
به گزارش هفت صبح و به نقل از ایسنا، انیسا گرابوس - پژوهشگر و مدرس زبان فارسی در بوسنی و هرزگوین درباره علاقهمندیاش به زبان فارسی با اشاره به تاریخچه حضور زبان فارسی در کشورش گفت: در طول تاریخ، کشورم (بوسنی و هرزگوین) تحت حکومت امپراتوری عثمانی بود و بهتبع زبان فارسی یکی از سه زبان رسمی و به عنوان زبان ادبیات و فرهنگ در کشورم حضور داشت. در مدارس اسلامی آن دوره زبان فارسی مطالعه میشد و برای کتابهای درسی نیز از «گلستان» و «بوستان» سعدی یا دیگر آثار ادبیات فارسی استفاده میکردند. از همان زمان سنت مثنویخوانی و تفسیر مثنوی مولانا در بوسنی شروع شده و تا امروز ادامه دارد؛ بیش از ۵۰۰ سال است که در کشور بوسنی سنت مثنویخوانی داریم. همچنین در طول تاریخ برخی از شاعران بوسنیایی به زبان فارسی شعر میسرودند و بهعنوان الگو از آثار معروف ادبیات فارسی مثلاَ دیوان حافظ، سعدی شیرازی، آثار مولوی، «بهارستان» جامی و آثاری از این قبیل استفاده میکردند. این اطلاعات را درباره حضور زبان فارسی در کشورم داشتم اما از نزدیک با زبان فارسی آشنا نشده بودم، این زبان را نشنیده بودم و پس علاقهای هم به آن نداشتم.
او سپس گفت: در دانشکده فلسفه دانشگاه سارایوو، زبان و ادبیات بوسنیایی میخواندم. سال سوم که بودم، تصمیم گرفتم در دوره آموزش زبان فارسی که رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران برگزار میکرد، شرکت کنم. با حضور در این دورهها از این زبان خوشم آمد و به آن علاقهمند شدم. نگاه من به این کلاسها نگاه زبانشناختی بود و اتفاقا کلماتی که فکر میکردم از زبان ترکی به زبان ما وارد شده است، در واقع واژههای فارسی هستند و از این زبان وارد زبان بوسنیایی شدهاند؛ کلماتی مانند فنجان، ارغوان، جوراب، شلوار و... . بعد از فارغالتحصیلی در رشته زبان و ادبیات بوسنیایی تصمیم گرفتم، دوباره در مقطع کارشناسی درس بخوانم اما این بار زبان و ادبیات فارسی را انتخاب کردم. پدر و مادرم خیلی مخالفت داشتند و میگفتند چرا همراه دوستان دیگرت در رشته خودت به مقاطع بالاتر نمیروی اما من به زبان فارسی علاقه پیدا کردم و عاشق این زبان شدم و دوست داشتم در رشته زبان فارسی درس بخوانم. خدا را شکر نتایج خوبی هم گرفتم و بهعنوان دانشجوی ممتاز انتخاب شدم و نشان نقرهای دانشگاه سارایوو را از رئیس دانشگاه گرفتم.
او یادآور شد: در دانشکده فلسفه دانشگاه سارایوو رشته شرقشناسی داریم و زبان فارسی کرسیای در این دانشکده دارد و دهها سال است که زبان فارسی در این دانشکده تدریس میشود.
گرابوس درباره تعداد کلمات فارسی که در زبان بوسنیایی وجود دارد، گفت: طبق تحقیقاتی که سال ۲۰۱۹ انجام شده، ۱۸۰۷ واژه اصلی فارسی و مشتق در زبان بوسنیایی هست که ۸۴۲ تا از آنها واژههای اصلی فارسی هستند.
این مدرس زبان فارسی درباره اینکه چهچیزی در زبان فارسی برایش جذاب بوده که تصمیم گرفته است رشتهاش را تغییر بدهد، گفت: خود زبان فارسی! بعد هم ادبیات فارسی خواندم و بیشتر با فرهنگ ایران آشنا شدم. فیلم، سریال و موسیقی ایرانی را دنبال کردم و خیلی از این زبان خوشم آمد. همه این عوامل تأثیر داشت و علاقهام بیشتر و بیشتر میشد؛ نمیتوانم بگویم که فقط ادبیات بود که مرا به سمت زبان فارسی کشاند یا فیلم و هنرهای دیگر. بهطور کلی به فرهنگ ایران علاقهمند شدم و شروع کردم به تماشای فیلم و سریال، دنبال کردن موسیقی و همینطور علاقهام بیشتر و بیشتر میشد و ادبیات فارسی رشته تحصیلیام بود. از بازی پرویز پرستویی خیلی خوشم میآید و فیلمهایی را که بازی میکرد، خیلی دوست دارم. فیلم «بادیگارد» را خیلیخیلی دوست دارم و در موسیقی هم صدای آقای علیرضا قربانی را خیلی دوست دارم.
