تقابل پایداری با وحدت ملی؟
آقای محصولی و جبهه پایداری از کجا این حق را به دست آوردهاند که مدام نسبت به مذاکره حمله کنند و آن را یکسره کاری اشتباه بدانند؟
هفت صبح| صادق محصولی، دبیرکل جبهه پایداری به تازگی در گفتوگویی تفصیلی با خبرگزاری «فارس» از مسائل متعدد سخن گفته است؛ از جنگ و مذاکره تا قانون حجاب و عفاف و پاسخ به منتقدان جبهه پایداری و... اما آن قسمت از صحبتهای او مهم به نظر میرسد که رویکرد جبهه پایداری را در قبال دو قطبیهای سیاسی موجود بیان میکند. او میگوید: «نمیشود با استفاده مزورانه از کلمات، دوقطبیهای کاذب تندروی و میانهروی یا جنگطلبی و صلحطلبی ایجاد کرد و تجارب متقن و تحلیلهای علمی را به شعارهای سیاسی کاهش داد. ما در تجربه عملا دیدیم که هر بار ما مذاکره کردیم، آنها وسط مذاکرات شروع به جنگ کردند و هر بار ما کوتاه آمدیم، آنها حمله کردند. این مسائل روشن است؛ بنابراین به نظر میرسد کسانی که دوقطبیهای کاذب را مطرح میکنند، معیارشان معیار حق و باطل نیست».
سند؟ این هم سند!
سخن محصولی به شدت عجیب است. اویی که دبیرکل تشکیلاتی است که همواره شعار انقلابیگری و پیروی از رهبری را سر داده است، سخنی دقیقا مغایر با نص صریح پیام ماه گذشته رهبر انقلاب مطرح میکند و میگوید آن کسانی که سخن از دو قطبیهای کاذب میزنند، معیارشان حق و باطل نیست؛ حال آنکه رهبر انقلاب در تاریخ ششم شهریور 1405 در پیام خود مطرح کردند:
«بیتردید هر سخن ناامیدکننده و تضعیفکننده انگیزههای ملی و عمومی و هر نوع دوگانهسازی موهوم از قبیل جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی، سازش یا جنگطلبی که در گذشته به مردم عزیزمان خسارتهایی بیواسطه یا باواسطه وارد ساخته، از این پس هم میتواند همان تأثیر را بهجا بگذارد. لذا بنده قاطعانه اعلام میکنم که ارتکاب هر آنچه بهضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است».
پیام رهبری تأویل و تفسیرپذیر هم نیست. ایشان مصداقی هم برای دوقطبیها ذکر میکنند و به دوگانه جنگ و مذاکره یا وفاق و تندروی اشاره میکنند. از این سو محصولی نیز از واژگانی چون «تندروی»، «میانهروی»، «جنگطلبی»، «صلحطلبی» و «مذاکره» استفاده میکند. جالب است او در همین گفتوگو مطرح میکند که در واکنش به منتقدان پایداری میگوید: «یک بار بیایند بگویند این جملهای که جبهه پایداری اینجا گفته یا در این بیانیه گفته، خلاف قرآن، خلاف فرمایش امام یا خلاف فرمایش امام شهید است. سندی ندارند. با کلیگویی که نمیشود متهم کرد. چون برخی دنبال این هستند که به آن احکام الهی عمل نکنند و کم میآورند، در نتیجه میگویند اینها دوقطبی ایجاد میکنند. کدام دوقطبی؟ ما کجا چنین کاری کردهایم؟»
سند، همین گفتوگوی خود او است؛ به این معنی که رهبر انقلاب اسلامی درباره پرهیز از دوقطبیسازیها میگویند و دبیرکل جبهه پایداری اساسا منکر دوقطبیها میشود و کسانی از دو قطبی سخن میگویند را متهم میکند که معیارشان حق و باطل نیست.سند دیگر تقابل آنها با برجام است. محصولی در همین گفتوگو نیز انکار نمیکند که جبهه پایداری با برجام مخالف بود؛ حال آنکه برجام محصول اراده نظام بود؛ چنانکه بعدها و در سال 1400 رهبری شهید نیز در سخنانی گفتند وزارت خارجه مجری سیاستهای بالادستی است و تصمیمگیرنده نیست. ایشان اشاره کردند: «وزارت امور خارجه در تعیین سیاستها مشارکت دارد اما تصمیمگیر نیست بلکه مجری است. در کشور ما نیز سیاست خارجی در شورایعالی امنیت ملی با حضور مسئولان تعیین میشود و وزارت امور خارجه باید با شیوههای خود آن را اجرا کند. نباید جوری حرف زد که از آن برداشت قبول نداشتن سیاستهای کشور شود و دشمنان از آن مطالب شاد شوند».
