در این دهه، با اوج‌گیری استودیوهایی مثل پیکسار، انیمیشن بیش از هر زمان دیگری به جریان اصلی سینما نزدیک شد و ثابت کرد که این مدیوم فقط برای کودکان نیست. از آثار کمتر دیده‌شده دیزنی گرفته تا شاهکارهایی که امروز جزو مهم‌ترین فیلم‌های تاریخ محسوب می‌شوند، این‌ها بهترین انیمیشن‌های هر سال از دهه ۲۰۰۰ هستند.

سال ۲۰۰۰: The Emperor’s New Groove

پس از پایان دوران طلایی یا همان «رنسانس دیزنی» در دهه ۹۰، استودیو والت دیزنی در اوایل دهه ۲۰۰۰ برای تکرار موفقیت‌های گذشته به مشکل خورد. بسیاری از آثار این دوره کمتر از حد انتظار دیده شدند و یکی از مهم‌ترین آن‌ها «زندگی جدید امپراتور» بود؛ انیمیشنی که داستان امپراتوری خودخواه به نام کوزکو را روایت می‌کند که پس از تبدیل شدن به یک لاما، مجبور می‌شود معنای فروتنی را یاد بگیرد.

 

این انیمیشن در زمان اکرانش در سال ۲۰۰۰ چندان مورد توجه مخاطبان قرار نگرفت، اما به مرور زمان به یک اثر کالت و محبوب تبدیل شد. طنز دیوانه‌وار، ریتم فوق‌العاده سریع و شخصیت‌های بامزه باعث شده‌اند بسیاری از مخاطبان نسل زد هنوز هم دیالوگ‌هایش را تکرار کنند.

شاید این انیمیشن به اندازه آثار دوران رنسانس دیزنی جاه‌طلبانه یا احساسی نباشد، اما بدون شک یکی از متفاوت‌ترین و خلاقانه‌ترین آثار دیزنی در آن دوره محسوب می‌شود – انیمیشنی که ارزشش سال‌ها بعد بیشتر از همیشه درک شد.

سال ۲۰۰۱: Spirited Away

جیبلی سال‌هاست که به عنوان یکی از تاثیرگذارترین و خلاقانه‌ترین استودیوهای انیمیشن‌سازی جهان شناخته می‌شود و کمتر انیمیشنی بهتر از «شهر اشباح» می‌تواند این موضوع را ثابت کند. این انیمیشن داستان دختربچه‌ای ده‌ساله به نام چیهیرو را دنبال می‌کند که پس از ورود به جهانی عجیب و جادویی، متوجه می‌شود والدینش به خوک تبدیل شده‌اند. او با کمک پسری مرموز به نام هاکو باید راهی برای نجات خانواده‌اش پیدا کند.

 

هایائو میازاکی در این اثر تمام خلاقیت و نبوغ خود را به نمایش می‌گذارد و جهانی خلق می‌کند که هم آشنا به نظر می‌رسد و هم کاملا فانتزی و رویایی است. «شهر اشباح» پر از شخصیت‌های فراموش‌نشدنی و لحظات احساسی است و در کنار آن، از افسانه‌ها و فرهنگ ژاپنی هم الهام زیادی می‌گیرد.

انیمیشن مذکور در عین حال که یک ماجراجویی جادویی است، مفاهیم عمیق‌تری درباره انسان، طمع، هویت و رشد شخصی را هم مورد اکتشاف قرار می‌دهد. موضوعاتی که باعث شده‌اند «شهر اشباح» همچنان یکی از مهم‌ترین انیمیشن‌های تاریخ باقی بماند.

سال ۲۰۰۲: Lilo & Stitch

در دورانی که دیزنی با افت محبوبیت روبه‌رو شده بود، «لیلو و استیچ» به یکی از معدود موفقیت‌های بزرگ این استودیو تبدیل گردید. داستان درباره موجود فضایی فراری و خطرناکی به نام استیچ است که پس از سقوط روی زمین، توسط دختربچه‌ای پرانرژی به نام لیلو به عنوان حیوان خانگی پذیرفته می‌شود.

