فرجام درگیری خونین با اشرار در طاق بستان

درگیری عشقی در کرمانشاه به خون کشیده شد
هفت صبح| 10 خردادماه امسال در حالیکه عدهای از مردم کرمانشاه در حال تفریح و خوشگذرانی بودند ناگهان صدای عربدهکشی و قدرتنمایی اراذل و اوباش لرزه به اندام مردم انداخت.اشرار جوان در حالیکه قمه به دست داشتند، شیشه پنجره مغازهها را میشکستند و به خودروهای عبوری آسیب میزدند. آنها حتی به یک مغازه ساندویچفروشی نیز حمله کرده و فر مغازه را تخریب کردند. در همان حین تلفن مرکز فوریتهای پلیس 110 توسط افراد زیادی به صدا درآمده بود و موضوع این حمله اشرار به پلیس گزارش شده بود.
در این میان مرد جوانی به نام امیر که نظامی بوده با آنها درگیر و دست به شلیک زده بود. اما گلوله در سینه یکی از پسران جوان به نام کامران نشسته و وی در راه انتقال به بیمارستان جان سپرده بود. با افشای این ماجرا تحقیقات پلیسی آغاز و امیر بازداشت شد.
شلیک مرگبار
متهم به ماموران گفت: من نظامی هستم و مجوز حمل سلاح دارم. آن روز همراه خانوادهام برای تفریح به طاقبستان رفته بودیم که متوجه شدم چند پسر جوان خیابان را بسته و با چاقو و قمه اقدام به قدرتنمایی میکنند. او ادامه داد: آنها حتی به چند مغازه حمله کرده و فر یک اغذیهفروشی را نیز شکسته بودند و فحشهای ناموسی میدادند.
من برای اینکه مانع آنها شوم با کلت سازمانی یک تیر هوایی شلیک کردم اما اوباش با چاقو و قمه به سمت ماشینم حملهور شدند و من برای نجات جان خود و خانوادهام اقدام به تیراندازی کردم. اما یکی از تیرها ناخواسته با یکی از آنها برخورد کرد. من همان موقع با ماشین فرار کردم و سپس با سازمان تماس گرفتم و گفتم برای نجات جانم دست به شلیک زدهام. با اعترافات مرد نظامی، ماموران چند نفر از دوستان کامران را که در محل حضور داشتند و اقدام به تخریب و قدرتنمایی کرده بودند، بازداشت کردند.
یکی از آنها گفت: یکی از دوستانمان به دختر جوانی علاقمند بود و میخواست با او ازدواج کند اما مرد جوانی به خواستگاری دختر مورد علاقه دوستمان رفت و با او ازدواج کرد. دوستمان از این موضوع بسیار ناراحت بود. به همین خاطر ما به خاطر دوستمان مقابل خانه تازهداماد رفتیم و خیابان را بستیم. ما میخواستیم با قدرتنمایی او را بترسانیم. در بررسیها نیز مشخص شد همان موقع چند شهروند با پلیس ۱۱۰ تماس گرفته و از اقدام اوباش شکایت کرده و کمک خواسته بودند .
محاکمه در تهران
با تکمیل تحقیقات پلیسی از آنجا که امیر مقام ارشد نظامی بود پروندهاش با صدور کیفرخواست به اتهام قتل عمدی به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و وی در شعبه دهم از خود دفاع کرد. در این جلسه مادر کامران روبهروی قضات ایستاد و گفت:متهم از روزی که به پسرم شلیک کرد و او را کشت گفت برای دفاع از خودش دست به شلیک زده.
او در این مدت هرگز از ما دلجویی نکرد. به همین خاطر نمیتوانم او را ببخشم و برایش قصاص میخواهم. وقتی امیر روبهروی قضات ایستاد بار دیگر جزئیات ماجرا را تشریح کرد و گفت: وقتی دیدم پسران شرور خیابان را بسته و رعب و وحشت ایجاد کردهاند برای آرامکردن جو اقدام به شلیک تیر هوایی کردم. اما آنها با چاقو و قمه به سمتم حملهور شدند و من برای دفاع از جانم اقدام به تیراندازی کردم.
قاضی گفت: با توجه به رتبه نظامیای که داری آموزشدیدهای. چرا برای شلیک، فاصله را رعایت نکردی و به جای حساس مقتول شلیک کردی؟ که متهم پاسخ داد: من اصلاً نمیخواستم به سمت کسی شلیک کنم. فقط برای دفاع از خودم چند تیر شلیک کردم.
اما چون کامران و دوستانش در حرکت بودند گلوله ناخواسته با سینه او برخورد کرد. من به سمت پایین شلیک میکردم و حالا از مرگ کامران ناراحت هستم. در پایان جلسه قضات وارد شور شدند و با توجه به مدرکهای موجود در پرونده و اظهارات شاهدان امیر را از اتهام قتل عمدی تبرئه و به خاطر قتل غیرعمد به پرداخت دیه محکوم کردند. او همچنین به خاطر عدم رعایت اصول تیراندازی به یک سال زندان محکوم شد.