قیمت انگور در راه تهران عوض میشود!
هزینه برداشت، بستهبندی، حملونقل، نگهداری و ضایعات بر قیمت نهایی انگور اثر میگذارند اما فاصله قیمتها همچنان نیازمند بررسی است
هفت صبح| مسافرانی که این روزها از جادههای غرب کشور عبور میکنند، با منظرهای مواجه میشوند که شاید برای ساکنان تهران کمی باورنکردنی باشد. کنار جاده، وانتهایی ایستادهاند که قسمت بارشان از خوشههای درشت انگور پر شده است. فروشندهها چند خوشه را بالا میگیرند تا رهگذران رنگ و کیفیت محصول را ببینند. قیمت هم به اندازهای وسوسهکننده است که بسیاری از مسافران پیش از رسیدن به مقصد، چند کیلو انگور برای خودشان و بستگانشان میخرند.
هر کیلو از این انگورها حدود ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان قیمت دارد. حالا همین محصول را در تهران تصور کنید؛ شهری که در بعضی میوهفروشیهایش قیمت یک کیلو انگور به ۲۰۰ هزار تومان و حتی بیشتر میرسد. اختلاف قیمت به حدود هفت تا ده برابر میرسد. اینجا دیگر صحبت از تفاوت معمول قیمت در مبدأ و مقصد نیست. پرسش این است که چرا محصولی که در محل تولید با چنین قیمت پایینی عرضه میشود، در فاصله چند صد کیلومتری به کالایی گرانقیمت تبدیل میشود؟
غرب کشور، سرزمین خوشههای ارزان
استانهای غربی کشور از قطبهای مهم تولید انگور هستند. همدان، کردستان، آذربایجان غربی و لرستان هرکدام سهم قابل توجهی از تولید این محصول دارند. در این مناطق، انگور بخشی از اقتصاد خانوارهای روستایی است و فصل برداشت برای هزاران باغدار به معنای چند هفته کار فشرده و تعیین تکلیف درآمد یک سال محسوب میشود. ملایر در این میان جایگاه ویژهای دارد.
این شهرستان با حدود ۱۳ هزار هکتار تاکستان، سالانه بیش از ۳۰۰ هزار تن انگور تولید میکند. بر اساس آمار جهاد کشاورزی، حدود ۷۰ درصد این محصول به کشمش تبدیل میشود و ۱۰ درصد به شکل انگور تازه به بازار میرسد. ۱۲.۵ درصد نیز برای تولید شیره انگور مصرف میشود و باقی محصول به تولید آبغوره، سرکه و فرآوردههای دیگر اختصاص دارد. ملایر با ۵۳ کارخانه کشمش، یکی از مراکز مهم فرآوری و صادرات این محصول در کشور است.
در کردستان نیز انگور جایگاه مهمی دارد. بیجار امسال حدود ۱۹ هزار و ۵۰۰ تن انگور تولید کرده که نسبت به سال گذشته ۲۰ درصد افزایش نشان میدهد. در بانه نیز سالانه بیش از ۱۸ هزار تن انگور سیاه از باغهای دیم برداشت میشود. لرستان هم با حدود ۳۷۵۰ هکتار تاکستان، سالانه نزدیک به ۴۵ هزار تن انگور تولید میکند. بروجرد با تولید پیشبینیشده ۱۷ هزار تن، یکی از مراکز مهم این استان است.
چنین ظرفیتی، بازار بزرگی از تولید و فروش انگور ایجاد کرده است. با این حال، همه باغداران امکان دسترسی به خریداران عمده و بازارهای دوردست را ندارند. بخشی از محصول در همان منطقه تولید به فروش میرسد و گروهی از باغداران نیز ترجیح میدهند با عرضه مستقیم کنار جاده، هزینههای واسطهگری را کاهش دهند و پول محصول را سریعتر دریافت کنند.
از ۲۵ هزار تومان تا ۲۰۰ هزار تومان
قیمتهای بازار عمدهفروشی تهران تصویر جالبی از فاصله قیمت مبدأ و مقصد ارائه میکنند. بر اساس نرخ اعلامشده برای هفته ۴ تا ۱۰ آبان ۱۴۰۵، هر کیلو انگور بیدانه سفید در میدان مرکزی حدود ۱۴۵ هزار تومان و انگور بیدانه قرمز و سیاه حدود ۱۵۵ هزار تومان قیمت داشته است. در بازار خردهفروشی نیز اختلاف قیمت میان انواع انگور و فروشگاهها قابل توجه است. قیمتهای منتشرشده در روزنامه ایران از عرضه انگور در بعضی مغازههای تهران با نرخ ۱۳۵ تا ۲۵۰ هزار تومان خبر میدهد.
انگورهای درشت، بیدانه و خوشظاهر معمولاً در گروه گرانتر قرار میگیرند. البته مقایسه مستقیم انگور کنار جاده با انگور بیدانه ممتاز در یک فروشگاه خاص، مقایسه کاملاً همسانی نیست. رقم، درجه کیفی، اندازه خوشه، بستهبندی و ماندگاری دو محصول ممکن است متفاوت باشد. با این حال، وقتی انگور مرغوب محلی با قیمت ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان عرضه میشود و محصول مشابه از نظر تازگی و کیفیت ظاهری در بازار شهری چند برابر قیمت دارد، پرسش درباره سهم واسطهها و هزینههای توزیع جدیتر میشود.
