فالگیری هم قسطی شد| طلسم برگشت معشوق چند؟
«زوعه مار» باقیمت ۷ میلیون تومان گرانترین قلم است
هفت صبح| یک زمانی برای خرید دعا و طلسم، مشتری باید سراغ دعانویس میرفت، درِ خانهای را میزد یا نشانی فردی را از دوست و آشنا میگرفت. حالا ماجرا شکل دیگری پیدا کرده است. بازار رمالی و دعانویسی به فضای مجازی کوچ کرده، برای خودش منوی خدمات ساخته، قیمت تعیین کرده و در بعضی موارد حتی امکان خرید قسطی هم دارد. تصویری که به دست ما رسیده، نمونه روشنی از همین تغییر است.
۱۰ خدمت با قیمتهایی از ۷۵۰ هزار تومان تا ۷ میلیون تومان و در پایین تصویر، عبارت «امکان پرداخت در ۴ قسط با اسنپپی» دیده میشود. از منظر اقتصادی، شاید همین جمله آخر از خود قیمتها مهمتر باشد. وقتی «بازگشت معشوق»، «قفل ۷ اندام»، «پکیج ازدواج»، «پاکسازی و باطلالسحر» یا «حصار» وارد سازوکار پرداخت اقساطی میشوند، دیگر با یک پدیده سنتی و حاشیهای روبهرو نیستیم. اینک با بازاری مواجهیم که از منطق فروش خدمات در اقتصاد دیجیتال استفاده میکند. برای خودش محصول تعریف میکند، قیمت میگذارد، پکیج میسازد، مشتری را جذب میکند و در نهایت برای برداشتن مانع پرداخت نقدی، اعتبار خرید پیشنهاد میدهد.
از ۷۵۰ هزار تا ۷ میلیون تومان
در فهرست مورد بررسی، «زوعه مار» باقیمت ۷ میلیون تومان گرانترین قلم است. پس از آن «حصار» با ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان، «پکیج ازدواج» با ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان و «قفل ۷ اندام» با ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان قرار دارند. ارزانترین خدمت نیز «زبانبند» با ۷۵۰ هزار تومان است.
مجموع قیمت همین ۱۰ خدمت به ۲۳ میلیون و ۵۳۰ هزار تومان میرسد. البته این عدد حجم بازار نیست و حتی به معنای آن نیست که یک مشتری این ۱۰ خدمت را با هم میخرد. این عدد صرفاً نشان میدهد اگر مشتری بخواهد کل فهرست را تهیه کند، با چه رقمی مواجه میشود. قیمتهای این فهرست نیز از نظر سطح کلی، چندان دور از نمونههای مشاهدهشده در بازار غیررسمی این خدمات نیستند. در یک گزارش «دنیای اقتصاد» در سال ۱۴۰۴، هزینه شمع تراپی بین ۵۰۰ هزار تا ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان اعلام شده و رقمهای بالاتر برای خدمات مرتبط با بازگرداندن معشوق عنوان شده بود.
ازسویدیگر، در تیرماه امسال پلیس تهران از دستگیری فردی خبر داد که بنا بر اعلام پلیس، حدود چهار سال با تبلیغات مجازی در حوزه دعا، طلسم، مهره مار، بختگشایی، افزایش رزق، بازگشت معشوق و باطل کردن سحر فعالیت میکرد و از مشتریان مبالغی بین ۵۰۰ هزار تا ۷ میلیون تومان دریافت کرده بود. پلیس درآمد ماهانه این فرد را ۶۰۰ تا ۸۰۰ میلیون تومان اعلام کرد. این پرونده، دستکم نشان میدهد قیمت ۷ میلیونتومانی درجشده در تصویر، در محدوده ارقام واقعی مشاهدهشده در این بازار قرار دارد. هرچند نمیشود از یک فهرست قیمت، میانگین بازار یا اندازه کل بازار را استخراج کرد.
