یادداشت| بر خوردن؛ از چه کسی بنویسم به او بر نخورد؟!
تصمیم گرفتم نقدی درباره روسری لوئیویتون یا کفشهای قرمز معاون فلان وزیر بنویسم، دیدم به دوجین دوست و دشمن بر میخورد
تصمیم گرفتم نقدی درباره روسری لوئیویتون یا کفشهای قرمز معاون فلان وزیر بنویسم، دیدم به دوجین دوست و دشمن بر میخورد
وقتی «مهدی حاجمحمد» را بدون اجازه خانواده احدی در قبر مشترکی با او خواباندند ...
راهکارهای لاپلانت فوقالعادهاند؛ از محدودیت در نوشتن گرفته تا تمرینهایی خلاقانه و ساده
بساط بانوی سکوت، چیزهایی از حداقل نیازهای زنانه مثل شانه، چند گل سر، چند ده دانه سنجاققفلی و چند جوراب است
نفرین بر جاده اگر معنایش جدایی باشد!
برخلاف من و سلنا که دیگر میانهای با جادههای قدیمی نداریم شوفرهای قدیمی عاشق بالفطره جادهها بودند
این نمایش یوتیوبی بخشهای مختلف دارد اما مهمترینش دعوت از مهمانان و طرح پرسشهایی صریح و رک و پوستکنده است
آیا همه کودکان خیابانی که چون بینوایان درمانده چروک وتیره شدهاند، باد آنان را ازحاشیههای شهر به وسط شهر آورده است؟
تا کی قرار است جعبههای کوچک و بزرگ فلزی و مقوایی را با باورِ «حتماً یه روز به دردم میخوره» توی انباری جمع کنیم؟
واقعیت ماجرا این است که بازیکنهای امروزی عاشق پول هستند. به صفرهای روی اسکناس بوسه میزنند و ...