کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۵۷۹۲۵
تاریخ خبر:

ربات های انسان‌نما، مرز میان انسان و ماشین را کمرنگ می کنند

ربات های انسان‌نما، مرز میان انسان و ماشین را کمرنگ می کنند

هوش مصنوعی به‌تنهایی خودش یک پیشرفت بزرگ است. اما وقتی هوش مصنوعی با رباتیک، زیست‌فناوری، رایانش نورومورفیک و رابط‌های مغز و رایانه ترکیب می‌شود، تغییرات به‌صورت تصاعدی بزرگ‌تر می‌شوند.

به گزارش هفت صبح هر زمان فناوری‌های متفاوت کنار هم قرار گرفته‌اند و توانایی‌های کاملاً جدیدی ساخته‌اند، سرعت نوآوری هم بیشتر شده است.

پدیدار شدن ربات‌های انسان‌نما روزبه‌روز به واقعیت نزدیک‌تر می‌شود. ترکیب هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و یادگیری تقویتی، در حال دگرگون کردن چندین صنعت است. پیشرفت‌هایی که امروز در رباتیک و سامانه‌های انسان‌نما می‌بینیم، نشان‌دهنده آینده‌ای از همزیستی انسان و ماشین است؛ چیزی که بسیاری آن را «افق سایبورگی» می‌نامند.

 

غوطه‌ور شدن هوش تجسم‌یافته در دنیای واقعی

هوش مصنوعی در بیشتر دوران خود، عمدتاً در فضای دیجیتال حضور داشت؛ جایی که برای تحلیل اطلاعات، تولید محتوا و کمک به تصمیم‌گیری استفاده می‌شد. مرحله بعدی تکامل، «هوش تجسم‌یافته» یا «هوش فیزیکی» است. رباتیکِ مبتنی بر هوش مصنوعی، هوش تطبیقی را وارد دنیای واقعی می‌کند.

برخلاف ربات‌های صنعتی سنتی، سامانه‌های آینده فقط کارهای تکراری و برنامه‌ریزی‌شده را انجام نخواهند داد. آن‌ها می‌توانند شرایط را درک کنند، از تجربه بیاموزند، با تغییرات سازگار شوند، با انسان‌ها همکاری کنند و حتی به‌طور مستقل تصمیم بگیرند.

در کاربردهای تجاری، این تحول همین حالا هم قابل مشاهده است. ربات‌های انسان‌نما که برای کار در محیط‌های ساخته‌شده توسط انسان طراحی شده‌اند و از زیرساخت‌ها و فناوری‌های موجود استفاده می‌کنند، از مرحله آزمایشگاهی به کارخانه‌ها، انبارها و عملیات لجستیکی رسیده‌اند.

شرکت‌هایی مثل Figure AI هزاران ساعت برای جابه‌جایی قطعات و کمک به تولید در کارخانه BMW در اسپارتانبورگ کار کرده‌اند. ربات Digit از شرکت Agility Robotics ده‌ها هزار ساعت در محیط‌های تجاری، از جمله شرکت‌های لجستیکی، فعالیت داشته است. تسلا هنوز در حال انجام آزمایش‌های داخلی است و به‌صورت محدود از دستگاه‌های Optimus در تولید استفاده می‌کند. بوستون داینامیکس نیز با تمرکز بر فعالیت‌های صنعتی، ربات برقی Atlas را به سمت تولید تجاری پیش برده است.

در آینده نزدیک، پیش‌بینی می‌شود ده‌ها هزار واحد ربات انسان‌نما در حال استفاده تجاری باشند و با کاهش هزینه‌ها و افزایش توانمندی‌ها، رشد چشمگیری رخ دهد. پیشرفت در ناوبری خودران و حس‌گری چندوجهی، کارکرد مطمئن در محیط‌های پیچیده را ممکن کرده است. این ربات‌ها خلأ نیروی کار را در تولید، لجستیک، کشاورزی، امداد در بحران، پشتیبانی درمانی و حتی اکتشافات فضایی پر خواهند کرد.

اغلب بحث‌ها حول محور جایگزینی شغل‌ها می‌چرخد. اما موضوع فقط این نیست. هر پیشرفت فناورانه بزرگی، مانند دیجیتالی شدن اطلاعات، اتوماسیون صنعتی و مکانیزه شدن کشاورزی، ماهیت اشتغال را تغییر داده است. اکنون نوبت آن است که «هوش» تقویت شود.

سؤال اصلی این است که انسان و ماشین چگونه در کنار هم کار خواهند کرد؛ به این صورت که انسان‌ها مسئول قضاوت، خلاقیت، اخلاق و نظارت باشند، و ربات‌ها و عامل‌های هوش مصنوعی کارهای پرخطر، تکراری و مقیاس‌پذیر را انجام دهند.

