سیاستِ این کلاه آن کلاه کردن آب

این طرح، جمعیتپذیری تهران را تشدید کرده و کشاورزی و حیات روستاهای غرب البرز را به خطر میاندازد
هفت صبح، حمیدرضا خالدی| برخی از مناطق تهران پنجشنبه شب قطعی طولانی مدت آب بیش از 10 ساعتی را تجربه کردند، بدون اطلاع قبلی و ناگهانی. کار به جایی رسیده است که قطعی آب را پذیرفتهایم و از ناگهانی بودن و بیاطلاعی آن گلهمندیم و این به تنهایی سطح کیفیت شهروندی و زندگی در شهر تهران را نشان میدهد. زمانی اگر برق میرفت، به تبع آن آب هم قطع میشد چون به واسطه افت فشاری که در لولههای آب حاکم است، پمپها از کار میایستند و نمیتوانند آب را منتقل کنند.
اما الان آب هم برای قطعی خود استقلال یافته و از برق یاد گرفته است تا ناگهان قطع شود و برای ساعتها شهروندان را تشنه باز آمدن خود نگاه دارد. بعید نیست طی هفتههای آتی اپلیکیشن جدیدی برای شهروندان راهاندازی شود تا زمان قطعی آب را بهطور مستقل از آن دریابند و خود را با آن تنظیم کنند و زیر لب با خود بگویند ما را به سخت جانی خود این گمان نبود.
حالا سخن از انتقال آب از طالقان به تهران است. ظاهرا آسمان همچنان خست میورزد و کام تشنه ایران زمین را سیراب نمیکند. مسئولان هم بر اساس راهبرد قدیمی و نخنمای «این کلاه، آن کلاه» کردن و سیاست از این ستون تا آن ستون فرج است، قصد دارند آب از طالقان به تهران برسانند تا «ببینیم چی پیش میآید» و چو فردا شود فکر فردا کنیم اما از قرار معلوم این اقدام وصلهپینهای ممکن است مشکل یک بخش را به طور موقت حل کند اما ظاهرا مشکلات دیگری پدید میآورد که از قضا موقت نخواهد بود. برخی دوستان از این اقدام دولت گلهمندند.
هزار نفر مشغول کارند
بحران کمبود آب در تهران هر روز جدی و جدیتر میشود. در این میان یکی از مهمترین گزینههای دولت برای تامین آب پایتخت، انتقال آب از سد طالقان است. چند وقت قبل بود که وزیر نیرو از فعالیت شبانهروزی بیش از ۱۰۰۰ نفر از کارگران و مهندسان صنعت آب در خط انتقال از سد طالقان به تهران و کرج خبر داد. به گفته علیآبادی در این طرح سهمی از انتقال آب طالقان به هر یک از استانهای تهران، البرز و قزوین تعلق میگیرد، سهم تهران در دو فاز هر یک ۲.۵ متر مکعب در ثانیه به استثنای فاز قدیمی است.
اما این طرح منتقدانی جدی دارد. مهدی فصیحی هرندی، پژوهشگر حکمرانی و دیپلماسی آب، در این خصوص میگوید: انتقال آب از طالقان به تهران، در شرایط فعلی و هدررفتی که در آب تهران وجود دارد، عملا ریختن آب روی زمین یا همان تعبیر ریختن آب در ظرف سوراخ است؛ ضمن اینکه انتقال آب از طالقان، تعارضات کشاورزی و اجتماعی هم به دنبال دارد.
وی میگوید: باید مکانیزمهایی در نظر گرفته شود تا قیمت و هزینه تولید و تصفیه آب دربیاید. من عدد و رقم رسمی ندارم که بگویم از بین این ۳ گزینه بازچرخانی، انتقال یا جلوگیری از هدررفت آب کدامیک به صرفهتر است؛ به فرض اینکه انتقال آب یک اجبار است اما چرا در کنار انتقال کار جلوگیری از هدررفت آب اجرایی نمیشود و این سوال بسیار مهمی است. اگر برای انتقال آب، پول هست، برای مدیریت مصرف و جلوگیری از هدررفت نیز باید پول باشد.
علی بیتاللهی مشاور رئیس سازمان حفاظت محیط زیست نیز در این زمینه گفته است: انتقال آب از سد طالقان به تهران، بهعنوان بخشی از راهحل تأمین آب شرب پایتخت و از طریق خط دوم لوله انتقال، با ملاحظاتی جدی همراه است، بهویژه آنکه اینگونه اقدامات، سیاستگذاری و تخصیص منابع را بهسمت افزایش جمعیتپذیری تهران سوق میدهند؛ در حالی که باید بهطور مشخص و مدون، روند سرمایهگذاری و برنامهریزیهایی که منجر به تمرکز بیشتر جمعیت در تهران میشود، متوقف شود.
