گفتگوی روزنامه هفت صبح با خانواده دختر گمشده اراکی
پلیس پایتخت رد دختر نوجوان را در حوالی پاکدشت زده است
به گزارش هفت صبح | نوروز امسال برای خانواده یگانه در نگرانی و اضطراب گم شدن او سپری شد. شب سال نو در حالی که قرار بود روز بعد یگانه و مادرش برای خرید عید از خانه بیرون بروند ناگهان دختر نوجوان غیبش زد و ذوق رسیدن لحظه تحویل سال با خبر مفقودی دخترک برای خانوادهاش به لحظههای دلهره و اضطراب تبدیل شد.
هر روز که در بیخبری از یگانه گذشت دلهره برای خانوادهاش طعم کشندهتری به خود گرفت و تمام نوروز امسال برای این خانواده در دوری و دلتنگی تبدیل به تلخترین خاطره شد.
گفتوگو با مادر یگانه
مادر یگانه در گفتوگو با خبرنگار هفت صبح ماجرای گم شدن دخترش را اینطور روایت میکند:«من و دخترم ساکن یکی از شهرستانهای اراک هستیم و پسرانم به همراه پدرشان در یکی از شهرهای لرستان زندگی میکنند.»
مادر یگانه در ادامه میگوید:«28 اسفند ماه بود که موقع خواب بالای سر دخترم رفتم و به او گفتم حالا که برای تو خرید عید را انجام دادیم، فردا برای من به خرید برویم و او هم قبول کرد.ما به هم شب به خیر گفتیم و من چراغ اتاقش را خاموش کردم و خودم هم خوابیدم.صبح روز بعد وقتی بیدار شدم دیدم که در اتاق یگانه باز است اما وقتی بالای رختخوابش رفتم دیدم که او در جایش نیست.»
انگار یگانه آب شده بود و در زمین فرو رفته بود.مادر یگانه خیلی سریع موضوع را به برادران او و پدرش اطلاع داد و با گزارشی که خانواده یگانه در اختیار ماموران پلیس اراک قرار دادند رسیدگی به موضوع آغاز شد.
مادر یگانه در ادامه میگوید:«همان اول صبح یک بار به گوشی یگانه زنگ زدم و بوق آزاد خورد اما جواب نداد.برای او پیامی هم فرستادم که تیک خورد اما پاسخی دریافت نکردم.بعد ما خیلی سریع به آگاهی اراک مراجعه کردیم و از ما خواستند کارتن گوشی یگانه را به دست آنها برسانیم.این رفت و آمدها برای فراهم کردن همه آن چیزی که ماموران پلیس از ما خواسته بودند تا ساعت 7 شب طول کشید و بالاخره به ردزنی گوشی دخترم انجام شد.ماموران پلیس آگاهی اراک میگفتند آخرین بار گوشی دخترم در ترمینال جنوب تهران روشن بوده است.»
دومین رد از یگانه
ردزنی گوشی یگانه تنها سرنخی نبود که از او به دست آمد.مادر یگانه در مورد دومین ردی که از دخترش به دست آمد میگوید:«روز بعد از گم شدن دخترم بود که با کارت بانکی او خرید شد و در تحقیقات پلیسی مشخص شد که این خرید از یک سوپرمارکت در فرونآباد پاکدشت توسط فردی ناشناس صورت گرفته است اما باز هم خبری از دخترم نشد.»
مادر یگانه مستاصل و نگران است. او و خانوادهاش همه نوروز را در پایتخت به امید یافتن ردی از دلبندشان سپری کردهاند.
مادر یگانه میگوید:«همه مردم میدانند که چقدر سخت است سال نو در شهر غریب و در بیخبری از عزیزی آغاز شود. من به همه هموطنان التماس میکنم اگر خبر و نشانی از دخترم دارند ما را بیخبر نگذارند.»