رابطه میان لیلو و استیچ به مرور به قلب تپنده فیلم تبدیل می‌شود و مفهوم خانواده را به شکلی احساسی و متفاوت به تصویر می‌کشد. انیمیشن رنگارنگ، فضاسازی جذاب هاوایی، عناصر علمی‌تخیلی و لحظات احساسی قدرتمند باعث شدند این اثر خیلی زود جایگاه ویژه‌ای میان طرفداران پیدا کند.

 

«لیلو و استیچ» بسیاری از ویژگی‌های محبوب آثار کلاسیک دیزنی را حفظ می‌کند، اما در عین حال هویت مخصوص خودش را هم دارد. محبوبیت این انیمیشن نیز بعد از بیش از دو دهه همچنان به شدت بالاست – موضوعی که موفقیت نسخه لایو اکشن جدیدش هم به خوبی ثابت می‌کند.

سال ۲۰۰۳: Finding Nemo

«در جستجوی نمو» پنجمین انیمیشن بلند پیکسار بود، اما نقش بسیار مهمی در تبدیل این استودیو به یکی از معتبرترین نام‌های صنعت سینما داشت. داستان انیمیشن درباره یک دلقک ماهی بیش‌ازحد محافظه‌کاری به نام مارلین است که برای پیدا کردن پسر گمشده‌اش (نمو) سفری خطرناک را در اقیانوس آغاز می‌کند و در این مسیر هم با شخصیت‌هایی فراموش‌نشدنی مثل دوری آشنا می‌شود.

 

انیمیشن از همان سکانس ابتدایی مخاطب را از نظر احساسی درگیر می‌کند و بعد از آن، داستانی درباره پدر بودن، ترس، شجاعت و رهایی را روایت می‌کند. در کنار این مفاهیم عمیق، نمو سرشار از لحظات طنز و شخصیت‌های دوست‌داشتنی هم هست.

اما شاید مهم‌ترین دستاورد «در جستجوی نمو» در زمینه فنی باشد. ساخت یک انیمیشن کامل در محیط زیر آب، آن هم در اوایل دهه ۲۰۰۰ کاری بسیار جاه‌طلبانه و متفاوت بود. با این حال پیکسار موفق شد جهانی خلق کند که حتی امروز هم از نظر بصری فوق‌العاده به نظر می‌رسد.

سال ۲۰۰۴: The Incredibles

دهه ۲۰۰۰ دوران طلایی پیکسار بود و «شگفت‌انگیزان» یکی دیگر از شاهکارهای این استودیو محسوب می‌شود. فیلم داستان خانواده پار را روایت می‌کند؛ خانواده‌ای از ابرقهرمان‌ها که مجبور شده‌اند زندگی مخفیانه‌ای داشته باشند، اما خیلی زود وارد ماجرایی خطرناک می‌شوند که همه چیز را تغییر می‌دهد.

 

نکته جالب اینجاست که این انیمیشن سال‌ها قبل از اوج‌گیری دنیای ابرقهرمانی و روی کار آمدن دنیای سینمایی مارول اکران شد، اما هنوز هم از بسیاری از آثار امروزی این ژانر بهتر به نظر می‌رسد. «شگفت‌انگیزان» بیشتر از هر چیز روی روابط خانوادگی، بحران هویت و مشکلات زندگی روزمره تمرکز می‌کند و همین موضوع باعث می‌شود شخصیت‌هایش واقعی و قابل لمس باشند.

از طرف دیگر، پیشرفت پیکسار در طراحی و ساخت انیمیشن شخصیت‌های انسانی در این اثر کاملا مشهود است و نشان می‌دهد این استودیو از زمان «داستان اسباب‌بازی» تا چه اندازه پیشرفت کرده بود.