پول بنزین، به مردم میرسد؟
حسین راغفر معتقد است که بهترین راهکار برای اثرگذاری سیاستهای حمایتی سرمایهگذاری دولت در بخش آموزش و پرورش، سلامت رایگان و اشتغالزایی است
هفت صبح| اخیرا رئیسجمهور اعلام کرده ۶ میلیارد دلار از محل گرانی بنزین درآمد ایجاد شده که به شکل افزایش ارزش کالابرگ به مردم برمیگردد؛ از این رو قرار شده حدود ۳۰۰ هزار تومان به کالابرگ حدود ۴۴میلیون نفر از جمعیت کشور اضافه کنند. قبلا قرار بود یک میلیون تومان به اعتبار کالابرگ تخصیص داده شود که گویا اعتبار آن محقق شده است. بسیاری از صاحبنظران معتقدند این میزان افزایش اعتبار کالابرگ به نسبت رشد تورم اصلا کارایی ندارد، هرچند تا حدودی مسکن هست اما اثر تورم را خنثی نمیکند به همین دلیل سرمایهگذاری در بخشهای مختلف سلامت و آموزش که به نوعی با زندگی مردم مرتبط است موثرتر خواهد بود.
حسین راغفر، استاد اقتصاد، در گفتوگو با خبرنگار هفت صبح، با اشاره به اینکه تخصیص درآمد حاصل از افزایش قیمت بنزین به ده هزار تومان نباید به صورت یارانه نقدی توزیع شود، گفت: «موضوع حمایت از طریق یارانه نقدی ناکارآمد است و در دنیا به این موضوع رسیدهاند و حتی در ایران نیز کاملا نمایان شده که اثرات تورمی دارد و اگر یارانه نقدی در دهه ۸۰ در ایران اجرا شده به دلیل مسائل سیاسی و برای دلجویی بعد از اتفاقات سال ۸۸ رخ داد والا خود مسئولان هم نسبت به ناکارآمدی یارانه نقدی مطلع هستند. درواقع دولت وقتی یارانه میدهد مجبور به استقراض میشود و کسری بودجه ایجاد میکند که خودش اثر تورمی دارد و عملا سیاست حمایتی را بی اثر میکند.»
وی با بیان اینکه تخصیص اعتبار بنزین برای کالابرگ برای خرید کالا برای یک دوره مشخص قطعا از یارانه بهتر است، تصریح کرد: «بهترین راهکار برای اثرگذاری درآمدهای اینچنینی سرمایهگذاری دولت در بخش آموزش و پرورش، سلامت رایگان و اشتغالزایی است که همه این موارد جزو تکالیف دولت است. به ویژه اینکه در شرایط کنونی در مناطق محروم امکانات کم هست و نیازمند سرمایهگذاری این چنینی هستند و میتواند مانع از فعال شدن چرخه کسری بودجه و تورم شود.»
سهمیهبندی کالایی در دوران جنگ
راغفر، با اشاره به تعطیلی اندیشه در دولتها و چرخه باطل سیاستگذاری، گفت: «اندیشه در دولتها تعطیل شده و به همین دلیل، ماههاست در یک چرخه باطل گیر کردهایم. در بحث کالابرگ، افزایش مبلغ آن همان اثر یارانه نقدی را دارد، اما تفاوت آن در این است که کالاهای خاصی با قیمتهای ثابت توسط خود دولت عرضه میشود. توزیع از مسیر بخش خصوصی انجام میشود، اما مردم میتوانند میزان مشخصی از کالاها را در ادوار مشخص دریافت کنند.»
وی با بیان اینکه سیاست حمایت کالایی در دوران جنگ هشت ساله عملاً اجرا شد و بسیار موثرتر از یارانه نقدی بود، افزود: «سهمیهبندی کالایی در دوران جنگ، شامل دو دسته کالاهای غذایی و بهداشتی میشد و بسیار اقدام موثری برای تأمین معیشت خانوارها و تضمین آرامش فکری خانوادهها بود. شاخصهای سلامت دوره جنگ هشت ساله نشان میدهد که با دوران بعد از آن تفاوتهای فاحشی دارد. پس از سال ۱۳۶۸، در بسیاری از نقاط محروم کشور با رشد محرومیت و پیامدهای آن، بهویژه در میان جوانان و نوجوانان، از جمله کمرشدی قد و خمیدگی استخوانها مواجه بودهایم که باید بهنحوی حل شود.»
راغفر با تاکید بر اینکه نظام اقتصاد کشور و نظام توزیعی، اصلیترین مانع استقرار یک نظام سهمیهبندی در کشور هستند، تصریح کرد: «اکنون ظرفیتهای گستردهتری نسبت به گذشته در اختیار دولتهاست که میتوانند با نظامهای هوشمند، سهمیهبندی را انجام دهند و کنترلها را دقیقتر کنند. این کار کاملاً امکانپذیر است، اما ارادهای برای این کار وجود ندارد.»
