بحران تشخیص اولویتها در رسانه ملی
حالا صدا وسیما چه برنامه جذاب و چه اولویت رسانهای دارد که مانع پخش سخنان رئیس جمهور شده است؟ رسانه ملی چه تعریفی از «خبر مهم» دارد؟
هفت صبح| صدا و سیما در اقدامی عجیب اعلام کرد که با توجه به شلوغی کنداکتور صداوسیما در شب اربعین، پخش قسمت اول مصاحبه رئیس جمهور پزشکیان به فردا شب موکول شد. البته نهاد ریاست جمهوری اعلام کرد که سخنان مسعود پزشکیان از همه صفحات مجازی روابط عمومی ریاست جمهوری، پایگاه اطلاع رسانی دولت و حسابهای دکتر مسعود پزشکیان در سکوهای داخلی و خارجی منتشر میشود.
تعویق پخش سخنان رئیسجمهور را اگر خوشبینانه نگاه کنیم، به معنای اشتباه در تشخیص اولویتهای خبری و فاصله گرفتن رسانه ملی از انتظار مخاطبان خواهد داد. تعریف صدا وسیما از خبر مهم چیست؟ حالا اگر کشوری در شرایط عادی قرار داشت، میگفتیم جابهجایی زمان پخش یک برنامه چندان حساسیتبرانگیز نباشد.
اما مگر کشور در شرایط عادی قرار دارد؟ همزمان با مسائل متعدد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روبهرو هستیم. تک تک تحولات منطقهای و تهدیدهای امنیتی به مهمترین دغدغه افکار عمومی تبدیل شده است. مردم قطعا میخواهند بدانند رئیسجمهور چه خواهد گفت و دولت چه تحلیلی از شرایط دارد و برای عبور از بحران چه برنامهای ارائه میکند.
حالا صدا وسیما چه برنامه جذاب و چه اولویت رسانهای دارد که مانع پخش سخنان رئیس جمهور شده است؟ رسانه ملی چه تعریفی از «خبر مهم» دارد؟
رئیسجمهور، عالیترین مقام اجرایی کشور است. سخنان او درباره مهمترین مسائل کشور، یک خبر درجه یک محسوب میشود. به خصوص به دلیل جایگاهی که قانون اساسی برای نهاد ریاست جمهوری تعریف کرده است. خب یک رسانه عمومی مانند صدا و سیما نتوانسته این مسئله را تشخیص بدهد و در نتیجه در تشخیص نیاز مخاطب دچار خطا شده است.
سخنان رئیس جمهوری که از کنداکتور صدا و سیما حذف میشود قاعدتا این شائبه مطرح میشود که وقتی رئیس جمهور در اولویت صدا و سیما نیست، مسئله از حوزه تصمیم مدیریتی خارج میشود و رنگ و بوی سیاسی میگیرد.
رسانهای که با بودجه عمومی اداره میشود، باید مراقب تصمیمهایش باشد که شائبه برخورد سیاسی را تقویت نکند. صداوسیما، رسانه ملی است یا بازیگر سیاسی؟
اولویتهای یک رسانه ملی از نیاز جامعه استخراج میشود و ملاحظات سازمانی یا سیاسی جایی در انتخاب اولویتها ندارند. یک رسانه عمومی موظف است این انتظار را درک کند. اما اگر اولویتها بر مبنای ملاحظات دیگری تنظیم میشود، طبیعی است که این تصور به وجود بیاید که رسانه از جایگاه حرفهای خود فاصله گرفته و به یک بازیگر سیاسی تبدیل شده است. صداوسیما سالهاست درباره کاهش مخاطبانش با چالش روبهروست.
معمولاً هم برای توضیح این وضعیت، توسعه شبکههای اجتماعی، گسترش اینترنت یا افزایش تعداد رسانههای رقیب را مطرح میکنند.اما واقعیت کاملا برعکس این مسئله است. این خود صداوسیما بود که به تدریج از مخاطبانش فاصله گرفت و حتی به آنها پشت کرد.
مثل همین الان که نمیخواهد اولویت مردم را در برنامههایش قرار بدهد. صداوسیما حتی نمیخواهد بداند که مخاطب درصورتی که نتواند سخنان رئیسجمهور را از تلویزیون ببیند، چند دقیقه بعد آن را در شبکههای اجتماعی، سایتهای خبری یا پیامرسانها مشاهده خواهد کرد.
پس تأخیر در پخش تلویزیونی چه دستاوردی برای مدیران رسانه ملی دارد؟ انحصار خبر که سالهاست از بین رفته است. مسئله مهم اعتماد است که هر روز رسانه ملی بحران اعتماد مخاطب را بیش از پیش تقویت میکند. با همین تصمیم نیز دوباره بخشی از اعتماد مخاطبان را از دست میدهد. در نتیجه مسئله تعویق گفتوگوی رئیسجمهور را نباید به یک تصمیم اجرایی تقلیل بدهیم. صداوسیما یک رسانه جناحی و سیاسی شده است.
رسانهای که با بودجه عمومی اداره میشود، باید مهمترین برنامه سیاسی خود را بر اساس نیاز مخاطب تنظیم کند، اما ملاحظاتی را در اولویت قرار داده است که برای افکار عمومی قابل فهم نیست. هر تصمیمی که این تصور را ایجاد کند یک مقام یا نهاد قانونی کشور در اولویت رسانه نیست، به سرمایه بیطرفی آن رسانه آسیب میزند.
چرا رسانهای که از بودجه عمومی اداره میشود، برای پوشش سخنان عالیترین مقامات کشور، ضابطهای شفاف، ثابت و قابل پیشبینی ندارد؟ درحالی که چندین بار دیگر نیز شاهد سانسور سخنان روسای سه قوه نیز بودهایم. وقتی در مقاطع مختلف، بخشهایی از سخنان رئیسجمهور، رئیس مجلس و رئیس قوه قضائیه با برخوردهای متفاوت مواجه میشود، نمیتوان همه این موارد را به خطای فردی یا تصمیمهای مقطعی نسبت داد.
این اتفاقات را نمیتوانیم یک استثنا بدانیم. این رفتار صدا و سیما به یک الگوی تکرارشونده تبدیل شده است. این الگوی تکرار شونده نیز واقعا پرسش برانگیز است. چون این الگو تحت تاثیر ملاحظات سیاسی تکرار میشود. کاری که صدا و سیما میکند سیاست خبری قلمداد نمیشود. چون معیارهایش غیرقابل اعتماد و غیرشفاف است و تصمیمهایش تحت تأثیر ملاحظات سیاسی قابل تفسیر است.