حالا سخن جالب است که به سخن فعلی محصولی در همین گفتوگو با «فارس» دقت کنیم. او میگوید: «ما از همان موقع که بحث برجام بود، گفتیم آقا، این اشکالات به آن وارد است. برادر عزیزمان دکتر زارعی، که نماینده تهران بود، گریه کرد و گفت این چیزی که دارید تصویب میکنید، به نفع نظام ما نیست. چه کار کردند؟ مسئولین کشور آمدند تعهدات را عمل کردند ولی دشمن تعهداتش را انجام نداد و نتیجه چه شد؟»
محصولی توضیح نمیدهد که آیا برجام محصول اراده حسن روحانی و محمدجواد ظریف بود یا آنکه مورد تأیید شورای عالی امنیت ملی و شخص رهبری و مصوب مجلس بود؟ آیا ظریف بدون اطلاع رهبری و شورای عالی امنیت ملی متنی را امضا کرده است و رهبری هم در عین حال که از محتوای آن متن بیاطلاع بودهاند، آن را قبول کردهاند؟ آیا نسبت دادن چنین شرایطی به رهبری، وهن ایشان نیست؟
بیتوجهی به وحدت و انسجام ملی
او در جای دیگری از سخنانش مدعی میشود که جبهه پایداری تاکنون هیچ اشتباهی نکرده است: «در رابطه با بحث موضعگیری، موضعگیریهای جبهه پایداری خوشبختانه تاکنون همگی منطبق بر مواضع انقلاب بوده است و موردی نبوده که تا به حال کسی بیاید و بگوید شما اینجا اشتباه کردهاید. ما الان صدها بیانیه دادهایم؛ یکی بیاید بگوید این قسمت را بعد از ۱۰ سال اشتباه گفتهاید».
جبهه پایداری به نوعی خود را فراتر از همه گروههای سیاسی میداند. در همین سخنان محصولی نیز ردپای چنین تفکری دیده میشود. او میگوید هیچ وقت هیچ اشتباهی نداشتهایم. نیروهای این گروه سیاسی همواره بر این منوال حرکت کردهاند که خود را انقلابیتر از همه دانستهاند و همواره هم در تقابل با گروههای مختلف سیاسی بودهاند. آنها در عین حال خود را بیاشتباه میدانند که رهبر شهید و رهبری کنونی بارها اشاره داشتند و دارند که باید از اختلافات پرهیز کرد. رهبری در پیامی به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم مطرح کردند که برای حفظ وحدت باید از اختلافات پوچ سیاسی پرهیز شود.
این موضع رهبری در حالی است که جبهه پایداری هیچوقت تن به مسئله انسجام نداده است و اساسا این گروه بر موضوع انسجام که مورد تأکید رهبری کنونی انقلاب و رهبری شهید بوده و هست، تمرکز و تأکید نمیکند. دوری از انسجام فقط در ابعاد کلان سیاسی هم نیست و پایداری در مناسبات سیاسی میان اصولگرایان نیز هیچ وقت نتوانسته است بر محور وحدت حرکت کند؛ چنانچه در هر انتخابات به دلیل سهمخواهیهای مکرر جبهه پایداری از لیستهای انتخاباتی، لیست نهایی آخرین لحظه منتشر میشد یا اصلا اصولگرایان نمیتوانستند به لیست واحد برسند.
جالب است که پایداری در میان خودشان نیز وحدت را رعایت نکرده است؛ چنانکه انشعاب گروه شریان از پایداری حکایت از وجود اختلافات درونی در این تشکیلات سیاسی دارد؛ البته که شریان گروهی تندتر از پایداری است که به تازگی یکی از اعضای آن یعنی حمید رسایی روانه زندان شد! به هر روی این هم یکی دیگر از مثالها یا به تعبیری اسنادی که پایداری آن طور که از سوی دبیرکل آن ادعا میشود در خط رهبری حرکت نکرده است.
