کودکان در میدان الگوریتمها؛ چرا بچههای ۱۰ ساله نباید گوشی هوشمند داشته باشند؟
حورا طهرانی، پژوهشگر رسانه و خانواده، در یادداشتی میگوید که امروز الگوریتمها به چالشی جدی برای رشد روانی و شناختی کودکان تبدیل شدهاند.
الگوریتمهایی که قرار بود تجربهی کاربری را هوشمندتر کنند، حالا تبدیل به یکی از جدیترین چالشهای رشد کودکان شدهاند. کودک امروز پیش از آن که مهارت تفکر انتقادی را یاد بگیرد، با سیستمهایی مواجه است که برای گرفتن توجه و نگهداشتن او طراحی شدهاند. شبکههای اجتماعی، دیگر نه فقط ابزار و تکنولوژی، بلکه محیط زیست جدید کودکان هستند.
کودک دهسالهای را تصور کنید که صبح قبل از مدرسه، وقتی هنوز چشمهایش کامل باز نشده، اولین کاری که میکند برداشتن گوشی یا تبلت است. انگشت کوچکش روی صفحه میلغزد، ویدیوها یکی پس از دیگری پخش میشوند، صدا، رنگ، حرکت، خنده و بعد یک نوتیفیکیشن دیگر، بیآن که بداند مغزش از همان لحظات ابتدایی روز درگیر مسابقهای میشود که قواعدش را نه او مینویسد و نه حتی میفهمد. مسابقهای برای جلب توجه، برای فرار از سکوت، برای دنبال کردن پاداشهای سریع.
شبکههای اجتماعی امروز تنها یک ابزار ارتباطی نیستند. آنها به بخشی از زیست روانی، شناختی و هیجانی کودکان و نوجوانان تبدیل شدهاند. طبق گزارشهای یونیسف و همچنین مرکز تحقیقات پیو، میانگین سن شروع استفاده از شبکههای اجتماعی بین ۹ تا ۱۱ سال است.
بسیاری از کودکان پیش از رسیدن به نوجوانی، صاحب تلفن همراه شخصی میشوند و روزانه چندین ساعت از وقت خود را در پلتفرمهایی مانند اینستاگرام، تیکتاک و یوتیوب سپری میکنند.
اما مسأله، صرفاً «زیاد بودن زمان استفاده» نیست. مسأله این است که این فضاها برای چه مغزی طراحی شدهاند؟ برای مغز کودک یا بزرگسال؟
کودکانی که روزانه بیش از ۳ ساعت در شبکههای اجتماعی فعالاند دو برابر بیشتر در معرض اضطراب و افسردگیاند
مطالعات متعدد منتشرشده در سایت سازمان بهداشت جهانی و یافتههای انجمن روانشناسی آمریکا نشان دادهاند کودکانی که بیش از سه ساعت در روز در شبکههای اجتماعی فعالاند، دو برابر بیشتر در معرض اضطراب، افسردگی و اختلالات خواب قرار دارند.
پژوهشهای انجامشده در کشورهای مختلف از جمله آمریکا، کانادا، بریتانیا و استرالیا نشان میدهد افزایش چشمگیر مشکلات سلامت روان نوجوانان پس از سال ۲۰۱۰، همزمان با گسترش تلفنهای هوشمند و رسانههای اجتماعی بوده است.
چرا مغز کودک و نوجوان تا این اندازه آسیبپذیر است؟
پاسخ در علوم اعصاب نهفته است. قشر پیشپیشانی مغز، بخشی که مسئول کنترل تکانه، تصمیمگیری منطقی، ارزیابی پیامدها و برنامهریزی بلندمدت است، تا حدود سن ۲۵ سالگی به طور کامل رشد نمیکند. این یعنی نوجوانان، بهطور زیستی، هنوز ابزار کامل مهار وسوسهها را در اختیار ندارند. در مقابل، سیستم لیمبیک که مسئول هیجان، پاداش، هیجانطلبی و واکنشهای سریع است، در دوران بلوغ بهشدت فعال میشود.
شبکههای اجتماعی دقیقاً روی همین نقطه ضعف سرمایهگذاری میکنند. لایکها، استیکرها، صداهای اعلان و اسکرول بیپایان، همه برای تحریک سیستم پاداش طراحی شدهاند. هر لایک، یک ضربه دوپامینی به مغز وارد میکند. هر نوتیفیکیشن، وعده یک تجربه جدید است. مغز نوجوان یاد میگیرد که شادی و ارزش، از بیرون میآید: از تعداد بازدید، دنبالکننده و لایک.
