از تجارت در بندر تا جنایت در چیتگر
مرتضی بهتازگی با دو شریک خود که دو برادر بودند، بر سر مسائل مالی اختلاف پیدا کرده بود و ...
هفت صبح| پرونده قتل مرد تاجری که به دست دو شریک ثروتمندش به قتل رسیده بود، از ۲۵ سال قبل در جریان رسیدگی قضایی قرار دارد. با وجود کشوقوسهای طولانی قضایی و سالها رسیدگی به این پرونده، قرار است متهمان این بار در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران از خود دفاع کنند.در همین حال، اولیای دم مقتول همچنان بر خواسته خود مبنی بر قصاص هر دو متهم پافشاری میکنند و خواستار اشد مجازات برای آنها هستند.
ماجرا چه بود؟
رسیدگی به این پرونده با ناپدید شدن ناگهانی تاجر ثروتمندی به نام مرتضی آغاز شد. خانواده مرتضی مفقود شدن او را به مأموران گزارش کردند و گفتند که وی بهطرزی مرموز از محل کارش خارج شده اما به خانه بازنگشته و ناپدید شده است. پس از اعلام فقدانی، تحقیقات جنایی برای رازگشایی از این ماجرا آغاز شد، اما تا حدود دو هفته بعد، هیچ ردی از مرتضی به دست نیامد؛ تا اینکه جسد او در بیابانهای اطراف چیتگر کشف شد. به این ترتیب، پرونده وارد مرحله تحقیقات جنایی شد و جسد با دستور بازپرس جنایی به پزشکی قانونی انتقال یافت تا علت دقیق مرگ پس از انجام آزمایشها و معاینات لازم مشخص شود.
تحقیقات ابتدایی
در ادامه، تحقیقات برای شناسایی عاملان احتمالی جنایت آغاز شد. بررسیها نشان داد مرتضی بهتازگی با دو شریک خود که دو برادر بودند، بر سر مسائل مالی اختلاف پیدا کرده بود و با فرد دیگری نیز کینه و اختلاف جدی نداشت. به همین دلیل، تحقیقات از نزدیکان و کارمندان او آغاز شد تا اینکه سرانجام یکی از آنها لب به اعتراف گشود و پرده از راز جنایت برداشت. این مرد جوان گفت: «شرکتی که مرتضی یکی از مدیران آنجا بود از بندر بوشهر اقدام به واردات یا صادرات کالاهای مورد نظرشان میکرد.
مرتضی و شرکایش بسیار ثروتمند و متمول بودند ولی از مدتی قبل با یکدیگر اختلاف حسابی پیدا کردند که میان آنها دشمنی ایجاد کرده بود. برای همین دو شریک مرتضی از مدتی قبل نقشه قتل او را کشیده بودند و من هم در جریان این ماجرا بودم. آنها میخواستند با بهانه و ترفندی مرتضی را به محلی خلوت بکشانند.
برای اجرای نقشهشان به دنبال بهانهای بودند که من هم برای عملی کردن آن به آنها کمک کردم. به بهانه ملاقات با یک مشتری، با مرتضی در خیابان قراری گذاشتم. بعد از آن، دو برادر مرتضی را ربودند و به یک واحد مسکونی بردند. آنها حدود دو هفته او را در آنجا شکنجه کردند و اسناد موردنظرشان را از او گرفتند.سپس دو برادر مرتضی را خفه کرده و جسدش را به بیابانهای اطراف چیتگر منتقل کردند.»
به گفته این متهم، اختلاف مالی دو برادر با مرتضی بر سر مبلغ ۷۵۰میلیون تومان بود و آنها مدتها به همین دلیل با یکدیگر اختلاف داشتند. سرانجام، وقتی مرتضی را با قرار صوری به محل موردنظر کشاندند و به آپارتمان منتقل کردند، او را خفه کردند و جسدش را به بیابانهای اطراف چیتگر بردند.
اعتراف به قتل
پس از افشای ماجرا، مرد جوان به همراه دو برادر بازداشت شد. همچنین مشخص شد دو نفر دیگر از کارمندان این دو برادر نیز در طراحی و اجرای نقشه جنایت نقش داشتهاند که آنها هم دستگیر شدند.
دو برادر در ابتدا تلاش میکردند از بیان حقیقت طفره بروند و نقش خود را در جنایت انکار کنند، اما وقتی متوجه شدند کارمندانشان ماجرا را برای مأموران بازگو کردهاند، یکی از آنها سرانجام ناچار به اعتراف شد و به ارتکاب جنایت اقرار کرد. متهم اصلی پس از اعتراف به قتل گفت: «بهدلیل اختلاف حسابی که با مرتضی داشتیم، تصمیم به قتل او گرفتیم. با نقشهای از پیش طراحیشده، او را به آپارتمان موردنظرمان منتقل کردیم و سپس من و برادرم مرتضی را خفه کردیم.»
با این اعتراف، رسیدگی قضایی به جنایت وارد مرحله تازهای شد، اما در ادامه، نظریه پزشکی قانونی ابهاماتی را در پرونده به وجود آورد. پزشکی قانونی علت تامه مرگ مرتضی را مصرف مادهای مسمومکننده اعلام کرده بود؛ موضوعی که با اظهارات متهم درباره خفه کردن مقتول تناقض داشت. بهدنبال این اختلاف میان اعتراف متهم و نظریه پزشکی قانونی، پرونده با کشوقوسهای قضایی متعددی روبهرو شد و رسیدگی به آن سالها ادامه یافت.
با این حال، اولیای دم مقتول پس از گذشت حدود ۲۵ سال از وقوع جنایت همچنان خواستار قصاص متهم ردیف اول هستند.یکی از اولیای دم تنها فرزند مقتول است که در زمان وفات پدرش تنها یک سال داشت و حالا 26 ساله است. اکنون قرار است رسیدگی به این پرونده بار دیگر در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران از سر گرفته شود و متهمان بهزودی برای دفاع از خود پای میز محاکمه بروند.