یک تیم سلامت به ازای هر ۳ هزار نفر
الگوی موفق روستایی؛ از روستاها به شهرها
گروه جامعه | در دنیای امروز، مدیریت سلامت جامعه دیگر تنها به معنای درمان بیماریها در بیمارستان نیست، بلکه هدف اصلی، پیشگیری و شناسایی بهموقع بیماریهاست تا کیفیت زندگی مردم ارتقا یابد. وزارت بهداشت برای تحقق این هدف، برنامهای بلندپروازانه به نام «پزشکی خانواده شهری» را دنبال میکند.
در همین راستا دکتر بابک فرخی، رئیس مرکز مدیریت شبکه وزارت بهداشت، از پیشرفتهای چشمگیر در این مسیر خبر میدهد و اعلام میکند که «نسخه ۰۳» این برنامه، در حال گسترش است تا پایان شهریورماه، ۶۴ شبکه بهداشتی در سراسر کشور رسماً وارد این مرحله شوند.
استراتژی گامبهگام
شاید این پرسش مطرح شود که چرا این برنامه به صورت یکباره در کل کشور اجرا نمیشود؟ پاسخ در استراتژی «مرحلهبندی» نهفته است. دکتر فرخی توضیح میدهد که این برنامه در چندین فاز طراحی میشود تا از شکستهای احتمالی جلوگیری شود. در ابتدا، «فاز پیشگام» اجرا میگردد که در آن تنها پنج دانشگاه و پنج شبکه به عنوان مجموعههای پیشرو انتخاب میشوند تا نقاط قوت و ضعف برنامه در میدان شناسایی شود. سپس دایره کار گسترش مییابد و ۲۰ دانشگاه دیگر وارد مرحله «پایلوت» میشوند.
این روش «آزمون و خطا» باعث میشود که هر چالشی که در مسیر اجرای برنامه وجود دارد، ابتدا در مقیاس کوچک شناسایی و راهکار آن پیدا شود. به این ترتیب، وقتی نوبت به اجرای گسترده میرسد، سیستم با کیفیت بیشتری در اختیار مردم قرار میگیرد. حالا ما در آستانه یک تحول بزرگ هستیم که تا پایان شهریور، ۶۴ شبکه بهداشتی از ۶۴ دانشگاه مختلف، رسماً وارد این سیستم میشوند.
بازویی متخصص برای هر خانواده
قلب تپنده این برنامه، تعریف «تیمهای سلامت» است. در مدل جدید، دیگر بحث تکنفره بودن پزشک مطرح نیست، بلکه صحبت از یک تیم متخصص است. طبق استانداردهای این برنامه، برای هر ۳ هزار نفر از جمعیت شهری، یک تیم سلامت تشکیل میشود. اما ترکیب این تیمها چگونه است؟
هر تیم شامل یک پزشک و دو مراقب سلامت است. نکته کلیدی و استراتژیک اینجاست که یکی از این دو مراقب حتماً باید «ماما» باشد. حضور ماما در تیم سلامت شهری، فراتر از خدمات مربوط به زنان و کودکان است؛ ماماها در واقع پل ارتباطی برای آموزشهای مربوط به جمعیت و فرزندآوری محسوب میشوند. با توجه به سیاستهای فعلی کشور در زمینه حمایت از خانواده، حضور ماما در قلب تیمهای سلامت شهری، فرصتی است تا خدمات باروری و حمایتهای لازم از خانوادهها به صورت هدفمند و نزدیک ارائه شود.
علاوه بر این تیم اصلی، در مراکز خدمات جامع سلامت از تخصصهای تکمیلی نیز استفاده میشود. کارشناسان تغذیه و متخصصان سلامت روان در کنار پزشک خانواده قرار میگیرند تا اگر بیماری نیاز به رژیم غذایی خاص یا حمایتهای روانی داشت، نیازی نباشد به دنبال مراکز دور و دراز بگردد و تمام خدمات در یک نقطه متمرکز باشد.
جنگ با بیماریهای خاموش
اگر به آمار مراجعات مردم به مراکز درمانی نگاه کنیم، میبینیم که بیشترین فشار بر روی سیستم مربوط به بیماریهای قلبی، عروقی و همچنین سلامت مادر و کودک است. بیماریهای غیرواگیر مثل فشار خون و دیابت، به دلیل ماهیتشان گاهی «بیماریهای خاموش» نامیده میشوند، زیرا بسیاری از مردم تا زمانی که عارضه شدیدی رخ ندهد، متوجه آنها نمیشوند.
