کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۵۷۵۴۴۲
تاریخ خبر:

‌فرشته‌ای به نام مقتول | ‌پرونده‌ای برای جنایت علیه کودکان خردسال

‌فرشته‌ای به نام مقتول | ‌پرونده‌ای برای جنایت علیه کودکان خردسال

در پرونده‌های جنایی زیادی کودکان خردسال قربانی جنایت نامادری شده‌اند

هفت صبح| ‌بچه‌ها فرشته‌های بی‌غل و غش، لوح‌های سفید دست نخورده و ضمایر پاک و ناب زنده‌ای هستند که هیچ چیز از بدی دنیا نمی‌دانند. آنها در کشمکش پدر و مادرها بی‌تقصیرترین اما گاهی قربانی‌ترین نقش را دارند. آنها انتخاب نمی‌کنند که وارد چه ورطه‌ای از زندگی شوند و فقط پنجره خیلی کوچکی دارند که از آن همه جهان را زیبا و همه آدم‌ها را خوب می‌بینند. اگر سایه نامادری بالای سرشان بیاید در نقش بستن کینه هم نقشی ندارند و همه این پاکی و معصومیت آنهاست که جنایت علیه کودکان خردسال را بسیار دردناک‌تر از انواع شکنجه‌ها و جنایات می‌کند.

 

قتل آوا به دست نامادری

اواسط سال ۱۴۰۲ یکی از تکان دهنده‌ترین اخبار حوادث با موضوع قتل فرزند در حالی منتشر شد که فیلم شکنجه کودک در فضای مجازی بازنشر شده بود.به این ترتیب خبر فوت آوا ۴ ساله دختر ارومیه‌ای بر اثر شکنجه نامادری بر سر زبان‌ها افتاد.مصاحبه فردی با رسانه‌ها در فضای مجازی که خود را پدر این کودک چهار ساله معرفی می‌کرد، اولین فایل تصویری و ویدئویی بود که در این زمینه منتشر شد و فرد یاد شده بخشی از داستان زندگی نابسامان خود را در این ویدئو به اشتراک گذاشت.

 

عمر قهرمانی، پدر آوا در این باره بیان کرد: محل کارم در تبریز است، بعد از اینکه سال گذشته مادر آوا به صورت بی‌خبر از خانه خارج شد، تلاش برای پیدا کردن او را انجام دادم و در نهایت پلیس آگاهی خبر از خروج او از کشور به مقصد ترکیه را داد.قهرمانی ادامه داد: «من نیز با بچه‌ها تنها ماندیم و نگهداری از آنان را بعد از ازدواج مجدد به همسر دومم سپردم. یک روز همسرم زنگ زد و گفت که آوا شب وقتی خواب‌ بود، تشنج کرده است و حال خوبی ندارد و او را به بیمارستان برده‌اند.

 

موضوع را مجدد از پسرم پیگیری کردم و پسرم هم همین حرف را تکرار کرد ولی در بیمارستان گفتند که دخترت شکنجه شده است و من چون باور نکردم برای بررسی بیشتر دوربین خانه را کنترل کردم که در دوربین کتک خوردن دخترم را توسط همسرم دیدم.حالا از مسئولان می‌خواهم او را اعدام کنند و خودم چهارپایه اعدام را از زیر پایش خواهم کشید.»با درخواست ولی دم حکم قصاص متهم صادر شد.

 

زنده به گور کردن الهه توسط نامادری

اواسط سال ۱۳۸۲ در پی وقوع یک جنایت هولناک مشخص شد دختر بچه 7ساله‌ای به نام الهه توسط یک زن آشنا از مقابل مدرسه‌اش ربوده شده و در جنگل‌های لویزان زنده به گور شده است. با پیگیری و تحقیق در این زمینه سرانجام معلوم شد، زن 24ساله‌ای به نام طیبه که نامادری این دختربچه بود،  با فریب این دختر او را ربوده و پس از خوراندن آبمیوه مسموم الهه را به جنگل‌های لویزان منتقل کرده و در یک گور کم عمق که 2روز پیش از جنایت در این محل کنده بود، دفن کرده است.

 

با به دست آمدن این اطلاعات، ماموران در مرحله بعدی طیبه (نامادری) را دستگیر کردند و نامبرده با اعتراف به جنایت عنوان کرد: از مدتی پیش در اندیشه ربودن الهه بودم و از آنجا که قصد داشتم با پدر او بار دیگر ازدواج کنم، احساس می‌کردم الهه مانع این ازدواج خواهد شد؛ از این رو 2روز متوالی با حضور در مقابل مدرسه در انتظار فرصتی برای ربودن الهه بودم تا این که او با مشاهده من مقابل مدرسه خود را به من رساند و من از او خواستم تا هر 2به گردش برویم و در میانه راه آبمیوه مسمومی را که پیش از این تهیه کرده بودم، به او خوراندم و زمانی که بیهوش شد، او را به جنگل لویزان بردم و دفن کردم .»هر چند متهم در اظهارات بعدی منکر قتل شد اما با توجه به ادله موجود در پرونده به دار مجازات آویخته شد.