وی با انتقاد از رویکرد فعلی افزود: ما با یک چرخه باطل روبهرو هستیم؛ جمعیت به تهران میآید، ما آب تأمین میکنیم، کمبود آب پیش میآید، سراغ منابع جدید میرویم و این چرخه ادامه مییابد. هر بار که جمعیت افزایش مییابد، نیازهای جدیدی بهوجود میآید و تأمین این نیازها نیز منابع بیشتری طلب میکند.
تاکنون از سدهای کرج، لتیان، ماملو و لار آب تأمین کردهایم و بیش از نیمی از آب شرب تهران نیز از منابع زیرزمینی استخراج میشود، اکنون هم اجرای طرح دیگری برای انتقال آب در دست اقدام است اما این قبیل طرحها طبیعتا بر محیط مبدأ تأثیر منفی میگذارند و آن را با بحران کمآبی مواجه میسازند، در مقصد نیز مشکلاتی نظیر نگهداری، پدافند غیرعامل، افزایش جمعیتپذیری و مسائل مدیریتی دیگری پدید میآید.
به گفته بیتاللهی در نتیجه کمبود منابع سطحی، گرایش به حفر چاهها بهویژه در منطقه 18 افزایش یافته است. طبق مطالعهای که اخیرا انجام دادهام، در دو سال گذشته نرخ فرونشست زمین در این مناطق تقریبا سه برابر شده و این پدیده بهطور محسوسی قابل مشاهده است، بنابراین هر چقدر که بتوانیم وابستگی به آبهای زیرزمینی را کاهش دهیم، به همان میزان احتمال کاهش و حتی توقف فرونشست وجود دارد.
طومارنامه اعتراضی
منتقدان این طرح حدود یک ماه قبل در نامهای به رئیسجمهور ضمن برشمردن تبعات این اقدام خواستار توقف آن شدند. آنها در بخشی از نامه خود آورده بودند: ما امضاکنندگان این کارزار، مخالفت جدی خود را با طرح انتقال آب از سد طالقان به تهران اعلام میکنیم. این طرح بدون توجه به ظرفیتهای طبیعی منطقه و بدون در نظر گرفتن پیامدهای فاجعهبار آن بر ساکنان غرب استان البرز اعم از شهرستانهای ساوجبلاغ، نظرآباد، چهارباغ، طالقان، شهر مهستان، گلسار، کوهسار و بیش از هزار روستا و آبادی در حال اجراست.
به گفته آنها؛ سد طالقان یکی از منابع حیاتی آب برای شهرستانهای غرب استان البرز است؛ آب این سد برای تغذیه سفرههای زیرزمینی، تأمین آب کشاورزی، حفظ باغها و مزارع و پایداری محیط زیست و آب شرب این شهرستانها حیاتی است. انتقال گسترده آب از این سد به تهران، به طور مستقیم باعث کاهش جدی آب سفرههای زیرزمینی، فرونشست زمین، خشک شدن چاههای آب کشاورزی و آشامیدنی، کمبود آب شرب و آسیبرسانی به محصولات کشاورزی و بیکاری هزاران کشاورز خواهد شد.
آنها در بخش دیگری از نامه خود نوشته بودند: انتقال آب یعنی خشکاندن باغها، نابودی کشاورزی و مهاجرت اجباری ساکنینی که قدمت هزاران ساله آبا و اجدادیشان از این مناطق است! این رویکرد نهتنها معضل آب تهران را حل نخواهد کرد، بلکه نابودی منابع طبیعی غرب استان البرز را سرعت میبخشد و به بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و محیطزیستی دامن میزند.
وقتی که خانم معاون هم منتقد میشود
در یکی از آخرین اظهارنظرها در این زمینه، شینا انصاری رئیس سازمان حفاظت محیطزیست درباره انتقال آب از طالقان به تهران و چالشهای انتقالات بین حوضهای آب گفته است: هر نوع انتقال آب بین حوضهای پیامدهای اجتماعی و اقتصادی دارد بهویژه انتقال آب میتواند در مبدأ مشکلاتی را ایجاد کند و به همین دلیل باید مطالعات ارزیابی اثرات زیستمحیطی پیش از اجرا انجام شود که البته مطالعات برای انتقال آب طالقان انجام شده است.
معاون رئیسجمهوری با ذکر اینکه این کار از سالهای گذشته آغاز شده است، گفته؛ در حالیکه طالقان پیشتر حقآبهای برای دشت قزوین و کشاورزی در آن منطقه داشته همچنین تأمینکننده بخشی از نیاز آب استان البرز بوده است، اکنون بخش قابلتوجهی از منابع آن به تهران منتقل میشود. چنین انتقالهایی در حوضههای آبریز دیگر نیز اجرا و بعضاً به بروز تعارضات اجتماعی منجر شده است.
انصاری تصریح کرده؛ مردم محلی در مبدا انتقال از گذشته سهمی از این منابع داشتهاند اما با احداث تونلها و کانالهای انتقال، آب به منطقهای دیگر منتقل شده است. این اقدام هم برای روستاهای مبدأ مشکل ایجاد میکند و هم موجب کاهش حقآبه محیط زیستی از جمله نیازهای طبیعت و تالابها میشود.