 

مسیر حرکت به‌سوی تقویت انسان و آینده‌ی سایبورگ‌ها

این مسیر گسترده‌تر، رباتیک انسان‌نما را فقط یکی از اجزای خود می‌داند. در تحلیل من از رشد سریع هوش مصنوعی — از پایه‌های یادگیری ماشین تا خلاقیت مولد، خودمختاری عاملی، تقویت توان انسانی و هوش نورومورفیک — هدف نهایی، ادغام عمیق‌تر هوش انسان و ماشین است.

رابط‌های مغز و رایانه (BCI) ورودی‌های مغزی را به عمل تبدیل می‌کنند و امکان تقویت شناخت، کنترل پروتزها یا دستگاه‌ها را فراهم می‌سازند. این فناوری‌ها، وقتی همراه با پردازنده‌های نورومورفیک که بازده انرژی و پردازش مبتنی بر رویدادِ مغز را تقلید می‌کنند و نیز با سامانه‌های هوش مصنوعی عاملی که برنامه‌ریزی و اجرا می‌کنند به کار روند، می‌توانند به افزایش حافظه، درمان‌های عصبی و هوش ترکیبی منجر شوند.

شاید پیشرفت‌هایی را ببینیم که در آن سامانه‌های کاشتنی به افراد فلج امکان می‌دهند فقط با فکر کردن، رایانه، ویلچر، نشانگر موس و سایر تجهیزات را کنترل کنند؛ چیزی که شرکت نورالینک و دیگر پروژه‌ها نشان داده‌اند. مشارکت‌کنندگان اولیه از این رابط‌ها برای ارتباط، بازی و کارهای روزمره استفاده کرده‌اند. پژوهش‌ها درباره کاشت در چند ناحیه مغز، رمزگشایی گفتار، بازگردانی بینایی و افزایش تعداد الکترودها همچنان ادامه دارد.

هم‌زمان، روش‌های غیرتهاجمی و کم‌تهاجمی‌تر نیز در حال توسعه‌اند. پژوهش در حوزه رایانش نورومورفیک، سخت‌افزاری را توسعه می‌دهد که بیشتر شبیه نورون‌ها و سیناپس‌های زیستی عمل می‌کند و برای پردازش لبه‌ایِ کم‌مصرف، که برای رباتیک و حسگرهای همیشه‌فعال ایده‌آل است، مناسب است.

برای این پیشرفت‌ها لازم نیست بدن‌های زیستی به‌طور کامل با ماشین جایگزین شوند. بلکه این فناوری‌ها نوعی ارتقای تدریجی را فراهم می‌کنند؛ مثل پروتزهای پیشرفته با کنترل مستقیم سیگنال‌های عصبی، بهبود شناخت از طریق رابط مستقیم، و همکاری روان با سامانه‌های فیزیکی هوشمند.

علم‌تخیلی اغلب ربات‌های کاملاً انسان‌نما یا سایبورگ را اوج فناوری پیشرفته نشان می‌دهد. سرعت توسعه نشان می‌دهد که این مسیر واقعی است، هرچند ربات‌های عمومیِ کاملاً همه‌منظوره هنوز با چالش‌هایی مانند مهارت حرکتی، بازده انرژی، ایمنی در کنار انسان و تعمیم‌پذیری در دنیای واقعی روبه‌رو هستند.

با پذیرش سریع این فناوری در چین و افزایش علاقه جهانی، رباتیک انسان‌نما از نمایش‌های تخصصی به محصولات تجاری مقیاس‌پذیر تبدیل می‌شود. اگر هزینه، هوش مصنوعی و موانع استقرار همچنان کاهش یابند، این بازار که در سال ۲۰۲۶ هنوز کوچک است، احتمالاً تا سال ۲۰۵۰ به مقیاسی چندتریلیون دلاری خواهد رسید.

چین ۹۷٪ از محموله‌های جهانی ربات‌های انسان‌نما در نیمه نخست سال را در اختیار دارد؛ زنجیره تأمین و بازار بزرگ، رشد سریع و گسترش بین‌المللی را پیش می‌برند.

با فراگیرتر شدن این فناوری‌ها، جامعه باید خود را برای ظرفیت‌های ترکیبی‌ای که ایجاد می‌کنند آماده کند.

 

اثر چندبرابرکننده: همگرایی فناوری‌ها

قدرت واقعی در هماهنگی میان حوزه‌های مختلف است. هوش مصنوعی مانند یک سیستم‌عامل شناختی عمل می‌کند که زیست‌فناوری را برای مداخلات سلامت شخصی‌سازی‌شده، رباتیک را با رایانش کوانتومی برای شبیه‌سازی‌ها و بهینه‌سازی‌های پیچیده، نانوفناوری را برای حسگرها و مواد پیشرفته، ارتباطات پیشرفته را برای هماهنگی کم‌تاخیر، و دوقلوهای دیجیتال را برای آزمون مجازی سیستم‌های واقعی پیش از استقرار، به هم متصل می‌کند.

