کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۵۷۸۰۲
تاریخ خبر:

راز گم‌شدن ناگهانی مبل‌ساز ثروتمند

راز گم‌شدن ناگهانی مبل‌ساز ثروتمند

انجام آزمایش‌های تخصصی وجود رد خون شسته شده در ماشین او را تأیید کرد

هفت صبح| تابستان سه سال قبل پدر و مادر جوانی به نام سهیل مفقودشدن ناگهانی او را به پلیس اطلاع دادند. پدر سهیل در اولین اظهارات خود مقابل مأموران گفت: «پسرم کارگاه مبل‌سازی دارد و خیلی وقت‌ها پیش می‌آمد که برای کار به شهرهای شمالی می‌رفت. روز حادثه هم قرار بود که به سمت آمل برود. نزدیک ظهر بود که مادرش یک‌بار با او صحبت کرد؛ اما بعد از آن تلفنش خاموش شد و دیگر هیچ خبری از او نشد.» با اعلام گزارش مفقودی سهیل، تلاش کارآگاهان پلیس برای یافتن ردی از او آغاز شد و تحقیقات مأموران انتظامی کلید خورد.

 

  یک سرنخ مهم

33 روز بعد از اعلام فقدان از سوی خانواده سهیل، پدر او با مأموران تماس گرفت و گفت: «من و همسرم از روی اضطراب و استیصال هر روز چند بار شماره پسرمان را می‌گرفتیم به امید اینکه شاید بالاخره تماس برقرار شود و صدای سهیل در گوشی بپیچد. تا اینکه روز گذشته ناگهان صدای بوق آزاد شنیدیم و بعد یک خانم جوان تلفن را جواب داد.

 

ما که به‌شدت از این پاسخ تلفنی هول شده بودیم با صدای لرزان و بغض‌آلود موضوع را به زن جوان گفتیم و توضیح دادیم که این خطی که او جواب داده متعلق به پسر ماست که گم شده است. به او التماس کردیم که اگر چیزی می‌داند به ما بگوید. اما او بدون هیچ جواب و توضیحی گوشی را قطع کرد و بعد دوباره تلفن همراه پسرم خاموش شد.» 

 

با این اطلاعات تلاش کارآگاهان برای نقطه‌زنی تلفن همراه سهیل در زمانی که روشن شده بود آغاز شد و بالاخره زن جوان که گوشی را جواب داده بود بازداشت شد.این زن اعلام کرد که شوهرش گوشی را پیدا کرده و به خانه آورده است؛ بنابراین شوهر او نیز بازداشت شد. زوج جوان در ابتدا ادعا کردند که گوشی را در حوالی شهر تهران پیدا کرده‌اند و هیچ اطلاعی از سرنوشت صاحب آن ندارند.

 

اظهارات ابتدایی

شوهر زن جوان به نام ناصر در سناریوی ابتدایی برای طفره‌رفتن از بیان حقیقت گفت: «من مسافرکش هستم؛ اما فقط مسافر بین‌شهری سوار می‌کنم. گاهی اوقات بین مسیر برای استراحت توقف کوتاهی می‌کنم تا چای بخورم و دوباره حرکت کنم. چند روز پیش در حومه تهران کنار جاده توقف کرده بودم و داشتم خوراکی می‌خوردم که دیدم یک گوشی تلفن همراه در کنار جاده افتاده است و آن را برداشتم و به خانه آوردم.

 

من و همسرم می‌خواستیم صاحب آن را پیدا کنیم برای همین سعی کردیم روشنش کنیم. وقتی زنگ خورد همسرم جواب داد؛ اما گوشی مجدداً خاموش شد و دیگر نتوانستیم روشنش کنیم.»مأموران در ادامه تحقیقات خود به منزل ناصر و همسرش رفتند و آنجا را وارسی کردند. در یکی از کمد دیواری‌های خانه این زوج جوان کیف پول سهیل کشف شد.

 

اما این زوج جوان حتی با پیداشدن این مدرک جدید همچنان منکر هرگونه ارتباط با موضوع فقدان سهیل بودند. به همین جهت در ادامه تحقیقات، دستور بررسی‌شدن خودروی ناصر توسط بازپرس جنایی صادر شد.

 

انجام آزمایش‌های تخصصی وجود رد خون شسته شده در ماشین او را تأیید کرد. اما ناصر باز هم هرگونه ارتباط با سهیل را منکر شد و گفت: «من این کیف و گوشی را از جاده سیدآباد سیمین دشت از کنار یک جسد پیدا کردم؛ اما فکر کردم اگر موضوع جسد را عنوان کنم برایم دردسر درست می‌شود.» در ادامه مأموران منطقه‌ای را که ناصر راجع به آن صحبت کرده بود بررسی کردند و متوجه شدند که این منطقه به حدی صعب‌العبور است که امکان انتقال جسد به آنجا وجود ندارد. از سویی اگر ادعای ناصر درست بود باید لااقل بقایای جسد باقی می‌ماند؛ اما هیچ ردی از جسد نبود. همه این ادله و مستندات موجود در پرونده کافی بود که ناصر تحت بازجویی‌های تخصصی قرار بگیرد.

