پنجره خطر پس از انتخابات کنگره
اگر جمهوریخواهان کرسیهای مهم کنگره را از دست بدهند، ترامپ ممکن است برای بازسازی قدرت خود به دنبال یک پیروزی بزرگ در ایران باشد
گروه سیاسی| گزارشهای تازه میگویند تیم ترامپ میکوشد جنگ با ایران را تا انتخابات میاندورهای نوامبر کنترل کند اما خطر اصلی برای ایران فقط تا روز انتخابات نیست. اگر ترامپ و جمهوریخواهان کرسیهای مهم کنگره را از دست بدهند، فاصله میان انتخابات نوامبر تا آغاز بهکار کنگره جدید در ژانویه میتواند خطرناکترین دوره جنگ باشد؛ دورهای که بازکردن تنگه هرمز و پایینآوردن قیمت انرژی، به مهمترین نیاز سیاسی ترامپ تبدیل میشود.
ترامپ میخواهد اوضاع تا انتخابات کنگره تحت کنترل باشد
خبر این است که بخشی از تیم ترامپ میخواهد جنگ با ایران تا انتخابات میاندورهای نوامبر از کنترل خارج نشود. گزارش رویترز، به نقل از منابع آگاه در کاخ سفید، میگوید نگرانی از اثر جنگ بر قیمت انرژی، هزینه زندگی و رأی جمهوریخواهان، یکی از دلایل تلاش برای کنترل سطح تنش است اما اگر این خبر درست فهمیده نشود، میتواند ایران را به یک خطای راهبردی برساند؛ اینکه تصور کنیم خطر فقط تا نوامبر است و بعد از انتخابات، فشار آمریکا کمتر میشود. مسئله دقیقا میتواند برعکس باشد. شاید خطرناکترین دوره، نه پیش از رأیگیری، بلکه از فردای انتخابات نوامبر تا آغاز به کار کنگره جدید در ژانویه باشد.
آرامش انتخاباتی به معنای صلح نیست
ترامپ پیش از انتخابات به یک جنگ پرهزینه نیاز ندارد. جنگی که قیمت بنزین، گازوئیل و کالاها را در آمریکا بالا ببرد، میتواند رأیدهنده آمریکایی را علیه جمهوریخواهان تحریک کند. گزارشهای تازه نیز نشان میدهد که جنگ و اختلال در منطقه، فشار سنگینی بر بازار انرژی آمریکا آورده است.
پس اگر در هفتههای آینده از کاهش مقطعی حملات، لحن آرامتر کاخ سفید یا تأکید بر مذاکره شنیدیم، نباید فوراً آن را نشانه پایان خطر بدانیم. ممکن است این فقط یک وقفه انتخاباتی باشد؛ وقفهای برای آنکه جنگ به عامل شکست جمهوریخواهان در نوامبر تبدیل نشود اما بعد از انتخابات، معادله تغییر میکند.
اگر ترامپ و حزب او بخشی از قدرت خود را در کنگره از دست بدهند، رئیسجمهور آمریکا تا ژانویه همچنان در کاخ سفید است و اختیارات اجرایی و نظامی خود را دارد، اما میداند کنگره تازه میتواند در ادامه مسیر، دست او را ببندد، بودجه جنگ را زیر سوال ببرد، تحقیقات سیاسی راه بیندازد یا او را با فشار بیشتری مواجه کند. در چنین وضعی، ترامپ برای فرار از برخورد کنگره جدید و بازسازی موقعیت داخلی خود، به یک دستاورد بزرگ و قابلفروش نیاز دارد؛ دستاوردی که هم افکار عمومی آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد و هم مخالفانش را در موقعیتی قرار دهد که نتوانند بهراحتی مقابل او بایستند.
گره اصلی، تنگه هرمز و قیمت انرژی است
از نگاه این گزارش، مهمترین و شاید تنها دستاوردی که ترامپ میتواند با آن چنین موقعیتی بسازد، بازکردن تنگه هرمز و پایینآوردن قیمت انرژی است. ترامپ اگر بتواند به مردم آمریکا بگوید که با اقدام او مسیر انرژی باز شده، قیمت سوخت پایین آمده و فشار بر زندگی مردم آمریکا کاهش یافته است، میتواند از یک بحران خارجی، یک سرمایه سیاسی داخلی بسازد. در آن صورت، هر نماینده یا سناتوری که بخواهد در برابر او بایستد، با این پرسش مواجه میشود که چرا با اقدامی مخالفت میکند که ظاهراً به کاهش قیمت بنزین و دفاع از منافع آمریکا منجر شده است. این همان نقطه خطر برای ایران است.
امروز افزایش قیمت انرژی برای ترامپ یک مشکل انتخاباتی است اما پس از انتخابات، پایینآوردن قیمت انرژی و نشاندادن کنترل بر تنگه هرمز میتواند به ابزار سیاسی او برای مهار کنگره جدید تبدیل شود. بهویژه اگر انتخابات برای او و جمهوریخواهان نتیجه مطلوبی نداشته باشد.این سناریو به معنای آن نیست که آمریکا حتماً چنین کاری میکند. اما یک تحلیل سیاسی مسئولانه نمیتواند این احتمال را نادیده بگیرد؛ خصوصاً وقتی انرژی، تنگه هرمز، جنگ ایران و رقابت انتخاباتی آمریکا همزمان به یکدیگر گره خوردهاند.