قسطی شدن یک کالای ناملموس
اما اتفاق مهمتر در این تصویر، قیمت ۷ میلیونتومانی نیست؛ بلکه قسطی شدن طلسم است. در اقتصاد خانوار، خرید اقساطی معمولاً برای کالاهایی مثل موبایل، لوازمخانگی، پوشاک، سفر یا خدمات آموزشی اتفاق میافتد؛ کالاهایی که یا قیمت بالایی دارند یا مصرفکننده برای خرید آنها حاضر است پرداخت را به آینده منتقل کند. حالا همین منطق به خدماتی رسیده که اساساً ماهیت فیزیکی ندارند.
در تصویر، برای پرداخت چهار قسطی از اسنپپی استفاده شده است. اسنپپی در معرفی رسمی خود میگوید اعتبار خرید برای خرید از فروشگاههای منتخب ارائه میشود و امکان پرداخت در چهار قسط بدون سود و کارمزد وجود دارد؛ سقف اعتبار اعلامشده نیز تا ۵۰ میلیون تومان است. اما از روی این تصویر نمیتوان مستقل تأیید کرد که فروشنده موردنظر واقعاً در فهرست پذیرندگان اسنپپی قرار داشته یا شرایط پرداخت دقیق او چه بوده است؛
بنابراین عبارت قسطی را باید بهعنوان ادعای درجشده در آگهی دید، نه سندی برای تأیید قرارداد فروشنده با شرکت اعتباردهنده. بااینحال، حتی همین ادعا، پیام اقتصادی روشنی دارد. فروشنده میداند پرداخت نقدی چند میلیون تومان برای بخشی از مشتریان دشوار است و برای حذف این مانع، گزینه قسطی را وارد فرایند فروش کرده است.
طلسم ۷ میلیونی، ماهی ۱.۷۵ میلیون
اگر مبلغ ۷ میلیونتومانی «زوعه مار» واقعاً مشمول چهار قسط مساوی باشد، سهم هر قسط حدود یک میلیون و ۷۵۰ هزار تومان خواهد بود. رقم ۴ میلیون و ۲۰۰ هزارتومانی «حصار» به چهار قسط یک میلیون و ۵۰ هزارتومانی تبدیل میشود. «پکیج ازدواج» ۳ میلیون و ۸۰۰ هزارتومانی نیز ماهانه ۹۵۰ هزار تومان و «قفل ۷ اندام» ۲ میلیون و ۲۰۰ هزارتومانی، چهار قسط ۵۵۰ هزارتومانی خواهد داشت.
این تغییر ظاهراً ساده، رفتار مصرفکننده را عوض میکند. پرداخت ۷ میلیون تومان در یکلحظه، تصمیمی بزرگتر از پرداخت چهار مرتبه ۱.۷۵ میلیون تومان به نظر میرسد. به زبان اقتصادی، قیمت اسمی محصول تغییری نکرده، اما اصطکاک پرداخت کاهشیافته است. همین مسئله در بازارهای عادی هم یکی از کارکردهای اعتبار مصرفکننده است. وقتی قیمت به اقساط کوچکتر شکسته میشود، کالا یا خدمت برای گروه بزرگتری از مشتریان قابلدسترس به نظر میرسد. در اینجا البته یک تفاوت اساسی وجود دارد. مشتری برای خرید یک گوشی یا یخچال، کالایی دریافت میکند که قابلمشاهده و اندازهگیری است. در بازار طلسم و دعا، ارزش محصول به یک وعده خیالی وابسته است. وعدهای که نتیجه آن قابلسنجش اقتصادی و علمی نیست.
مشتری دقیقاً چه چیزی میخرد؟
این بازار از نظر اقتصادی یک ویژگی عجیب دارد. محصول اصلی، «نگرانی و ترس» است. کسی که «بازگشت معشوق» میخرد، در واقع برای یک رابطه نامطمئن پول میدهد. مشتری «دفع رقیب» از وجود رقیب نگران است. «پکیج ازدواج» روی نگرانی از آینده عاطفی سوار میشود و «پاکسازی و باطلالسحر» برای فردی فروخته میشود که احتمال میدهد مشکلی در زندگیاش منشأ ماورایی داشته باشد.