هزینه واقعی یا سود زنجیره توزیع؟
انگور از جمله محصولاتی است که فروش آن به زمان وابستگی زیادی دارد. باغدار پس از رسیدن محصول با یک محدودیت جدی روبهرو میشود. خوشهها باید در زمان مناسب برداشت شوند و تأخیر در جمعآوری میتواند کیفیت و ارزش تجاری آنها را کاهش دهد. نگهداری طولانیمدت نیز به سردخانه، بستهبندی مناسب و هزینههای اضافی نیاز دارد. باغداری که چند تن انگور آماده برداشت دارد، لزوماً امکان عرضه مستقیم محصول به بازار تهران را ندارد. او به وسیله نقلیه، نیروی کار، جعبه، بستهبندی و شبکه توزیع نیاز دارد. در بسیاری از روستاها، سادهترین راه فروش، تحویل محصول به خریدار عمده یا واسطه محلی است. خریدار نیز با توجه به حجم محصول، هزینه جمعآوری، حملونقل، افت احتمالی کیفیت و شرایط بازار مقصد قیمت پیشنهاد میدهد.
یک کیلو انگور برای رسیدن به مغازه تهران، گاهی مسیر طولانیای را طی میکند. برداشت محصول، درجهبندی، جعبهگذاری، بارگیری، انتقال به مرکز جمعآوری یا میدان عمدهفروشی و سپس فروش به خردهفروش، هرکدام هزینهای به قیمت نهایی اضافه میکنند. اجاره مغازه، حقوق فروشنده، هزینه نگهداری و ضایعات احتمالی نیز در مرحله خردهفروشی اثرگذارند.
این هزینهها واقعی هستند و نمیتوان تمام فاصله قیمت را به حساب سودجویی گذاشت. با این حال، وقتی قیمت یک محصول در مبدأ ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان و در مقصد بیش از ۲۰۰ هزار تومان است، بررسی سهم هر حلقه از زنجیره توزیع ضرورت پیدا میکند. بهویژه آنکه در بعضی مناطق غربی، باغدار برای پیدا کردن خریدار مناسب با مشکل مواجه است و در تهران مصرفکننده برای خرید همان گروه محصول باید هزینه بسیار بیشتری بپردازد. این دو وضعیت در کنار یکدیگر از ضعف ارتباط میان تولیدکننده و مصرفکننده حکایت دارند.
محصولی که فرصت فروش محدودی دارد
مشکل فروش انگور در غرب کشور به بازار محصول تازه محدود نمیشود. در ملایر و دیگر مناطق انگورخیز، بخش بزرگی از محصول به کشمش تبدیل میشود. فرآوری امکان نگهداری طولانیتر محصول و ایجاد ارزش افزوده را فراهم میکند، اما بازار کشمش نیز به تقاضای داخلی و صادرات وابسته است. اگر صادرات با اختلال مواجه شود یا کارخانهها قیمت مناسبی پیشنهاد نکنند، فشار فروش دوباره به باغدار منتقل میشود.
در ملایر، وجود ۵۳ کارخانه کشمش ظرفیت مهمی برای اقتصاد منطقه ایجاد کرده است. با این حال، بخش قابل توجهی از فرآوری همچنان با روشهای سنتی انجام میشود. هزینه خشککردن، نگهداری، بستهبندی و مشکلات بازاریابی از جمله موانعی هستند که بر درآمد تولیدکنندگان اثر میگذارند.
در بانه و بیجار نیز توسعه صنایع تبدیلی و بستهبندی میتواند به فروش بهتر محصول کمک کند. انگور سیاه این مناطق ظرفیت مناسبی برای تولید شیره، آبمیوه، سرکه و فرآوردههای دیگر دارد. ایجاد مراکز جمعآوری و سردخانههای کوچک، امکان عرضه محصول به بازارهای بزرگتر را فراهم میکند و قدرت چانهزنی باغدار را افزایش میدهد.
جادهای که میتواند بازار را تغییر دهد
فروش کنار جاده در نگاه نخست یک معامله ساده میان باغدار و مسافر است، اما در واقع تصویری از یک ظرفیت اقتصادی مغفول را نشان میدهد. باغدار با حذف چند حلقه از زنجیره توزیع، محصول را مستقیم عرضه میکند و خریدار نیز با قیمتی بسیار پایینتر از فروشگاههای شهری به انگور تازه دسترسی پیدا میکند. این روش برای حجم محدود محصول جذاب است، اما پاسخگوی فروش صدها هزار تن انگور تولیدی مناطق غربی نیست.
یکی از راههای توسعه این بازار، ایجاد مراکز فروش فصلی محصولات باغی در ورودی شهرها و مسیرهای پرتردد است. باغداران میتوانند با مجوز مشخص، محصول خود را مستقیم به مسافران و مصرفکنندگان عرضه کنند. راهاندازی سامانههای معرفی باغداران و امکان سفارش مستقیم نیز میتواند فاصله میان محل تولید و بازار مصرف را کاهش دهد. در کنار این اقدامات، توسعه بستهبندی استاندارد، سردخانههای محلی و حملونقل تخصصی محصولات کشاورزی ضروری است.