ابوظبی، ایستگاه ائتلاف علیه ایران؟
آکسیوس ادعا کرد، مذاکرات ایران و آمریکا شکست خورد و احتمال وقوع درگیری بالاست
هفت صبح| روز گذشته یک منبع اسرائیلی اعلام کرد که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در جریان سفر به کشور امارات، با ارائه اطلاعاتی به محمد بن زاید، رئیس امارات متحده عربی، مدعی شده است ایران اقداماتی را برای احیای برنامه هستهای خود آغاز کرده است. این منبع اسرائیلی به سیانان گفته است که نتانیاهو جزئیاتی درباره ساختوسازهای جدید در تأسیسات کوهستانی «کوه کلنگ» مطرح کرده است. پس از ارائه جزئیاتی از آنچه در این دیدار گذشته است، خبرگزاری رسمی امارات (وام) نیز اصل دیدار را تأیید کرده اما مدعی شده که موضوع دیدار «روابط دوجانبه میان امارات و اسرائیل و راههای تقویت و توسعه بیشتر آن» بوده است.
دفتر نتانیاهو نیز با استفاده از عنوانی نسبتا مشابه، اعلام کرد که تمرکز ملاقات نتانیاهو و محمد بن زاید «تقویت روابط میان دو کشور و چالشهای منطقهای» بوده است. دفتر نخستوزیر اسرائیل همچنین آورده است که در کنار نتانیاهو، همسر او، رئیس شورای امنیت ملی، رئیس موساد، منشی نظامی و مشاور سیاسی نخستوزیر نیز حضور داشتهاند. این در حالی است که دو منبع به سیانان گفتهاند که اولا محور اصلی آن دیدار، ایران بوده است و ثانیا یک مقام ارشد امنیتی عربستان و یک مقام اردنی و مقامات چند کشور منطقهای دیگر هم در آن جلسه حضور داشته است و مسائلی از جمله برنامه هستهای ایران، اقدامات انصارالله در یمن و وضعیت دو تنگه هرمز و بابالمندب مسائل مورد بحث بوده است. البته بعد از انتشار این خبر عربستان و امارات حضور نمایندگان خود در ابوظبی را تکذیب کردند. همچنین گفته میشود نتانیاهو در آن جلسه اعلام کرده، ارزیابی اسرائیل این است که احتمالا ایران در هفتههای پیشرو دست به حملهای در منطقه بزند.
ایران محور دیدار نتانیاهو و رئیس امارات
سفر نتانیاهو به امارات از دید کارشناسان بسیار مهم است زیرا تقریبا مشخص است او به امارات رفته تا صرفا درباره ایران و جنگ احتمالی در آینده با رئیس امارات سخن بگوید. مسائل مطرحشده در آن دیدار هم نشان میدهد، نتانیاهو سعی کرده است که پای امارات را بیش از پیش به میان بکشاند. گرچه عربستان و اردن حضور نمایندگانشان در دیدار ابوظبی را تکذیب کردهاند اما بعید به نظر نمیرسد که در این دیدار امنیتی رد پای کشورهای دیگر منطقه نیز وجود داشته باشد. ادعا شده است که موضوع دیدار روابط دو جانبه اسرائیل و امارات بوده اما بسیار سادهانگارانه است اگر تصور شود که در میانه شرایط وخیم منطقه، نخستین دیدار رئیس امارات و نخستوزیر اسرائیل صرفا درباره روابط دو جانبه بوده باشد.
نکته دیگر آن است که پیشتر قرار بود به پیشنهاد کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، جلسهای در عمان با حضور ایران، برای ایجاد امنیت و جلوگیری از گسترش دامنه بحران در منطقه، تشکیل شود که در نهایت آن جلسه برگزار نشد. گفته شد که عربستان و امارات خواهان لغو آن نشست شده بودند و حالا در پی دیدار اخیر نتانیاهو و محمد بن زاید میشود حدس زد که پشت پرده برگزار نشدن آن نشست، اسرائیل قرار داشته است.