 

اعتراف به قتل

درحالی‌که ناصر تا حدود یک سال بعد از گم‌شدن سهیل همچنان منکر ارتباط با او بود؛ اما سرانجام وقتی خود را در بن‌بست اطلاعاتی گرفتار دید به قتل او اعتراف کرد و گفت: «روز حادثه سهیل را در افسریه به مقصد آمل سوار ماشینم کردم. تا نزدیکی رودهن رفتیم و من برای خرید سیگار از یک دکه، از خودرو پیاده شدم. وقتی برگشتم دیدم که مسافر غیبش زده و گوشی من را هم برداشته بود و رفته بود. من خیلی عصبانی شدم و چند دقیقه آن اطراف را گشتم؛ اما خبری از سهیل نبود. این‌قدر عصبانی شدم که به سمت یک پاتوق خریدوفروش مواد مخدر در همان نزدیکی رفتم تا مواد بگیرم و مصرف کنم.»

 

بعد از مصرف مواد در راه برگشت بودم که یک‌دفعه دوباره اتفاقی سهیل را دیدم. سمت او رفتم و یقه‌اش را گرفتم و به‌زور او را سوار ماشین کردم. بعد گوشی خودم و گوشی خودش را از او گرفتم. می‌خواستم در تلافی اینکه از من سرقت کرده بود من هم گوشی او را بردارم. در همین حال با هم درگیر شدیم و من به سمت قبرستان بومهن رفتم و آنجا یک پاره‌سنگ برداشتم و با آن چند ضربه به سر سهیل زدم که به قتل رسید.» متهم ادامه داد: «بعد از اینکه متوجه شدم سهیل دیگر نفس نمی‌کشد جسد را داخل ماشین گذاشتم و به سمت رودخانه‌ای در آن نزدیکی رفتم و جسد را داخل آب انداختم. اما بعد از چند روز به‌خاطر عذاب وجدان تصمیم گرفتم برای تسلای پدر و مادرش سراغ آنها بروم.»

 

جسد پیدا نشد

با اعترافات متهم، مأموران پلیس محلی را که ناصر نشانی آن را به‌عنوان رهاسازی جسد اعلام کرده بود مورد بررسی قرار دادند؛ اما به‌رغم جستجوهای طولانی‌مدت هیچ ردی از جسد پیدا نشد و احتمال می‌رود باگذشت مدت زیادی از قتل، جسد سهیل در گل‌ولای و رسوبات قسمت عمیق کف رودخانه مدفون شده باشد. درحالی‌که تحقیقات در این پرونده برای روشن‌شدن حقیقت و یافتن جسد مدت زیادی طول کشید سرانجام با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد و متهم برای دفاع از خود پای میز محاکمه رفت.

 

در دادگاه

در ابتدای جلسه رسیدگی پدر و مادر سهیل به‌عنوان اولیای دم تقاضای قصاص متهم را کردند. سپس ناصر به اتهام مباشرت در قتل عمدی پای میز محاکمه رفت؛ اما در دفاع از خود بار دیگر دست به انکار زد و گفت: «من اتهام قتل را قبول ندارم و هیچ چیز درباره سرنوشت سهیل نمی‌دانم. زمانی که دستگیر شدم به مدت زیادی تحت‌فشار بودم و در نهایت مجبور شدم برای اینکه مأموران پلیس دست از سر همسرم بردارند به دروغ به قتل اعتراف کنم. من و همسرم دو فرزند خردسال داریم که با زندانی شدن ما آنها بی‌پناه بودند و باید مادرشان برای مراقبت از آنها آزاد می‌شد.»

 

قاضی خطاب به متهم گفت: «درباره پیداشدن رد خون شسته شده روی ماشینت چه می‌گویی؟ مشخص شده که فقط خون روی دستمال‌یزدی داخل ماشینت متعلق به خودت بوده و خون روی فرمان و صندلی به شخص دیگری تعلق داشته است.»متهم پاسخ داد: «من مدتی قبل از حادثه در مسیر تردد خود با شخصی دعوایم شد و ممکن است آثار خون‌های به‌جامانده متعلق به آن فرد باشد؛ چون ما با همدیگر درگیری فیزیکی پیدا کردیم.»

 

در این قسمت از رسیدگی وکیل متهم در دفاع از موکل خود گفت: «مقتول سابقه مصرف مخدر و خودکشی داشته و علاوه بر این به‌خاطر شغلش با افراد زیادی اختلافات مالی داشته است. باتوجه‌به عدم کشف جسد نمی‌توان با قطعیت درباره سرنوشت او اظهارنظر کرد.»

 

اما مادر سهیل با اعتراض به ادعاهای مطرح شده گفت: «متهم گفته بود پسرم قصد ربودن گوشی او را داشته با اینکه وضع مالی سهیل به حدی خوب بود که اصلاً نیازی به این کار نداشت. از سویی ادعا می‌شود که او اعتیاد و سابقه خودکشی داشته که این ادعاها کذب است.» قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم و وکیل او برای صدور رای وارد شور شدند.

 

 

کدخبر: ۶۰۱۵۷۸۰۲
تاریخ خبر:
ارسال نظر