کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۵۷۵۲۶
تاریخ خبر:

۵ بازی داستانی که هیچ‌وقت پایان واقعی خود را ندیدند

۵ بازی داستانی که هیچ‌وقت پایان واقعی خود را ندیدند

بعضی بازی‌های ویدیویی با داستانی جذاب و پرجزئیات آغاز می‌شوند، اما پیش از آنکه فرصت کنند روایت خود را به سرانجام برسانند، متوقف می‌شوند. گاهی مشکلات تولید، اختلاف میان سازندگان و ناشر یا عملکرد ضعیف تجاری باعث لغو دنباله یک بازی می‌شود و گاهی نیز توسعه‌دهندگان عمداً داستان را برای قسمت بعدی نگه می‌دارند؛ قسمتی که هرگز ساخته نمی‌شود.

در نتیجه، بازیکنان با داستان‌هایی نیمه‌تمام، شخصیت‌هایی رهاشده و پرسش‌هایی بی‌پاسخ مواجه می‌شوند. در این مقاله سراغ ۵ بازی داستانی که پایان مشخصی نداشتند می‌رویم؛ آثاری که برخی از آن‌ها سال‌هاست هواداران خود را در انتظار ادامه داستان نگه داشته‌اند.

۵. Metal Gear Solid V: The Phantom Pain

Metal Gear Solid V: The Phantom Pain یکی از جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های هیدئو کوجیما بود؛ بازی‌ای که قرار بود پایانی بزرگ برای یکی از مشهورترین مجموعه‌های تاریخ صنعت بازی باشد. با این حال، شرایط تولید و اختلافات میان کوجیما و شرکت Konami باعث شد محصول نهایی با آن چیزی که احتمالاً سازندگان در ابتدا تصور کرده بودند، فاصله داشته باشد.

اگرچه جزئیات دقیق اختلاف میان کوجیما و Konami هیچ‌گاه به‌طور کامل مشخص نشد، اما شواهد موجود نشان می‌دهد روند توسعه بازی در سال‌های پایانی با مشکلات جدی مواجه بوده است. نتیجه، اثری بود که باوجود کیفیت بالای گیم‌پلی و بخش قابل توجهی از داستان، از نگاه بسیاری از طرفداران ناقص به نظر می‌رسد.

ساختار داستانی The Phantom Pain نیز این مسئله را بیشتر نمایان می‌کند. بخش نخست بازی بسیار منسجم است و در ادامه، باوجود تکراری‌تر شدن برخی مأموریت‌ها، روایت همچنان اطلاعات مهمی در اختیار بازیکن قرار می‌دهد. با این حال، بسیاری از خطوط داستانی به شکلی ناگهانی رها می‌شوند.

یکی از بزرگ‌ترین پرسش‌ها به سرنوشت شخصیت‌ها و رابطه آن‌ها با Big Boss مربوط می‌شود. همچنین پایان‌بندی بازی و صحنه معروف مقابل آینه، همچنان محل بحث میان طرفداران است. این پرسش مطرح می‌شود که آیا چنین پایانی از ابتدا در ذهن کوجیما وجود داشته یا اینکه محدودیت‌های تولید و زمان انتشار باعث شده‌اند روایت بازی به شکلی ناقص به پایان برسد.

۴. Deus Ex: Mankind Divided

مجموعه Deus Ex یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های بازی‌های داستان‌محور در سبک Immersive Sim است. این مجموعه معمولاً داستان‌هایی درباره توطئه‌های جهانی، فناوری‌های بحث‌برانگیز و آینده جامعه بشری روایت می‌کند و Deus Ex: Mankind Divided نیز از این قاعده مستثنی نیست.

داستان بازی در جهانی رخ می‌دهد که انسان‌های مجهز به فناوری‌های پیشرفته، پس از وقایع نسخه قبلی، با تبعیض و محدودیت‌های شدید اجتماعی مواجه شده‌اند. در همین شرایط، گروه‌های قدرتمند و سازمان‌های مخفی نیز اهداف خود را دنبال می‌کنند.

Mankind Divided از نظر دنیاسازی و طراحی محیط‌ها عملکرد قابل توجهی دارد، اما مشکل اصلی زمانی آشکار می‌شود که داستان بازی به پایان می‌رسد. روایت درست در زمانی متوقف می‌شود که انتظار می‌رود ماجرا وارد مرحله مهم‌تری شود.

به نظر می‌رسید قرار است داستان در قسمت بعدی ادامه پیدا کند، اما چنین اتفاقی هرگز رخ نداد. عملکرد تجاری بازی نیز نتوانست انتظارات ناشر را برآورده کند و در نهایت آینده این مجموعه در هاله‌ای از ابهام قرار گرفت.

به همین دلیل، بسیاری از پرسش‌های مهم درباره توطئه‌های اصلی داستان و سرنوشت شخصیت‌ها بدون پاسخ باقی ماندند؛ موضوعی که Deus Ex: Mankind Divided را به یکی از نمونه‌های مشهور بازی‌های داستانی ناتمام تبدیل کرده است.

۳. The Order: 1886

تولید یک مجموعه کاملاً جدید با بودجه سنگین در صنعت بازی همیشه با ریسک زیادی همراه است. The Order: 1886 یکی از نمونه‌هایی بود که تلاش کرد یک جهان داستانی کاملاً جدید را روی کنسول PlayStation 4 شکل دهد، اما استقبال تجاری از آن به اندازه‌ای نبود که ادامه مجموعه را تضمین کند.

