامه داد تا اینکه امروز این مسیر به رهبر کنونی انقلاب رسیده است».
اصلاحطلبان را باید به دو بخش تقسیم کنیم
این فعال سیاسی در پاسخ به این پرسش که نقش و جایگاه اصلاحطلبان در سیاست امروز ایران کجاست، مطرح کرد: «من امروز جریانی با عنوان جریان واحد اصلاحات نمیبینم. بخشی از جریان اصلاحات نگاهی غیردموکراتیک و افراطی دارند؛ البته این تنها یک شکل از جریان اصلاحات است؛ شکل دیگری از این جریان را میتوان در رویکرد پزشکیان مشاهده کرد که ارتباطی با طیف تندرو اصلاحطلبان ندارد. امروز طیفی در جبهه اصلاحات وجود دارد که از تجاوزهای آمریکا اعلام بیزاری میکند و به دیدگاه امام خمینی نزدیک است. این طیف، ویژگیها و رویکردهای جریان تندرو را ندارد.
در میان نخبگان اصلاحطلب، جریانی واقعبین شکل گرفته است که در جهت درست تاریخ ایستاده است. دلیل اینکه رهبر انقلاب آقای پزشکیان را فردی صادق میداند، این است که او درک درستی از تحولات جامعه دارد. هیچیک از روسایجمهور سالهای پس از انقلاب، به این صراحت نگفته بود که برنامه مستقلی ندارد و برنامهاش همان سیاستهای کلی نظام است.
سخن پزشکیان در این زمینه درست بود، هرچند برخی به او ایراد گرفتند که برنامهای ندارد؛ درحالیکه اساساً رئیسجمهور مجری سیاستهای کلی نظام است. اکنون با اصلاحطلبانی روبهرو هستیم که میخواهند در چارچوب قانون اساسی عمل کنند. سیاستهای کلی کشور مشخص است و جایگاه رهبری، مجلس و قوه قضائیه نیز روشن است. هرکس در چارچوب قوانین عمل کند، محترم است و در چنین شرایطی، مشکلی در حکمرانی نیز به وجود نخواهد آمد».
انبارلویی در پایان در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه جایگاه سید محمد خاتمی را در عرصه سیاسی چگونه میبینید، گفت: «جایگاه آقای خاتمی هم مشخص است. او در گذشته مواضعی داشته است که باعث اختلافات سیاسی شده است. او هرچه به پارادایم فکری ولیفقیه نزدیکتر شود، امکان فعالیت سیاسی بیشتری خواهد داشت و هرچه دور شود، طبیعی است که از تأثیرگذاری سیاسی نیز دور خواهد شد؛ اینکه او بخواهد چگونه عمل کند، بستگی به تصمیم خودش دارد».