مناسبات تازه امنیتی کشورهای منطقه
برخی باور دارند اسرائیل و برخی کشورهای عربی منطقه از جمله عربستان و امارات مشغول بازتعریف مناسبات امنیتی خود هستند. اگر این پیشفرض را در کنار نشانههای دیگری مانند پیمان مکه که میان سه کشور عربستان، ترکیه و پاکستان امضا شد یا ائتلاف دریایی 14 کشور به رهبری عربستان با هدف تضمین امنیت تنگه بابالمندب و خلیج عدن بگذاریم، میشود دریافت که کشورهای منطقه بعد از آغاز جنگ مستقیم میان ایران، آمریکا و اسرائیل موقعیت خود را در خطر میبینند. نیروهایی سیاسی در ایران معتقد بودند که چنین پیمانها یا ائتلافهایی از سوی کشورهای منطقه برای پر کردن خلأ قدرت آمریکاست زیرا کشورهای منطقه متوجه شدهاند، آمریکا نمیتواند ضامن امنیتشان باشد؛ حال آنکه در مقابل برخی نیز میگفتند هیچ بعید نیست پشت این همگراییها، اسرائیل و بلکه آمریکا برای مقابله با ایران ایستاده باشند.
حالا با دیدار نتانیاهو و رئیس امارات میتوان چنین گفت که شاید نظر دوم قویتر از دیدگاه اول باشد و آمریکا و اسرائیل در پی باز کردن مستقیم پای کشورهای منطقه به جنگ علیه ایران باشند. این هدف برای آمریکا میتواند کاملا به نفع آمریکا باشد؛ زیرا در چنین حالتی بار مسئولیت خسارات به کشورهای منطقه از دوش آمریکا برداشته میشود و جنگ علیه ایران نه جنگ میان ایران و آمریکا بلکه جنگ ایران و آمریکا و خاورمیانه تلقی میشود.
از طرفی ممکن است در مدل تازه آمریکا، بخشی از هزینههای جنگ نیز از سوی کشورهای منطقه تأمین شود. برای اسرائیل شاید چنین نتایج ثانویهای نداشته باشد اما هر نوع اجماع علیه ایران و هرچه بیشتر شدن مخالفان جمهوری اسلامی ایران برای اسرائیل مطلوب است زیرا اسرائیل با هدف سرنگونی نظام ایران وارد جنگ شده است؛ موضوعی که به صراحت از سوی مقامات اسرائیل از جمله نتانیاهو مطرح میشود؛ با این اوصاف میشود یک تحلیل آن باشد که دیدار اخیر در ابوظبی بخش مهمی از شکلدهی این پازل باشد.
فرضیهای پیرامون خروج نیروهای آمریکا از عراق
مسئله دیگر خبری است که روز گذشته منتشر شد؛ آنکه پنتاگون اعلام کرد که رسما نیروهای آمریکایی به طور کامل از عراق خارج شدهاند و دیگر مسئولیت تأمین امنیت عراق به عهده نیروهای عراقی واگذار شده است. این موضوع را شاید با کمی تعمیق به موضوع منطقه پیوند داد؛ آنکه بعید نیست آمریکا و اسرائیل در پی خروج کامل نیروهای آمریکایی از عراق، پروژه ایرانهراسی را بیشتر پی بگیرند؛ به این معنی که در رایزنیها با کشورهای عربی، از خلأ کاهش نیروهای آمریکایی در منطقه به عنوان اهرم فشاری برای همراه کردن آنها با خودشان استفاده کنند.
نکته دیگر آن است که مشخص نیست بعد از این، دولت عراق چه رویکردی در قبال نیروهای محور مقاومتِ مستقر در این کشور خواهد داشت؟ اگر نیروهای مقاومت بتوانند در خلأ نیروهای آمریکایی در عراق بیش از پیش قدرت بگیرند، حتما برای ایران مطلوب است اما پرسش آن است که آیا در مقطع حساس کنونی آمریکا عرصه را از نیروهای خود خالی کرده است تا نیروهای محور مقاومت تقویت شوند؟ طبیعتا چنین فرضی درست نیست و به نظر میرسد تصمیم آمریکا در مقطع کنونی، میتواند پشت پردهای داشته باشد و شاید این تصمیم در راستای به میانکشاندن کشورهای منطقه علیه ایران باشد.