مذاکره اشتباه است؛ عبارت تکراری پایداری
مسئله دیگر نیز آن است، محتوایی است که محصولی به آن اشاره میکند. محصولی مذاکره را بینتیجه میداند. جبهه پایداری نیز تفاهمنامه اسلامآباد را مطلوب نمیداند. بسیار عجیب است که چرا همزمان جبهه پایداری و اسرائیل هر دو مخالف مذاکره بودهاند و هستند؟! سخن آن نیست که جبهه پایداری نظرش همانی است که اسرائیل میگوید، بلکه اشتباه شناختی این جبهه سیاسی باعث شده است که آنچه به نفع ایران است را لحاظ نکند. اسرائیل از سر ضدیت با ایران با مذاکره مخالف است اما جبهه پایداری از سر اشتباه شناختیِ عرصه سیاسی. پایداری میخواهد به نوعی آرمانی سخن بگوید اما در این مسیر واقعیتهای عینی و مصالح ملی را نادیده میگیرد و با پافشاری مستمر بر مواضع خود در نهایت تولید هزینه برای کشور میکند.
چرا برائت نمیجویند؟
نکته دیگر آن است که جبهه پایداری باید موضع خود را در قبال اقدامات رادیکالی که در ماههای اخیر در مواجهه با مسئولان کشوری و مسئولان مذاکره انجام شد، مشخص کند. برخی از چهرهها با تندترین ادبیات نسبت به مسئله مذاکره روبهرو شدند و حتی کار به جایی رسید که مذاکرهکنندگان را در حین مذاکره وطنفروش، کودتاگر، غربزده و واداده معرفی کردند. اعضای پایداری میگویند افرادی که چنین مسائلی را مطرح میکنند، از اعضای رسمی جبهه پایداری نیستند اما به هر حال جامعه آنها را نزدیک به پایداری میدانند.
مشخص نیست اگر پایداری چنین مواضع تندی را قبول ندارد چرا از گروه شریان و دیگر چهرههایی که مواضعی به شدت رادیکال اتخاذ میکنند، برائت نمیجوید؟ محصولی در همین گفتوگوی اخیرش با «فارس» نیز صحبتی درباره نسبت گروه سیاسیاش با گروههای تندتر از خودشان مطرح نکرده است و مشخص نیست آیا باید مواضع شریان و پایداری را یکی دانست یا خیر؟ چرا وقتی برخی از نمایندگان مجلس فراخوان دادند تا در خیابان علیه مسئولان مذاکره تجمع برگزار شود یا آنکه به تازگی برخی از نمایندگان طرح استیضاح عباس عراقچی را مطرح کردهاند، نسبت به چنین تحرکاتی برائت نجست؟ به نظر میرسد سکوت جبهه پایداری، تأیید ضمنی چنین تحرکاتی است.
اولویت مصالح شخصی بر منافع ملی
موضوع دیگر سکوت شخص محصولی از زمان شروع جنگ 40 روزه تا مصاحبه اخیرش است. او کم سخن میگوید، کم مصاحبه میکند، عمدتا با خبرگزاری «فارس» گفتوگو میکند آن هم شاید سالی یکبار. مسئله آن است که صادق محصولی بعد از آغاز جنگ و شهادت رهبر انقلاب چرا موضعی صریح در باب مسائل روز کشور و ضرورت وحدت داخلی در برابر دشمن خارجی اتخاذ نکرد و حالا هم که سخن میگوید، طوری طرح موضوع میکند که به اختلافات دامن زده میشود؟ نکته جالب آن است که سکوت او در حالی است که وقتی مسئلهای مالی دربارهاش در فضای مجازی مطرح شد، او واکنش نشان داد. چنین روحیهای از سوی اعضای پایداری باعث شده است که برخی بگویند نیروهای جبهه پایداری به مسائل مختلف با نگاهی شخصی، سیاسی و طیفی نگاه میکنند و منافع و مصالح ملی برای این گروه در درجه اول قرار ندارد.
پایداری هدف را گم کرده است
منصور حقیقتپور، فعال سیاسی اصولگرا و نماینده اسبق مجلس در واکنش به صحبتهای اخیر محصولی به هفتصبح گفت: «آقای محصولی و جبهه پایداری از کجا این حق را به دست آوردهاند که مدام نسبت به مذاکره حمله کنند و آن را یکسره کاری اشتباه بدانند؟ ما میگوییم اگر جمهوری اسلامی ایران به این نتیجه رسید که باید مذاکره کند و این موضوع به تأیید رهبری هم رسید، باید مذاکره انجام شود.