نباید منتظر حملات محدود بود
خطای دوم این است که تصور شود اگر آمریکا پس از انتخابات تصمیم به اقدام بگیرد، حتما به چند حمله محدود و مقطعی بسنده خواهد کرد. اگر هدف فقط ارسال یک پیام نظامی بود، حمله محدود میتوانست کافی باشد. اما اگر هدف، تغییر معادله انرژی، بازکردن تنگه، ایجاد احساس پیروزی در آمریکا و تحمیل یک واقعیت جدید به ایران باشد، حمله محدود احتمالاً کفایت نمیکند.
در چنین سناریویی، باید انتظار یک فشار چندلایه را داشت: فشار نظامی گستردهتر، عملیات علیه زیرساختها و مسیرهای دریایی، تشدید فشار اقتصادی، عملیات اطلاعاتی و سایبری، جنگ روانی و رسانهای، و تلاش برای فعالکردن همزمان شبکههای بیثباتساز در داخل کشور.
تجربه جنگهای جدید نشان داده است که عملیات نظامی، بهتنهایی ابزار فشار نیست. همزمان با حمله نظامی، جنگ روایتها آغاز میشود؛ خبرهای تأییدنشده پخش میشود، بازار ارز ملتهب میشود، ناامیدی اجتماعی تشدید میشود، گروههای مختلف به خیابان فراخوانده میشوند و تلاش میشود جامعه از درون دچار فرسایش و آشفتگی شود.
در بدترین سناریو، فشار خارجی میتواند با تحریک اغتشاش، سازماندهی شبکههای مسلح یا نیمهمسلح و ایجاد ناامنی در نقاط حساس همراه شود. اینها باید بهعنوان سناریوهای خطر دیده شوند، نه بهعنوان ادعای قطعی درباره تصمیم نهایی آمریکا. اما نادیدهگرفتنشان به بهانه اینکه هنوز رخ ندادهاند، اشتباه است.
مردم ایران هزینه این محاسبه را میدهند
برای مردم ایران، این بحث صرفاً تحلیل سیاست خارجی نیست. هر موج تازه جنگ، خود را در قیمت ارز، اجاره خانه، دارو، غذا، قطعات خودرو و آینده شغلی نشان میدهد. وقتی تنگه هرمز به گره جنگ تبدیل میشود، نخستین اثر آن فقط روی نقشههای نظامی نیست؛ روی هزینه زندگی مردم است. افزایش نرخ ارز، دشوارترشدن واردات دارو و مواد اولیه، بالا رفتن هزینه حملونقل و نااطمینانی نسبت به آینده، همان جایی است که مردم هزینه رقابت سیاسی واشنگتن را پرداخت میکنند.
به همین دلیل، سادهکردن مسئله به این جمله که «ترامپ تا انتخابات جنگ را کنترل میکند» میتواند خطرناک باشد. مسئله فقط این نیست که آمریکا تا نوامبر چه میکند؛ مسئله این است که ایران در فاصله بعد از نوامبر تا ژانویه با چه سطحی از فشار روبهرو خواهد شد.
از نهادهای امنیتی نباید نقشه عملیات خواست
هیچکس نباید از شورای عالی امنیت ملی، نیروهای مسلح یا دستگاههای اطلاعاتی بخواهد که برنامه محرمانه خود را برای مقابله با این سناریوها منتشر کنند. افشای جزئیات دفاعی و عملیاتی، نه مطالبهگری است و نه به نفع کشور اما این به معنای آن نیست که این موضوع باید از فضای تحلیل سیاسی و تصمیمسازی کشور حذف شود. نهادهای مسئول باید در سطح تصمیمگیری، این زمانبندی را جدی بگیرند: فاصله نوامبر تا ژانویه، یک دوره معمولی نیست. دورهای است که در آن ممکن است ترامپ برای بازسازی قدرت سیاسی خود، به دنبال ساختن یک پیروزی بزرگ در پرونده ایران و تنگه هرمز باشد.
کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز باید این موضوع را در دستور کار قرار دهد؛ نه برای گرفتن جزئیات محرمانه یا انتشار برنامه دفاعی کشور، بلکه برای آنکه در سطح حاکمیتی روشن باشد که تحلیل از جنگ نباید به چند هفته مانده به انتخابات آمریکا محدود بماند. مسئله، آمادگی تبلیغاتی یا صدور بیانیه نیست. مسئله، فهم زمان خطر است.
پنجرهای که نباید از آن غافل شد
ترامپ ممکن است تا نوامبر جنگ را کنترل کند، چون انتخابات برایش مهم است. اما اگر پس از انتخابات با کنگرهای ناهمراهتر روبهرو شود، همان جنگ میتواند از یک دردسر انتخاباتی به ابزار بازسازی قدرت او تبدیل شود.در آن زمان، بازکردن تنگه هرمز و پایینآوردن قیمت انرژی، فقط یک هدف نظامی یا اقتصادی نیست؛ میتواند مهمترین ابزار ترامپ برای ساختن اجماع داخلی، فشار بر ایران و سختکردن کار کنگره تازه باشد؛ بنابراین خطر اصلی فقط حمله محدود نیست. خطر، ترکیب همزمان فشار نظامی، فشار اقتصادی، جنگ روانی، عملیات اطلاعاتی و تلاش برای بیثباتسازی اجتماعی است. زمان فکرکردن به این سناریو، بعد از نوامبر نیست و ایران فقط تا نوامبر فرصت ندارد؛ شاید خطرناکترین روزها، درست از بعد از انتخابات آمریکا شروع شود.