مرا هیچ از وطن محبوب‌تر نیست...

حتی اگر روزی تمام دنیا را به من بدهند و آینده‌ای بی‌دغدغه پیش رویم باشد، باز هم دلدادگی‌ام به وطن، هیچ‌گاه کمرنگ نخواهد شد. چه کسی می‌تواند دل از جایی بکند که ریشه‌هایش در عمق خاک آن دویده است؟

من از سرزمینی آمده‌ام؛ شاید زخمی، شاید خسته، اما همان خاک برایم عطر خانه را دارد.

هر کجا که بروم، ریشه‌های من در همین خاک است. در هوایی که با آن نفس کشیدم، در میان مردمی که نامم را صدا زدند، در چشمان منتظر مادری که هنوز برایم لحظه‌شماری می‌کند.

هیچ سرزمینی نمی‌تواند مرا آن‌گونه که وطنم شناخت و به من بها داد، در آغوش بکشد.

و اگر روزی ایران ویران هم باشد، اگر دیوارهایش فرو بریزد و خیابان‌هایش از نفس بیفتند، باز هم قلب من در همین خاک به امانت خواهد ماند...

چرا که برای من، هیچ‌کس و هیچ‌جا از وطن عزیزتر نیست.