جبهه پایداری هدف را گم کرده است؛ هدف، رسیدن به منافع ملی است. چه کسی میگوید رسیدن به منافع ملی فقط از راه جنگ به دست میآید؟ نگاه ما آن است که باید منافع ملی به طور حداکثری تأمین شود که تأمین منافع هم اقتضایی است؛ یعنی اگر اقتضا کند که به اسلامآباد برویم و منافع نظام را پیگیری کنیم، این کار را انجام میدهیم و اگر بنا به دفاع در برابر دشمن باشد، حتما این کار را میکنیم. مسئولان جمهوری اسلامی هم با اجازه نظام مذاکره کردهاند و خوب هم مذاکره کردهاند. نمیشود در مذاکره هرچه دلمان خواست به دست آوریم. ما خیلی چیزها را در اسلامآباد گرفتیم و چیز زیادی هم ندادیم. حالا بنا بر تشخیص مقامات خود باید ببینیم چه باید بکنیم».
تشابه نظر با اسرائیل در موضوع مذاکره!
او ادامه داد: «گروه پایداری میتواند نظر خود را بدهد، اما رئیس یک حزب نباید بگوید جمهوری اسلامی نباید مذاکره کند. اگر هم بجنگیم، در نهایت باید مذاکره کنیم. اصلا اگر آمریکا شکست هم بخورد، در نهایت باید مذاکره شود. اهدافی باید طراحی شود که قابل دسترس باشد. اهدافی که برای جمهوری اسلامی قابل تحقق نیست را نباید مطرح کنیم که محقق نمیشود و توقع بالا برود. وزیر خارجه کشور در حال مذاکره است و دوستان همین آقای محصولی طرح استیضاح مطرح میکنند.
آیا این روش درست است؟ خانمهای کفنپوش را هم میفرستند جلوی وزارت خارجه. به نفع ایران کار میکنند یا به نفع دشمن؟ تفاهمنامه اسلامآباد را اسرائیل هم قبول ندارد و پایداری هم قبول ندارد. باید آقای محصولی توضیح دهد چرا اینقدر نظرات پایداری شبیه اسرائیل است. در برجام هم نظام، برجام را قبول کرد و همین پایداریها برجام را در مجلس آتش زدند. میتوانند بگویند نظرشان این است، اما نمیتوانند جای نظام تصمیم بگیرند. دو قطبی هم در مملکت ایجاد نکنند. نظر دادن آزاد است، اما تعیین تکلیف نکنند».
شبیه ماشالله قصاب و شعبان بیمخ!
این فعال سیاسی درباره فشارهایی که گروه پایداری به تصمیمسازان وارد میکنند نیز بیان کرد: «فشارهایی که میآورند نامشروع است و نباید دولتمردان زیر بار این مسائل بروند. اینکه پنجاه نفر را جمع میکنند و میروند جلوی وزارت خارجه، اسمش قدرت نیست. ماشالله قصاب و شعبان بیمخ هم از این کارها زیاد میکردند! قدرتمند کسی است که الان آستین بالا بزند، گوشهای از کار را بگیرد و وضعیت امنیت و دلار را حل کند. مردم را از این شهر به آن شهر جابهجا میکنند و شعار علیه این و آن میدهند؛ این اسمش قدرت نیست. اگر قدرت داشتند، کل مجلس را میگرفتند، نه اینکه عدهای محدود وارد مجلس شوند. بله، آقای محصولی پول دارد که روزی باید بگوید این پول را از کجا آورده است، اما پول قدرت نیست. اینکه در صداوسیما انحصار ایجاد میکند، قدرت نیست. قدرت یعنی اینکه مشکل مردم را حل کنید».
با مواضع پایداری، دشمن امیدوار میشود
حسین سبحانینیا، فعال سیاسی اصولگرا و نماینده ادوار مجلس نیز در گفتوگو با هفتصبح مطرح کرد: «شرایط امروز بسیار ویژه است و هر کسی که دور از ذهنیتهای سیاسی و حزبی فکر کند، متوجه میشود شرایط امروز خاص و ویژه است و همه باید طوری عمل کنند که چندصدایی از ایران شنیده نشود. رهبری در چند پیام اخیرشان بر موضوع همدلی و وحدت، پرهیز از مسائل اختلافی و جنجالی و دوری از مسائلی که به هر صورت شرایط کشور را در داخل در وضعیت تعارض قرار داده است، تأکید کردهاند و گفتهاند از این مسائل دوری شود. توصیه رهبری، وحدت و انسجام بوده است.