شکست مذاکرات ایران و آمریکا
در این میان از مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا نیز اخبار امیدوارکنندهای به گوش نمیرسد. در واپسین خبر «آکسیوس» اعلام کرده است که مذاکرات میان ایران و آمریکا با میانجیگری قطر تاکنون پیشرفت قابل توجهی نداشته و دو طرف بر مواضع خود پافشاری میکنند. این پایگاه خبری مطرح کرده که با وجود شکست مذاکرات، نگرانیها درباره احتمال ازسرگیری درگیریها را افزایش داده است. در این گزارش آمده است که قطر پیشنهادی را مطرح کرده که درخواست ایران برای لغو محاصره دریایی آمریکا را به خواسته واشنگتن برای دریافت امتیازهای هستهای مرتبط میکند و ایران نیز در مقابل اعلام کرده است، تنها در صورتی حاضر به بررسی اقدامات هستهای خواهد بود که واشنگتن به تفاهمنامه ماه ژوئن یا همان تفاهمنامه اسلامآباد بازگردد.
مقامهای آمریکایی در ابتدا فضای مذاکرات را مثبت توصیف کرده و گفته بودند دونالد ترامپ در مقابل امتیازهای هستهای، آماده بررسی کاهش تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران است. با این حال، ترامپ چند ساعت بعد اعلام کرد که هیچ پیشنهادی به ایران ارائه نکرده است. باراک راوید، خبرنگار ارشد آکسیوس هم نوشته است: «مقامهای قطری همچنان به تلاشهای خود ادامه خواهند داد، اما از مواضع هر دو طرف بهطور فزایندهای ناامید شدهاند».
برخی از کارشناسان باور داشتند که گزینه مطلوب برای آمریکا رسیدن به توافق با ایران و پایان جنگ تا پیش از برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره بود اما برخی دیگر میگفتند که ترامپ ماجرای مذاکرات را تا انتخابات پیش میبرد و قصد دارد بعد از آن بار دیگر به ایران حمله کند. با توجه به مدت اندکی که تا انتخابات باقی مانده است و خبر اخیر آکسیوس به نظر میرسد تحلیل دوم به واقعیت نزدیکتر باشد و کفه جنگ نسبت به توافق و مذاکره سنگینتر باشد. وقتی این فرضیه را کنار دیدار اخیر نتانیاهو و رئیس امارات بگذاریم، خطر بیش از پیش احساس میشود.
مسئله نتانیاهو
فرای همه اینها با شناختی که از نتانیاهو وجود دارد؛ میتوان به قطعیت گفت که او از فرصتی برای شعلهورکردن دوباره و حتی شدیدتر جنگ استفاده میکند. در دو مقطع پیش از جنگ 12 روزه و 40 روزه، بسیاری از اخبار حکایت از امیدوارکننده بودن مذاکرات ایران و آمریکا داشت؛ به نحوی که چند روز پیش از نهم اسفند 1404 یعنی روز آغاز جنگ، استیو ویتکاف میگفت چند روز بیشتر با توافق نهایی فاصله نداریم اما دیدیم که جنگ شروع شد و جنگی گستردهتر از جنگ 12 روزه هم شکل گرفت و اینبار از ابتدا با حضور آمریکا و اسرائیل.
این تجربه نشان میدهد اولا نتانیاهو در هر مقطعی سعی کرده است مانع دستیابی ایران و آمریکا به توافق شود و ثانیا او هر جنگ را نسبت به جنگ قبل شدیدتر کرده است. در جنگ 12 روزه این اسرائیل بود که جنگ را آغاز کرد و آمریکا صرفا در یک موج حمله چند سایت هستهای ایران را هدف قرار داد اما اسرائیل عملا آمریکا را در جنگ 40 روزه به میدان کشاند و حتی میتوان گفت عاملیت اصلی در جنگ 40 روزه با آمریکا بود و اسرائیل در کنار آمریکا حرکت میکرد.
حالا هم این خطر وجود دارد که نتانیاهو بار دیگر در مسیر از بینبردن هر نوع احتمال توافق میان ایران و آمریکاست و از سوی دیگر شاید میخواهد برای بالابردن سطح جنگ، اینبار پای کشورهای منطقه را هم به میدان باز کند. قدرت لابیگری اسرائیل در حلقه تصمیمگیری آمریکا نیز بر کسی پوشیده نیست و ممکن است اسرائیل برای تحقق این منظور خود یعنی وارد کردن کشورهای منطقه علیه ایران از فشارهای آمریکا نیز بهره ببرد.