ریسک طلای مجازی با پشتوانه نامعلوم
آنچه از میانه شهریور درباره پلتفرم «میلیگلد» اتفاق افتاد توقف چند هفتهای پرداختها بود، هرچند سپس اعلام شد تسویه آغاز شده
هفت صبح| در چند سال اخیر قیمت طلا روند افزایشی داشته و تقاضا برای خرید آنلاین بیشتر شده. برخی پلتفرمهای فروش طلای مجازی با پشتوانه فیزیکی نامشخص نیز این وضعیت را غنیمت شمردند درحالی که یک قمار جدی اتفاق میافتد. اگر قیمت طلا همچنان بالا برود و این پلتفرمها پشتوانه کافی نداشته باشند، در صورت درخواست مردم برای دریافت طلا یا معادل ریالی آن، عملاً ورشکسته خواهند شد.
آنچه از میانه شهریور درباره پلتفرم «میلیگلد» اتفاق افتاد توقف چند هفتهای پرداختها بود، هرچند سپس اعلام شد تسویه آغاز شده است اما نشان میدهد که این ریسک، دیگر یک احتمال نظری نیست. درواقع در آن زمان انتشار خبرهایی درباره تأخیر در تسویه و ویدیوهایی از تجمع برخی کاربران مقابل دفتر میلیگلد، نگرانیها درباره وضعیت این پلتفرم را افزایش داد. با این حال، ورشکستگی میلیگلد تاکنون بهطور رسمی تأیید نشده و نمیتوان صرفاً بر اساس تأخیر در تسویه، چنین نتیجهای گرفت.
در ادامه تسویه میلیگلد با کاربران پس از چند هفته حاشیه، تأخیر در پرداختها و انتشار شایعات درباره وضعیت مالی این پلتفرم، وارد مرحله تازهای شد. میلیگلد اعلام کرد روند تسویه درخواستهای برداشت کاربران ادامه دارد و بخشی از مطالبات نیز پرداخت شده است. با این حال، تأخیرهای ایجاد شده و ابهامهای مطرحشده درباره دسترسی به ذخایر طلا، پرسشهایی را درباره وضعیت این پلتفرم و پشتوانه دارایی کاربران ایجاد میکند.
طبق اعلام کانال رسمی میلی، از ۲۰ شهریور تا ۱۳ مهر، مجموع ۵۰۶ هزار درخواست برداشت برای واریز به بانک ارسال شده است. این آمار نشان میدهد که کاربران این پلتفرم جمعیت خیلی زیادی هستند.اما چرا تأخیر در پرداخت رخ داد؟ میلیگلد در توضیحات خود، علت بخشی از تأخیرها را محدودیت دسترسی به ذخایر طلا در بانک کارگشایی و همچنین مشکلات مربوط به مسیرهای پرداخت اعلام کرد.
این پلتفرم گفته بود معادل تعهدات کاربران، طلای فیزیکی یعنی ۹۶۵ کیلوگرم طلا در خزانههای بانکی نگهداری میشود و محدودیت دسترسی به بخشی از این ذخایر باعث کندشدن روند تسویه شده است. بعدتر، خبرهایی درباره آزادسازی داراییهای میلیگلد در بانک کارگشایی منتشر شد و اعلام شد که تسویه و تحویل طلای کاربران میتواند دوباره به روال عادی بازگردد.
با این حال، میان ادعای وجود ذخایر و امکان دسترسی فوری به آن ذخایر تفاوت وجود دارد. اتفاقات اخیر نشان داد که در معاملات طلای دیجیتال، فقط میزان طلای موجود اهمیت ندارد، بلکه دسترسی به پشتوانه و امکان تبدیل موجودی دیجیتال به وجه نقد یا طلای فیزیکی نیز اهمیت زیادی دارد.
اما چرا مسئولان سکوت کردهاند؟ از چند مقام مسئول وضعیت میلیگلد را پیگیری کردم، تمایلی به صحبت درباره این ماجرا نداشتند اما ضمنی اعلام کردند که «محض اطلاع، تسویه شروع شده است.» اینکه اتفاقی درباره یک پلتفرم با حدود یک میلیون کاربر میافتد و مقامات مسئول شفافسازی نمیکنند، نشان میدهد که در پشت ماجرا اتفاقاتی افتاده و اینکه بگوییم همه چیز عادی بوده یا یک اختلال فنی بوده، بیشتر برای رد گم کنی است.