معماری‌های نورومورفیک محدودیت‌های روش‌های صرفاً سیلیکونی را در حوزه توان و تأخیر پشت سر می‌گذارند. هوش لبه‌ای تصمیم‌گیری را در همان محل انجام کار ممکن می‌کند. این همگرایی، صنایع، امنیت ملی، پیشرفت علمی و زندگی روزمره را بازتعریف خواهد کرد. به‌جای تمرکز بر فناوری‌های جداگانه، درک اکوسیستم‌های هوشمندِ به‌هم‌پیوسته، مزیت رقابتی ایجاد خواهد کرد.

این روند، ریسک‌ها را هم برای کسب‌وکارها و دولت‌ها افزایش می‌دهد؛ از جمله سازگاری نیروی کار و تاب‌آوری زیرساخت‌های حیاتی. همچنین سرعت کشف‌های علمی را بالا می‌برد. تعامل انسان و ماشین، تمدن را دگرگون می‌کند.

 

مدیریت مسئولانه خطرات

هنوز چالش‌های مهمی وجود دارد. برای اطمینان از ایمنی ربات‌های دوپای تمام‌قد در نزدیکی انسان، مهندسی دقیق لازم است، زیرا انرژی جنبشی در هنگام سقوط یا برخورد می‌تواند خطر جدی ایجاد کند. در محیط‌های ساختارنیافته، مهارت حرکتی انسان هنوز از ربات‌ها بیشتر است. همچنین جمع‌آوری داده برای بازخورد لمسی و نیرویی، از داده‌های بصری یا زبانی دشوارتر است.

وقتی سامانه‌ها در فضاهای مشترک، محرک‌های فیزیکی را کنترل می‌کنند یا مستقیماً با سیگنال‌های عصبی در ارتباط‌اند، امنیت سایبری و حریم خصوصی به موضوعی حیاتی تبدیل می‌شود. خطرات دوگانه‌مصرف، نیاز به حکمرانی شفاف، و دغدغه‌های اخلاقی درباره تقویت انسان و اختیار فرد، قابل چشم‌پوشی نیستند.

باید اختیار انسان حفظ شود. این‌که این فناوری‌ها توانایی انسان را افزایش دهند یا خطرات تازه‌ای به‌وجود آورند، به توسعه مسئولانه، همکاری میان‌رشته‌ای، طراحی امن از ابتدا و استانداردهای سازگارپذیر بستگی دارد.

 

پیشتازی در توسعه انسان‌محور

از یادگیری ماشین پایه تا سامانه‌های مولد و عاملی، از بازدهی نورومورفیک تا ربات‌های تجسم‌یافته و رابط‌های مغز و رایانه، مسیر پیش‌رو به‌جای جایگزینی کامل انسان، به تقویت توانایی‌های انسانی منتهی می‌شود.

استفاده از ربات‌های انسان‌نما و سامانه‌های مرتبط در محیط‌های کاری و اطراف ما افزایش خواهد یافت. در کنار طرح پرسش‌های مهم درباره هویت، حریم خصوصی و معنای تجربه انسانی، رابط‌های مغز و رایانه و فناوری‌های ترکیبی توانایی‌های انسان را — به‌ویژه برای افرادی با محدودیت‌های جسمی — افزایش می‌دهند.

در برابر سرعت بالای تغییرات، باید از پیش و به‌صورت فعالانه تدبیر کرد. رهبرانی که چارچوب‌های اخلاقی را در اولویت قرار دهند، روی مهارت‌آموزی نیروی کار و معماری‌های ترکیبی سرمایه‌گذاری کنند و روابط میان فناوری‌ها را درک کنند، نتایجی خواهند ساخت که زندگی را بهبود می‌دهد.

انقلاب صنعتی پنجم با ربات‌های هوشمندتر تعریف خواهد شد و موفقیت آن به این بستگی دارد که ما چقدر خوب بتوانیم آن‌ها را با قضاوت، خلاقیت و اخلاق انسانی ترکیب کنیم. اکنون ماشین‌ها و ذهن‌ها باید در کنار هم کار کنند. این‌که «افق سایبورگی» فرصت‌های انسانی را افزایش دهد یا کاهش، به این بستگی دارد که ما آن را چگونه هدایت کنیم. آینده، میدان نبرد انسان علیه ماشین نخواهد بود؛ بلکه درباره همکاری انسان و ماشین، تقویت متقابل یکدیگر، و رشد از طریق فناوری‌های همگراست.

 

کدخبر: ۶۰۱۵۷۹۲۵
تاریخ خبر:
ارسال نظر