 

قتل هولناک کودک ۲ ساله به دست نامادری

آذر ماه سال ۹۶ رئیس پلیس آگاهی خراسان شمالی از قتل پسر دوساله بجنوردی به دست نامادری خبر داد. سرهنگ رضا عرب‌زاده  با بیان اینکه رسول دوساله‌ به‌طور مشکوک در یکی از بیمارستان‌های بجنورد فوت می‌کند، اظهار کرد: با فوت این کودک مسئولان بیمارستان به پلیس ۱۱۰ اطلاع داده و در نهایت مرگ مشکوک کودک مشخص می‌شود.

 

سرهنگ عرب زاده با بیان اینکه به قتل رسیدن کودک توسط پزشکی قانونی خراسان شمالی تائید شده است، افزود: پس از حضور مأموران پدر و مادر کودک دستگیر و مورد بازجویی قرار گرفتند.در ابتدا نامادری این پسر دوساله منکر قتل ‌شد، اما پس از گذشت ۱۳ روز، صبح امروز یک‌شنبه به کشتن کودک اعتراف کرد.رئیس پلیس آگاهی خراسان شمالی درباره علت قتل کودک دوساله بجنوردی گفت: کودک به علت ضربات مشت و لگد توسط همسر پدرش دچار مرگ مغزی و پس از رساندن به بیمارستان فوت می‌کند.

 

قتل کودک سمنانی به دست نامادری

همین چند روز پیش کارآگاهان پلیس آگاهی استان سمنان در پی مرگ مشکوک دختری 10 ساله تحقیقات خود را در این رابطه آغاز کردند و فهمیدند این دختر در خانه تنها بود. سایر خانواده هنگام بازگشت، مشاهده کردند دختر روی مبل دراز کشیده و بیهوش است. آنها با اورژانس تماس گرفتند و بعد از حضور تکنیسین‌ها مشخص شد این دختر فوت شده است.

 

پدر متوفی در تحقیقات اولیه به ماموران گفت: مدتی قبل از همسرم جدا شده و با خانمی 38 ساله که دختری ۱۲ ساله دارد ازدواج کردم. ظهر روز حادثه به همراه آ‌نها، از منزل خارج شدم و دخترم تنها در خانه بود.کارآگاهان پلیس آگاهی با انجام تحقیقات پی بردند نامادری کودک، بعدازظهر روز حادثه به منزل مراجعه و پس از گذشت زمانی، دوباره آنجا را ترک کرده است.این زن ۳۸ ساله در تحقیقات ماموران به ارتکاب قتل اعتراف کرد و گفت زمان مراجعه به منزل، با دختر ۱۰ ساله همسر خود، جر و بحث کرد و به دلیل فحاشی کودک با وی درگیر شد و در نهایت دختر را خفه کرد.

 

مرگ مشکوک پدرام تجریشی

دیگر پرونده پرسروصدایی که افکار عمومی را به شدت در ایران تحت تاثیر قرار داد، پرونده قتل پدرام تجریشی بود. پدرام تجریشی نوجوانی بود که در ۱۲ سالگی به قتل رسید. پرونده او تا مشخص شدن دیگرکشی یا خودکشی چند سال را طی کرد.شاکی اصلی پرونده مادر پدرام تجریشی بود، چرا که پدر این کودک می‌گفت اطمینان دارد نامادری‌اش مریم در مرگ پدرام دست نداشته است.

 

آن‌طور که در روزنامه‌های دهه ۶۰ نوشته شده است، پدر و مادر پدرام از چند سال قبل از هم جدا شده و پدرام با پدرش زندگی می‌کرد. او بعد از مدتی با زنی به نام مریم ازدواج کرد و آنها زندگی خوبی داشتند. اما حادثه مرگ دلخراش پدرام و آمدن نام نامادری وضعیتی سخت را برای زندگی این مرد درست کرده بود. آن‌طور که مدارک موجود در پرونده نشان می‌دهد، پدرام از خانه مادرش به خانه پدرش برمی‌گردد، به حمام می‌رود و دور از چشم نامادری با خود چاقویی را به داخل حمام می‌برد.

 

بیرون آمدن او طول می‌کشد و نامادری برای سرزندن به پدرام به حمام می‌رود که می‌بیند پدرام چاقویی در دست دارد و به خود ضرباتی وارد کرده است. مریم برای گرفتن چاقو اقدام می‌کند که در این هنگام پدرام دو ضربه محکم دیگر به خودش می‌زند و همین دو ضربه باعث مرگ پدرام می‌شود.شدت خونریزی به حدی بوده است که پزشکان نتوانستند برای او کاری بکنند و باعث مرگ پدرام شد.

