کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۵۷۷۸۲۸
تاریخ خبر:

این فقط یک گردنبند نیست| پشت پرده داستان زن سالخورده‌ای که‌ سارق موتورسوار را بخشید

این فقط یک گردنبند نیست| پشت پرده داستان زن سالخورده‌ای که‌ سارق موتورسوار را بخشید

زن مالباخته می‌گوید گردنبند حدودا 150 میلیون تومان می‌ارزد

هفت صبح| ‌ این گردنبندی که به گردنش انداخته بود انگار خاطرات جوانی‌اش را برایش رج می‌زد.گردنبندی که حدودا 150 میلیون تومان می‌ارزد اما برای زن سالخورده که این زیور قدیمی را اوایل ازدواجش از شوهرش هدیه گرفته است، ‌ارزشش خیلی بیشتر از این حرف‌هاست. هر چند ارزش این تکه طلا تا قبل از این هم از ارزش یک شیء ساخته دست انسان بیشتر جلوه می‌کرد اما حالا چند روزی است که همین گردنبند قدیمی خاطره‌انگیز، سوژه رسانه‌ها و فضای مجازی شده است. داریم راجع به گردنبند زن سالخورده‌ای حرف می‌زنیم که این روزها کمتر کسی است که کلیپ به سرقت رفتن آن را ندیده باشد.

 

همان کلیپی که در آن می‌بینیم سارق جوانی با موتورسیکلت به یک خانم سالخورده نزدیک می‌شود و سر صحبت را باز می‌کند اما ناغافل دستش را نزدیک گردن زن برده و گردنبند او را می‌کشد.از همان روز کاربران فضای مجازی این کلیپ را دست به دست منتشر کردند و احساسات عمومی از اینکه این سارق بدون هیچ مروتی زن ناتوان عصا به دست را فریب داد و از او سرقت کرد؛‌جریحه‌دار شد.تا اینکه درست یک روز بعد کلیپ دستگیری سارق جوان در یک بیغوله در جنوب شهر منتشر شد.

 

بازگشت مجرم به صحنه جرم

بعد از دستگیری سارق گردنبند، ماموران پلیس آگاهی تهران مقدمات بازسازی صحنه جرم در محل وقوع جرم یعنی خیابان پیروزی تهران را فراهم کردند و صبح روز گذشته سارق 42 ساله که متاهل و پدر دو کودک خردسال است در برابر زن سالخورده صاحب گردنبند قرار گرفت.

 

شاید همه چیز در نظر یک سرقت ساده به نظر برسد اما هول و اضطرابی که به جان مالباخته می‌افتد چنان وصف‌ناپذیر است که این زن قبل از هر چیز می‌گوید:«هنوز هم باورم نمی‌شود که این اتفاق برای من رخ داده باشد.» او در کنار پسرش که مردی میانسال است ایستاده و همان عصای سه پایه‌ای را که روز حادثه همراه داشت نیز همراه دارد.با اشاره به این عصا می‌گوید:«من دیسک کمر داشتم و برای همین عمل جراحی انجام دادم . حالا 8 پلاتین در کمرم است.جراحی قلب هم کرده‌ام اما با این حال از شوهرم که جانباز هفتاد درصد است مراقبت می‌کنم.»

 

بعد آه غلیظی می‌کشد و ادامه می‌دهد:«همسرم حتی نمی تواند آفتاب را ببیند. باید همیشه حواسم به او باشد. روز حادثه هم داشتم از مطب دکتر بر می‌گشتم که این آقا به من نزدیک شد. یک تکه کاغذ از جیبش درآورد و وانمود کرد می‌خواهد آدرس بپرسد. من داشتم بنگاه املاک محله را به او نشان می‌دادم و گفتم اگر از آنجا سوال کند بهتر است که یکدفعه دست انداخت و از گردنم گردنبندم را کشید. اینقدر با شدت آن را از گردنم کند که دور گردنم کبود شده است. من روسری سرم بود و اصلا نمی‌دانم چطور فهمید من گردنبند دارم.»

 

اما او را می‌بخشم

زن مالباخته می‌گوید گردنبند حدودا 150 میلیون تومان می‌ارزد و آن را وقتی تازه ازدواج کرده بود از شوهرش هدیه گرفته است. شوهری که لابد عشق و احترام میانشان به اندازه چیزی حدود نیم قرن زندگی مشترک می‌ارزد.این حادثه به او شوک بزرگی وارد کرده، اما وقتی می‌فهمد سارق دو کودک خردسال دارد او را می‌بخشد: «فکر می‌کنم بهتر است برود سراغ کار و زندگی‌اش. برود بالای سر زن و بچه‌اش و برای آنها نان حلال ببرد. فقط از خدا می‌خواهم که دیگر سراغ این کارها نرود.»

 

سارق جوان می‌گوید فقط در یک لحظه برق گردنبند زن سالخورده  را دیده و فکر سرقت به سرش زده بود. او می‌گوید که بیمار است و برای تامین هزینه بیماری‌اش دست به چنین سرقتی زده است اما نمی‌گوید چه بیماری‌ای دارد. شاید هم این حرف را برای جلب ترحم زده باشد.

 

به هر حال این بار برای این سارق به خیر گذشت! شانس آورد که قلب شاکی‌اش با وجود اینکه مشقت‌های زیادی کشیده هنوز بخشیدن را بلد بود. انگار هنوز هستند قلب‌هایی که مرور سال‌ها سبب مکدر شدن آن‌ها نمی‌شود و مثل آب چشمه زلال می‌مانند.در حالی که نبخشیدن و تقاضای مجازات حق مسلم او بود! 

 

کدخبر: ۵۷۷۸۲۸
تاریخ خبر:
ارسال نظر