استاد اقتصاد در پاسخ به این پرسش که آیا کالابرگ از طریق نقدینگی ایجادشده، تورم ایجاد میکند، گفت: «نقدینگی که از این طریق ایجاد میشود، هدفگیری روشن و مشخصی برای معیشت مردم و خانواده دارد. ضمن اینکه این یارانهها ضرورتا نباید فقط تبدیل به گوشت و پیاز و سیبزمینی شود، بلکه باید سرمایهگذاری شده و ایجاد شغل کند.»
کسب درآمد از افزایش قیمت بنزین
همچنین عزیز آرمن، استاد اقتصاد، در گفتوگو با خبرنگار هفت صبح، با اشاره به شرایط ویژه اقتصادی و محدودیت درآمدهای دولت، گفت: «دولت در شرایط فعلی با محدودیت شدید درآمدی مواجه است و نمیتواند هزینههای روتین خود را تأمین کند. با تورم و نرخ ارز فعلی، فشار روی طبقات مختلف مردم زیاد است و این فشار بر طبقات پایینتر بیشتر میشود. این موضوع کاملاً منطقی است.»
وی با بیان اینکه دولت باید با تغییر سیاست، به درآمدهایی دست پیدا کند و آن درآمدها را عمدتاً بین طبقات مختلف توزیع کند تا فشار بر طبقات پایینتر کاهش یابد، افزود: «کاری که دولت اکنون انجام میدهد، همین است که با افزایش نرخ بنزین، درآمد کسب میکند و آن را توزیع میکند. باید دید فشار بیشتر کجا وارد میشود. بر اساس آمار، کسانی که مصرف بنزین بیشتری دارند، افرادی هستند که چند خودرو دارند. البته افرادی نیز برای شغل خود مجبور به مصرف بنزین بیشتر هستند. این سیاست خودش تورم ایجاد میکند و دلار را افزایش میدهد، اما دولت چارهای ندارد و جای مانور زیادی برایش باقی نمانده است.»
استاد اقتصاد با تاکید بر اینکه هدف دولت کاهش فشار تورمی بر اقشار پایینتر است، تصریح کرد: «افزایش یارانه دهکهای پایین، در این شرایط منطقی به نظر میرسد. در شرایطی که درآمد نفتی کاهش یافته و درآمدهای مالیاتی نیز به دلیل رکود کم شده، دست دولت بسته است. بنابراین، توزیع یارانهها به شکلی که به طبقات پایینتر بیشتر توجه شود و به طبقات بالاتر کمتر، یکی از راهکارهای مسکن برای تلطیف شرایط است. این یک معیار کلی است که در کشورهای دیگر نیز جاری است و معمولاً از دهکهای بالا که رفاه بهتری دارند، مقداری گرفته میشود و به طبقات پایینتر توزیع میگردد.»
توزیع هلیکوپتری
آرمن در پاسخ به این پرسش که آیا با افزایش قیمت بنزین، واقعاً درآمد از طبقات بالا گرفته میشود، گفت: «آمار دقیقی در این زمینه ندیدهام، اما کلیات نشان میدهد که بیشتر از کسانی که مصرف بنزین بیشتری دارند، دریافت میشود. این سیاستی بوده که دولتهای قبلی نیز میخواستند بنزین را منطقیتر کنند. با افزایش نرخ دلار، قیمت بنزین نیز باید بهطور نسبی افزایش پیدا کند، مثل بقیه کالاها. این یارانه شده و مقداری تحت کنترل و سهمیهبندی قرار گرفته و دست بردن در این نرخ از لحاظ سیاسی و اجتماعی دشوار شده است. قبلاً نیز شاهد مشکلات زیادی در دولت آقای روحانی بودیم.»
وی با اشاره به ضرورت تعدیل تدریجی قیمت انرژی، افزود: «تغییر نرخ انرژی، چه برق و چه بنزین، باید اتفاق بیفتد و اگر بهصورت تدریجی باشد، بسیار بهتر است. در زمان خاتمی نیز مصوبهای در مجلس بود، اما با مخالفتهایی مواجه شد و اجازه ندادند اتفاق بیفتد. اگر آن اتفاق میافتاد، قیمت انرژی بهتدریج افزایش پیدا میکرد و با شوک افزایشی مواجه نمیشدیم. حساسیت روی افزایش قیمت بنزین زیاد است، اما لازم است با افزایش قیمت ارز تعدیل شود، چون قیمت نسبی آن پایین میآید و باید مثل بقیه کالاها افزایش یابد تا ارزش واقعی خود را در سبد مصرفی نشان دهد و در رفتار مردم در استفاده از خودرو تأثیر بگذارد.»
آرمن با اشاره به ضرورت توزیع مساوی یارانه، گفت: «اگر توزیع مساوی صورت بگیرد و به هر کد ملی مقداری سهمیه بنزین داده شود، حتی افرادی که خودرو ندارند میتوانند با فروش سهمیه خود، کمکی به معیشتشان شود. این روش که به آن «توزیع هلیکوپتری» میگویند، در شرایطی که آمار دقیق نباشد و نتوان دهکها را بهدرستی تشخیص داد، میتواند مفید باشد. البته در حال حاضر وضعیت دادهها بهتر شده و پایگاههای داده قویتر شدهاند، اما همچنان با ضعفهایی مواجهیم. با این حال، توزیع مساوی میتواند یکی از راهحلهای موثر در شرایط فعلی باشد.