گذر زمان | سیل تجریش بزرگترین سیل تاریخ تهران؛ تابستان ۱۳۶۶
۴ مرداد ۱۳۶۶ جاری شدن سیل در منطقه گلاب دره و دربند یکی از بزرگترین بلایای طبیعی تاریخ تهران را رقم زد.
هفت صبح | ساعت ۱۳ روز یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۶۶ بر اثر بارش شدید باران در دو مسیل دربند و گلاب دره حوالی تجریش سیل شدیدی جاری شد.
این سیل قدرتمند بیش از ۳۰۰ تن از شهروندان تهرانی را به کام مرگ فرستاد و به خانهها، مغازهها و امکان دولتی در مسیر سیل بیش از ۷۵ میلیارد تومان خسارت وارد کرد.

ظهر تابستانی که ناگهان سیاه شد
چهارم مرداد 1366، تهران در یکی از گرم ترین روزهای تابستانی خود قرار داشت. کمتر کسی تصور می کرد در میانه ظهر، بارانی شدید آغاز شود و تنها در مدت کوتاهی یکی از مخوف ترین سیلاب های تاریخ پایتخت را رقم بزند.
حدود ساعت 12 و 30 دقیقه ظهر، آسمان شمال تهران ناگهان تیره شد. رعد و برق و بارش باران مردم را غافلگیر کرد و خیلی زود مشخص شد که این بار با یک بارندگی معمولی روبه رو نیستند. سیلاب با سرعت زیادی به سمت مناطق پایین دست حرکت کرد و مردم فرصت چندانی برای واکنش نداشتند.

سیل از گلابدره به سمت تجریش حرکت کرد
بر اساس روایت اهالی قدیمی تجریش، سیلاب از محدوده ای معروف به «دره وزوا» در نزدیکی گلابدره آغاز شد. جریان آب پس از رسیدن به دوراهی دربند و جعفرآباد به دو شاخه تقسیم شد. یک شاخه به سمت تجریش و روددره مقصودبیک رفت و شاخه دیگر مسیر خیابان شریعتی را در پیش گرفت.

شدت جریان به اندازه ای بود که هر چیزی را که در مسیر خود قرار داشت با خود می برد. مردم که در بازار و خیابان حضور داشتند، در حالی با سیلاب روبه رو شدند که بسیاری از آنها حتی نمی دانستند باید به کدام سمت فرار کنند.
آژیر قرمز و یک سوء تفاهم مرگبار
آن روزها تهران همچنان درگیر جنگ بود و صدای آژیر قرمز برای مردم معنای مشخصی داشت. به همین دلیل، زمانی که آژیر در تجریش به صدا درآمد، بسیاری از مردم تصور کردند حمله هوایی اتفاق افتاده است.
گروهی از مردم برای در امان ماندن از حمله هوایی به یک زیرگذر در حال ساخت در نزدیکی سرپل تجریش پناه بردند. اما سیلاب در ادامه مسیر خود دقیقا به همان منطقه رسید و پناهگاهی که قرار بود مردم را از خطر حمله هوایی حفظ کند، به محلی مرگبار تبدیل شد.
خانه ها و خودروها زیر گل و لای دفن شدند
پس از فروکش کردن سیلاب، تجریش دیگر شبیه محله ای نبود که مردم چند ساعت قبل در آن زندگی عادی خود را می گذراندند. خیابان ها و کوچه ها پر از گل و لای، سنگ و بقایای درختان شده بود و در بعضی نقاط ارتفاع گل و لای به حدود چهار متر می رسید.
صدها خودرو در میان گل و لای گرفتار شده بودند و بسیاری از سرنشینان آنها هرگز پیدا نشدند. خانه های نزدیک رودخانه مقصودبیک نیز آسیب شدیدی دیدند و در برخی نقاط، سیلاب وارد خانه ها شد و ساکنان را مجبور کرد برای نجات جان خود به پشت بام ها پناه ببرند.
روایتی از یکی از شاهدان سیل
یکی از اهالی قدیمی تجریش که هنگام وقوع حادثه در بازار تجریش حضور داشت، روایت کرده است که مردم با شنیدن فریاد «سیل، سیل» به صورت پراکنده به سمت کوچه ها فرار می کردند. او که برای خرید نان از بازار خارج شده بود، خود را به خانه ای دو طبقه رساند و از پشت بام شاهد جریان سیلاب بود.

به گفته او، سیل خانه های نزدیک رودخانه مقصودبیک، تکیه تجریش و اطراف امامزاده صالح را در مسیر خود با خود برد و پس از حادثه، اجساد قربانیان در زیرزمین برخی خانه های نزدیک رودخانه پیدا شد.
زیرزمین خانه ها پر از اجساد بود
ابعاد حادثه چنان گسترده بود که پس از پایان سیلاب، عملیات جستجو و امدادرسانی روزها ادامه داشت. شاهدان می گویند در بسیاری از نقاط، مردم برای نجات خود روی پشت بام خانه ها مانده بودند و نیروهای امدادی با کمک مردم تلاش می کردند آنها را پایین بیاورند.
در زیر گل و لای و میان خودروهای آسیب دیده، اجساد قربانیان نیز پیدا می شد. آمار دقیق قربانیان هرگز به شکل رسمی مشخص نشد، اما منابع مختلف شمار جانباختگان را دست کم 300 نفر اعلام کردند و گفته شد پیکر بسیاری از قربانیان هرگز پیدا نشد.
روایت هایی از نجات های عجیب
در کنار خاطرات تلخ، روایت هایی از نجات های عجیب و غیرمنتظره نیز از آن روز باقی مانده است. یکی از این روایت ها درباره پیرزنی است که هنگام وقوع سیل در خانه خود مشغول نماز خواندن بود. پس از رسیدن سیلاب، خانواده اش برای مدتی از او خبری نداشتند.

چند ساعت بعد، او چند خیابان پایین تر و در حالی پیدا شد که روی یک باجه تلفن قرار گرفته بود. باجه تلفن در میان جریان سیلاب مانند یک پناهگاه موقت عمل کرده و جان او را نجات داده بود.
تجریش تا مدت ها از این فاجعه بیرون نیامد
شدت خسارت به اندازه ای بود که پاکسازی منطقه زمان زیادی برد. بر اساس روایت های موجود، میدان تجریش نزدیک به دو ماه برای عملیات پاکسازی بسته بود و رفت و آمد عادی در این منطقه انجام نمی شد.
سیل چهارم مرداد 1366 نه تنها خانه ها و خیابان های شمال تهران را تغییر داد، بلکه خاطره ای تلخ در ذهن اهالی تجریش باقی گذاشت؛ خاطره ظهر گرمی که در عرض چند دقیقه به یکی از سیاه ترین روزهای تاریخ تهران تبدیل شد.

یک حادثه که هنوز در خاطره تهران مانده است
با گذشت سال ها از سیل تجریش، روایت شاهدان همچنان بخش مهمی از حافظه تاریخی تهران را تشکیل می دهد. تصاویری که از آن روز باقی مانده، خیابان هایی پر از گل و لای، خودروهای درهم شکسته و مردمی را نشان می دهد که برای نجات جان خود به پشت بام ها پناه برده بودند.
سیل تجریش تنها یک حادثه طبیعی نبود؛ برای بسیاری از خانواده ها، چهارم مرداد 1366 روزی بود که زندگی آنها برای همیشه تغییر کرد.