عقل هم میگوید که باید در برابر تجاوز خارجی، وحدت داخلی حفظ شود. نمیشود گفت که دوگانگی وجود ندارد، اما مهم نیست ما چه میگوییم؛ مسئله آن است که برداشتی که از اختلافات ما میشود، چندصدایی است و همان بیگانگان برای توجیه اقداماتشان از این اختلافات بهره میگیرند. جبهه پایداری یکی از جریانهای انقلاب اسلامی است، اما موضعهای آنها باید انقلابی درون انقلاب باشد، نه اینکه به اسم انقلابیگری سخنانی مطرح شود که دشمن امیدوار شود و تصور کند یک قدم به اهدافش نزدیک شده است. دوستان پایداری افراد عاقل و فهمیدهای دارند، اما برخی تندروی میکنند؛ همانطور که در جبهه اصلاحات هم تندروهایی وجود دارند».
دلبستن دشمن به اختلافات داخلی
این فعال سیاسی همچنین مطرح کرد: «واقعیت این است که در جبهه پایداری افراط وجود دارد. هر اقدامی که باعث ایجاد ذهنیتهای منفی در جامعه شود، باید از آن پرهیز شود و باید از این دست مسائل دوری کنیم. فکر میکنم اکنون آمریکا، اسرائیل و حتی برخی کشورهای منطقه که اینها را به ورود به عرصههای جدید تشویق میکنند، به همین تعارضهای داخلی، شلوغی و ناامنی امید دارند.
من فکر میکنم دوستان ما این ملاحظات را باید در جبهه پایداری داشته باشند. البته تا وقتی که نقد سالم و درست باشد و نقدی که موجب برداشتهای نادرست در خارج از مرزها نشود، اشکالی ندارد. نقد سالم هم برای دولتمردان خوب است و هم جامعه را بهروز نگه میدارد، اما نقدی که باعث تقویت دشمن شود و باعث ورود دشمن به عرصههای دیگر شود، همه باید از آن پرهیز کنند و دوستان پایداری نیز باید این شیوه را در پیش بگیرند تا مبادا کارهایی انجام شود که باعث امیدواری دشمن شود».
نادرستی جلوتر حرکت کردن از رهبری
اینکه تصور میکنند چند قدم جلوتر از رهبری حرکت کنیم، ناصواب است. ما باید در کنار رهبری و پشت سر رهبری حرکت کنیم. مواضع ما باید منطبق با نظرات رهبری باشد و طوری عمل شود که فرمایشات رهبری را نادیده نگیریم. اینکه شاید تصور کنند راه را بر رهبری باز کنیم یا تصور کنند اگر خودشان جلوتر از رهبری حرکت نکنند، افرادی رهبری را به محافظهکاری میبرند، صحیح نیست. فرد ولایتپذیر باید گوش به فرمان رهبری باشد، نه اینکه طوری عمل کند که گویی رهبری در راستای نظر ما حرکت کند یا اینکه ما باید به رهبری خط بدهیم. این ولایتپذیری نیست.
آنچه رهبری مطرح میکنند را باید تبیین و تشریح کرد. پیامهای رهبری میتواند الگو باشد و مسیر را روشن در پیش روی مردم قرار دهد. اینکه میبینیم امروز، با گذشت شش، هفت ماه، مردم ما اینطور عمل میکنند و در خیابانها هنوز حضور دارند، این مردم، مردمی هستند که فرمایشات رهبری را عمل میکنند. به هیچ وجه نباید هیچکس برای رهبری خط مشخص کند. افراط و تفریط همواره بوده است و برخی فکر میکنند اولویت، مواضع خودشان است که همین افراد برای نظام نیز هزینه ایجاد کردهاند. امیدواریم شرایط طوری پیش برود که دشمن نتواند از این اختلافات سوءاستفاده کند، بهویژه اختلافات احزاب اصولگرا. یکی از اهداف دشمن، استفاده از همین اختلافات داخلی است. دشمن فکر میکند این اختلافات میتواند در نهایت به ناامنیهای داخلی و خیابانی منجر شود.
تفاوت دیدگاه در مجلس با طیف پایداری
سبحانینیا در پایان گفت: «ما در مجلس تعارض جدی با نیروهای پایداری نداشتیم و موضع ما جدا از آنها بود. جبههای که در مجلس بودیم، با عنوان جبهه اصولگرایی، اما آنها مجموعهای جدا بودند و جلسات ما عمدتا مشترک نبود. در بزنگاهها، این دوستان نظر خود را اعمال میکردند و در برخی از موارد هم همراهی اجمالی وجود داشت، اما اینکه تعارض خاصی وجود داشته باشد، اینطور نبود. ولی دیدگاههایمان از همان ابتدای کار جبهه پایداری با این دوستان متفاوت بود».