 

پس از آن، مریم، نامادری پدرام، به اتهام قتل پدرام بازداشت شد، او در هیچ مرحله‌ای از رسیدگی به قتل اعتراف نکرد و در مراحلی حادثه را این‌طور توضیح داد: من داشتم ظرف می‌شستم، از تاخیر پدرام نگران شدم، با دستکش به سمت حمام رفتم، در را باز کردم و پدرام را با چاقو دیدم که آسیب به خودش زده بود. خواستم چاقو را از او بگیرم که نشد، گلاویز شدیم او دو ضربه شدیدتر به خودش زد!

 

برخی کارشناسان می‌گفتند اینکه زنی به سن و قد و هیکل مریم نتواند چاقو را از پدرام بگیرد ممکن نیست. پدرام کودکی ۱۲ ساله بوده و حتماً زور مریم به او می‌رسیده است. سوال اساسی مطرح‌شده در اینجا بود که چطور نامادری متوجه خونریزی شدید پدرام نشده و مدت زیادی او را در وان حمام رها کرده است؟

 

عمق ضربات مسئله دیگری بود و گفته می‌شد امکان اینکه فردی چنین عمیق به خودش ضربه بزند وجود ندارد. این گفته‌ها بیشتر از سوی وکلایی مطرح می‌شد که از طرف مادر پدرام استخدام شده بودند اما پدر پدرام حرف دیگری می‌زد. او می‌گفت همسرش مریم زنی بسیار مهربان بوده و با پدرام رابطه خوبی داشته است. او مادر پدرام را مقصر نشان می‌داد و می‌گفت: مادر پدرام زنی تندخو و پرخاشگر بود و نسبت به همه چیز ایراد می‌گرفت و زندگی را برای من و پدرام سخت کرده بود. به همین دلیل هم من از این زن جدا شدم. هر بار پدرام به دیدن مادرش می‌رفت تا چند روز حالش بد بود  اما مریم با مهربانی و متانت با او برخورد می‌کرد. او می‌گفت اطمینان دارد که مریم دست به قتل پسرش نزده است.

 

مریم در آن زمان باردار بود و حتی فرزندش در زندان به دنیا آمد. در نهایت دادگاه به دلیل کافی نبودن ادله برای قتل، مریم را از اتهام قتل تبرئه کرد. هرچند ادله محکمی برای خودکشی هم وجود نداشت. اما چون پدر پدرام هم نسبت به قتل هیچ شکایتی نداشت و تنها شاکی مادرش بود و ادله هم کافی نبود، بنابراین مریم تبرئه شد. در نهایت پدر پدرام به همراه همسرش مریم و فرزند جدیدشان ایران را ترک کردند، چون فشار اجتماعی روی این زن زیاد بود. زندگی دردناک پدرام البته دستمایه چند فیلم درام شد. مهم‌ترین فیلمی که از روی این پرونده ساخته شد، فیلم «می‌خواهم زنده بمانم بود» که فاطمه گودرزی نقش نامادری را در آن بازی کرد.

 

حمام خون نامادری و قتل پسر هشت ساله در ورامین

یکی دیگر از پرونده‌های جنجالی که به دست نامادری اتفاق افتاد، پرونده قتل پسر هشت ساله‌ای به نام مهدی بود که نامادری‌اش او را به حمام برده، رگ دستش را زده و بعد از کشتن بچه، خون این کودک به طور کامل در چاه فاضلاب حمام تخلیه شده بود. فاصلابی که به جوی آب وسط خیابان راه داشت و حجم بالای خونی که از جوی آب بیرون زده بود، همسایه‌ها را متعجب کرده بود.

 

پدر این کودک که وکیل دادگستری است اولین بار با عنوان مفقودی به پلیس مراجعه و گفته بود پسرش مهدی گم شده است. او بازیگوش است و احتمال اینکه با دوستانش بیرون باشد زیاد است. برای همین هم دیر به پلیس گزارش داده است. چند روز بعد از این حادثه وقتی پلیس از همسایه‌ها سوالاتی پرسید، راز قتل دردناک کودک فاش شد.

 

آنها گفتند روزی که مهدی گم شد، حجم زیادی خون در جوی آب وسط خیابان از خانه مهدی خارج شد. وقتی از اعظم، نامادری مهدی، در این باره سوال کرده بودند، گفته بود گوسفندی را سر بریده‌اند و خون به همین دلیل است اما بعد مشخص شد سر هیچ گوسفندی بریده نشده است.اعظم بازداشت شد و به قتل مهدی و دفن جسدش در بیابان اعتراف کرد. او گفت از شیطنت‌های مهدی خسته شده و چون شوهرش به این بچه بسیار توجه می‌کرده، حسادت کرده و او را به قتل رسانده است.

 

اعظم بعد از سه سال رضایت شوهرش را گرفت و شوهر اعظم گفته بود به شرطی که دیگر سراغ بچه‌های مشترک‌شان را نگیرد، رضایت خواهد داد. پس از آن به درخواست شوهر اعظم بچه‌ها به پدرشان سپرده شدند و اعظم برای همیشه تهران را ترک کرد.

 

 

کدخبر: ۵۷۵۴۴۲
تاریخ خبر:
ارسال نظر