در نتیجه، فروشنده لازم نیست یک کالای فیزیکی تولید کند. کافی است یک نگرانی را به یک خدمت تبدیل کند. این موضوع حاشیه سود بالقوه بالایی هم ایجاد میکند. در همان پروندهای که پلیس تهران در تیرماه امسال اعلام کرد، متهم گفته بود دعاهایی را با مبالغ اندک از بازارهای اطراف اماکن زیارتی تهیه کرده و سپس آنها را از طریق کانالهای مجازی به فروش رسانده است.
پکیجسازی برای افزایش فروش
در این فهرست، «پکیج ازدواج» یک کلمه کلیدی است. فروشنده بهجای اینکه یک خدمت منفرد عرضه کند، چند خواسته مشتری را در قالب یک محصول بزرگتر بستهبندی کرده است. این همان منطق پکیجسازی در بازارهای عادی است. سالن زیبایی، باشگاه ورزشی، شرکت گردشگری یا فروشگاه اینترنتی نیز برای افزایش ارزش هر سفارش، چند خدمت را کنار هم قرار میدهد. در بازار دعا و طلسم نیز همین اتفاق رخداده است. حتی نامگذاری خدمات نشان میدهد فروشنده تلاش کرده برای هر مسئله، یک محصول مجزا تعریف کند. جذب، دفع، قفل، حصار، زبانبند، پاکسازی و ازدواج.
تورم، اضطراب و بازار امید
نمیتوان گفت تورم مستقیماً باعث رونق رمالی شده است. برای چنین ادعایی به دادههای مستقل و سری زمانی نیاز داریم. اما یک واقعیت اقتصادی را نمیتوان نادیده گرفت. در دورههای فشار مالی، نااطمینانی درباره آینده افزایش پیدا میکند و بازارهایی شکل میگیرند که روی همین نااطمینانی معامله میکنند. در این بازار، وعده «افزایش رزق»، «رفع مشکل»، «بختگشایی» یا «بازگشت معشوق» نوعی فروش امید است. مشتری هزینهای را میپردازد که شاید از نظر مبلغ، در مقایسه با بسیاری از خریدهای روزمره بزرگ نباشد، اما از نظر روانی برایش ارزش بالقوه زیادی دارد. قسطی شدن چنین خدماتی، این چرخه را یک مرحله جلوتر میبرد.
یک بازار بدون نرخنامه
مشکل اصلی در تحلیل اقتصادی این بازار، نبود داده شفاف است. برای رمالی و دعانویسی نرخنامه رسمی وجود ندارد، فروشندگان متعددند و قیمت یک خدمت میتواند در دو صفحه متفاوت فاصله زیادی داشته باشد. بنابراین نمیتوان گفت «قیمت بازگشت معشوق در ایران یک میلیون و ۴۸۰ هزار تومان است». این رقم، قیمت اعلامی یک فروشنده در یک مقطع مشخص است. اما میتوان گفت بازاری وجود دارد که برای خدماتی با عنوان دعا، طلسم، رمالی و بختگشایی از چندصد هزار تومان تا چند میلیون تومان مطالبه میکند. گزارشهای منتشرشده نیز نمونههای متعددی از همین دامنه قیمت را نشان میدهند.
از بازار قدیمی تا مدل فروش جدید
شاید مهمترین تغییر همین باشد که رمالی قدیمی، حالا با ابزارهای اقتصاد دیجیتال فروخته میشود. کانال و صفحه مجازی جای دفتر و دخمه را گرفته، منوی قیمت جای مذاکره شفاهی را، پکیج جای سفارش سنتی را و پرداخت اعتباری جای پول نقد را.