او درباره تجربه سفر به ایران نیز گفت: ۲ سال پیش برای شرکت در دوره تربیت مدرس بنیاد سعدی به تهران آمدم و آن زمان سه هفته در ایران بودم. با توجه به علاقهام به زبان فارسی و فرهنگ ایران این سفر تجربه بینظیری بود، مردم ایران را دوست دارم. در بوسنی مؤسسات ایرانی فعال هستند و از این طریق با ایرانیهای بسیاری آشنا شدم و دوست داشتم ایران را از نزدیک ببینیم اما فرصت نشد؛ زیرا مدتی همهگیری ویروس کرونا را داشتیم و نمیشد به این چیزها فکر کنم و زمانی که فرصت فراهم شد، خیلی خوشحال شدم. ایران را خیلی دوست دارم و این کشور را وطن دوم خودم میدانم. ایران، مردمش، حال و هوای ایران و به طور کلی همه چیز برایم جالب بود؛ اولین پیادهروی در تهران، دیدن جاهایی مانندکاخ گلستان، برج میلاد و میدان تجریش عالی بود. مردم ایران خیلی گرم و مهماننواز هستند. واقعا ایران را خیلی دوست دارم و از این کشور خوشم آمد.
انیسا گرابوس ادامه داد: همیشه فکر میکردم وقتی به ایران بروم، سطح شناختم از زبان فارسی چطور است؟ آیا میتوانم روان صحبت کنم و یا میتوانم منظورم را به دیگران برسانم؟ در ایران دیدم خدا را شکر سطحم بالاتر از چیزی بود که فکر میکردم و خیلی راحت توانستم صحبت کنم و با مردم ارتباط برقرار کنم و دوست داشتم تنهایی به جاهای مختلف بروم. به اصفهان و کاشان هم رفتم و البته به شیراز هم رفتم که از همه بیشتر از شیراز خوشم آمد، حال و هوای دیگری داشت. برایم مهم بود از این زمان خوب استفاده کنم و وقتم را تلف نکنم، مکانهای دیدنی را ببینم و با مردم صحبت کنم. این سفر برایم فراموش نشدنی بود. امیدوارم شرایط بهتر شود و بتوانم دوباره به ایران بیایم.
او درباره واکنش مردم برای فارسی صحبت کردنش با توجه به اینکه خیلی روان و با لهجه کمی صحبت میکند، نیز گفت: واکنش مثبتی داشتند حتی استادان بنیاد سعدی هم باورشان نمیشد که برای اولینبار به ایران آمدهام. خیلیها میپرسیدند در ایران درس خواندهام یا چند وقت در ایران بودم و یا چندمین سفرم است؟ ووقتی میگفتم برای اولینبار است که به ایران آمدهام، غافلگیر میشدند.
این مدرس زبان فارسی در بوسنی در ادامه بیان کرد: شاید برایتان جالب باشد کتابهای زیادی از آثار مختلف زبان و ادبیات فارسی به زبان بوسنیایی ترجمه شده است و مخاطبان بوسنیایی این فرصت را دارند که با ادبیات و فرهنگ ایران آشنا شوند؛ دیوان حافظ، «الهینامه» عطار، «مخزنالاسرار»، «منطقالطیر»، «گلستان» و «بوستان» سعدی، «مثنوی معنوی» از این دست هستند. کتاب تاریخ ادبیات فارسی هم به زبان بوسنیایی نوشته شده است. استادان مؤسسه علمی و پژوهشی ابنسینا فرهنگ لغت بوسنیایی - فارسی را تدوین کردند و من هم جزو این گروه بودم. علاوه بر ترجمه کتابها میزگرد و گردهمایی علمی در این حوزه برگزار میشود تا به لحاظ علمی و ادبی ارتباط ایران و بوسنی بیشتر شود. البته کتابهایی هم از زبان بوسنیایی به زبان فارسی ترجمه شده است که از آن جمله میتوان به «قلعه» نوشته مِشاسلیموویچ با ترجمه اصغر نیکسیرت و کتاب «خاطرات علی عزتبگوویچ» رئیس جمهور مرحوممان اشاره کرد.
