همکاری بهتر انسان و ربات؛ راز موفقیت تیمهای آینده چیست؟
پژوهش جدید دانشگاه موناش و آژانس ملی علوم استرالیا (CSIRO) استدلال میکند که موفقیت تیمهای متشکل از انسان و ربات، به «همراستایی» (Alignment) بستگی دارد؛ یعنی داشتن یک درک مشترک و بهروز از تواناییها و محدودیتهای هر عضو تیم، وضعیت وظایف و محیط پیرامون، و همچنین نقشها و زمانبندی فعالیتهای هر یک.
به گزارش هفت صبح این مقاله با عنوان «تیمهای انسان-ربات به همراستایی وابستهاند» که در نشریه Nature Electronics منتشر شده، به بررسی این موضوع میپردازد که چرا با ورود رباتها به محیطهای پیچیده و غیرقابلپیشبینی دنیای واقعی، حفظ این همراستایی اهمیت فزایندهای پیدا کرده است. این تحقیق به مدیریت «دانا کالیچ»، استاد دانشگاه موناش و پژوهشگر ارشد CSIRO، رهبری شده است.
وقتی همتیمیهای توانمند از هم فاصله میگیرند
قابلیتهای رباتها در حال افزایش است، اما این توانمندیها بسته به شرایط محیطی میتواند بهشدت تغییر کند. همزمان، افرادی که با این رباتها کار میکنند نیز از نظر سطح تخصص، انتظارات و اولویتها با یکدیگر متفاوتاند؛ از سوی دیگر، وظایف و شرایط عملیاتی نیز ممکن است به سرعت تغییر کنند. این عوامل میتوانند باعث ایجاد «عدم همراستایی» شوند که پیشبینی رفتار یکدیگر و هماهنگی مؤثر اقدامات را برای تیم انسان-ربات دشوار میکند.
انسانها نیاز دارند بدانند ربات در شرایط فعلی چه کاری را میتواند و چه کاری را نمیتواند انجام دهد، در چه نقاطی با عدم قطعیت روبروست و قصد دارد در مرحله بعد چه کند. در مقابل، رباتها نیز باید سطح دانش، اولویتها، حجم کاری و اقدامات انسان را در نظر بگیرند. بنابراین، همراستایی چیزی نیست که یکبار ایجاد شود و همیشه ثابت بماند؛ بلکه باید با تغییر تیم و شرایط، بهطور مداوم حفظ و بهروزرسانی شود.
پروفسور کالیچ میگوید: «چالش اصلی، صرفاً توانمندتر کردن رباتها نیست. یک انسان و یک ربات ممکن است هر کدام بسیار توانمند باشند، اما اگر درک درستی از تواناییهای یکدیگر، آنچه در اطرافشان میگذرد یا اینکه چه کسی باید در مرحله بعد اقدام کند نداشته باشند، همچنان تیم ضعیفی تشکیل دهند. ما باید سیستمهایی طراحی کنیم که به تیمها کمک کند تا این همراستایی را با تغییر شرایط، برقرار و حفظ کنند.»
اطلاعات درست در زمان درست
نکته حائز اهمیت این است که محققان معتقدند لزوماً «ارتباطات بیشتر» به معنای «ارتباطات بهتر» نیست. برای همکاری مؤثر، اطلاعات باید بهگونهای منتقل شوند که «اطلاعات درست، به همتیمی درست، در زمان درست و با شکلی کاربردی» برسد؛ بدون اینکه باعث ایجاد بار کاری اضافی یا حواسپرتی شود.
این مقاله بر فرصتهای موجود در طراحی رابطهای کاربری و الگوریتمها برای ایجاد، نظارت و بازیابی همراستایی تأکید میکند؛ از جمله استفاده از ارتباطات چندوجهی (Multimodal) غنیتر و سیستمهایی که میتوانند نوع و میزان اطلاعات ارسالی خود را با توجه به وظیفه، زمینه و نیازهای همتیمی خود تطبیق دهند.
اندازهگیری همراستایی در وظایف واقعی
تیم تحقیق استدلال میکند که گام مهم بعدی، ابداع روشهای بهتر برای «اندازهگیری خودِ مفهوم همراستایی» است: یعنی شناسایی اینکه چه زمانی عدم همراستایی اهمیت پیدا میکند، چگونه بر عملکرد تیم تأثیر میگذارد و برای انجام وظایف مختلف در محیطهای گوناگون (از کارخانهها و مراقبتهای بهداشتی گرفته تا پاسخ به شرایط اضطراری و دفاعی) به چه میزان از همراستایی نیاز است.
دکتر دیوید هاوارد، مدیر گروه طراحی و تعامل رباتیک در CSIRO، میگوید: «ما میدانیم که داشتن همراستایی در جهت اهداف مشترک و بر پایه درک متقابل، پیشنیاز تشکیل تیمهای بسیار کارآمد در میان انسانها (مثلاً در محیط کار یا ورزش) است.»
او میافزاید: «اما این موضوع برای تیمهای متشکل از انسان و ربات نیز حیاتی است تا بتوانند نتایج معناداری را در سناریوهای واقعی ارائه دهند. مطالعه عمیقتر بر روی همراستایی انسان-ربات به ما اجازه میدهد تا تیمهای بسیار کارآمدتری را در بخشهای مختلف صنعتی خلق کنیم.»
در نهایت، آینده همکاری میان انسان و ربات تنها به هوشمندتر کردن رباتها بستگی ندارد، بلکه به طراحی تیمهایی بستگی دارد که در آن انسان و ربات بتوانند «درک مشترک» لازم برای هماهنگی مؤثر را حفظ کنند.