پلتفرمها برای بیشترین زمان حضور طراحی شدهاند، نه سلامت روان کاربران
تریستان هریس، طراح سابق و منتقد صنعت فناوری، این فرآیند را «هک مغز» مینامد. به گفته او، پلتفرمها نه برای سلامت روان کاربر، بلکه برای بیشترین زمان حضور طراحی شدهاند. اسکرول بیپایان، پخش خودکار و الگوریتمهای پیشنهاد دهنده، همگی برای حذف نقاط توقف طبیعی و نگه داشتن کاربر طراحی شدهاند.
اینجا یک سوال اساسی مطرح میشود که آیا میتوان از کودک انتظار داشت در برابر سیستمی مقاومت کند که توسط بهترین متخصصان علوم اعصاب، روانشناسی رفتاری و فناوری طراحی شده است؟
در این شرایط، برخی کشورها به فکر مداخله از طریق قانونگذاری افتادهاند. برای مثال، دانمارک تصمیم گرفته استفاده از شبکههای اجتماعی را برای کودکان زیر ۱۵ سال محدود کند. اما موضوع مهمتر، «منطق پشت این تصمیم» است. این اقدام بر پایه یافتههای علمی دربارهی رشد مغز و سلامت روان نوجوانان است، نه صرفاً یک تصمیم اخلاقی یا سیاسی.
چند کشور اروپایی و آمریکا بهدنبال قانونگذاری برای محدودیت سنی ورود کودکان هستند
در واقع، مسأله جهانی است. در فرانسه، بریتانیا، استرالیا و برخی ایالتهای آمریکا نیز بحثهایی جدی درباره محدودیت سنی برای ورود به شبکههای اجتماعی در جریان است. این کشورها دریافتهاند که نمیتوان بار مقابله با شرکتهای چند میلیارد دلاری فناوری را تنها بر دوش خانوادهها گذاشت.
نکته مهم اینجاست، مخالفت با دسترسی زودهنگام کودکان به شبکههای اجتماعی، به معنای مخالفت با فناوری نیست. بلکه نوعی دفاع از رشد سالم روانی و عصبی است. درست مانند اینکه کودک را از رانندگی بدون گواهینامه بازمیداریم، نه به این دلیل که توانایی یادگیری ندارد بلکه چون هنوز برای این مسئولیت آماده نیست.
نمونههای عینی کم نیستند. دختر ۱۳ سالهای را در نظر بگیرید که ساعتها تصاویر بدنهای ایدهآل و چهرههای فیلتر شده را میبیند. کمکم نسبت به بدن خود احساس نارضایتی پیدا میکند، اعتماد به نفسش کاهش مییابد و دائماً خود را با نسخههای غیرواقعی از دیگران مقایسه میکند. یا پسری ۱۲ ساله که درگیر ویدئوهای سریع و پرهیجان میشود و دیگر توان تمرکز طولانی روی تکالیف درسی یا حتی فیلمهای طولانیتر را ندارد.
با این حال، خانوادهها هنوز نقش مهمی دارند. راهکارهایی مانند:
- به تأخیر انداختن دادن تلفن هوشمند شخصی تا دوران دبیرستان
- تعیین ساعات مشخص و محدود برای استفاده از شبکههای اجتماعی
- خاموش بودن مویابل در اتاق خواب به ویژه موقع خواب
- حذف اعلانهای غیرضروری
- تقویت فعالیتهای جایگزین مانند ورزش، مطالعه، فعالیتهای هنری و تعامل رودررو با دوستان
همگی میتوانند اثرات منفی را کاهش دهند. طبق تحقیقات، خواب منظم، زمان بازی آزاد در فضای واقعی و ارتباط عاطفی معنادار با خانواده دارند، در برابر اثرات منفی رسانههای اجتماعی مقاومترند.
باید پذیرفت مساله فقط تکنولوژی نیست، بلکه رابطهی ما با آن است. شبکههای اجتماعی بخشی جداییناپذیر از جهان امروزند، اما کودک و نوجوان نباید بدون سپر وارد این میدان شوند. مغز در حال رشد، نیازمند حفاظت، تأخیر هوشمندانه و فرصت برای بلوغ طبیعی است.
محافظت از کودکان در برابر اعتیاد مهندسیشده، سانسور نیست. این، نوعی مراقبت ضروری است. در جهانی که الگوریتمها بیوقفه در حال بازطراحی گرفتن توجه کاربران هستند، شاید بزرگترین مسئولیت ما این باشد که به کودکانمان اجازه دهیم ابتدا انسان شوند و بعد کاربر.