گفت اگر دکتر محفوظی را نکشی بچهات را میکشم
حرفهای رضا کذب است.او و برادرش در پروژه برج سازی من و دکتر کار میکردند و نگهبان بودند.برادرش از من دزدی کرد و او را اخراج کردم برای همین...
هفت صبح| صبح ۳۰ مرداد ۱۴۰۱، دکتر علی محفوظی، متخصص بیهوشی و رئیس اسبق سازمان پزشکی قانونی کشور، هنگام خروج از خانه ویلاییاش در سعادتآباد تهران با شلیک گلوله به قتل رسید. مردی که برای کشتن او اجیر شده بود، ۱۰ روز بعد دستگیر شد و در اعترافاتش از وعده ۲۰۰ میلیون تومانی، تهدیدهای مردی ثروتمند و پشیمانی از تصمیمی گفت که به گفته خودش زندگی او و خانوادهاش را به نابودی کشاند. در روایت این متهم، اختلاف بر سر خانهای با ارزش چند ده میلیارد تومان، زمینهساز نقشهای بود که سرانجام به قتل مردی سالخورده انجامید.
جنایت مسلحانه
صبح روز حادثه، گزارش قتل مردی سالخورده به پلیس تهران رسید. مأموران پس از حضور در یکی از خیابانهای سعادتآباد، جسد خونین دکتر محفوظی را نزدیک خانه ویلایی او پیدا کردند. بررسیهای اولیه نشان داد مقتول هنگام خروج از خانه هدف گلوله قرار گرفته است. همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تحقیقات برای شناسایی عامل تیراندازی را آغاز کردند.
تحقیقات مقدماتی از اختلاف مالی میان مقتول و مهندسی ثروتمند به نام بهمن پرده برداشت. مأموران به این نتیجه رسیدند که او برای اجرای نقشه قتل از دو مرد دیگر کمک گرفته است. به این ترتیب، بهمن و دو متهم دیگر بازداشت شدند. در ادامه مشخص شد یکی از آنها به نام رضا عامل اصلی تیراندازی بوده و متهم دیگر نیز برای اجرای نقشه جنایت به رضا کمک کرده است.
اعتراف به قتل
رضا 30 ساله پس از دستگیری مدعی شد از طریق یکی از دوستانش با بهمن آشنا شده است. به گفته او، مهندس از اختلافش با دکتر محفوظی صحبت کرده و از او خواسته بود این پزشک را به قتل برساند. رضا در برابر وعده دریافت ۲۰۰ میلیون تومان پذیرفته بود که این کار را انجام دهد.او در شرح روز حادثه گفت نزدیک ساعت شش صبح از خانه بیرون رفت و پس از رسیدن به میدان آزادی، با تاکسی راهی خیابان ایرانزمین شد. به گفته او، حدود ساعت ۷:۴۵ دکتر محفوظی از خانه خارج شد و پیادهروی صبحگاهی خود را آغاز کرد.
رضا مدعی شد اسلحه را از کیفش بیرون آورد، اما همان لحظه پشیمان شد و قصد داشت محل را ترک کند. با این حال، به گفته او، یادآوری تهدیدهای بهمن باعث شد تصمیمش را تغییر دهد.او در روایت خود گفت: «وقتی اسلحه را از کیفم بیرون آوردم، پشیمان شدم و میخواستم صحنه را ترک کنم. ولی ناگهان یاد حرف مهندس افتادم که گفت اگر امروز کار را تمام نکنی، کار خودت تمام است.»
انگیزه جنایت
رضا سپس به سمت دکتر محفوظی شلیک کرد. او مدعی شد پس از نخستین شلیک، تصور میکرد گلوله تأثیری نداشته است و زمانی که مقتول به سمتش آمد، گلوله دوم را شلیک کرد. به گفته او، پس از تیراندازی پیاده از محل دور شد و اسلحه را نیز در خیابان انداخت.در روایت رضا، ریشه اختلاف به خانهای بازمیگشت که دکتر محفوظی در اختیار بهمن قرار داده بود.
او مدعی شد مهندس چند سال در این خانه زندگی کرده بود، اما پس از تیره شدن رابطه میان آن دو، دکتر محفوظی از او خواسته بود خانه را تخلیه کند. به گفته رضا، ارزش این ملک حدود ۴۰ تا ۵۰ میلیارد تومان بود و همین اختلاف زمینه طرح نقشه قتل را فراهم کرد. رضا همچنین مدعی شد بهمن پس از جنایت وعده داده بود دستمزد او را سه روز بعد پرداخت کند، اما هر بار که تماس گرفته، پاسخی دریافت نکرده است. او گفت نهتنها پولی نگرفته، بلکه پس از دستگیری، همسر و فرزندانش نیز با مشکلات مالی روبهرو شدهاند.
در دادگاه
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه پنجم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه محاکمه، اولیای دم دکتر محفوظی در جایگاه حاضر شدند و درخواست قصاص کردند. متهم ردیف اول در دادگاه اصل قتل را پذیرفت و گفت بهخاطر دریافت پول وارد این ماجرا شده است. او مدعی شد بهمن اسلحه و پول را در اختیارش گذاشته و حتی محل زندگی و عادتهای روزانه دکتر محفوظی را به او نشان داده بود. به گفته این متهم، قرار بود پس از انجام قتل ۲۰۰ میلیون تومان دریافت کند.
اما بهمن اتهام آمریت در قتل را نپذیرفت. او در دفاع از خود گفت متهم ردیف اول کارگرش بوده، اما هرگز از او نخواسته است کسی را بکشد و دلیلی هم برای چنین اقدامی نداشته است.متهم ردیف سوم نیز که بهعنوان واسطه آشنایی دو نفر دیگر در پرونده مطرح بود، هرگونه اطلاع از نقشه قتل را انکار کرد. او گفت متهم ردیف اول را بهعنوان کارگر به بهمن معرفی کرده و در دیداری که در یک رستوران انجام شده بود، هیچ صحبتی درباره قتل مطرح نشده است.
قضات دادگاه با توجه به ایرادات مطرحشده، پرونده را به دلیل نقص در تحقیقات به دادسرا بازگرداندند و متهمان روز گذشته بار دیگر در جلسه رسیدگی پای میز محاکمه از خود دفاع کردند.در این جلسه رضا به عنوان متهم ردیف اول گفت:«من به مخدر شیشه اعتیاد داشتم و زمانی که بهمن به من پیشنهاد داد در ازای قتل دکتر پول دریافت کنم قبول کردم اما بعدا پشیمان شدم.
بهمن به من گفت اگر زیر حرفت بزنی و نقشه را اجرا نکنی زن و بچهات را گروگان میگیرم و فرزندت را میکشم. بعد به من گفت که او هر روز صبح با یک پژو 206 سفید به محل کارش میرود. از من خواست بعد از شلیک به او کیفش را بدزدم و جیبش را خالی کنم و گوشیاش را هم سرقت کنم.روز حادثه به همراه همدستم راهی سعادت آباد شدم و از روی ترس نقشه را اجرا کردم اما هرگز پولی گیرم نیامد.»
سپس بهمن در دفاع از خود گفت:«من اتهامم را قبول ندارم و همه حرفهای رضا کذب است.او و برادرش در پروژه برج سازی من و دکتر کار میکردند و نگهبان بودند.برادرش از من دزدی کرد و او را اخراج کردم برای همین با این حرفها میخواهد از من انتقام بگیرد.»
متهم ردیف سوم نیز بار دیگر ادعا کرد که فقط معرف بوده و نقشی در جنایت نداشته است. قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهمان برای صدور رای وارد شور شدند.