آیا تأخیر در تسویه به معنی نبود پشتوانه طلاست؟ در یک پلتفرم طلای دیجیتال، امکان دارد طلا واقعاً وجود داشته باشد اما به دلایل مختلف دسترسی سریع به آن امکانپذیر نباشد. اما دلایل عدم انجام تعهدات برای کاربران تفاوت چندانی ندارد که مشکل از نبود طلا باشد یا نبود دسترسی به طلا، زیرا در هر دو حالت، امکان استفاده فوری از دارایی با مشکل مواجه میشود. به همین دلیل، شفافیت درباره میزان ذخایر، محل نگهداری، نحوه حسابرسی و شرایط دسترسی به طلا اهمیت زیادی دارد.
حاشیههای اخیر میلیگلد یک موضوع مهم را برای کل بازار طلای آنلاین برجسته کرده و آن این است که ریسک پلتفرم فقط به قیمت تسویه طلا محدود نمیشود. فردی که طلای فیزیکی در اختیار دارد، مستقیماً مالک یک دارایی قابل مشاهده است. اما در طلای دیجیتال، کاربر به زیرساختی متکی است که باید موجودی دیجیتال او را با پشتوانه فیزیکی مرتبط کند.
به همین دلیل مواردی همچون میزان طلای فیزیکی موجود، محل نگهداری ذخایر، نحوه نظارت بر خزانه، امکان تحویل فیزیکی، سرعت تسویه ریالی، شرایط برداشت و شفافیت اطلاعات مالی اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
آنچه مسلم است، در شرایطی که قیمت طلا نوسان دارد و تقاضا برای خرید افزایش مییابد، پلتفرمهایی که پشتوانه فیزیکی شفاف و قابل دسترس ندارند، در معرض خطر جدی ورشکستگی قرار دارند و این خطر، تنها به میلیگلد محدود نمیشود و دامن کاربران را هم میگیرد.
قانون چه میگوید؟
بر اساس ماده ۱۸ «دستورالعمل اجرایی خرید و فروش طلا و نقره به صورت برخط»، کارگروهی با مسئولیت ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز و با حضور ۹ دستگاه دیگر تشکیل شده است. دادستانی کل کشور، بانک مرکزی، وزارت صمت، وزارت اطلاعات، سازمان تعزیرات، فرماندهی انتظامی، مرکز اطلاعات مالی و اتاق اصناف، همگی در این کارگروه حضور دارند. اما چرا نهادهای نظارتی بهویژه بانک مرکزی پیش از بحرانی شدن پلتفرمها، وارد عمل نمیشود؟
اما مسئلهای که برای خریدار اهمیت دارد، نه تعداد دستگاههای ناظر، بلکه این است که اگر امروز تصمیم گرفت طلای خود را بفروشد، به دارایی خود دسترسی داشته باشد و تجربه میلیگلد نشان داد که این دسترسی، در بحران، با مشکل مواجه میشود.هیئت وزیران در ۱۴ آبان ۱۴۰۴ دستورالعمل خرید و فروش برخط طلا و نقره را ابلاغ کرد. بر اساس این مصوبه، بانک مرکزی مکلف شد ظرف سه ماه سامانه ناظر را برای پایش معاملات، موجودی طلا و تطبیق تعهدات سکوها طراحی و راهاندازی کند.
اکنون با گذشت بیش از هشت ماه از مهلت سهماهه، سامانه ناظر هنوز به اجرای عمومی و کامل نرسیده است. در شهریور امسال اعلام شد تنها دو پلتفرم بهصورت داوطلبانه و در مرحله پایلوت به سامانه متصل شدهاند و مهلت اتصال عمومی نیز تمدید شده است .آنچه از ماجرای میلیگلد برمیآید، تصویری از ناکارآمدی ساختاری است. بازار طلای آنلاین با سرعت رشد کرده، اما تنظیمگری آن همچنان عقبتر از بازار حرکت میکند. سامانه ناظری که قرار بود ۸ماه پیش راهاندازی شود، هنوز در مرحله پایلوت است. نظارت بر پلتفرمها بهصورت دستی و موردی انجام میشود و ۱۰ نهاد نظارتی، هیچکدام مسئولیت نهایی را نمیپذیرند.