او درباره شناخت بوسنیاییها از ادبیات معاصر ایران نیز گفت: گلچینی از شعرهای نیما یوشیج، پروین اعتصامی و شاعران مشروطه ترجمه و منتشر شده است. البته اخیراً کتابهای زیادی از ادبیات دفاع مقدس شما ترجمه شده و مثلا «روزهای بیآینه»، «من زندهام»، «دا» و «فرنگیس» و کتابهایی از این دست هم پیدا میشود.
گرابوس درباره اینکه خود او سراغ ترجمه از زبان فارسی رفته است یا نه؟ گفت: من در مؤسسه علمی و پژوهشی ابنسینا مشغول به کار هستم. یکی از مراکز فعال این موسسه، مرکز زبان و ادبیات فارسی است که دکتر «مبینا موکر»، مسئول این مرکز است. کتاب ترجمه نکردهام اما این فرصت را داشتم که مقاله علمی از زبان فارسی به زبان بوسنیایی ترجمه کنم که یک مقاله درباره سنایی غزنوی و دیگری در حوزه عرفان بوده است.
او درباره اینکه ارتباط ادبی ایران و بوسنی در طول سالها کم بوده است، گفت: فرهنگ کشور شما بزرگتر است و امپراتوری بزرگی بودید و ما کشور کوچکی هستیم و طبیعتا بیشتر تحت تأثیر زبان و فرهنگ شما بودهایم؛ هرچند مرز جغرافیایی مشترک نداشتهایم اما زبان فارسی در کشور ما حضور داشته است؛ البته نه به این معنا که همه زبان فارسی بلد باشند، بلکه افراد تحصیلکرده زبان فارسی را بلد بودند و میتوانستند به فارسی بخوانند.
این مدرس زبان فارسی درباره تجربه تدریس زبان فارسی نیز گفت: با شرکت در دورههای تدریس زبان فارسی به غیرفارسیزبانان توانستم گواهینامه تدریس را دریافت کنم. امسال در دوره آموزش زبان فارسی که رایزنی فرهنگی ایران برگزار کرد، کلاسی به من دادند. البته پیشتر تجربه تدریس کلاس خصوصی زبان فارسی را داشتم اما تدریس در رایزنی فرهنگی تجربه اولم بود. ۱۳ فارسیآموز داشتم که ۳ نفر از آنها تا پایان دوره نمانند. برای کتابهای درسی نیز از کتابهای مختلف استفاده میکنیم اما بیشتر کتابهای بنیاد سعدی از جمله «گام اول» و «مینا ۱» را استفاده میکردم؛ زیرا گروه ما در سطح نوآموز بودند و حتی با الفبای زبان فارسی آشنا نشده بودند. توانستیم تا حدی با آنها کار کنیم و آنها یادبگیرند و بتوانند همزمان با بقیه کلمات جدید را یاد بگیرند. این فارسیآموزان حالا میتوانند متنهای کوتاه را بخوانند و درباره خودشان حرف بزنند.
گرابوس درباره تأثیر جنگ اخیر بر زبان فارسی نیز با بیان اینکه اکثر مردم بوسنی طرفدار ایران هستند، گفت: واقعا برایمان سخت بود، دیدن آن همه تصاویر دلخراش که از ایران بخش میشد؛ بهویژه برای ما که ارتباط عمیقی با ایران و دوست، استاد و همکار ایرانی داریم، سخت بود و میخواهم از این فرصت استفاده کنم و تسلیت بگویم به همه کسانی که جان عزیزانشان را در این جنگ از دست دادند. دوست نداریم کارمان رنگوبوی سیاسی بگیرد اما در این اتفاقات دیدم کسانی که اخبار جنگ را دنبال میکردند و اطلاعاتشان بهروز بود؛ حتی متوجه شدم یکیدو نفر هم به خاطر اتفاقات اخیر ایران سراغ زبان فارسی آمدند و در این دورهها شرکت میکنند.
انتهای پیام