برنامه پزشکی خانواده شهری دقیقاً روی همین نقطه دست میگذارد. هدف این است که «پیشگیری» در اولویت قرار گیرد. یعنی به جای اینکه بیمار زمانی به پزشک مراجعه کند که دچار سکته یا عوارض شدید دیابت شده باشد، پزشک خانواده او را پیش از آن شناسایی کرده و تحت نظر میگیرد. این یعنی کاهش هزینههای درمانی برای مردم و کاهش فشار بر بیمارستانهای تخصصی.
پایان دوران سرگردانی در بیمارستانها
یکی از بزرگترین دغدغههای مردم، سرگردانی در سیستم درمانی است. بسیاری از افراد بدون اینکه بدانند مشکلشان چیست، مستقیم به سراغ متخصص میروند و ساعتها در صفهای طولانی منتظر میمانند. «نظام ارجاع» در برنامه پزشکی خانواده، این مسیر را کاملاً تغییر میدهد.
در این مدل، پزشک عمومی در «سطح اول» قرار دارد. او اولین کسی است که بیمار را میبیند، وضعیت کلی او را بررسی میکند و اقدامات اولیه را انجام میدهد. اگر پزشک تشخیص دهد که بیمار نیاز به خدمات تخصصیتری دارد، او را در چارچوب نظام ارجاع به «سطح دوم» یا همان متخصصین هدایت میکند. این کار باعث میشود متخصصین فقط بیمارانی را ببینند که واقعاً به تخصص آنها نیاز دارند و از تراکم بیمورد در مطبهای تخصصی جلوگیری شود.
الگوی موفق روستایی؛ از روستاها به شهرها
دکتر فرخی به نکتهای امیدوارکننده اشاره میکند: موفقیت خیرهکننده پزشکی خانواده در مناطق روستایی. در حال حاضر، ایران در مناطق روستایی و شهرهای کوچک (زیر ۲۰ هزار نفر)، سیستمی بسیار منظم دارد. حدود ۶ هزار و ۶۴۲ پزشک خانواده و نزدیک به حدود ۶ هزار و ۶۴۲ پزشک خانواده و نزدیک به ۵ هزار و ۸۰۰ ماما در این مناطق مشغول به کار هستند.
در روستاهای ایران، استاندارد به این صورت تعریف میشود که به ازای هر ۴ هزار نفر، یک پزشک مستقر باشد. با توجه به جمعیت ۳۰ میلیون نفری در این مناطق، پوشش بهداشتی تقریباً صددرصد است و مرکزی بدون پزشک یافت نمیشود. حالا هدف وزارت بهداشت این است که همین نظم و پوشش گستردهای که در روستاها جواب میدهد، به محیطهای شهری منتقل شود.
پایش سختگیرانه و گواهینامه ورود به اجرا
برای اینکه این برنامه فقط روی کاغذ نماند، یک سیستم نظارتی دقیق طراحی میگردد. برای هر دانشگاه علوم پزشکی، یک تیم پیشران و نظارتی تشکیل میشود که نمایندگان بیمه سلامت، سازمان تأمین اجتماعی و معاونتهای بهداشت و درمان را در بر میگیرد.
وظیفه این تیمها این است که ابتدا الزامات اجرایی را بررسی کنند و سپس فرآیند اجرا را پایش کنند. دانشگاهها نمیتوانند به سادگی ادعا کنند که برنامه را اجرا کردهاند، بلکه باید امتیازات لازم را کسب کرده و در نهایت «گواهی ورود به مرحله اجرا» را دریافت کنند. این یعنی کیفیت اجرای برنامه در اولویت قرار میگیرد تا مردم واقعاً متوجه تغییر در کیفیت خدمات بهداشتی شوند.
فرخی در پایان بر اهمیت فرهنگسازی تأکید میکند و میگوید که به دلیل جدید بودن برخی فرآیندها، اطلاعرسانی دقیق به مردم کلید موفقیت این طرح است. این برنامه با تکیه بر تجربیات دانشگاهها و بازخوردهای مردمی، به صورت مستمر اصلاح میشود تا در سال آینده، با تأمین اعتبارات لازم، به تمامی شهرهای کشور گسترش یابد و دسترسی عادلانه مردم به مراقبتهای سلامت تضمین شود.