بازی ترکیبی متفاوت از فضای ویکتوریایی، فناوری‌های آینده‌نگر و افسانه‌های قرون وسطایی ارائه می‌کرد. استودیوی Ready at Dawn برای ساخت این جهان جدید، بخش قابل توجهی از زمان و منابع خود را صرف توسعه فناوری و زیرساخت‌های مورد نیاز پروژه کرد.

با وجود این، یکی از انتقادهای اصلی به The Order: 1886 کوتاه بودن داستان بود. روایت بازی پس از مدت زیادی زمینه‌سازی، درست در زمانی که داستان وارد بخش جذاب خود می‌شود، به پایان می‌رسد.

پایان بازی نیز عملاً نشان می‌دهد که سازندگان برای ادامه داستان برنامه‌هایی داشته‌اند. اما استقبال نه‌چندان مطلوب از عنوان باعث شد این ادامه هیچ‌گاه ساخته نشود.

در نتیجه، یکی از جاه‌طلبانه‌ترین دنیاهای جدید نسل هشتم بازی‌های ویدیویی بدون دریافت فرصت کافی برای گسترش داستانش باقی ماند.

۲. Prince of Persia

نسخه سال ۲۰۰۸ Prince of Persia تلاش Ubisoft برای بازتعریف مجموعه و ارائه روایتی متفاوت از شاهزاده پارسی بود. این بازی برخلاف سه‌گانه معروف قبلی، دنیایی تازه و شخصیت‌هایی متفاوت داشت و سبک هنری ویژه‌ای را نیز دنبال می‌کرد.

با این حال، بازی نتوانست از نظر تجاری به موفقیت مورد انتظار Ubisoft دست پیدا کند. هم‌زمان، مجموعه Assassin's Creed به یکی از مهم‌ترین برندهای این شرکت تبدیل شده بود و در نهایت مسیر آینده Prince of Persia تغییر کرد.

مشکل اصلی برای طرفداران، پایان‌بندی بازی بود. داستان در شرایطی به پایان می‌رسد که قهرمان تصمیم می‌گیرد برای نجات شاهزاده، اقدامی انجام دهد که پیامدهای بسیار خطرناکی برای جهان بازی دارد. نتیجه، آزادی دوباره نیروی شر و باقی ماندن سرنوشت شخصیت‌ها در هاله‌ای از ابهام است.

حتی بسته الحاقی بازی نیز این وضعیت را تغییر نداد و خود با پایانی تعلیقی به پایان رسید. در نتیجه، داستانی که به نظر می‌رسید قرار است آغازگر یک مجموعه جدید باشد، پس از همان قسمت نخست متوقف شد.

سال‌ها بعد، هنوز مشخص نیست اگر Ubisoft دنباله این نسخه را می‌ساخت، داستان شاهزاده و همراهش دقیقاً به چه سمتی می‌رفت.

۱. Half-Life 2: Episode Two

اگر قرار باشد فهرستی از معروف‌ترین بازی‌های داستانی ناتمام تاریخ تهیه کنیم، Half-Life 2: Episode Two تقریباً همیشه یکی از نخستین نام‌ها خواهد بود.

Valve در ابتدا تصمیم داشت داستان Half-Life 2 را در قالب قسمت‌های اپیزودیک ادامه دهد تا بازیکنان مجبور نباشند سال‌ها برای نسخه بعدی منتظر بمانند. Episode One و Episode Two نیز منتشر شدند و توانستند با استقبال بسیار خوبی مواجه شوند.

اما Episode Two با یکی از شوکه‌کننده‌ترین پایان‌های تاریخ بازی‌های ویدیویی تمام شد. مرگ یکی از شخصیت‌های مهم داستان، در کنار مجموعه‌ای از پرسش‌های بی‌پاسخ، انتظار برای قسمت بعدی را به یکی از بزرگ‌ترین خواسته‌های طرفداران تبدیل کرد.

با این حال، Episode Three هرگز منتشر نشد.

سال‌ها گذشت و Valve به جای ادامه مستقیم داستان Gordon Freeman، تمرکز خود را روی پروژه‌ها و حوزه‌های دیگری قرار داد. اگرچه انتشار Half-Life: Alyx نشان داد این مجموعه هنوز برای Valve اهمیت دارد، اما داستان اصلی Half-Life 2 همچنان به شکل کامل به پایان نرسیده است.

همین موضوع باعث شده Episode Two نه‌تنها یکی از بهترین قسمت‌های مجموعه Half-Life، بلکه یکی از مشهورترین نمونه‌های بازی‌های داستانی با پایان ناتمام در تاریخ صنعت بازی باشد.

چرا پایان ناتمام بازی‌ها اهمیت دارد؟

بازی داستانی زمانی می‌تواند تأثیر ماندگاری ایجاد کند که روایت آن فرصت کافی برای شکل‌گیری و پایان داشته باشد. وقتی یک پروژه به دلیل مشکلات تولید، اختلافات تجاری یا لغو دنباله متوقف می‌شود، بخشی از تجربه‌ای که سازندگان برای مخاطب طراحی کرده‌اند از بین می‌رود.

از The Phantom Pain و Mankind Divided گرفته تا The Order: 1886، Prince of Persia و Half-Life 2: Episode Two، هرکدام از این آثار نمونه‌ای متفاوت از داستان‌هایی هستند که می‌توانستند ادامه پیدا کنند، اما شرایط صنعت بازی اجازه نداد روایتشان آن‌طور که انتظار می‌رفت به پایان برسد.

شاید به همین دلیل است که سال‌ها پس از انتشار این بازی‌ها، هنوز طرفداران درباره پایان واقعی داستان، سرنوشت شخصیت‌ها و مسیری که قسمت بعدی می‌توانست طی کند، بحث می‌کنند.

 

کدخبر: ۶۰۱۵۷۵۲۶
تاریخ خبر:
ارسال نظر